به گزارش مرکز رسانه و روابط عمومی شورای عالی انقلاب فرهنگی، حجتالاسلام والمسلمین عبدالحسین خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در آیین گرامیداشت روز اردبیل و بزرگداشت شیخ صفیالدین اردبیلی که در مجموعه جهانی شیخ صفیالدین اردبیلی برگزار شد، به ایراد سخنرانی پرداخت.
وی در این آیین به تشریح ابعاد گوناگون تاثیرگذاری مکتب صفیالدین اردبیلی بر تاریخ ایران پرداخت.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در ابتدای سخنان خود، با گرامیداشت سالروز بزرگداشت شیخ صفیالدین اردبیلی و روز اردبیل به عنوان نماد تمدن و فرهنگ اصیل ایرانزمین، یاد و خاطره شهدای صدر اسلام، شهدای اخیر و رهبر معظم انقلاب را گرامی داشت.
وی همچنین از تلاشهای مسئولان متدین و تلاشگر استان اردبیل در برگزاری این مراسم تقدیر کرد.
حجتالاسلام والمسلمین خسروپناه، شیخ صفیالدین اردبیلی را یکی از تأثیرگذارترین شخصیتها در شکلگیری هویت ایرانی برشمرد و اظهار داشت ما با یک شخصیت معمولی روبرو نیستیم، بلکه شیخ صفیالدین یک شخصیت هویتی است که توانست با بنیانگذاری مکتب اردبیل، مسیری را آغاز کند که در نهایت به تشکیل یکی از مقتدرترین دورانهای تاریخی ایران منجر شد.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در بخش اصلی سخنان خود، پرسشی کلیدی را فراروی اندیشمندان و پژوهشگران قرار داد و گفت پرسش اصلی و مهمی که باید درباره آن عمیقاً بیندیشیم این است که چگونه طریقت و عرفان صفویه با سیاست پیوند خورد؟
وی افزود در دوران طلایی تصوف، یعنی از قرن دوم تا چهارم و حتی پنجم هجری، ما عموماً شاهد عارفان و صوفیانی بودهایم که اهل عزلتنشینی، چلهنشینی و سیر و سفر از مکانی به مکان دیگر بودند و اصولاً کاری با سیاست و حکومت نداشتند.
استاد خسروپناه تصریح کرد باید بررسی کرد که چه اتفاقی رخ داد که این طریقتِ مبتنی بر خلوتگزینی، به تشکیل حکومت، یکپارچهسازی ایرانِ پراکنده و سیاست ختم شد؟
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه سخنان خود، به تشریح و تحلیل سه تبیین علمی و نظریه برجسته در پاسخ به این پرسش پرداخت.
وی در تشریح نظریه نخست که از آن به عنوان نظریه اضطرار عملی و پارادوکسیکال یاد میشود، اظهار داشت بر اساس این دیدگاه، شاه اسماعیل صفوی در دوران نوجوانی با یک موقعیت خاص و نوعی پارادوکس روبهرو شد.
به گفته وی، این موقعیت شاه اسماعیل را برای حفظ بقا و تحقق اهداف ناگزیر ساخت به سراغ قزلباشان برود و با پذیرش دعوت از سوی آنان، عملاً وارد عرصه سیاست و تشکیل حکومت شود که این امر نشاندهنده یک ضرورت تاریخی و اقتضای عملی در آن برهه خاص است.
استاد خسروپناه در تبیین نظریه دوم که بر پایه پیوند ذاتی عرفان با عدل و احسان استوار است، به آرای شیخ شهابالدین سهروردی معروف به شیخ اشراق در کتاب حکمتالاشراق اشاره کرد.
وی افزود بر مبنای این دیدگاه، گوهر و حقیقت عرفان چیزی جز عدل و احسان نیست و غیرممکن است عارفی در مسیر سلوک و طریقت گام بردارد اما نسبت به مسائل اجتماعی و ظلمهای جاری در جامعه بیتفاوت بماند.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت بر اساس اندیشه سهروردی، سیاستمدار واقعی و حقیقی کسی است که تمام منازل عرفانی از جمله یقظه و توبه را طی کرده و به منزل نهایی یعنی توحید رسیده باشد.
وی در توضیح تفاوت میان توحید کلامی و عرفانی یادآور شد که توحید در علم کلام اولین منزل به شمار میرود که به معنای احد و واحد بودن خداوند است.
استاد خسروپناه افزود اما در عرفان، توحید آخرین منزل و به صورت شهودی و وجودی مطرح میشود که حقیقت لا اله الا هو و لا وجود الا هو را نمایان میسازد.
وی تصریح کرد در نتیجه عارفی که این منازل را طی کرده و مظهر ظهور اسمای الهی میشود، نمیتواند در برابر ظلم اجتماعی بیتفاوت باشد و به طور طبیعی وارد عرصه سیاست و برقراری عدالت میشود که این امر خروجی ذاتی طریقت اوست.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی سپس به تشریح نظریه سوم که دیدگاه برگزیده ایشان نیز به شمار میرود، پرداخت و با ارائه تقسیمبندی جدیدی از سیر تحول عرفان اسلامی سخن گفت.
وی تصریح کرد ما در تاریخ ادبیات عرفانی خود ابتدا با عرفان ادبی همچون آثار ابوالقاسم قشیری که عرفان را با شعر و نثر ادیبانه بیان میکردند، روبهرو بودهایم.
استاد خسروپناه افزود همزمان با آن، عرفان عملی نظیر کتاب منازلالسائرین خواجه عبدالله انصاری با صد یا صد و یک منزل وجود داشته است.
وی اظهار داشت اما از قرن پنجم به بعد افق برتری به نام عرفان معرفتی شکل گرفت که پیش از تدوین عرفان نظری ابنعربی و فیلسوفانه شدن آن توسط ملاصدرا پدید آمد.
به گفته وی، ویژگی اصلی عرفان معرفتی این است که وقتی با ابعاد گوناگون معرفت جامع جامعه پیوند میخورد، تفکیک طریقت از سیاست را ممتنع میسازد.
وی تاکید کرد این تفکر جامعنگر ابتدا از شیخ زاهد گیلانی آغاز شد و در تربیت شاگردش شیخ صفیالدین اردبیلی تجلی یافت و سرانجام نمود عینی و خروجی عملی آن در قالب قیام و تشکیل حکومت توسط شاه اسماعیل صفوی ظاهر شد که جریانی پیوسته و متکی بر عرفان معرفتی به شمار میرفت.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به وضعیت پراکنده ایران پیش از ظهور صفویه تصریح کرد ایران پیش از این سلسله، درگیر تشتت شدید و نظام ملوکالطوایفی بود و وحدت سیاسی و جغرافیایی در آن معنای عینی نداشت.
وی افزود سلسله صفویه با تکیه بر ریشههای معنوی و نفوذ اجتماعی شیخ صفی، توانست ایرانِ تکهتکه شده را یکپارچه کرده و برای نخستین بار دولت-ملت به معنای نوین و منسجم آن را در این سرزمین ایجاد کند.
استاد خسروپناه خاطرنشان کرد این یکپارچهسازی تنها به مرزهای جغرافیایی محدود نبود، بلکه سلسله صفویه توانست هویت ملی و فرهنگی کشور را که در آن مقطع تاریخی در معرض نابودی و استحاله بود، بازسازی و احیا کند.
وی یکی از برجستهترین ویژگیهای اندیشه شیخ صفیالدین و نوادگان او را درآمیختگی عمیق معنویت با ساختار اجتماعی دانست.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت هنر بزرگ صفویه این بود که بین شریعت و طریقت جمع کرد؛ آنها معنویت عرفانی را از انزوای خانقاه خارج کرده و به عرصه مدیریت جامعه و سپهر سیاست آوردند.
وی افزود در واقع، مکتب صفویه پیش از آنکه یک ساختار حکومتی و دولت باشد، یک جریان مستمر تربیتی و اخلاقی بود که بر اساس آموزههای اصیل شیخ صفیالدین شکل گرفت.
استاد خسروپناه به دستاوردهای تمدنی عظیم این دوره اشاره کرد و اظهار داشت اگر امروز با افتخار از هویت ایرانی-اسلامی سخن میگوییم، ریشه در اقتداری دارد که شاه اسماعیل و اخلاف او با نگاه به سیره و منش جدشان ایجاد کردند.
وی افزود آنها با رسمی کردن مذهب تشیع، انسجام مذهبی را به عنوان چسب فرهنگی میان اقوام مختلف ایرانی به کار گرفتند.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی تصریح کرد در سایه این امنیت و وحدت بود که بزرگترین مکاتب فلسفی، هنری و معماری ایران، مانند مکتب اصفهان، فرصت شکوفایی و تعالی یافتند.
استاد خسروپناه در پایان سخنان خود، با دعوت از دانشگاهیان، حوزویان، اساتید و صاحبنظران برای تدبر و تامل بیشتر روی پرسش چگونگی پیوند طریقت و سیاست در مکتب صفوی، بر ضرورت تبیین مکتب اردبیل برای نسل امروز تاکید کرد.
وی خاطرنشان کرد شناخت شخصیت جامع شیخ صفیالدین اردبیلی، در حقیقت شناختِ ریشههای اقتدار، ثبات و یکپارچگی فعلی ایران است.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در پایان گفت اردبیل نه تنها یک نقطه جغرافیایی، بلکه خاستگاه عقلانیت و حماسهای است که ایران را از پرتگاه فروپاشی تاریخی نجات داد و وظیفه ملی ماست که این هویت فرهنگی را با ظرافت و درستی به نسلهای آینده معرفی کنیم.
|