نشست تخصصی «تبیین منظومه فکری رهبر شهید» روز شنبه، ۳۰ خرداد ۱۴۰۵، به میزبانی معاونت امور جوانان وزارت ورزش و جوانان در هتل المپیک تهران برگزار شد.
به گزارش مرکز رسانه و روابط عمومی شورای عالی انقلاب فرهنگی، در این نشست که با هدف بازخوانی و تبیین مبانی فکری و راهبردی آیتالله سید علی خامنهای، رهبر فقید جمهوری اسلامی ایران، در حوزههای فرهنگ، ورزش و جوانان ترتیب یافته بود، حجت الاسلام و المسلمین عبدالحسین خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، بهعنوان سخنران اصلی حضور داشت. دکتر احمد دنیامالی، وزیر ورزش و جوانان، و علیرضا رحیمی، معاون وزیر ورزش و جوانان در امور جوانان، نیز از دیگر حاضران این نشست بودند. در کنار آنان جمعی از مدیران و نمایندگان معاونتهای جوانان استانهای مختلف کشور و اعضای شورای عالی نوجوانان و جوانان نیز در این مراسم شرکت داشتند.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در ابتدای سخنان خود ضمن عرض تسلیت، از زحمات و تلاش خالصانه مجموعه وزارت ورزش و جوانان، بهویژه شخص وزیر و معاون امور جوانان، قدردانی کرد. وی با اشاره به عملکرد این مجموعه در روزهای جنگ تحمیلی گفت که کارکنان و مدیران معاونت جوانان و همچنین اعضای شورای عالی نوجوانان و جوانان در آن ایام نهتنها از فعالیت بازنایستادند، بلکه فشار کاری بیشتری را نیز بر دوش کشیدند و حتی یک روز تعطیلی هم نداشتند.
استاد خسروپناه در ادامه به جلسه پیشین شورای معین شورای عالی انقلاب فرهنگی اشاره کرد که در آن علیرضا رحیمی به همراه دکتر حسنخانی گزارشی مستند و مصور از فعالیتهای معاونت جوانان ارائه داده بودند. او یادآور شد که شورای عالی نوجوانان و جوانان زیرمجموعه شورای عالی انقلاب فرهنگی است و اساسنامه و شرح وظایف آن نیز در همین شورا به تصویب رسیده است.
روششناسی تدوین منظومه فکری رهبر شهید
بخش محوری سخنان استاد خسروپناه به تبیین روششناسی و چارچوب نظری «منظومه فکری رهبر شهید» اختصاص داشت. به گفته او، رهبر شهید در طول دوران رهبری و همچنین در دوران ریاستجمهوری، مجموعهای از مباحث را در حوزههای گوناگون مطرح کرده بود که در نگاه نخست ممکن است سخنرانیهایی پراکنده و متفرق به نظر برسند؛ برای نمونه نشستهایی با جوانان درباره موضوع جوانی یا دیدارهایی با ورزشکاران درباره ورزش. اما به باور استاد خسروپناه، این مجموعه سخنرانیها در واقع از یک منظومه فکری منسجم و بههمپیوسته برخوردارند که با مطالعه و تدوین دقیق میتوان آن را استخراج و صورتبندی کرد.
وی در این بخش خاطرهای از نحوه برگزاری جلسات رهبر شهید با اقشار مختلف بازگو کرد و گفت که برخلاف جلسات با حوزویان یا دیگر اقشار که معمولاً یک تا یکونیم ساعت به طول میانجامید، جلسات ایشان با جوانان و ورزشکاران گاه تا سه یا چهار ساعت ادامه مییافت، بدون آنکه کوچکترین نشانهای از خستگی در ایشان دیده شود؛ این در حالی بود که سن ایشان از هشتاد سال نیز فراتر رفته بود.
استاد خسروپناه افزود: برخلاف توصیه همیشگی برای ارائه گزارشهای فشرده و یکصفحهای به رهبر شهید -به این دلیل که توان مطالعه متون مفصل را نداشتند- ایشان در دیدار با جوانان و ورزشکاران، با وجود طولانیشدن جلسات، هیچ نشانهای از خستگی از خود بروز نمیدادند. به همین دلیل، به گفته استاد خسروپناه، حجم قابلتوجهی از مباحث منظم و نظاموار درباره حوزههای فرهنگ، ورزش و فعالیتهای اجتماعی جوانان از سوی ایشان مطرح شده که بخشی از آن در قالب همین نشست تخصصی ارائه شد.
استاد خسروپناه تز اصلی رهبر شهید درباره جایگاه جوان در نظام فکری ایشان را اینگونه صورتبندی کرد: جوان باید از یک نیروی مصرفکننده به یک پیشران تمدنی تبدیل شود. به بیان او، موفقیت یک نظام سیاستگذاری در حوزه جوانان در گرو تحقق همین گذار است. برای رسیدن به این هدف، استاد خسروپناه بر ضرورت یک «تغییر پارادایم» تأکید کرد؛ گذار از نگاه آسیبشناسانه به جوانان به یک نگاه سرمایهمحور. او این بخش از دیدگاه رهبر شهید را چنین بازگو کرد که ایشان معتقد بودند جوان، سرمایه است، نه هزینه؛ و آنچه برای جوانان صرف میشود نه هزینه بلکه سرمایهگذاری برای رشد یک سرمایه ملی است.
یکی از اصطلاحات کلیدی که استاد خسروپناه در این نشست معرفی کرد، مفهوم «جوان تراز» بود؛ جوانی که در او شور جوانی با شعور ایمانی و بصیرت تلفیق شده است. او با اشاره به اینکه شور و هیجان، گوهر دوران جوانی و امری طبیعی و فطری است، تأکید کرد که این شور باید با شعور و بصیرت آمیخته شود.
در تبیین تفاوت میان «آگاهی» و «بصیرت»، استاد خسروپناه گفت که هر بصیرتی مستلزم آگاهی است، اما هر آگاهی لزوماً بصیرت نیست؛ بصیرت، آگاهیای است که توان تطبیق درست بر مصداق را نیز داشته باشد.
وی برای روشنشدن این تفاوت، مثال پزشکی را مطرح کرد که با وجود برخورداری از دانش گسترده و مقالات علمی فراوان، گاه قادر به تشخیص دقیق بیماری مراجعهکنندهای نیست؛ این پزشک «عالم» است اما «بصیر» نیست. به باور او، جوان آرمانی در منظومه فکری رهبر شهید کسی است که علاوه بر آگاهی، از بصیرت لازم برای تشخیص حق از باطل و وظیفه خویش در هر موقعیت برخوردار باشد.
استاد خسروپناه مأموریت کلانی را که رهبر شهید برای جوانان ترسیم کرده بود، «خطشکنی و عبور از بنبستهای ساختاری کشور» عنوان کرد. وی با اشاره به دشواریهای اداری موجود برای نوآوران -برای نمونه روند پیچیده ثبت یک اختراع که نیازمند طی مراحل و کسب مجوزهای متعدد از نهادهای گوناگون است- گفت که بسیاری از افراد در این مسیر دلسرد و منصرف میشوند.
به باور او، جوانی که میخواهد نقش پیشران تمدنی را ایفا کند، باید بتواند از این بنبستهای ساختاری عبور کند و خطشکن این موانع باشد.
سه ستون هندسه سیاستگذاری جوانان: فرهنگ، ورزش، اجتماع
استاد خسروپناه در ادامه، آنچه را که «نمودار درختی هندسه سیاستگذاری جوانان» نامید معرفی کرد؛ چارچوبی متشکل از سه ستون اصلی فرهنگ، ورزش و اجتماع است.
به گفته استاد خسروپناه، رهبر شهید فرهنگ را به «هوایی که در آن تنفس میکنیم» تشبیه میکردند. وی در توضیح این تشبیه گفت که همانگونه که هوا را نمیتوان بهطور کامل و یکجا به نمایش گذاشت و تنها برخی عناصر آن با ابزارهای خاص قابل نمایش است، فرهنگ نیز پدیدهای است که در همه شئون زندگی جریان دارد و هویتساز است. در منظومه فکری رهبر شهید، فرهنگ زیربنای هویتی جامعه و روح حاکم بر تمامی سیاستگذاریها معرفی شده است.
دومین ستون این چارچوب، ورزش است که بر اساس تبیین خسروپناه، در نگاه رهبر شهید بر سه رکن استوار است: تحصیل، تهذیب و ورزش؛ مجموعهای که در این نشست از آن با عنوان «مثلث تعالی» و همچنین «دکترین تحصیل، تهذیب و ورزش» یاد شد.
به گفته او، ورزشکار موفق باید همزمان اهل تحصیل و دانشاندوزی، دارای تهذیب اخلاقی و معنوی، و برخوردار از مهارت و توانمندی ورزشی باشد. حاصل جمع این سه رکن، به باور استاد خسروپناه، شکلگیری دو سطح از ورزش است: «ورزش پهلوانی» و «ورزش قهرمانی».
سومین ستون این هندسه، کار تشکیلاتی است که استاد خسروپناه آن را گام دوم در مسیر تبدیلشدن جوان به پیشران تمدنی دانست؛ یعنی حرکت از فعالیتهای پراکنده و متفرق به سمت کار سازمانیافته و تشکیلاتی.
استاد خسروپناه در بخش مهمی از سخنان خود، ساختار کلی منظومه فکری رهبر شهید را در سه رکن بههمپیوسته صورتبندی کرد: نظام بینشی (جهانبینی)، نظام منشی (اخلاق و رفتار) و نظام کنشی (نظامات اجتماعی). او با استفاده از تشبیه منظومه شمسی -که در آن همه سیارات حول محور خورشید میچرخند- گفت که محور اصلی این منظومه فکری، «توحید» است.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در تبیین این مفهوم تأکید کرد که توحید در نگاه رهبر شهید و امام راحل، صرفاً یک عقیده و باور قلبی نیست که با عبارت «لا اله الا الله» خلاصه شود، بلکه روحی است که باید در سراسر زندگی فرد جریان داشته باشد؛ از سیاستگذاری گرفته تا فعالیت ورزشی و فعالیت علمی، همگی باید رنگ و بوی توحیدی داشته باشند.
وی این ویژگی توحید را عامل تربیت چهرههایی دانست که با روحیهای موحدانه و نه از سر کینه، به انجام وظایف خود میپرداختند؛ از جمله سردار شهید قاسم سلیمانی که به گفته او حتی در جنگ با عناصر داعش نیز با روحیهای موحدانه عمل میکرد، بهگونهای که برخی عناصر داعش او را «برادر» خطاب میکردند و دغدغه اصلی او هدایت آنان بود، نه صرفاً نابودیشان.
استاد خسروپناه برای روشنتر شدن مفهوم توحید در زندگی روزمره، خاطرهای از شهید محسن فخریزاده، دانشمند هستهای کشور نقل کرد. به گفته او، در دورانی که کشور تحت تحریم بود و این دانشمند تلاش میکرد سطح غنیسازی را از سه درصد به بیست درصد ارتقا دهد، در مواقعی که پس از ساعتها مطالعه و تحقیق به نتیجه مطلوب نمیرسید، به سجاده نماز در گوشه اتاق خود پناه میبرد، دو رکعت نماز میخواند و پس از توسل و دعا، کار خود را از سر میگرفت.
استاد خسروپناه این رفتار را با روایتهای موجود از ابنسینا مقایسه کرد و گفت بر اساس آنچه از این حکیم و دانشمند نقل شده، او نیز هرگاه با مشکل علمی روبهرو میشد، وضو میگرفت و دو رکعت نماز میگزارد تا از خداوند برای گشایش گره علمی خود کمک بخواهد.
به باور استاد خسروپناه، این الگوی رفتاری نشانهای از جریانداشتن توحید در همه ابعاد زندگی فردی، خانوادگی و حرفهای یک انسان موحد است؛ توحیدی که حتی در نقدهای فرد به دیگران نیز نمود مییابد و نه از سر تحزب و کینه، بلکه از سر اخلاص صورت میگیرد.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به فرمایش حضرت زهرا (س) گفت شرط اثرگذاری اخلاص است، و افزود که شرط داشتن یک سیاست اقتصادی و فرهنگی اثرگذار در حوزه ورزش، سالمبودن محیط فدراسیونهاست. وی در همین بخش با صراحت اعلام کرد که با زیرزمینیشدن هر رشته ورزشی، چه برای بانوان و چه برای آقایان، بهشدت مخالف است و آن را نشانه بیماری محیط فرهنگی ورزش دانست.
جوان در نگاه رهبر شهید: از نیروی منفعل تا افسر طراح میدان
استاد خسروپناه در بخش دیگری از سخنان خود به تبیین جایگاه جوانان در منظومه فکری رهبر شهید، بهویژه در نسبت با مفهوم «جنگ نرم»، پرداخت. وی با تأکید بر اینکه رهبر شهید عمیقاً به جوانان باور داشت، رهبر انقلاب و امام راحل را دو شخصیتی دانست که بیش از هر کس دیگری به جوانان اعتماد کردند. او در این زمینه به نمونههایی از فرماندهان جوان در دوران دفاع مقدس اشاره کرد؛ فرماندهانی که در سنین بیست تا سیودو سالگی مسئولیت فرماندهی لشکر یا حتی ارتش را بر عهده گرفتند، در حالیکه در شرایط عادی چنین اعتمادی به افراد جوان داده نمیشود.
بر این اساس، استاد خسروپناه نقش مطلوب جوان در منظومه فکری رهبر شهید را «افسر طراح میدان» در جنگ نرم توصیف کرد؛ ارتقایی از جایگاه نیروی منفعل به جایگاه طراح و میداندار. وی سه ویژگی اصلی این جوان آرمانی را برشمرد: بصیرت، امید و خودباوری.
در ادامه تبیین ستون ورزش، استاد خسروپناه با تفصیل بیشتری به دکترین سهگانه تحصیل، تهذیب و ورزش پرداخت که به گفته او مستقیماً برگرفته از تعابیر رهبر شهید است.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با طرح این پرسش که «تهذیب یعنی چه»، تأکید کرد که منظور از تهذیب، رسیدن به مرتبه عرفانی بزرگانی همچون آیتالله بهجت یا آیت الله سید علی قاضی نیست، بلکه منظور پرورش فضایل اخلاقی و معنوی در زندگی روزمره است؛ برای نمونه، اگر کسی به یاری فرد گرفتاری بشتابد، نباید در این کمک طمعی داشته باشد یا از آن کسب منفعت کند.
استاد خسروپناه ریشه واژه «فتوت» و مفهوم «جوانمردی» را نیز به همین مفهوم تهذیب در کنار ورزش پیوند داد و گفت که جوانمردان در گذشته همزمان ورزشکار بودند و در پی هر ظلمی، به یاری مظلومان میشتافتند؛ از همینرو، ورزشکاری که با تهذیب همراه باشد، در واقع به مرتبه «پهلوانی» میرسد.
دومین رکن این دکترین، تحصیل و علماندوزی برای ارتقای توانمندی و تخصص در حوزه ورزش است. دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در این بخش با لحنی هشدارآمیز بر ضرورت ورود هوش مصنوعی به فدراسیونهای ورزشی کشور تأکید کرد و گفت هر فدراسیونی که با فناوری هوش مصنوعی آشنا نباشد، عملاً شکستخورده تلقی میشود.
وی با اشاره به آینده نزدیک و ورود فناوریهایی همچون «هوش مصنوعی کوانتومی»، توضیح داد که حضور در رقابتهای ورزشی -از فوتبال گرفته تا کشتی و تکواندو- بدون بهرهگیری از محاسبات دقیق و دادههای تحلیلی درباره حریف، دیگر امکانپذیر نیست؛ تحلیلهایی که حتی میتواند الگوی حرکتی حریف، مانند نحوه بلندکردن دست یا پا، را پیشبینی کند. وی اعلام کرد که یکی از اولویتهای اصلی پیادهسازی این دکترین در وزارت ورزش، حضور هوش مصنوعی در تمامی ۵۳ فدراسیون ورزشی کشور است.
ورزش؛ از ورزش عمومی تا ورزش قهرمانی
سومین رکن، خود ورزش بهعنوان ابزار افزایش توان جسمی و تأمین نشاط اجتماعی است. استاد خسروپناه تأکید کرد که وقتی از ورزش سخن گفته میشود، نباید صرفاً ورزش قهرمانی مدنظر باشد، بلکه ورزش عمومی باید در اولویت قرار گیرد. وی با استناد به نظر برخی پزشکان، گفت که بخش قابلتوجهی از بیماریها ناشی از نبود پیشگیری درست و سبک زندگی نادرست در خوردن، آشامیدن و فعالیت بدنی است، و افزود که ورزش عمومی میتواند تا هفتاد درصد از هزینههای درمان را کاهش دهد.
به باور او، تمرکز اصلی نظام سلامت کشور باید از بخش درمان (مانند ساخت بیمارستان و واردات تجهیزات) به سمت بخش بهداشت و پیشگیری، از جمله ورزش همگانی، سوق پیدا کند.
استاد خسروپناه در این بخش خاطرهای از سفر خود به یونان و دیدار با مسیحیان ارتدوکس در جریان گفتوگوهای ادیان نقل کرد. به گفته او، در یکی از روزهای تعطیل، در پارکی در شهر آتن شاهد بود که صدها نفر از سالمندان به همراه جوانان مشغول ورزشکردن بودند؛ تصویری که وی آن را الگویی روشن از مفهوم ورزش همگانی دانست.
بر همین اساس، خسروپناه پیشنهاد کرد که یکی از شاخصهای ارزیابی عملکرد وزارت ورزش باید میزان رشد سالانه ورزش همگانی و میزان کاهش هزینههای درمانی ناشی از پیشگیری باشد.
استاد خسروپناه در ادامه، یک طبقهبندی راهبردی از انواع ورزش بر اساس منظومه فکری رهبر شهید ارائه کرد: ورزش همگانی؛ هدف آن سلامت عمومی و نشاط اجتماعی است و رویکرد آن بر دسترسی همگانی استوار است. ورزش قهرمانی؛ هدف آن غرور ملی و قلهسازی است و رویکرد آن حمایت گلخانهای از قهرمانان و استعدادهای برتر است. دیپلماسی ورزش؛ ابزاری برای تعامل بینالمللی و معرفی ظرفیتهای کشور است. ورزش پهلوانی؛ روح حاکم بر همه سطوح ورزش باید باشد؛ هدف آن صدور پیام فرهنگی و اخلاقی است و رویکرد آن ترویج جوانمردی، دینداری در میدان مسابقه و اخلاقمداری ورزشکار است.
استاد خسروپناه با تأکید بر اینکه ورزش در نگاه رهبر شهید فراتر از یک تفریح فردی است، آن را مصداقی از فریضه امر به معروف دانست؛ به این معنا که امر به ورزش، در واقع امر به معروف تلقی میشود و ماهیت ورزش از یک سرگرمی صرف به ابزاری برای تأمین سلامت مادی و معنوی جامعه تغییر میکند. وی همچنین به جایگاه فقهی ورزش در نگاه رهبر شهید اشاره کرد و گفت که ارتقای جایگاه ورزش در نظام ارزشگذاری اسلامی، البته با حفظ مرزهای شرعی و ملی، از مؤلفههای این نگاه فقهی است.
حضور مقتدرانه زن مسلمان ورزشکار
یکی از موضوعاتی که استاد خسروپناه بهطور ویژه بدان پرداخت، جایگاه زنان در ورزش بود. وی با صراحت اعلام کرد که در منظومه فکری رهبر شهید، حضور زن مسلمان در عرصه ورزش نهتنها نفی نشده، بلکه مورد تأکید قرار گرفته است؛ اما این حضور باید بهصورت مقتدرانه و همراه با حجاب و پایبندی به ارزشها باشد. به باور او، این رویکرد نوعی «خطشکنی در انحصار فرهنگی غرب» محسوب میشود؛ به این معنا که زن مسلمان ورزشکار میتواند با حفظ ارزشهای دینی خود، در میدانهای بینالمللی حضوری مقتدرانه داشته باشد و به آن نیز افتخار کند.
استاد خسروپناه در بخش دیگری از سخنرانی خود، با استناد به بیانیه گام دوم انقلاب، جوانان را موتور محرک پیشرفت کشور توصیف کرد و گفت که رهبر شهید معتقد بود بدون نقشآفرینی جوانان، پیشرفت کشور ممکن نیست. وی با اشاره به اینکه این جوانگرایی به معنای کنارگذاشتن نسل باتجربه نیست، تأکید کرد که نسل باسابقه باید در جایگاه راهبری و هدایتگری قرار گیرد، اما میدان عمل و اجرا باید در اختیار جوانان باشد.
استاد خسروپناه با اشاره به تعاریف رایج از «جوان» در کشور بر ضرورت اعتماد بیشتر به نسل جوان و واگذاری میدان به آنان تأکید کرد.
محور اصلی این بخش از سخنان او، عبارتی از بیانیه گام دوم بود: واگذاری بار اصلی مسئولیتهای آیندهساز کشور به نسل جوان. دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی ویژگیهای لازم برای ایفای این نقش را روحیه جهادی، ترکیب سرعت و دقت و اخلاص در عبور از موانع بروکراتیک، و مسئولیتپذیری اجتماعی همراه با خروج از بیتفاوتی نسبت به مسائل ملی و محلی برشمرد.
در تبیین ستون اجتماع، وی به آموزهای اشاره کرد که به گفته او از شهید آیتالله بهشتی آموخته است. وی میان دو نوع مدیریت تمایز قائل شد: «مدیریت کارتابلی» که در آن مدیر هر روز به بررسی و امضای نامهها و مکاتبات روزمره میپردازد، و «مدیریت تشکیلاتی» که در آن یک سازمان منسجم با تقسیم وظایف روشن شکل میگیرد. به باور استاد خسروپناه، در یک تشکیلات سالم، مدیر موفق نباید روزانه درگیر دهها کارتابل باشد، زیرا ساختار سازمانی باید بهگونهای طراحی شده باشد که هر فرد در جایگاه خود مسئولیت خویش را انجام دهد.
استاد خسروپناه با اشاره به گروههای جهادی فعال در سراسر کشور -که به گفته او لزوماً همگی با همین عنوان شناخته نمیشوند اما کارکردی مشابه دارند- این گروهها را نمونه عینی کار تشکیلاتی موفق دانست. وی با استناد به ادعای خود مبنی بر بررسی و تحقیق میدانی، اعلام کرد که هیچ کشوری در دنیا به اندازه ایران از ظرفیت داوطلبانه نسل جوان برخوردار نیست و جمعیت هلالاحمر کشور بیش از چهار میلیون داوطلب جوان دارد.
به گفته او، پیش از آغاز به کار دولت چهاردهم، تعداد داوطلبان جوان هلالاحمر حدود دو میلیون نفر بود که این رقم به حدود چهار میلیون نفر در ایام جنگ افزایش یافته است؛ روندی که استاد خسروپناه بخشی از آن را مرهون تلاشهای شورای عالی جوانان و معاونتهای مرتبط در جذب و درگیرکردن جوانان با نیازهای کشور دانست.
وی این الگو را نمونهای از «الگوی تراز ایرانی-اسلامی برای حل مسئله مبتنی بر مشارکت مردم» دانست و آن را با تأکیدات مکرر رئیسجمهور بر محوریت حرکتهای مردمی و گروههای مردمی-جهادی پیوند زد.
نظم و انسجام در برابر موازیکاری
سومین رکن کار تشکیلاتی از نگاه استاد خسروپناه، نظم و انسجام و پرهیز از پراکندهکاری و موازیکاری در نهادهای متولی امور جوانان است. وی یکی از کارکردهای مهم شورای عالی نوجوانان و جوانان را جلوگیری از موازیکاری دانست، البته با این قید که در برخی موارد ممکن است انجام کاری بهصورت موازی، حکمتی خاص خود را داشته باشد.
استاد خسروپناه در این بخش به نمونهای از همین انسجام در جریان جنگ اشاره کرد و گفت که در آن ایام، گروه کثیری از جوانان فعال در وزارت ورزش بهصورت منسجم و منظم برای پیگیری شکایت از اقدامات دشمن در سازمانهای بینالمللی به کار گرفته شدند.
استاد خسروپناه در جمعبندی این بخش، یک مدل مفهومی برای چرخه همافزایی فرهنگ، ورزش و اجتماع ارائه کرد: فرهنگ بهعنوان مبدأ حرکت و سوخت فرهنگی، ورزش بهعنوان حلقه واسط، و کار جهادی و میدانداری اجتماعی بهعنوان خروجی و دستاورد نهایی این چرخه.
یکی از بخشهای مهم سخنرانی استاد خسروپناه، مقایسهای تطبیقی میان «نگاه سنتی جاری» و «نگاه مطلوب و منظومهای» به جوانان بود که به این صورت صورتبندی شد: در نگاه سنتی، جوان بهعنوان متقاضی شغل یا متقاضی وام دیده میشود؛ در نگاه مطلوب، جوان حلال مشکلات خویش و تولیدکننده ثروت است. در نگاه سنتی، مدیریت دولتی و تصدیگری بر حوزه فرهنگ و ورزش حاکم است؛ در نگاه مطلوب، مدیریت حلقههای میانی و سپردن کار به نهادهای مردمی جایگزین میشود. در نگاه سنتی، رویکرد بخشی، جزیرهای و قرارگاهی غالب است؛ در نگاه مطلوب، شورای جوانان باید به یک قرارگاه واحد و منسجم تبدیل شود.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در توضیح این بخش، خاطرهای از دوران دولت شهید رئیسی نقل کرد و گفت که برخی مجموعههای مردمی که پیشتر بهصورت خودگردان و مستقل از بودجه دولتی فعالیت میکردند، پس از دریافت کمکهای مالی دولتی، در صورت قطع این کمکها، تشکیلاتشان دچار فروپاشی میشد. به باور او، وظیفه دولت، نه پرداخت مستقیم بودجه که موجب وابستگی میشود، بلکه تسهیلگری و رفع موانع است؛ اصلی که به گفته او محدود به حوزه فرهنگ و ورزش نیست و در حوزه کشاورزی نیز کاربرد دارد.
استاد خسروپناه در همین زمینه اشاره کرد که هفته گذشته نیز در نشستی با مسئولان حوزه کشاورزی، همین اصل حکمرانی مردمی را بر اساس منظومه فکری رهبر شهید تبیین کرده است.
استاد خسروپناه در بخشی از سخنان خود به معرفی پروژه پژوهشی گستردهای پرداخت که خود و جمعی از محققان در طول سه سال اخیر، همزمان با حضور در شورای عالی انقلاب فرهنگی، به انجام آن مشغول بودهاند.
به گفته او، در این مدت هر موضوعی که در دستور کار شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار میگرفت، با مراجعه به منظومه فکری رهبر شهید در همان موضوع بررسی و تدوین میشده است. حاصل این پژوهش، نخست در قالب دو جلد کتاب با عنوان «منظومه فکری رهبر شهید» منتشر شده و در ادامه، مجموعهای کاملتر و گستردهتر در دوازده جلد با عنوان «حکمرانی مجاهد» آماده شده که محتوای آن، به گفته استاد خسروپناه، کاملاً متفاوت و الگومحور است.
در بخش پایانی سخنرانی، استاد خسروپناه فهرستی از راهبردهای عملیاتی برای پیادهسازی منظومه فکری رهبر شهید در حوزه فرهنگ، ورزش و جوانان ارائه کرد که میتوان آنها را در این محورها خلاصه کرد: تغییر جایگاه شورای عالی نوجوانان و جوانان؛ ارتقای این شورا از یک نهاد صرفاً هماهنگکننده به یک «قرارگاه مرکزی» برای هدایت جنگ نرم و تأمین نشاط اجتماعی.
افزایش نشاط اجتماعی از طریق فدراسیونهای ورزشی که استاد خسروپناه در این بخش از پیشنهادی یاد کرد که پیشتر به مسئولان وزارت ورزش و میراث فرهنگی نیز ارائه داده است؛ برگزاری برنامههایی در مسیر میدان انقلاب تا میدان آزادی تهران با حضور فدراسیونهای ورزشی کشور بهمنظور معرفی مستقیم رشتههای ورزشی به مردم و افزایش نشاط عمومی.
وی توسعه حلقههای میانی به معنای طراحی سازوکارهای قانونی برای واگذاری پروژههای ملی به تشکلهای جوانان را به عنوان پیشنهاد دیگر شورای عالی انقلاب فرهنگی مطرح کرد.
الزام تمامی دستگاههای اجرایی به تخصیص بودجه برای تحقق دکترین تحصیل، تهذیب و ورزش، بهرهگیری از ظرفیت جوانان ورزشکار و المپیادی برای صدور پیام اخلاق پهلوانی و هویت اسلامی در سطح بینالمللی و تمرکززدایی از امکانات ورزشی و فرهنگی و هدایت منابع به سمت مناطق محروم کشور از دیگر پیشنهادهای دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی بود.
استاد خسروپناه در این بخش از بازدیدهای میدانی خود از بیش از سی فدراسیون ورزشی کشور یاد کرد و گفت که در جریان این بازدیدها، با همراهی وزیر و معاون وزیر ورزش و جوانان، شاهد بوده که اغلب این فدراسیونها برنامههایی برای هدایت منابع به مناطق محروم در دستور کار دارند.
حمایت از تولیدات رسانهای جوانان با محوریت امیدآفرینی و مقابله با جریان تحریف پیشنهاد دیگر وی بود.
وی تأکید کرد که منظومه فکری رهبر شهید یک چارچوب صرفاً نظری نیست، بلکه توأمان دارای ظرفیت عملیاتی نیز هست؛ ویژگیای که آن را از نظریهپردازیهای انتزاعی متمایز میکند. به باور او، صیانت از امید و نشاط جوانان باید بهعنوان بالاترین فریضه سیاستی نظام در نظر گرفته شود، چرا که آمادگی برای گامهای بلند تمدنساز تنها در سایه همبستگی ملی میسر است.