کد خبر:30124   تاریخ انتشار: سـه شنبه ، 17 شهریور سال 1405 ساعت 9:33:0

ظرفیت فضای سایبر در سیاست‌گذاری سبک زندگی

سومین نشست از سلسله نشست‌های سبک زندگی ایرانی-اسلامی؛ چالش‌ها، راهبردها و سیاست‌گذاری‌ها با عنوان «زیست‌جهان دیجیتال؛ الگوهای تعامل، اخلاق شهروندی و سیاست‌گذاری» برگزار شد.


سومین نشست از سلسله نشست‌های سبک زندگی ایرانی-اسلامی؛ چالش‌ها، راهبردها و سیاست‌گذاری‌ها با عنوان «زیست‌جهان دیجیتال؛ الگوهای تعامل، اخلاق شهروندی و سیاست‌گذاری»، با حضور محمدحسین ساعی؛ رئیس دانشگاه بین‌المللی سوره و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، مریم صانع‌پور؛ عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، منصور ساعی؛ مدیر گروه پژوهشی ارتباطات و علم و فناوری پژوهشکده مطالعات فرهنگی و ارتباطات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و دبیرعلمی نشست و بهاره نصیری، دانشیار پژوهشکده علوم اجتماعی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگیف به صورت برخط برگزار شد. 

در این نشست، محمدحسین ساعی سخنانش را با موضوع «ظرفیت فضای سایبر در سیاست‌گذاری سبک زندگی» ارائه کرد.

سیاست‌گذاری در جامعه پلتفرمی، یعنی مدیریت الگوریتم‌ها
ساعی با نقد جدی رویکردهای سنتی به درک فضای مجازی و فرارفتن از رویکردهای هنجاری صِرف، به کالبدشکافی ساختاری حکمرانی در عصر «جامعه پلتفرمی» و مخاطرات امنیت شناختی جامعه ایرانی پرداخت.

ابزار پلتفرمی به مثابه سلاح؛ پایان عصر سیاست‌گذاری دستوری 
 محمدحسین ساعی با ترسیم چشم‌انداز نوین دنیای دیجیتال، تأکید کرد که فضای سایبر دیگر نه یک ابزار ارتباطی خنثی، بلکه یک منطقه حاکمیتی مستقل، نوین و بسیار پیچیده است که با منطق «کد» و «الگوریتم» اداره می‌شود. وی با هشدار نسبت به پدیده هک بزرگ (The Great Hack) به عنوان توانایی قدرت‌های بیرونی در هک سیستم‌های انسانی (فرد و جامعه)، تصریح کرد که در صورت عدم حاکمیت بر زیرساخت‌های پلتفرمی و داده‌ها، امکان سیاست‌گذاری سبک زندگی در کشور وجود نخواهد داشت و دشمنان تمدن ایرانی به صورت ثانیه‌ای ذهنیت جامعه را مهندسی خواهند کرد.

تشتت گفتمانی نخبگان؛ بن‌بست اول در سیاست‌گذاری مجازی 
رئیس دانشگاه سوره، اساسی‌ترین چالش اولیه کشور در مواجهه با تحولات دیجیتال را «فقدان فهم و زبان مشترک نخبگانی» دانست. وی گفت: بر اساس پژوهش رساله دکتری بنده با روش علمی کیو (Q)، نشان داده شد که اختلاف‌نظر پیرامون مفاهیم پایه در عرصه فضای سایبر، در میان نخبگان جمهوری اسلامی به قدری عمیق است که ما حتی در گزاره‌های بنیادین این حوزه نیز فاقد یک ایده وفاق‌بخش و مشترک هستیم. این تشتت آراء عمیق نخبگانی، فضای اجماع‌ساز مورد نیاز برای سیاست‌گذاری کارآمد را از بین برده است. علاوه بر این، سیّالیّت شدید مفاهیم در این زیست‌بوم نیز موجب واگرایی و استحاله مداوم واژگان در طول زمان شده و تفاهمات حداقلی گذشته را نیز بی‌اثر کرده است.

فضای سایبر «منطقه حاکمیتی نوین»
ساعی تأکید کرد: فضای سایبر یک زیست‌جهان مستقل با منطق درونی کدهای الگوریتمی است. این فضا انسان را «بدن‌زدایی» کرده و بیولوژی ادراکی و مؤلفه‌های شناختی او را به شدت مدیریت‌پذیر و جهت‌دار می‌سازد.

فرگشت جامعه دیجیتال؛ ظهور «الگوکراسی» و جامعه پلتفرمی
 عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با ریشه‌یابی و تبارشناسی مفهوم سبک زندگی و تطور آن در اندیشه‌های پست‌مدرن، افزود که در عصر پلتفرمی کنونی، رویکردها تا سلولی‌ترین نقاط حیات بشری بر اساس یک نظام الگوریتمی طراحی و هدایت می‌شوند. ویژگی منحصربه‌فرد این عصر، توانایی جهت‌دهی به انتخاب‌ها و رفتارهای انسان‌ها در داخل الگوریتم، بدون ایجاد احساس اجبار فیزیکی یا حکومتی است.

تغییر فیزیکی مغز و بیولوژی شناخت؛ شواهد علوم شناختی 
 ساعی با ارجاع به ایده «رسانه همان پیام است» مارشال مکلوهان، توضیح داد که فناوری‌ها صرفاً حامل پیام نیستند، بلکه شیوه تجربه کردن عالم و فرایند شناخت انسان را دگرگون می‌کنند؛ وی به نتایج آزمایش‌های علمی انجام‌شده اشاره کرد که این پژوهش‌های شناختی روی بومیان دیجیتال (نسل جدید) نشان داده است که مسیر حرکت فیزیکی چشم و الگوی اسکن بصری آن‌ها برای درک پدیده‌های بیرونی، با نسل‌های پیشین تفاوت‌های آماری بسیار معنادار و الگوهای ثابتی دارد. این دستاورد علمی ثابت می‌کند که مصرف مداوم رسانه‌های نوین و بازی‌های رایانه‌ای، بیولوژی شناخت انسان‌ها را عملاً بازطراحی کرده است.

 هک بزرگی فراتر از نفوذ به لایه‌های فنی 
رئیس دانشگاه سوره تحول سال ۲۰۱۸ به بعد (ترکیب پلتفرم و هوش مصنوعی) را ورود به فاز مدیریت هوشمند و همه‌جانبه جوامع خواند. «در دنیای امروز با پدیده‌ای به نام هک بزرگThe Great Hack مواجهیم که فراتر از نفوذ به لایه‌های فنی، به معنای هک سیستم‌های انسانی، هک شناختی افراد و مهندسی اجتماعی در مقیاس تمدنی است. امروز، این ادعا وجود دارد که قدرت‌های صاحب این فناوری، می‌توانند گسست‌های عمیق تاریخی-فرهنگی ایجاد کنند، کشورها را به جنگ داخلی بکشانند و ملل را رودرروی هم قرار دهند.»وی تأکید کرد که در صورت فقدان مدیریت بر سطح الگوریتمیک، پلتفرمیک و جمع‌آوری داده‌ها، عملاً هیچ امکانی برای سیاست‌گذاری سبک زندگی نخواهیم داشت و جامعه ایران روزبه‌روز ضعیف‌تر خواهد شد. وی به عنوان نمونه بارز، تحولات اجتماعی سال ۱۴۰۱ را مثال زد که موتور محرک و تنظیم‌کننده تغییرات اجتماعی آن کاملاً از بیرون هدایت می‌شد.

دیالکتیک ابزار و محتوا؛ چرا در زمین بازی محتوا بازنده‌ایم؟
ساعی، ضمن تأیید ظرفیت‌های امور اخلاقی و تربیتی، در پاسخ‌هایی صریح و با به چالش کشیدن نگاه‌های صرفاً هنجاری و اخلاق‌محور، به فضای سایبر، گفت: «اگر زمین بازی ما صرفاً زمین اخلاق، تربیت، محتوا، معنا و پیام باشد، هر کاری بکنید شکست خواهید خورد. بازی اصلی در لایه زیرساخت، پلتفرم و الگوریتم است و اگر در آن نقطه شکست بخوریم، همه جامعه خود را باخته‌ایم؛ چرا که پلتفرم تعیین می‌کند چه محتوایی، با چه کیفیتی، به چه کسانی و در چه زمانی برسد؛ و از آثار این عمل نیز، بازخورد کاملی دریافت می‌کند.»

سواد رسانه‌ای؛ بحران ناهماهنگی در اجرا نه نقص قوانین بالادستی 
 محمدحسین ساعی، در پایان با استقبال از لزوم ارتقای مهارت‌های انتقادی شهروندان، تحلیل آسیب‌شناسانه‌ای از وضعیت اجرایی آن ارائه داد؛ وی گفت: برخلاف برخی مطالب بیان شده، به نظر من در سطح اسناد بالادستی و مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی قوانین و سیاست‌های بسیار مترقی و کافی برای توسعه سواد رسانه‌ای و صیانت وجود دارد و لزومی به تصویب مورد جدیدی نیست؛ انسداد اصلی در ناتوانی دستگاه‌های اجرایی، ضعف شدید در مقام هماهنگی و عملکردهای جزیره‌ای است که مانع از اثربخشی ملموس این سیاست‌ها در سطح جامعه شده است.