کد خبر: 30272| تاریخ انتشار: شــنـبـه ، ۴ مهر سال ۱۴۰۵ | ساعت ۱۱:۱۱:۰

حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالحسین خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، در سی‌وهفتمین نشست معرفتی و بصیرتی از سلسله جلسات جهاد تبیین در سال ۱۴۰۵، با اشاره به فرارسیدن سالروز ارتحال حضرت فاطمه معصومه(س)، این ایام را به پیشگاه حضرت ولی‌عصر(عج) و حاضران تسلیت گفت.
به گزارش مرکز رسانه و روابط عمومی شورای عالی انقلاب فرهنگی، حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالحسین خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، در سی‌وهفتمین نشست معرفتی و بصیرتی از سلسله جلسات جهاد تبیین در سال ۱۴۰۵، با اشاره به فرارسیدن سالروز ارتحال حضرت فاطمه معصومه(س)، این ایام را به پیشگاه حضرت ولی‌عصر(عج) و حاضران تسلیت گفت.

وی همچنین با تسلیت ارتحال آیت‌الله‌العظمی شبیری زنجانی، اظهار کرد: کمتر فاضلی از فضلای این مرز و بوم وجود دارد که از محضر این عالم ربانی بهره نبرده باشد.
استاد خسروپناه در ادامه با اشاره به موضوع «عرفان در دفاع مقدس» اظهار کرد: دفاع مقدس را می‌توان الگویی از خودسازی تا جامعه‌پردازی و سپس تمدن‌سازی دانست و درباره عرفان و معنویت حاکم بر فضای دفاع مقدس باید از این منظر سخن گفت.
وی افزود: رزمندگان دلاور ما در هشت سال دفاع مقدس، عاشقانه، عارفانه و با معرفت در میدان جنگ حضور پیدا می‌کردند و بسیاری از آنان در این دوران از یک رویکرد عرفانی برخوردار بودند؛ به‌گونه‌ای که عرفان فردی و جمعی را در حماسه‌های خود به نمایش گذاشتند و آن را به جامعه‌سازی تبدیل کردند.

دفاع مقدس دارای یک دستگاه معرفتی در بینش، منش و کنش رزمندگان بود
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه این ویژگی‌ها نشان‌دهنده وجود یک دستگاه معرفتی در دوران دفاع مقدس بود، گفت: می‌توان گفت در میان رزمندگان دفاع مقدس، دستگاهی معرفتی در بینش، منش و کنش آنان شکل گرفته بود که نوعی دانشگاه نظری و عملی را در افق انقلاب اسلامی ترسیم می‌کرد.
استاد خسروپناه ادامه داد: البته نمی‌خواهیم ادعا یا غلو کنیم که همه رزمندگان ما به این شکل بودند، اما فضای حاکم بر دوران دفاع مقدس، فضایی توأم با عرفان و معنویت بود.
وی تصریح کرد: اگر بخواهیم تحلیل دقیقی از حقیقت دفاع مقدس داشته باشیم، این مسئله تنها به کسانی که در آن دوران حضور داشتند و به‌عنوان رزمنده این تجربه را از نزدیک لمس کردند، محدود نمی‌شود؛ بلکه حتی کسانی که در آن دوران حضور نداشتند و شاید ایرانی هم نباشند، اگر بخواهند تحلیل هستی‌شناسانه‌ای از دوران دفاع مقدس ارائه دهند، نمی‌توانند آن را صرفاً به‌عنوان یک جنگ، خشونت سازمان‌یافته یا نزاع سخت‌افزاری بر سر قدرت تحلیل کنند.

باطن دفاع مقدس را باید در عرفان و معنویت جست‌وجو کرد
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: اگر با نگاهی فراتر از ظاهر و با رویکردی معنایی و حتی با نگاهی اگزیستانسی و اگزیستانسیالیستی به هشت سال دفاع مقدس نگاه شود، قطعاً می‌توان دریافت که این حادثه دارای صورت و معنا و همچنین ظاهر و باطنی است. باطن دفاع مقدس چیزی جز عرفان و معنویت نیست.
استاد خسروپناه برای تبیین تفاوت میان ظاهر یک کنش و حقیقت باطنی آن، به نمونه‌ای از تاریخ اسلام اشاره کرد و گفت: شمشیر حضرت علی(ع) و شمشیر ابن‌ملجم را در نظر بگیرید؛ هر دو از فولاد ساخته شده‌اند و از نظر فیزیکی و قدرت برش تفاوتی با یکدیگر ندارند، اما یکی «ظل‌الله» و مظهر بندگی خداست و دیگری «ظل‌الشیطان» و مظهر جنایت است.
وی ادامه داد: ظاهر هر دو شمشیر یکسان است، اما یکی در جبهه حق قرار دارد و دیگری در جبهه طاغوت. یکی گرفتار حجاب ظلمانی است و دیگری بهره‌مند از نورانیت اسماء الهی است. بنابراین، اگرچه در ظاهر امر تفاوتی دیده نمی‌شود، اما باطن آنها کاملاً متفاوت است.

جهاد اصغر و جهاد اکبر در دفاع مقدس به یکدیگر پیوند خورد
خسروپناه اظهار کرد: در یک سو، حقیقت وجود انسان و ارتقای او از عالم طبع مطرح است و در سوی دیگر، سیر نزولی قرار دارد؛ از این منظر، یکی جهاد اصغر را با جهاد اکبر توأمان پیش می‌برد و در کنار مبارزه در میدان جنگ، نبرد با نفس اماره را نیز دنبال می‌کند.
وی با اشاره به ماجرای حضرت امیرالمؤمنین(ع) در جنگ با یکی از دشمنان، گفت: وقتی حضرت در میدان جنگ با دشمن خود مبارزه می‌کند و پس از آنکه دشمن بر زمین می‌افتد، بر صورت او آب می‌پاشد و لحظاتی قدم می‌زند و سپس او را به درک واصل می‌کند، هدف این است که حتی ذره‌ای از ضربه حضرت از روی هوای نفس نباشد.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: چنین رویکردی نشان می‌دهد که در جهاد اصغر، جهاد اکبر و مبارزه با نفس نیز مورد توجه قرار دارد و همین است که چنین مجاهدتی را به جایگاهی می‌رساند که از آن به‌عنوان امری برتر از عبادت ثقلین یاد شده است.

اسفار اربعه؛ از سیر فردی تا بازگشت به جامعه برای اقامه قسط
استاد خسروپناه در ادامه سخنان خود به تبیین مفهوم «اسفار اربعه» در عرفان پرداخت و گفت: در عرفان، چهار سفر برای سیر و سلوک عارفان ترسیم شده است که از آن با عنوان «اسفار اربعه» یاد می‌شود.
وی افزود: سفر نخست، «سیر من الخلق الی الحق» است؛ یعنی حرکت انسان از خلق به سوی حق.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: سفر دوم، «سیر من الحق الی الحق بالحق» است؛ یعنی سیر در حق به حق و سیر در اسماء الهی.
استاد خسروپناه گفت: سفر سوم «سیر من الحق الی الخلق بالحق» است؛ یعنی انسان پس از رسیدن به حقیقت، با نور حق به سوی خلق بازمی‌گردد.
وی تصریح کرد: سفر چهارم نیز «سیر من الخلق الی الخلق بالحق» است؛ یعنی حقیقت الهی که انسان آن را یافته است، امتداد اجتماعی پیدا می‌کند و فرد با آگاهی و معرفت به سوی خلق بازمی‌گردد تا اقامه قسط کند.
استاد خسروپناه با بیان اینکه سفر چهارم عرفانی، بازگشت به جامعه برای اثرگذاری و هدایت است، اظهار کرد: در این مرحله، انسان دست مستضعفان را به همراه دارد و هدایت جامعه به سوی کمال غایی را دنبال می‌کند.
استاد خسروپناه افزود: امروز افرادی هستند که به توحید، مبدأ و معاد اعتقاد دارند، اما باید دید آیا ایثار را نیز به اندازه توحید باور دارند و آیا این باور به توحید در رفتار آنها، در ایثار و عدالت‌خواهی‌شان سریان پیدا کرده است یا خیر.

تفاوت میان شعار ارزش‌ها و تحقق آنها در زندگی
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با تأکید بر ضرورت هماهنگی میان باورها، گفتار و رفتار افراد، اظهار کرد: یکی از آسیب‌های فرهنگی و اجتماعی، فاصله گرفتن رفتار عملی افراد از ارزش‌هایی است که در گفتار و مواضع خود بر آنها تأکید می‌کنند. ممکن است فردی در سخنان خود بر ارزش‌های دینی و اخلاقی، حجاب و عفاف، ولایت، ایثار و شهادت تأکید داشته باشد، اما در عرصه عمل، رفتارهایی از او مشاهده شود که با این ارزش‌ها سازگاری نداشته باشد.
وی افزود: ارزش‌های اخلاقی و دینی زمانی در زندگی فرد معنا پیدا می‌کنند که در رفتار و مناسبات اجتماعی او نیز نمود داشته باشند؛ بنابراین نمی‌توان صرفاً با بیان شعارها و تأکید زبانی بر ارزش‌ها، مدعی پایبندی به آنها بود.
استاد خسروپناه ادامه داد: گاهی میان آنچه افراد درباره ارزش‌ها بیان می‌کنند و سبک زندگی و عملکرد واقعی آنان فاصله قابل توجهی وجود دارد. این دوگانگی می‌تواند به شکل‌گیری نوعی ناهماهنگی و دورویی در رفتار اجتماعی منجر شود و اعتماد عمومی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی تصریح کرد: معیار سنجش پایبندی به ارزش‌ها، صرفاً میزان سخن گفتن درباره آنها نیست، بلکه باید آثار و نشانه‌های این باورها را در رفتار فردی، اجتماعی و نحوه تعامل افراد با دیگران مشاهده کرد. از این رو، لازم است میان ادعاهای ارزشی و عملکرد واقعی افراد تناسب و انسجام وجود داشته باشد.

باورهای دینی رزمندگان دفاع مقدس در رفتار آنان تجلی داشت
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه رزمندگان دوران دفاع مقدس چنین رویکردی نداشتند، اظهار کرد: رزمندگان دلاور ما در دوران دفاع مقدس این‌گونه نبودند؛ لایه اعتقادی آنها، باور به توحید، ولایت و معاد بود، لایه ارزشی آنها ایثار، شهادت و عدالت‌خواهی بود و لایه رفتاری و عملیاتی آنها نیز با همین باورها هماهنگ بود.
وی افزود: اگر لازم بود برای باز شدن معبر، مین را خنثی کنند، وارد میدان می‌شدند و اگر واقعاً بر سر دوراهی مرگ و زندگی قرار می‌گرفتند، مرگ را انتخاب می‌کردند. این توحید و باور به خدا صرفاً لقلقه زبان نبود، بلکه در رفتار آنان ظهور و تحقق پیدا می‌کرد.
استاد خسروپناه با اشاره به سخن امام حسین(ع) درباره نسبت انسان‌ها با دنیا و دین، گفت: امام حسین(ع) فرمودند «الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی ألسنتهم»؛ یعنی برخی انسان‌ها ممکن است از دین سخن بگویند، اما رفتارشان به گونه دیگری باشد.
وی ادامه داد: بنابراین، عرفانی که در دفاع مقدس شکل گرفت، دارای ویژگی‌هایی بود که آن را از عرفان صرفاً گفتاری و فردی متمایز می‌کرد.

عرفان دفاع مقدس؛ پیوند توحید، ارزش و عمل
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در تشریح ویژگی‌های عرفان دفاع مقدس اظهار کرد: ویژگی نخست عرفان دفاع مقدس، «عرفان توحیدی» بود و ویژگی دوم آن «عرفان عملی و میدانی.»
استاد خسروپناه توضیح داد: در این نوع عرفان، میان توحید در ساحت اعتقاد، ارزش‌ها در ساحت منش، یعنی ایثار، شهادت و عدالت‌طلبی، و ساحت عمل و رفتار، پیوند برقرار بود.
وی افزود: بنابراین، عرفان دفاع مقدس عرفانی نبود که صرفاً در سطح باور و اعتقاد باقی بماند، بلکه توحید، ارزش و عمل در آن به یکدیگر پیوند خورده بودند.
استاد خسروپناه در ادامه، سومین ویژگی عرفان دفاع مقدس را «عرفان حماسی» دانست و گفت: عرفان حماسی در مقابل عرفان انزواگرا قرار می‌گیرد.
وی افزود: ما در عرفان و تصوف با دو پارادایم مواجه هستیم؛ یک نوع تصوف، تصوفی انفعالی و انزواگراست که منحصر به ریاضت‌های فردی و کناره‌گیری از جامعه است و امتداد اجتماعی ندارد.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی تصریح کرد: البته درباره عرفان‌های کاذب و دروغینی که با بازی‌دادن مردم و فریب آنها شکل می‌گیرند، بحثی ندارم؛ اما نوعی عرفان و تصوف نیز وجود دارد که ممکن است صادقانه باشد و در آن خلوت، سلوک، چله‌نشینی و تصفیه نفس وجود داشته باشد، اما این خلوت با انزوا همراه است و ریاضت‌های فردی بدون مسئولیت اجتماعی دنبال می‌شود.
وی ادامه داد: در این نگاه، فرد ممکن است در برابر ساختارهای ظلم در جامعه سکوت کند و عرفان او به نوعی عرفان فرار از جامعه و بریدن از مسئولیت‌های تاریخی تبدیل شود.

عرفان اهل بیت(ع) و امام خمینی(ره) جامعه‌ساز و ظلم‌ستیز بود
استاد خسروپناه با تأکید بر اینکه عرفان اهل بیت(ع) چنین ویژگی‌ای نداشته است، گفت: عرفان اهل بیت(ع) این‌گونه نبود و عرفان امام خمینی(ره) نیز چنین نبود.
وی افزود: امام خمینی(ره) یک فیلسوف متأله، فقیه متخلق و عارف کامل بود و عرفان اسلامی او از سرچشمه‌های وحی نشئت گرفته بود؛ عرفانی که جامعه‌ساز، ظلم‌ستیز و ولایت‌محور بود.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی تصریح کرد: عارف حقیقی کسی نیست که کنج خانقاه را برگزیند و صرفاً مشغول ساختن نفس خود باشد. البته هر عرفان اصیلی به خلوت با خدا نیاز دارد، اما این خلوت توأم با جلوت است و چله‌نشینی و سلوک نیز باید با حضور در میدان مبارزه حق و باطل همراه باشد.

عرفان حماسی، عرفانی در میدان و در جهاد است
استاد خسروپناه با مقایسه عرفان انزواگرا و عرفان حماسی اظهار کرد: عرفان انزواگرا از جامعه کناره می‌گیرد و در برابر ظلم منفعل است؛ ممکن است ظلم را ببیند، اما ظلم‌ستیز نباشد.
وی افزود: در مقابل، عرفان حماسی، عرفان در میدان و عرفان در جهاد است؛ عرفانی ولایی و جهادی که مداخله فعالانه برای اقامه قسط و عدالت دارد.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به آیه «لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» گفت: این همان عرفانی است که در سیره امیرالمؤمنین(ع) در جنگ‌های جمل، صفین و نهروان و همچنین در نهضت عاشورای حسینی(ع) مشاهده می‌شود و در شخصیت امام خمینی(ره) نیز تجلی پیدا کرد.
وی ادامه داد: امام خمینی(ره) عارف، سیاستمدار و فقیه بود و عرفان او عرفان‌مداری‌ای بود که رویکردی ایجابی داشت، نه سلبی؛ عرفانی حماسی بود، نه انزواگرا.
استاد خسروپناه با بیان اینکه همین عرفان حماسی در مکتب امام خمینی(ره) نیز جلوه‌گر شد، اظهار کرد: امام خمینی(ره) در کنار سلوک عرفانی و ارتباط با خدا، مسئولیت اجتماعی و مبارزه با ظلم را دنبال می‌کرد و عرفان او از جامعه و مسائل تاریخی جدا نبود.
وی افزود: این نگاه نشان می‌دهد که در منظومه عرفانی انقلاب اسلامی، سلوک فردی از مسئولیت اجتماعی جدا نیست و انسان عارف نمی‌تواند نسبت به ظلم، عدالت و سرنوشت جامعه بی‌تفاوت باشد.

عرفان رهبر انقلاب با استکبارستیزی و ظلم‌ستیزی پیوند دارد
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه با اشاره به رهبر معظم انقلاب اسلامی گفت: همین عرفان حماسی در مکتب امام شهید نیز جلوه‌گری کرد. امام شهید، حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی)، نیز اهل سلوک، اهل معنا و اهل ارتباط با عارفان واصل بودند، اما عرفان ایشان توأم با استکبارستیزی، صهیونیسم‌ستیزی و ظلم‌ستیزی بود.
وی ادامه داد: ایشان می‌توانستند مانند برخی عالمان دیگر در گوشه‌ای منزوی شوند و فقه و اصول خود را تدریس کنند، اما در کنار فقه و اصول، سیاستمداری عدالت‌گرا نیز بودند.
استاد خسروپناه در ادامه، یکی دیگر از ویژگی‌های عرفان حماسی و جهادی را توجه به مفهوم گسترده جهاد دانست و گفت: من تعبیر «عرفان ولایی»، «عرفان حماسی» و «عرفان جهادی» را مطرح کردم و شاید تعبیر «عرفان جهادی» از همه این تعابیر زیباتر باشد.
وی افزود: یکی از هنرهایی که امام شهید ما داشت، این بود که مفهوم «جهاد» را از جهاد نظامی توسعه داد و آن را به عرصه‌های مختلف زندگی اجتماعی تسری بخشید.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی تصریح کرد: بر همین اساس، از جهاد اقتصادی، جهاد علمی و جهاد دانشگاهی سخن گفته شد که البته تعبیر «جهاد دانشگاهی» نیز از سوی امام خمینی(ره) مطرح شده بود.
استاد خسروپناه خاطرنشان کرد: بنابراین، مفهوم جهاد توسعه پیدا کرد و عرصه‌های مختلف را دربرگرفت و عرفان جهادی نیز بر همین اساس، محدود به میدان نظامی نبود و می‌توانست در عرصه‌های مختلف اجتماعی، علمی، اقتصادی و فرهنگی امتداد پیدا کند.
وی افزود: برخی گمان می‌کنند میان فضای خشن و پرهیاهوی جنگ با لطافت و صفای روحی عرفانی تفاوت و حتی تناقض ذاتی وجود دارد، اما در دفاع مقدس این پارادوکس ظاهری در پرتو توحید ناب حل شد.

حکمت، حماسه و عرفان؛ سه ساحت به‌هم‌پیوسته دفاع مقدس
استاد خسروپناه با تبیین این سه‌گانه گفت: حکمت، پیوند عقلانیت، فضیلت و خدمت است؛ حماسه، اراده پولادین، دلاوری، صلابت و شجاعت در برابر متجاوز در مقام عمل است و عرفان، باطن این حماسه را از غبار دنیاطلبی، غرور و خودنمایی می‌پیراید.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: عرفان، حماسه را به یک عمل عبادی تبدیل می‌کند و آن را به طریق لقاءالله تبدیل می‌سازد.
وی با اشاره به تفاوت نگاه متعارف به جنگ با نگاه شکل‌گرفته در دفاع مقدس اظهار کرد: معمولاً جنگ را به‌عنوان یک منازعه مرزی و ژئوپلیتیک معنا می‌کنند، اما امام راحل کاری کرد که این جنگ و دفاع مقدس به یک امر متعالی و به میدان جهاد فی‌سبیل‌الله ارتقا پیدا کند.
استاد خسروپناه این نگاه را یک پارادایم و چارچوب نظری و عملی متفاوت دانست و افزود: بر همین اساس، اگر از یک رزمنده دلاور سؤال می‌کردید که برای چه می‌جنگد، نمی‌گفت هدف من فقط این است که دشمنانی را که وارد مرزهای کشور و خاک ما شده‌اند، عقب برانم. البته این، هدف میانی بود، اما هدف متعالی، قرب الی‌الله، جهاد فی‌سبیل‌الله و تعالی انسان بود.

پیوند ایمان توحیدی و وطن‌خواهی در میدان جهاد
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه با اشاره به شرایط جنگی امروز گفت: از این مطلب می‌توان برای وضعیت کنونی نیز استفاده کرد؛ در جنگ آمریکایی ـ صهیونیستی، امروز مردم ما در میدان‌ها و خیابان‌ها حضور پیدا می‌کنند و نیروهای مختلف در حال جنگ هستند؛ عده‌ای در جنگ نظامی حضور دارند و عده‌ای دیگر در جنگ شناختی فعال هستند.
وی افزود: وطن‌خواهی مهم است، اما اگر این وطن‌خواهی که «حب الوطن من الایمان» دانسته شده، جزئی از ایمان نباشد و ایمان توحیدی اصالت نداشته باشد، این ظرفیت برد محدودی خواهد داشت؛ انسان خسته می‌شود و در میانه راه زمین می‌خورد.
استاد خسروپناه تصریح کرد: اما زمانی که ملت مبعوث می‌شود، دانشگاه مبعوث می‌شود و استاد دانشگاه و دانشجو مبعوث می‌شوند که ایمان توحیدی داشته باشند، از این ایمان دست نکشند و حب وطن را جزئی از ایمان بدانند، این حضور و جهاد معنای دیگری پیدا می‌کند.

سلوک عرفانی رزمندگان بر دو ستون «تخلیه» و «تحلیه» استوار بود
استاد خسروپناه در ادامه، یکی دیگر از ویژگی‌های عرفان جهادی دوران دفاع مقدس را سلوک عرفانی رزمندگان دانست و اظهار کرد: این ویژگی را می‌توان در جلوه‌های میدانی شخصیت‌هایی مانند شهید چمران، شهید باقری و دیگر شهدای دوران دفاع مقدس و همچنین در میان رزمندگان دلاور آن دوران مشاهده کرد.
وی افزود: این سلوک را در ادامه نیز می‌توان در شخصیت شهدایی همچون شهید حاج قاسم سلیمانی، شهید رشید، شهید محمد باقری، شهید شیرازی، شهید سلامی، شهید حاجی‌زاده، شهید تهرانی‌مقدم، شهید امیر موسوی، شهید نصیرزاده و سایر شهدای این عرصه مشاهده کرد.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه یکی از ویژگی‌های سلوک عرفانی این افراد، طی کردن مقام تخلیه و تحلیه بود، گفت: منظومه سلوک عرفانی در دفاع مقدس بر دو ستون استوار بود؛ «مقام تخلیه» و «مقام تحلیه.»

مقام تخلیه؛ هجرت از منیت و تعلقات دنیوی
استاد خسروپناه در تشریح مقام تخلیه اظهار کرد: تخلیه، پیرایش وجود است؛ یعنی هجرت از منیت و خودخواهی، انقطاع از علایق مادی و دنیوی، غلبه بر عقل حسابگر و منفعت‌نگر، محو تعلقات و نفی ماسوی‌الله. وی ادامه داد: اینها همه نوعی پیرایش هستی انسان است؛ انسان باید از تعلقاتی که او را از مسیر جهاد و بندگی بازمی‌دارد، عبور کند.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به سبک زندگی رزمندگان دوران دفاع مقدس گفت: ممکن بود فردی ازدواج کرده باشد، زن و فرزند داشته باشد، اما خانواده مانع ادامه جهاد او نمی‌شد. او خانواده خود را رها نمی‌کرد، اما تعلق به خانواده نیز مانع حضورش در میدان نمی‌شد؛ این همان انقطاع از علایق مادی و دنیوی است.
وی افزود: رزمندگان برای جنگیدن نمی‌رفتند که پست یا مسئولیتی بگیرند. آنها از منیت و خودخواهی هجرت می‌کردند. حتی وقتی فرمانده دستور می‌داد که کاری انجام شود، این اطاعت از دستور، برخاسته از خودخواهی و منیت و هوای نفس نبود.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه به ستون دوم سلوک عرفانی اشاره کرد و گفت: ستون دوم، «مقام تحلیه» است که پس از تخلیه قرار می‌گیرد.
وی توضیح داد: اگر تخلیه را پیرایش جان بدانیم، تحلیه آرایش جان است؛ یعنی پس از آنکه انسان جان خود را از تعلقات و موانع پاک کرد، باید آن را به فضائل و صفات الهی آراسته کند.
استاد خسروپناه در پایان این بخش اظهار کرد: بنابراین، تخلیه و تحلیه دو ستون اساسی در هستی‌شناسی انسان و سلوک عرفانی هستند و عرفان جهادی دفاع مقدس نیز در ساحت فردی و میدانی، بر چنین منظومه‌ای از پیرایش و آرایش جان استوار بود.
وی افزود: هر یک از این دو ستون، یعنی تخلیه و تحلیه، خود دارای مراتب مختلفی است که می‌توان جلوه‌های آن را در زیست و سلوک رزمندگان دوران دفاع مقدس مشاهده کرد.
استاد خسروپناه با بیان اینکه یکی از نخستین مراتب تخلیه، پیرایش انسان از عنانیت و خودپرستی است، گفت: نخستین گام در سلوک، شکستن بت نفس است. انسان پیش از آنکه در خطوط مقدم با دشمن بیرونی مواجه شود، باید در درون خود با نفس مبارزه کند و در این معرکه به پیروزی برسد. دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: اگر انسان در میدان مبارزه با نفس به پیروزی برسد، می‌تواند گام‌های بعدی سلوک را طی کند.
وی با اشاره به دست‌نوشته‌های شهدا اظهار کرد: وقتی دست‌نوشته‌های شهید علی بلورچی، شهید مصطفی چمران و دیگر شهدا را مطالعه می‌کنید، به‌وضوح مشاهده می‌کنید که این افراد وابستگی به جاه و مقام و تعلقات زیستی که می‌تواند از حجاب‌های ظلمانی سلوک باشد، نداشتند. استاد خسروپناه تصریح کرد: تا زمانی که انسان از منیت هجرت نکند، شایستگی درک حرم قدس الهی را پیدا نمی‌کند.

جبهه برای شهدا دانشگاه خودسازی و تهذیب نفس بود
وی با بیان اینکه رزمندگان دفاع مقدس جبهه را صرفاً یک پادگان نظامی نمی‌دانستند، گفت: این شهدا جبهه را یک دانشگاه خودسازی و تهذیب نفس می‌دانستند. دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: به همین دلیل است که وقتی انسان به مزار این شهدا می‌رود و به آنها متوسل می‌شود، حاجت می‌گیرد؛ زیرا همین شهدا گره‌گشا هستند.
وی ادامه داد: این افراد از هوای نفس بریدند و به همین دلیل، روح متعالی آنها قدرت تصرف و اثرگذاری پس از مرگ دنیوی‌شان، به تعبیر عرفانی، می‌تواند بیش از دوران حیات دنیوی باشد. استاد خسروپناه نخستین مرتبه تخلیه را «پیرایش عنانیت و خودپرستی» دانست و گفت: شکستن بت نفس، یکی از نخستین مراتب تخلیه است.
وی در ادامه، مرتبه دیگری از تخلیه را عبور از «عقل معاش‌اندیش» به «عقل معاداندیش و عقل قدسی» دانست و اظهار کرد: این مسئله، همان چیزی است که برای بسیاری از ما دشوار است؛ زیرا عقل معاش در هر کاری و هر قدمی می‌خواهد محاسبه کند که محاسبات مادی چه نتیجه‌ای به همراه خواهد داشت.
استاد خسروپناه با اشاره به تجربه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس گفت: اگر امام راحل می‌خواست صرفاً با محاسبات مادی در برابر قدرت‌های شرق و غرب حرکت کند، امکان نداشت با کمترین ساز و برگ نظامی در برابر استکبار جهانی بایستد.
وی افزود: امروز نیز همین مسئله مطرح است. در برابر این همه امکانات ماهواره‌ای و نظامی، هزاران ماهواره در اختیار طرف مقابل قرار دارد و امکانات نظامی آنها با امکانات ما قابل مقایسه نیست.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: آنها زیردریایی‌های مجهز، هواپیماهای مجهز و ناوهایی دارند که اساساً امکانات نظامی آنها با امکانات ما قابل مقایسه نیست. در چنین شرایطی، اگر صرفاً بر اساس محاسبات مادی حرکت کنیم، امکان ایستادگی وجود ندارد.

عقل معاش نفی نمی‌شود؛ بلکه باید تحت حاکمیت عقل معاد قرار گیرد
استاد خسروپناه تأکید کرد: رزمندگان ما با تخلیه ذهن و عقل از غلبه عقل معاش، تخلیه ذهن از ترس مادی و حرکت به سوی افق عقلانیت قدسی و توکل مطلق به خدا ـ که از آن به عقل معاد تعبیر می‌شود ـ توانستند مرتبه دوم تخلیه را طی کنند و از حسابگری نتیجه‌محور عبور کنند.
وی تصریح کرد: البته این به معنای نفی عقل برنامه‌ریز و محاسبه‌گر نیست. اینکه می‌گوییم عبور از عقل معاش به عقل معاد، به این معنا نیست که رزمندگان بدون برنامه و محاسبه وارد میدان می‌شدند یا به تعبیر عوامانه و بدون تدبیر حمله می‌کردند.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: برای نمونه، در عملیات والفجر ۸ که منجر به تصرف فاو شد، همه حساب‌وکتاب‌ها، محاسبات، تمرین‌ها، عملیات غواص‌ها، قایق‌های موتوری و غیرموتوری و سایر جزئیات با دقت تدبیر و برنامه‌ریزی شده بود.
وی گفت: بنابراین، وقتی از عبور از عقل معاش به عقل معاد سخن می‌گوییم، معنایش نفی عقل معاش یا نفی عقل حسابگر نیست؛ بلکه مسئله این است که عقل حسابگر نباید حاکم بر عقل معاد باشد، بلکه عقل معاد باید حاکم بر عقل معاش باشد.

عملیات والفجر ۸؛ نمونه‌ای از جمع میان محاسبه و توکل
استاد خسروپناه با اشاره به خاطره‌ای از عملیات والفجر ۸ اظهار کرد: به یاد دارم که تمام محاسبات انجام شده بود تا غواص‌ها در زمانی وارد آب اروند شوند که آب در حالت جزر قرار دارد؛ زیرا هنگامی که آب اروند مد می‌شود، حالت بسیار خروشان و وحشی پیدا می‌کند و غواص‌ها نمی‌توانند به‌راحتی حرکت کنند.
وی ادامه داد: غواص‌های ما دقیقاً در همان زمان وارد آب اروند شدند، اما پس از مقداری حرکت، هوا ابری شد، بارندگی صورت گرفت و آب در حالت مد قرار گرفت.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: در نتیجه، غواص‌ها در میانه اروند سرگردان شدند و نمی‌دانستند کدام سمت عراق و کدام سمت ایران است و برخی نیز دوباره به نقطه اولیه خود بازگشتند.
وی با بیان اینکه این شرایط را از نزدیک تجربه کرده است، گفت: به یاد دارم در آن لحظه به آسمان نگاه کردم و گفتم: «خدایا، معاذالله، معاذالله، شوخی‌ات گرفته؟» اما پس از آن، آب دوباره جزر شد و غواص‌ها حرکت خود را ادامه دادند.
استاد خسروپناه ادامه داد: غواص‌ها از میان موانعی مانند سیم‌های خاردار، مین‌ها، بشکه‌های فوگاز و دیگر موانع عبور کردند و پس از طی مسیر، با تیربارهای دشمن مواجه شدند.

وقتی محاسبه با عقلانیت قدسی همراه شود
وی افزود: هنگامی که رزمندگان به نیروهای بعثی رسیدند و با آنها درگیر شدند، تعدادی از نیروهای دشمن اسیر شدند و گفتند که ما می‌دانستیم شما قصد حمله دارید و برای آن آماده بودیم؛ اما وقتی هوا بارندگی شد، تصور کردیم آب مد شده و شما امشب حمله نمی‌کنید، بنابراین برای استراحت رفتیم.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی این رخداد را نمونه‌ای از جمع میان برنامه‌ریزی و توکل دانست و گفت: ببینید وقتی انسان محاسبه دارد، اما افق دید او عقلانیت قدسی است و توکل مطلق به خدا دارد، تلاش خود را انجام می‌دهد و نتیجه را به خدا واگذار می‌کند.
وی تصریح کرد: بنابراین، در عرفان جهادی، عقل تعطیل نمی‌شود، برنامه‌ریزی کنار گذاشته نمی‌شود و محاسبه نفی نمی‌شود؛ بلکه این محاسبات در افق توکل و عقلانیت قدسی قرار می‌گیرند.
استاد خسروپناه در ادامه با بازگشت به مفهوم «تحلیه» اظهار کرد: در مقام تحلیه، پس از تخلیه تعلقات و پیرایش جان، اخلاص تام و نیت صادق شکل می‌گیرد.
وی افزود: در دفاع مقدس، پیروزی به معنای نتیجه ظاهری جنگ، اصالت نداشت. رزمندگان می‌جنگیدند تا پیروز شوند و شکست ظاهری نخورند، اما نیت اصلی و خالص آنان تقرب الی‌الله و رسیدن به خدا بود. دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: بنابراین، یک مرتبه از تحلیه، اخلاص تام است؛ اینکه نیت انسان در عمل، الهی و صادقانه باشد و هدف نهایی او تقرب به خداوند قرار گیرد.

یقین، اطمینان و سکینه قلبی در سلوک جهادی
استاد خسروپناه یکی دیگر از مراتب تحلیه را «یقین و اطمینان» دانست و گفت: مرتبه دیگری از تحلیه، یقین و اطمینان است؛ یعنی انسان به عین‌الیقین برسد و از سکینه قلبی برخوردار شود.
وی با اشاره به آیه «هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ السَّکِینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ» اظهار کرد: خداوند در سوره فتح درباره نزول سکینه بر قلوب مؤمنان سخن گفته و این مسئله در چند موضع مورد تأکید قرار گرفته است. دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: در قرآن کریم، خداوند در مواردی از اعطای حکمت به «اولوالالباب» سخن می‌گوید، اما در مسئله سکینه نیز جلوه‌ای از عنایت الهی به مؤمنان مطرح است.
وی ادامه داد: این سکینه قلبی و یقین، از جلوه‌های تحلیه است؛ یعنی پس از آنکه انسان از تعلقات و موانع درونی تخلیه شد، جان او با اخلاص، صبر، استقامت، رضا، یقین و سکینه الهی آراسته می‌شود.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، در ادامه سخنان خود با اشاره به یکی از نتایج سلوک عرفانی و رسیدن به لقاء الهی، بر پیوند عرفان جهادی با اخلاق جنگاوری تأکید کرد و گفت: اگر این سلوک شکل بگیرد، مروت و اخلاق جنگاوری نیز تحقق پیدا می‌کند.
وی افزود: رزمنده دلاور حتی در میدان جنگ، اخلاق اسیرگیری را رعایت می‌کند و از هتک حرمت دشمن مغلوب پرهیز دارد؛ چراکه ریشه این رفتار را باید در سیره نبوی و علوی جست‌وجو کرد.
استاد خسروپناه تصریح کرد: بنابراین، حماسه در مکتب دفاع مقدس، حماسه‌ای اخلاق‌مدار است و قدرت و شجاعت نظامی از اخلاق و معنویت جدا نیست.

ضرورت روایتگری عرفان حماسی و جهادی
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی پس از تشریح ویژگی‌های عرفان جهادی، سه توصیه را مطرح کرد و گفت: نخستین توصیه این است که بر ما لازم است ادبیات مقاومت و پایداری و عرفان حماسی و جهادی را روایت کنیم. وی افزود: کاری که شهید سیدمرتضی آوینی، «سید شهیدان اهل قلم»، انجام داد، نمونه‌ای از همین روایتگری بود.
استاد خسروپناه همچنین با اشاره به نقش شاعران در شکل‌گیری ادبیات پایداری گفت: پیشگامان شعر پایداری همچون قیصر امین‌پور، سیدحسن حسینی، علیرضا قزوه، حمید سبزواری و سلمان هراتی نیز در این مسیر نقش‌آفرینی کردند.
وی ادامه داد: ما باید این سلوک عرفانی رزمندگان را در هنر و ادبیات پایداری نشان دهیم؛ باید روایت کنیم، شاهنامه بنویسیم، به نگارش درآوریم و بسراییم. این نخستین وظیفه ما در قبال این میراث است.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی دومین توصیه خود را ضرورت «خوانش حکمی» از عرفان جهادی دانست و اظهار کرد: باید از این ادبیات و تجربه، خوانش حکمی داشته باشیم.
وی توضیح داد: همان‌طور که عرفان نظری، عرفان ادبی و عرفان عملی به دیسیپلین‌های علمی تبدیل شده‌اند، دانشگاهیان و حوزویان نیز باید عرفان جهادی را به یک دیسیپلین، نظام حکمی و نظام علمی تبدیل کنند.
استاد خسروپناه تأکید کرد: نباید عرفان جهادی صرفاً در حد خاطره، ادبیات یا روایت باقی بماند؛ بلکه باید مبانی، اصول و روش‌های آن مورد مطالعه علمی قرار گیرد و به یک منظومه معرفتی قابل آموزش و پژوهش تبدیل شود.

ضرورت امتداد اجتماعی و حکمرانی عرفان جهادی
وی سومین توصیه خود را «امتداد اجتماعی و حکمرانی» عرفان جهادی عنوان کرد و گفت: باید این دیسیپلین عرفان جهادی را امتداد اجتماعی و حکمرانی بدهیم، به‌ویژه در ساحت دانشگاه. دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به نیازهای علمی و فناوری کشور اظهار کرد: امروز در مرزهای دانش، نیازهای مهمی در حوزه‌هایی همچون هوش مصنوعی، فناوری کوانتوم، میکرو، انرژی‌های پاک، زیست‌فناوری و هوافضا داریم.
وی افزود: اگر بخواهیم نسبت به این موضوعات حکمرانی درستی داشته باشیم و از دنیای امروز عقب نمانیم، این امر جز با روحیه عرفان جهادی امکان‌پذیر نیست. استاد خسروپناه تصریح کرد: اگر قرار باشد در همه این عرصه‌ها صرفاً با عقل معاش محاسبه کنیم که «چقدر به ما می‌دهند» و «چه مقدار منفعت نصیب ما می‌شود»، این کار به جایی نمی‌رسد.

حکمرانی آموزش عالی نیازمند روحیه جهادی است
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با تأکید بر اینکه چنین مسائلی باید در حکمرانی آموزش عالی مورد توجه قرار گیرد، گفت: در حکمرانی آموزش عالی باید روحیه جهادی وجود داشته باشد. وی افزود: شخصیت‌هایی مانند شهید حاج قاسم سلیمانی نمونه روشن این روحیه بودند. حاج قاسم یک عارف به تمام معنا بود؛ با قرآن مأنوس بود، با نهج‌البلاغه مأنوس بود و با صحیفه سجادیه مأنوس بود.
استاد خسروپناه ادامه داد: تبدیل محدودیت به فرصت، نوآوری، ایجاد انسجام معنوی و مدیریت جهادی از ویژگی‌های شخصیت‌هایی مانند شهید چمران و شهید حاج قاسم سلیمانی بود. وی تأکید کرد: بنابراین، اگر جهاد علمی و فناوری می‌خواهد اتفاق بیفتد، باید عرفان حماسی و جهادی را امتداد دهیم.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: دانشگاه‌های ما باید مأموریت‌گرا و برخوردار از روحیه جهادی باشند؛ مسائل ملی و بومی را با روحیه جهادی حل کنند و تحول در علوم انسانی و اجتماعی را نیز با رویکرد جهادی دنبال کنند. وی افزود: دانشگاه‌ها همچنین باید برای نسل جوان الگوسازی کنند.
استاد خسروپناه با اشاره به مباحث مطرح درباره نسل‌های جدید اظهار کرد: گاهی گفته می‌شود نسل زد یا نسل آلفا چنین ویژگی‌هایی دارند؛ اما باید پرسید چرا نسل جوان امروز باید از ما الگو بگیرد؟
وی افزود: ما در دوره‌ای از شهید چمران الگو گرفتیم، اما امروز این نسل جوان از ما الگو می‌گیرد. بنابراین، اگر نخبگان کشور بتوانند عرفان جهادی را در دانشگاه‌ها امتداد دهند، هویت نسل جوان نیز صیانت خواهد شد.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی تصریح کرد: در این صورت، نسل جوان در برابر جنگ شناختی نیز از ظرفیت بیشتری برای صیانت از هویت خود برخوردار خواهد بود. وی با بیان اینکه یکی از دغدغه‌های جدی او از دست رفتن روحیه عرفان جهادی است، گفت: واقعاً نگرانم و اگر از من سؤال کنند مهم‌ترین مسئله‌ای که تو را نگران می‌کند چیست، می‌گویم همین نکته که روحیه عرفان جهادی را از دست بدهیم.
استاد خسروپناه ادامه داد: اگر عقل قدسی و عقل معاد ما به عقل معاش تبدیل شود، دیگر نمی‌توان انتظار داشت نسل بعد از ما از دانش، سواد و رفتار ما اثر مثبت بگیرد. وی تأکید کرد: بنابراین، باید ابتدا خودمان را تحت تأثیر قرار دهیم و سپس بر دیگران اثر بگذاریم؛ یعنی پیش از آنکه به فکر تأثیرگذاری بر جوانان نسل بعد باشیم، باید خودمان از این معارف متأثر شویم و بر خودمان اثر بگذاریم. دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: باید عرفان جهادی را که رزمندگان دلاور ما داشتند، امتداد دهیم و آن را به عرصه‌های مختلف زندگی فردی، اجتماعی، علمی و حکمرانی منتقل کنیم. وی افزود: اگر این اتفاق رخ دهد، آثار و ملکات آن نیز در جامعه ظهور خواهد کرد.
 

لطفا کد زیر را وارد نمایید

اخبار مرتبط

آرم شورای عالی انقلاب فرهنگی

اطلاعات تماس

تهران، خیابان طالقانی، شماره 436

کدپستی: 1591814313
(+9821) 66976601 - 7