کد خبر: 28995| تاریخ انتشار: یـک شنبه ، ۱۹ بهمن سال ۱۴۰۴ | ساعت ۱۲:۷:۰

مسعود میرزائی شهرابی، استاد تمام شیمی دانشگاه فردوسی مشهد و رئیس اندیشکده ردا، در این یادداشت با تأکید بر ضرورت پرهیز از دوگانه‌سازی کاذب میان تولید علم و حل مسائل کشور، هشدار می‌دهد که تضعیف پژوهش‌های علمی به‌ویژه تحقیقات بنیادی، نه‌تنها به توسعه فناوری نمی‌انجامد، بلکه بنیان‌های مرجعیت علمی و نوآوری پایدار را در کشور با مخاطره‌ای جدی مواجه می‌کند.
به گزارش مرکز رسانه و روابط عمومی شورای عالی انقلاب فرهنگی، در این یادداشت آمده است: اخیرا یک عضو محترم هیات علمی یکی از دانشگاه‌های کشور مطلبی را با عنوان درسی برای گذار از بی‌هدفی به حکمت ارائه کردند که با احترام به دغدغه‌های عمیق و ارزشمند ایشان در نقد وضعیت نظام پژوهشی کشور در کانال حکمرانی مسئولانه – که نشان‌دهنده‌ی تعهد قلبی به پیشرفت علمی و توسعه ملی است – لازم می‌دانم به‌عنوان کسی که سال‌ها در معیت بزرگان علم و فناوری کسب فیض کرده و هم‌چنین سال‌های مدیدی است که در حال یادگیری علم و دانش و فناوری هستم و بیش از چهار سال در دانشگاه فردوسي مشهد و پارک علم و فناوری خراسان فعالیت داشته‌ام، نکاتی اصلاحی و تکمیلی مطرح کنم. هدفم جلوگیری از برداشت‌های نادرست احتمالی و پیشگیری از سیاست‌گذاری‌های پرهزینه‌ای است که می‌تواند آینده علم و فناوری کشور را به مخاطره بیندازد. نقد بر «مقاله‌محوری بی‌هدف» نه تنها وارد، بلکه ضروری است و سال‌هاست در ادبیات جهانی سیاست‌گذاری علم مورد بحث قرار دارد؛ اما خطر واقعی زمانی بروز می‌کند که این نقد، ناخواسته به یک دوگانه کاذب و گمراه‌کننده میان تولید علم و مرجعیت علمی (مانند مقالات) و حل مسئله، فناوری و نوآوری تبدیل شود – گویی یکی دشمن دیگری است و باید یکی را قربانی دیگری کرد.
این دیدگاه نه تنها ساده‌انگارانه است، بلکه می‌تواند به عقب‌ماندگی بیشتر کشور در عرصه جهانی منجر شود.تجربه کشورهای پیشرو مانند ایالات متحده، چین، کره جنوبی، آلمان و ژاپن که نه تنها قله‌های تولید علم جهانی را فتح کرده‌اند، بلکه مراکز فناوری و نوآوری نیز هستند، به وضوح خلاف این دوگانه را اثبات می‌کند. این کشورها دریافته‌اند که تولید علم (از جمله مقالات) و توسعه فناوری نه تنها در تعارض نیستند، بلکه مکمل یکدیگرند. فناوری پایدار و رقابتی، بدون انباشت عمیق دانش بنیادی مانند ساختمانی بدون پی است: ظاهری جذاب اما فروپاشی اجتناب‌ناپذیر!
برای مثال، ایالات متحده با بیش از ۴۰۰ هزار مقاله سالانه، همزمان غول‌هایی مانند گوگل، اپل و تسلا را پرورش می‌دهد؛ چین با جهش خیره‌کننده در تولید علم، اکنون در هوش مصنوعی و انرژی‌های نو پیشتاز است؛ و کره جنوبی با تمرکز همزمان بر علم پایه و کاربردی، از یک اقتصاد وابسته به یک قدرت صادراتی تبدیل شده. حتی در ایالات متحده، که الگوی پیوند دانشگاه و صنعت است، کمتر از ۵ درصد اعضای هیئت علمی مستقیماً در صنعت فعالیت دارند. این نشان می‌دهد که حل مسئله الزاماً به معنای هجوم استادان به کارخانه‌ها نیست، بلکه نیازمند تقسیم کار هوشمندانه در اکوسیستم علم، فناوری و اقتصاد است:
دانشگاه به عنوان خاستگاه دانش عمیق و تربیت نیروی انسانی متخصص، صنعت به عنوان میدان پیاده‌سازی و مقیاس‌پذیری، و دولت به‌عنوان معمار و تسهیل‌گر این تعامل.
از این منظر، چالش اصلی نظام پژوهشی کشور نه در زیادی مقاله، بلکه در گسست‌های ساختاری حلقه‌های میانی اکوسیستم نهفته است: نهادهای ترجمان دانش که غایب یا ناکارآمدند، نظام مالکیت فکری که هنوز بالغ نشده، تقاضای واقعی از سوی صنعت که اغلب وجود خارجی ندارد، سرمایه‌گذاری خطرپذیر که محدود و محافظه‌کار است، و سیاست‌گذاری‌هایی که پایدار و پیش‌بینی‌پذیر نیستند.
در مدتی که ریاست پارک علم و فناوری خراسان را برعهده داشتم، این ضعف‌ها را از نزدیک لمس کردم. برای نمونه، شرکت‌های بزرگی مانند شرکت نفت که با انبوهی از مسائل فنی و عملیاتی دست و پنجه نرم می‌کنند به دلیل اهمیت حیاتی استخراج نفت، که تنها ثروت اصلی کشور است و متأسفانه وابستگی ما به آن همچنان ادامه دارد، نمی‌توانند ریسک کنند و فرآیندهای حیاتی خود را معطل پژوهش‌های دانشگاهی نگه دارند که شاید نتیجه‌بخش باشند و شاید نه. این شرکت‌ها ترجیح می‌دهند از راه‌حل‌های اثبات‌شده خارجی استفاده کنند، که این امر نه تنها وابستگی را تشدید می‌کند، بلکه فرصت‌های بومی‌سازی را از دست می‌دهد. تضعیف تولید علم در چنین شرایطی، نه تنها این حلقه‌های ضعیف را ترمیم نمی‌کند، بلکه پایه‌های دانشی لازم برای نوآوری واقعی را ویران خواهد کرد و ما را به چرخه‌ای از واردات و تقلید محکوم می‌سازد. علاوه‌براین، رویکرد ما به مرجعیت علمی باید فعال (Active) و پیش‌رو باشد، نه منفعل (Passive) و منتظر. در حوزه‌های نوظهور مانند هوش مصنوعی که طبق فرمایش مقام معظم رهبری، باید در لایه‌های پنهان آن ورود کنیم و حق و نوبت ایران را در این عرصه محفوظ نگه داریم؛ یا انرژی هسته‌ای، جایی که تأخیر در ورود هزینه‌های سنگینی مانند تحریم‌ها و عقب‌ماندگی‌هایی را به بار آورده، رونق تحقیقات لبه مرز دانش و گفتمان‌سازی ضروری است. حضور شتاب‌زده در زیست‌بوم نوآوری، بدون قوت علمی و پایه دانشی محکم، فاجعه‌بار است.
مگر کشور چقدر بنیه مالی و معنوی دارد تا همه دانشگاهیان را در مسیر پرریسک فناوری حمایت کند؟! ما باید آنقدر مقاله خوب و باکیفیت چاپ کنیم که پیچیدگی فنی پروژه‌هایمان افزایش یابد و ارزش افزوده واقعی در صنعت ایجاد شود، نه اینکه علم را  با راه‌کارهای شتاب‌زده، قربانی فناوری کنیم.
قیاس تعداد مقالات (مانند ۷۳ هزار سند در سال ۲۰۲۳) با تعداد مسائل کشور نیز، از منظر روش‌شناسی پژوهش و سیاست‌گذاری علم، قیاسی نادرست و گمراه‌کننده است. مسائل ملی پیچیده مانند بحران آب، انرژی، دارو یا محیط زیست، اغلب میان‌رشته‌ای، بلندمدت و چندلایه هستند و حل آن‌ها نیازمند ده‌ها یا صدها پژوهش بنیادی، کاربردی و آزمون‌وخطا است. مقاله نه هدف نهایی، بلکه واحد پایه انباشت، اعتبارسنجی و انتقال دانش است؛ بدون آن، فناوری به سرعت به بن‌بست می‌رسد و وابستگی تشدید می‌شود.
القای این تصور که شبکه مسائل کشور فقط معطل دانشگاهیان مقاله‌محور است و اگر مقاله کم شود، مشکلات حل می‌شود، در حالی که تجربه کشورهای موفق دقیقاً خلاف این را فریاد می‌زند، می‌تواند به سیاست‌های غلط منجر شود و نسل آینده را در سرمای توسعه رها کند.در نهایت، گذار حکیمانه از «چرخه بیهوده» نه در قطع موتور علم، بلکه در اتصال هوشمند آن به زنجیره‌ی ارزش ملی نهفته است.
ما نیازمند بازطراحی نظام انگیزشی و ارزیابی پژوهش هستیم: تقویت تولید علم مسئله‌محور، پژوهش کاربردی هدفمند و توسعه فناوری پایدار، هر کدام با معیارهای متناسب خود. علم پایه، علم کاربردی و فناوری مسیرهای متمایز اما به‌هم‌پیوسته‌اند؛ سیاست علمی موفق بر هم‌افزایی آن‌ها تکیه می‌کند، نه حذف یکی به نفع دیگری! فرآيند نوآوري شامل تبديل ايده تا پديده مي‌شود. نوآوري يك فرآيندي است كه شامل هر سه نوع تحقيقات اعم از بنيادي (سند علمی)، كاربردي (نیاز‌محور) و توسعه‌اي (تبدیل علم به فناوری، محصول، خدمت و ثبت اختراع) مي‌شود. در وزارت عتف دولت شهید رئیسی بر اساس دستورالعمل پژوهانه جامع به رساله‌ها و پايان‌نامه‌هاي نياز محور و فناور محور به ترتيب دو و سه برابر رساله‌ها و پايان‌نامه‌هاي بنيادي پژوهانه تعلق مي‌گيرد و همين نسبت در دادن امتياز به برون‌دادهاي مربوط رعايت مي‌شود. به رساله‌ها و پايان‌نامه‌هايي كه موضوع آن‌ها در سامانه‌ی نظام ايده‌ها و نيازها (نان) باشد نیز پژوهانه و امتياز ويژه داده مي‌شود.
مقاله اگر از مسئله جدا شود، بی‌ثمر است و فناوری اگر از علم جدا شود، ناپایدار و شکست خورده خواهد ماند؛ اما ادغام این دو، یک ضرورت تاریخی برای نجات آینده ایران اسلامی عزیز و تحقق اقتصاد دانش‌بنیان است.
عرایضم را با طرح چند سوال به پایان می‌رسانم:
۱- چرا بیش از ۹۰ درصد شرکت‌های دانش‌بنیان و فناور نمی‌توانند در زیست‌بوم نوآوری دوام پیدا کنند و به‌نوعی شکست می‌خورند؟ دلایل روشن دارد، مهم‌ترین آن نداشتن سواد و بینش پایه‌ای لازم برای حل شبکه‌ی مسائل و ایجاد پیچیدگی فنی برای در دست گرفتن بازار جهانی!
۲- آیا کشور ثروتمندی که در حد اعلاء اقتصاد دانش‌بنیان را محقق کرده باشد پیدا می‌کنید که در تولید مقاله، تولید پتنت و تعداد اندیشکده سرآمد نباشد؟
۳- اگر مقاله منتشر نشود، مشكلات حل مي‌شود؟ تحقيقات بنيادي در كنار تحقيقات كاربردي و توسعه‌اي لازم است يا خير؟ امیدوارم دلسوزان علم و فناوری این نکته را گفتمان‌سازی کنند که توليدات علمي را نباید رو در روي حل مسائل كشور و نافي آن دانست، چون اينها لازم و ملزومند.
۴- آینده علم و فناوری ایران در مقایسه با جهان توسعه‌یافته یا در حال توسعه را چگونه باید پیش‌بینی کرد؟ چگونه برای ریسک‌های دست‌یابی به مرجعیت علمی و تمدنی که مد نظر مقام معظم رهبری است باید حرکت کرد؟

لطفا کد زیر را وارد نمایید

اخبار مرتبط

آرم شورای عالی انقلاب فرهنگی

اطلاعات تماس

تهران، خیابان طالقانی، شماره 436

کدپستی: 1591814313
(+9821) 66976601 - 7