دکتر محمدحسین ساعی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و رئیس دانشگاه سوره، در بخش اول از حضور خود در برنامه وطندار شبکه افق، به تحلیل جامعهشناختی و تاریخی واکنشهای اجتماعی مردم ایران در جریان جنگ و درگیریهای هفتاد روز اخیر پرداخت. وی با مقایسه شرایط کنونی جامعه با دوران اشغال ایران در سال ۱۳۲۰، تأکید کرد که ظرفیتهای عمیق هویتی و تاریخی ملت ایران، امروز به عنوان یک فوران اجتماعی بیدار شده و الگویی از مقاومت را به نمایش گذاشته که در هیچ کجای جهان، حتی در جوامع غربی و منطقهای، مشاهده نمیشود.
دکتر ساعی در ابتدای این گفتگو، ضمن تسلیت ایام و ضایعه عظیم شهادت رهبر معظم انقلاب، فرماندهان نظامی، مسئولین و بهویژه کودکان شهید در جریان درگیریهای اخیر، این فقدان را ضایعهای بزرگ برای ملت ایران خواند و گفت: شاید در طول تاریخ تمدنی ایران، کمتر ضایعه و مصیبتی به این بزرگی داشتهایم. انشاءالله با نصرت و امداد الهی، خلأ این فقدان پر خواهد شد.
این عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در پاسخ به این سوال که آیا فرم جامعه ایرانی پیش و پس از جنگ اخیر تغییر کرده است، اظهار داشت: برای پاسخ به این سوال باید میان "رونمایی از یک ظرفیت پنهان" و "یک تغییر و زیرورو شدن اساسی (انقلاب)" تفاوت قائل شد. به نظر میرسد آنچه امروز شاهد آن هستیم، فراخوانی و رونمایی از ظرفیتهای عمیق و پنهان جامعه ایرانی در موقعیت خطر و جنگ است.
وی با بیان اینکه واکنش اجتماعی مردم ایران به این جنگ با این مختصات، بینظیر است، افزود: اگر این جنگ با همین مختصات علیه هر حاکمیت دیگری در جهان اجرا میشد، جوامع آن کشورها هرگز چنین واکنش اجتماعی و مقاومتی از خود نشان نمیدادند. این موضوع حتی در کشورهای اروپایی، خود آمریکا و رژیم صهیونیستی نیز صدق میکند و چنین انسجام و واکنشی در آنها دیده نخواهد شد. ما تجربههای نزدیکی در کشورهای منطقه نیز داریم؛ مانند ونزوئلا که هنوز به درگیری تمامعیار نظامی هم نینجامیده، اما سطح مقاومت اجتماعی آنها با آنچه امروز در ایران میبینیم، قابل مقایسه نیست.
مقایسه تاریخی؛ چرا ارتش مجهز سال ۱۳۲۰ نتوانست از کشور دفاع اجتماعی کند؟
دکتر ساعی برای تبیین بیشتر این موضوع، به مقایسه شرایط کنونی با یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخی ایران، یعنی اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰ پرداخت و گفت: برای درک این ظرفیت، باید به تاریخ خودمان نگاه کنیم. در ۳۰۰ سال گذشته ایران کم مورد هجوم و اشغال قرار نگرفته است. مهمترین آن سال ۱۳۲۰ بود. در آن زمان، ارتش شاهنشاهی از نظر فناوری مرز دانش روز نسبتاً وضعیت خوبی داشت؛ ما هواپیما، کشتی جنگی و یک ارتش ساماندهیشده با نظام وظیفه داشتیم. تقریباً همه نقاط کشور پایگاه نظامی داشت، مرزها کنترل میشد و بخش مهمی از تولید ناخالص داخلی (GDP) صرف نگه داشتن این ارتش میشد.
رئیس دانشگاه سوره با اشاره به وضعیت دشمن در آن دوران تصریح کرد: نکته مهم اینجاست که طرف مهاجم در سال ۱۳۲۰ نیز سرحال نبود؛ آنها درگیر جنگ جهانی بودند و در تقریباً همه نقاط جهان عملیات داشتند. تنها بخش کمی از توان و تمرکز نظامی خود را روی ایران گذاشتند، اما با این وجود، کشور اشغال شد و ما آن واکنش اجتماعی و مقاومتی که امروز از ملت ایران میبینیم را در آن دوران شاهد نبودیم. پس تفاوت در "ظرفیت نظامی صرف" نیست، بلکه به "ظرفیت اجتماعی و هویتی" برمیگردد.
وی در ادامه به ریشهیابی این ظرفیت اجتماعی در بستر تاریخ بلندمدت و میانمدت ایران پرداخت و خاطرنشان کرد: به نظر میرسد جامعه ایران ظرفیتهای درازمدتی دارد که برخی محققین آن را به اعماق چند هزار ساله هویت ایرانی پیوند میزنند. اینکه آیا میتوان برای ۱۰ هزار سال گذشته در فلات ایران، نقاط مشترک و متمایزی نسبت به تمدنهای روم، یونان، مصر، چین و هند یافت، موضوعی است که محققین بسیاری تلاش کردهاند ادبیات نظری آن را تدوین کنند.
دکتر ساعی در بخش پایانی این قسمت از گفتگو، به شرایط کوتاهمدت و میانمدت جامعه ایران در ۱۵۰ سال اخیر اشاره کرد و گفت: در این ۱۵۰ سال اخیر، ما حداقل دو انقلاب بزرگ و حدود ۹۰ خیزش مهم ملی داشتهایم. نظریهپردازان حوزه جامعهشناسی تاریخی و کتابهای مرجعی مانند "صد سال انقلاب در ایران"، این وضعیت را با تعبیر "فوران" توصیف میکنند؛ به این معنا که جامعه ایران به دلیل ساختارهای خاص تاریخی و هویتی خود، در مواجهه با بحرانها و تهدیدات، دچار یک فوران و جوشش درونی میشود که دقیقاً امروز شاهد تجلی آن در برابر جنگ و تهدیدات هستیم.
دکتر ساعی با اشاره به الگوهای تاریخی ناآرامی و تحول در جهان، اظهار داشت: اگر به تاریخ جهان نگاه کنیم، کشورهایی مانند فرانسه را میبینیم که بین سالهای ۱۷۵۰ تا ۱۸۵۰ حدود ۱۰۰ سال دوره ناآرامی را پشت سر گذاشتند. یا کشور چین که از ۱۸۵۰ تا ۱۹۵۰ یک دوره تقریباً ۱۰۰ ساله ناآرامی گسترده را تجربه کرد؛ دورهای که در آن دو انقلاب بزرگ رخ داد؛ یکی منجر به جمهوری و دیگری در اواخر دهه ۴۰ قرن بیستم منجر به تشکیل دولت کمونیستی شد.
وی با مقایسه این الگوها با تاریخ معاصر ایران تأکید کرد: نکته بسیار حائز اهمیت اینجاست که ایران تقریباً تنها کشوری در کره زمین است که میتوان گفت در ۱۰۰ تا ۱۵۰ سال گذشته، به طور مداوم درگیر نوعی تلاطم، انقلاب و درگیری بوده است. عمده این درگیریها با جهان غرب و پیرامون خود بوده، اما نه به معنای سلطهجویانه، بلکه به معنای "استقلالخواهانه". مسئله ایران در این ۱۵۰ سال، مقاومت در برابر تحمیل و سرباز زدن از سلطه بوده است. لذا میتوان گفت یک "کورهای" آماده شده که ملت ایران در این ۱۵۰ سال در آن به خوبی پخته و ورزیده شده است.
تمایز انقلاب اسلامی؛ ترکیبی از گذشته، حال و آینده
رئیس دانشگاه سوره، نقطه اوج این دوره ۱۵۰ ساله را ۵۰ سال اخیر و پس از وقوع انقلاب اسلامی دانست و گفت: در این دوره، ما به ادبیات و پارادایم جدیدی رسیدیم. شاید تمایز دو سوم اول این دوره با یک سوم آخر آن در این باشد که در دو سوم اول، ذهنیت غالب این بود که برای ایفای استقلال خود باید به امور مدرنتری تمسک جست. اما در دوره انقلاب اسلامی، ما به ترکیبی از گذشته، حال و آینده دست یافتیم.
دکتر ساعی با رد برچسبهای رایج غربی به انقلاب اسلامی خاطرنشان کرد: به راحتی نمیتوان گفت انقلابی که به وجود آمده، یک انقلاب سنتی یا یک انقلاب مدرن است. حتی متفکرانی مانند میشل فوکو چون واژهای برای توصیف آن نمییافتند، از اصطلاح "پستمدرن" استفاده کردند؛ هرچند فلسفه انقلاب ما لزوماً پستمدرن به آن معنای رایج نیست. واقعیت این است که انقلاب اسلامی با ادبیاتی که تا آن زمان برای توصیف سایر انقلابها به کار میرفت، قابل توصیف نبود. این انقلاب در عین حالی که تعهد عمیقی به سنتهای خود دارد، تمام تلاشش بر این است که خود را در وضع کنونی جهان "حاضر" کند؛ حضوری فعال و نه منفعل، به گونهای که بتواند مواجهه و کنشگری داشته باشد.
وی افزود: این انقلاب، یک انقلاب بنیادگرایانه (فاندامنتالیست) به آن معنایی که در مسیحیت، یهودیت یا برخی قرائتهای سلفیگرایانه در اسلام دیده میشود، نیست. این انقلابی است که کاملاً میتواند در جهان فعلی خود را نگه دارد و اداره کند.
این عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی برای تبیین بیشتر، به مقایسه ظرفیتهای انقلاب اسلامی با سایر جریانهای منطقهای پرداخت و گفت: اگر بخواهیم مقایسهای انجام دهیم، شاید نزدیکترین جریان، گروه اخوانالمسلمین باشد که حدود ۱۰۰ سال است در کل جهان اسلام شعبه دارد و فعالیت میکند. اما وقتی این جریان در مصر به قدرت رسید، نتوانست حتی یک سال انقلاب و قدرت را حفظ کند. به نظر من اشکال عمده آنها صرفاً تشکیلاتی نبود، بلکه اشکال اصلی در "نوع مواجهه" و "نوع تفکر" آنها در اداره کشور بود.
دکتر ساعی با تأکید بر مولفه "حضور مردم" به عنوان یک عنصر اساسی و تمایزدهنده، به مثال جنگهای اعراب و اسرائیل اشاره کرد و گفت: در جنگهای اعراب و اسرائیل، با اینکه ارتش مصر یکی از ستونهای اصلی بود و حملات جدی صورت میگرفت و حتی رادیو مصر با پروپاگاندا و احساس قدرت به اسرائیل پیام میداد که "کنار بروید تا با بلدوزر شما را به دریا بریزیم"، اما در عمل، مردم کماکان تکیهگاه اصلی خود را نیروی ارتش میدانستند و در واقع نوعی "تماشاچی" در صحنه بودند.
وی این وضعیت را در تضاد کامل با الگوی جمهوری اسلامی دانست و تصریح کرد: این یک تفاوت مهم با حرکتی است که امام راحل و رهبری انقلاب (و شهدای گرانقدر این مسیر) با مردم انجام دادند: آوردن مردم به خط مقدم. در شکل جدید جنگی که امروز با آن مواجهیم، دیگر نمیتوان گفت خیابان در پشت جبهه است؛ بلکه "خیابان خودِ جبهه است" و بخشی از نبرد محسوب میشود.
حضور بیبدیل مردم در فقدان رأس سیستم
رئیس دانشگاه سوره در جمعبندی این بخش از سخنان خود به شرایط حساس و بیسابقه اخیر اشاره کرد و گفت: این واقعیت که خیابان خود جبهه است، از اول انقلاب وجود داشته، هرچند ممکن است گاهی غباری بر آن نشسته باشد یا برخی احساس کنند که این نیرو تحلیل رفته است. اما به یکباره در یک لحظه بحران و خطر عجیب و غریب، این ظرفیت فوران میکند. شرایطی که در آن، رهبر به عنوان نماد و مظهر انقلاب به شهادت میرسد، فرماندهان نظامی و ستونهای خیمه نظام حضور فیزیکی ندارند، اما مردم در آینه آن مظهریت، خود را میدیدند. حالا که این اتفاق افتاده، میبینیم که مردم در شرایط فقدان رأس سیستم، به صحنه میآیند و از آن...
دکتر ساعی با اشاره به اعلام آمادگی حدود ۳۱ تا ۳۲ میلیون نفر از جمعیت کشور برای دفاع از میهن، این پدیده عظیم را فراتر از تحلیلهای صرفاً جامعهشناختی دانست و گفت: این اتفاق را پیش از آنکه از زاویه علوم اجتماعی بررسی کنم، یک اتفاق "اعتقادی" و ریشهدار در جهانبینی مردم میدانم. تفاوت بنیادین آنچه در ایران رخ داد با تجربههایی مانند مصر، در نوع نگاه مردم مسلمان این دو کشور به جهان نهفته است.
وی با یادآوری دوران جمال عبدالناصر در مصر و غلبه نگاههای چپگرایانه و کمونیستی که جریانهای اسلامی را مانع دستیابی جامعه به تحولات میدانستند، به تاریخ معاصر ایران نیز اشاره کرد: در حدود ۱۰۰ سال اول از آن دوره ۱۵۰ ساله، ما نیز تمنا داشتیم که ایدئولوژیهای مدرن به ما کمک کنند تا استقلال خود را فراخوانی کنیم. حتی در دوران مصدق -که به هر حال به نظر من نسبت به ناصر مسلمانتر بود- گرایش به این بود که ریشههای عمیق اسلامی و تمدنی جامعه، دستوپاگیر و مانع پیشرفت تلقی شوند؛ چنانکه جریانهایی مانند فدائیان اسلام نیز در آن دوران با چالش و زندان مواجه شدند. اما واقعیت این است که با این اندیشههای وارداتی، نمیتوان کل ظرفیت تاریخی و تمدنی یک جامعه را برای ایجاد یک تحول اساسی و مقاومت ملی فراخوانی کرد.
رئیس دانشگاه سوره، نقطه اصلی این تابآوری را تکیه بر ریشههای تمدنی و تاریخی دانست که حتی به دوران پیش از اسلام بازمیگردد و پس از اسلام با اسلام ناب تکمیل شده است. اسلام نابی که اندیشه امکان زیست سعادتمندانه بشر را روی کره زمین فراهم میکند. وقتی این مفاهیم در لحظات بحرانی فراخوانی شوند، معجزه میکنند و ماجرا را میسازند.
دکتر ساعی مفهوم ولایت را کلیدواژه اصلی تحرکات ۱۵۰ ساله اخیر جامعه ایرانی برای نهادینه شدن دانست و تصریح کرد: کل این تحرکات جامعه ایرانی در ۱۵۰ سال گذشته برای این بوده که مفهوم ولایت بهخوبی جا بیفتد و بهصورت سازماندهیشده درون جامعه نهادینه شود. ولایت یک نقطه یا فرد خاص نیست، بلکه یک اتمسفر و جریانی است که در جامعه شکل میگیرد.
وی با تشریح فلسفه قدرت در نگاه اسلامی افزود: در تاریخ بشر، مکانیزم فرماندهی معمولاً بر این مبنا بوده که کسی دستور دهد که ثروتمندتر است، یا میتواند بقیه را فریب دهد، و یا زورش از همه بیشتر است. اما اصل اولیه اسلام این است که "هیچ انسانی نباید به انسان دیگر دستور دهد و هیچ انسانی هم نباید فرمان کس دیگری را بپذیرد"، مگر در یک لحظه خاص: زمانی که بخواهید از یک فضیلت اخلاقی یا چیزی که ذاتاً حسن است، پشتیبانی کنید. این نگاه، سلسلهمراتب و ساختار جامعه را کاملاً دگرگون میسازد.
این عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی برای تقریب به ذهن، به الگوی فرماندهی سردار شهید حاج قاسم سلیمانی اشاره کرد و گفت: شما یک جبهه جنگی را فرض کنید که در آن، فرمانده گردان فردی نیست که بازویش از همه کلفتتر باشد، یا بتواند به سر بقیه بزند و افراد را به خط کند، و یا بقیه از او بترسند. بلکه فرمانده گردان در این مدل، کسی است که "نگاه ولایی" دارد؛ یعنی فضایل اخلاقی را بیش از همه اعضای گردان در خود مجسم کرده و خودش در خط مقدم حاضر است. وقتی این مدل در جامعه جاری و ساری میشود، جامعهای با شکل خاصی ساخته میشود که در برابر سختترین حوادث و تهدیدات، مقاومت میکند.
دکتر ساعی در پایان این بخش از سخنان خود، به مفهوم عمیق شهادت در گفتمان انقلاب اسلامی اشاره کرد و با یادآوری جمله راهبردی و معروف امام خمینی (ره) در دوران دفاع مقدس گفت: وقتی مفهوم شهادت در جامعه به یک مفهوم جدی تبدیل شود، ما به آن جملهای میرسیم که "ما شهدا را از دست نمیدهیم، بلکه به دست میآوریم". این همان نقطهای است که باعث میشود جامعه در برابر فقدانها و تهدیدهای بزرگ، نهتنها تضعیف و متلاشی نشود، بلکه روزبهروز تقویت و منسجمتر گردد.
دکتر ساعی با اشاره به بازتاب عمیق مفهوم شهادت در جامعه، به جمله معروف شهید سید مرتضی آوینی اشاره کرد و گفت: در جهان رازی است که فاش نمیشود. وقتی تعداد زیادی از افراد خود را به این نگاه متعهد میدانند، جامعهای خاص پدید میآید که تابآوری آن تا حد زیادی افزایش پیدا میکند.
وی با مقایسه این مفاهیم با شعارهای انقلابهای کلاسیک جهان افزود: مفاهیمی مانند جهاد، مواسات و برادری در جامعه ایران با مدل خاصی جاری است. اگر در انقلاب فرانسه شعار برابری و برادری مطرح بود، این مفاهیم در ایران با عمق و کیفیت متفاوتی دیده میشود. وقتی این مفاهیم کنار هم قرار میگیرند، جامعهای متفاوت ایجاد میکنند که در لحظات خاص، ریشههای خود را فراخوانی کرده و اتفاقات بینظیری را رقم میزند. واقعیت این است که شما این عمق از این مفاهیم را در هیچ نقطه دیگری از کره زمین، حتی در کشورهای جهان اسلام مانند مصر، ترکیه، عربستان یا پاکستان مشاهده نمیکنید.
این عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، نگاه به توحید را نه یک امر لوکس، بلکه عاملی دانست که شکل جامعه را دگرگون میسازد. جامعهای که افق خود را شهادت قرار داده، دقیقاً مصداق تعبیر رهبر معظم انقلاب است که فرمودند: "اگر من هم نباشم، ملت مبعوث خواهد شد." این مبعوث شدن ریشه قرآنی دارد.
دکتر ساعی با تلاوت و تفسیر آیه ۵ سوره قصص (وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ) تصریح کرد: بسیاری تصور میکنند وقتی صحبت از "ائمه" میشود، فقط امام معصوم مدنظر است؛ اما خداوند میفرماید اراده کردهایم بر کسانی که در زمین مستضعف شدهاند منت نهیم و آنان را پیشوایان (ائمه) و وارثان زمین قرار دهیم. این وعده الهی، نویدبخش ظهور و مبعوث شدن یک ملت از دل استضعاف به سمت قلههای رهبری و تمدنسازی است.
رئیس دانشگاه سوره در ادامه به نقد رویکرد بخشی از جامعه دانشگاهی و پژوهشی کشور پرداخت و گفت: همیشه دانشگاهیان ما این انگشت اتهام را به سمت حاکمیت میگرفتند که "شما به واقعیت اجتماعی رجوع نمیکنید". اما امروز واقعیت اجتماعی دارد چیز دیگری را نشان میدهد که با آن پیشفرضها سازگار نیست.
وی با اشاره به یک همایش تحت عنوان کنکاش مفهومی و نظری درباره جامعه ایران که در مهرماه برگزار شده بود، اظهار تأسف کرد: در این همایش، نگاهی به ایران ارائه شد که گویی جامعه به سرعت در حال پیر شدن است، به سمت فروپاشی میرود، انسجام اجتماعی شکسته شده و ما سرگردان، ناامید، افسرده، خشمگین و بیپناه هستیم. ته تمام این تحلیلها به همان ایده قدیمی "جامعه کلنگی" ختم میشود. من واقعاً نمیدانم چرا برخی اصلاً نمیتوانند نقاط مثبت و این اتفاق عظیم را ببینند.
نیاز به تعمیر قوه تحلیل؛ واقعیت فراتر از کلیشههای اقلیت رانتی
دکتر ساعی با ابراز شگفتی از تداوم برخی برچسبزنیها despite شواهد عینی، گفت: ما در تاریخ بشر نمونهای شبیه به این حضور ۸۰ شبه اخیر نداریم؛ حتی در روزهای اوج انقلاب اسلامی نیز چنین تداوم و کیفیتی بیسابقه بود. حال چگونه ممکن است فردی به این اتفاق عظیم نگاه کند و آن را به "اقلیت رانتی" که برای منافع خود به میدان آمدهاند، تقلیل دهد؟ این برای من واقعاً عجیب است. احساس میکنم قوه توصیف، تبیین و تجزیهوتحلیل این عزیزان نیاز به "تعمیر" اساسی دارد؛ گویی آنها اصلاً به عالم با عینک دیگری نگاه میکنند.
وی در پایان با اشاره به یک پیمایش میدانی که حدود ۶۰ روز پس از تجمعات انجام شده بود، افزود: همیشه با رویکردهای پوزیتیویستی میگویند "برای ما فکت و آمار بیاورید". خوب، در این نظرسنجی مشخص شد که وضعیت اشتغال افراد تأثیری در حضور یا عدم حضور آنها نداشته است؛ چه قشری که قبل از جنگ بیکار بوده و الان هم بیکار است، چه قشری که شغل داشته و الان هم شغل دارد، و چه کسانی که شغل خود را از دست دادهاند، همگی در این صحنه حاضر بودهاند. این نشان میدهد که انگیزه این حضور، نه اقتصادی و نه رانتی، بلکه عمیقاً اعتقادی، تمدنی و ناشی از همان "مبعوث شدن" وعده داده شده در قرآن کریم است.
گزارش مشروح خبری (بخش پایانی)؛
دکتر ساعی با اشاره به نتایج یک نظرسنجی ملی که حدود ۶۰ روز پس از آغاز تجمعات سراسری انجام شده است، به یک یافته شگفتانگیز اشاره کرد: منطق حکم میکند بگوییم کسانی که شغل داشتهاند و اکنون نیز شغل دارند، بیشترین حضور را داشتهاند. اما دادههای میدانی دقیقاً نقطه مقابل این پیشفرض را نشان میدهد. بیشترین مشارکت حداکثری و مستمر در تجمعات، متعلق به قشری است که قبل از جنگ شغل داشته، اما اکنون شغل خود را از دست داده است.
وی این یافته را چالشی جدی برای دستگاههای تحلیل جامعهشناختی دانست و افزود: این واقعاً عجیب است. افرادی که به صراحت بیان میکنند زندگیشان در این جنگ آسیب دیده و کیفیت معیشتیشان کاهش یافته است، بیشترین حضور مستمر را در صحنه دارند. این موضوع نشان میدهد که انگیزه این حضور، نه منافع مادی و نه محاسبات اقتصادی، بلکه ریشه در عمق باورها و تعهدات ملی و اعتقادی دارد.
ابعاد بیسابقه یک جنبش مردمی؛ از ۱۰ هزار نقطه تا ۷۰ درصد مشارکت
رئیس دانشگاه سوره برای ترسیم وسعت این پدیده، به آمارهای کمی اشاره کرد و گفت: در حال حاضر بین ۸۵۰۰ تا ۱۰۰۰۰ نقطه در سراسر کشور شاهد برگزاری تجمعات هستیم؛ وسعتی که واقعاً از دایره توصیفهای معمول خارج است. حدود ۲۰۰۰ گروه هنری و ۱۵۰۰ گروه رسانهای بهصورت خودجوش یا سازمانیافته در حال پوشش و همراهی با این جریان هستند.
وی نتایج کلیدی پیمایش مذکور را اینگونه برشمرد: حدود ۱۵.۷ درصد (نزدیک به ۱۶ درصد) از جمعیت کشور اعلام کردهاند که هر شب در این تجمعات شرکت میکنند. حدود ۵۲.۸ درصد از جمعیت کشور گفتهاند که بعضی اوقات در این تجمعات حضور داشتهاند. با جمع این دو عدد، حدود ۷۰ درصد از جامعه ایران تاکنون تجربه حضور در این تجمعات را داشتهاند. حدود ۳۰ درصد از جمعیت در این تجمعات شرکت نکردهاند.
دکتر ساعی با تحلیل دلیل عدم حضور آن ۳۰ درصد، متغیر سن و شرایط جسمی را عامل اصلی دانست و گفت: بررسیها نشان میدهد حدود نیمی از سالمندان به دلیل محدودیتهای جسمی و ناتوانی در حضور فیزیکی، در این تجمعات شرکت نکردهاند. اما نکته بسیار جالب اینجاست که این عدد در میان جمعیت جوانان به زیر ۲۵ درصد (حدود ۲۴ درصد) میرسد. یعنی هرچه سن کمتر باشد، علیرغم همه تبلیغاتی که درباره بیتفاوت بودن "نسل زد" (Gen Z) میشود، مشارکت بیشتر است.
وی با تأکید بر عمق همدلی ملی خاطرنشان کرد: در مجموع، حدود ۸۰ تا ۸۵ درصد از جامعه نوعی همدلی و حمایت از این تجمعات نشان میدهند. اینکه کمتر از ۱۰ درصد از جامعه به طور کامل از این جریان حمایت نکنند، در هر جامعهای طبیعی است و نشاندهنده یک اقلیت نرمال است، نه یک شکاف اجتماعی.
دکتر ساعی در بخش پایانی سخنان خود، خطاب به جامعه دانشگاهی و پژوهشگران علوم اجتماعی هشدار داد: این واقعیتها باید تمام جامعهشناسان و صاحبنظران این حوزه را به غلیان وادارد تا برای تبیین آن تلاش کنند. ما برای موضوعات بسیار کوچکتر از این، همایش برگزار میکنیم و کتاب مینویسیم، اما در برابر این پدیده عظیم که در تاریخ بشر بیسابقه است (حتی در اوج انقلاب اسلامی نیز چنین تداوم ۸۰ شبهای را نداشتیم)، برخی همچنان با عینکهای کهنه به دنبال اثبات نظریههای شکستخورده خود هستند.
وی افزود: به نظر من، اگر کسی نسبت به این ماجراهای عظیم بیتفاوت و بیاعتنا باشد، وظیفهای را که باید انجام دهد، انجام نداده است و قطعاً در آینده در پیشگاه تاریخ و ملت بازخواست خواهد شد.