کد خبر:29616   تاریخ انتشار: دوشـنـبه ، 11 خرداد سال 1405 ساعت 11:5:0

راهبردهای مواجهه با فرهنگ جنگ و ترور در آمریکا/ خشونت داخلی و مداخلات نظامی جهانی، دو روی یک سکه هستند

دکتر سعیدرضا عاملی، استاد گروه ارتباطات و مطالعات جهانی دانشگاه تهران و عضو فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران، در یادداشتی تحلیلی با استناد به آمارهای مستند، به واکاوی ریشه‌های ساختاری خشونت در آمریکا و پیوند آن با مداخلات نظامی جهانی پرداخت و شش راهبرد اساسی برای مقابله با این «نظام بازتولیدکننده خشونت» ارائه کرد.


مقدمه:
فقط طی سال گذشته میلادی (2025)، کشور آمریکا شاهد ثبت ۶۹۲ حادثه تیراندازی جمعی بود که طی هر حمله، چهار نفر یا بیشتر هدف گلوله قرار گرفته و جان خود را از دست داده‌اند (سوابق خشونت با سلاح - Gun Violence Archive ، 2026). بر اساس داده‌های نهایی مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌های آمریکا و سوابق خشونت با سلاح (نقل قول در تریس، Trace، 2026) مجموع مرگ‌ومیر ناشی از اسلحه در سال ۲۰۲۵ به بیش از ۳۸,۶۰۰ نفر رسید که از این تعداد ۱۴,۶۰۰ مورد قتل، ۲۴,۰۰۰ مورد خودکشی با اسلحه و مابقی شامل تیراندازی تصادفی بوده است. در بین قربانیان، ۲۲۴ کودک ۱۱ ساله یا کمتر و ۱,۰۳۰ نوجوان ۱۲ تا ۱۷ ساله جان خود را از دست داده‌اند که ارقامی معادل یک مدرسه ابتدایی به اضافه دو دبیرستان را در هر سال از جمعیت دانش‌آموزی این کشور حذف می‌کند.
حوزه دیگری از خشونت فزاینده مربوط به تنش‌های نژادی و «جرائم ناشی از نفرت» است. داده‌های مقدماتی اف‌بی‌آی از جرائم ناشی از نفرت در سال ۲۰۲۵ نشان می‌دهد جنایت‌های ضدآسیایی‌تباران، ۲.۴ برابر بالاتر از میانگین سالانه باقی مانده است. همچنین جرائم ضدسیک‌ها ۵۹ درصد (چرا که با اغلب به دلیل پوشینه سر با مردان مسلمان اشتباه گرفته می‌شوند)، ضدبودایی‌ها ۲۳ درصد و ضد لاتینوتبارها ۱۹ درصد افزایش یافته است (همبستگی آمریکایی‌های آسیایی‌تبار در پیشبرد عدالت - Asian Americans Advancing Justice ، 2026). همچنین، شورای روابط آمریکایی ـ اسلامی - Council on American-Islamic Relations در گزارش سالانه خود که در آوریل ۲۰۲۶ منتشر شد، اعلام کرد شکایات ثبت‌شده از حملات ناشی از نفرت علیه مسلمانان در سال ۲۰۲۵ نسبت به سال ۲۰۲۴ حدود ۱۰ درصد افزایش یافته و به بیش از ۸,۱۰۰ مورد رسیده است.خشونت پلیس نیز به موازات این بحران پیش رفته است. سامانه نقشه‌برداری از خشونت پلیس (2026) نشان می‌دهد که در سال ۲۰۲۵، نیروهای انتظامی آمریکا 1.384 نفر را به قتل رسانده‌اند و در سال 2026 تا زمان نگارش این متن نیز 488 شهروند دیگر کشته شده‌اند.
این ارقام نشان‌دهنده شتاب فزاینده بحران خشونتی است که جامعه آمریکا را از درون می‌گدازد، اما این تنها بخش آشکار آن است چرا که در آمریکا، خشونت‌های منجر به مرگ یک هنجار همه‌گیر با ریشه‌های نژادی، دینی و طبقاتی است. در همین بازه زمانی، واشنگتن نه تنها در مهار این فراگیری داخلی ناکام بوده است، بلکه با تشدید مداخلات نظامی خود در عرصه بین‌المللی، الگوی رفتاری مشابهی را در سطح جهانی بازتولید کرده است. در واقع، هر رویداد خشونت‌بار در این مجموعه، حلقه‌ای از زنجیره بلندی است که خشونت داخلی آمریکا را به عرصه جهانی پیوند می‌دهد.هدف متن حاضر ارائه تحلیلی مستدل و مستند از نظامی است که در آن ــ چه در درون خانه و چه در سطح جهانی ــ حل مسئله و اختلاف با زور، به یک روش مشروع و هنجار تبدیل شده است. این شناخت، از طریق درک ریشه‌های خشونت ساختاریافته در نظام اجتماعی و سیاسی آمریکا، برای بازتنظیم تعاملات و نحوه مواجهه با آن موجودیت ضرورت دارد. با این هدف، متن حاضر در چهار بخش دنبال شده است. بخش نخست به برخی از مشهورترین دیدگاه‌های نظری راجع به منشاء خشونت آمریکایی و فراگیری آن به عنوان یک هنجار اجتماعی توجه می‌کند. بخش دوم، به ریشه‌های تاریخی و فرهنگی خشونت در آمریکا می‌پردازد و آمار و شاخص‌های این پدیده را در پرتو دسته‌بندی‌های جمعیتی ارائه می‌دهد. بخش سوم موانع سیاسی و ساختاری را که مانع اصلاحات می‌شوند و درس‌های گرفته‌نشده از تجربه کشورهای مشابه را تحلیل می‌کند و بخش چهارم پیوند میان خشونت داخلی و مداخلات نظامی جهانی را از طریق تحلیل موارد مشخص و داده‌های تسلیحاتی به تصویر می‌کشد.
بخش پایانی نیز با جمع‌بندی یافته‌ها، راهبردهایی را برای سیاست ملی و منطقه‌ای ارائه می‌دهد که مبتنی بر بازدارندگی فعال، مقاومت منطقه‌ای چندلایه و افشای نظام‌مند این خشونت صادراتی از سوی آمریکا است.
1) دیدگاه‌های نظری
خشونت جهانی آمریکا بازتاب ساختاری فرهنگ خشونت حاکم بر این کشور است. برای فهم چرایی این پدیده، ناگزیر باید به وجوه تاریخی آن بازگشت. چنانکه مورخان استدلال کرده‌اند، خشونت سیاسی همواره بخشی از «داستان آمریکا» و نه انحرافی موقت یا رویدادی مجزا در تاریخ آمریکا بوده است (والسانینی- Valsania ، 2022). از دوران جنگ استقلال و رویه نزاع تن به تنِ مرگبار میان نخبگان سیاسی تا ترور رؤسای جمهور و خشونت‌های نژادپرستانه قرن نوزدهم و بیستم، این الگوی تکراری مشاهده می‌شود که قانون‌گریزی مسلحانه ابزاری مشروع برای حل اختلافات است (همان). در اینجا مناسب است چند نظریه ناظر بر فرهنگ جنگ و خشونت در آمریکا برجسته شود:

1.1 نظریه فرهنگ اعتبار یا آبرو: ریچارد نیسبت - Nisbett (1996) با معرفی نظریه فرهنگ اعتبار (Culture of Honor) این الگو را با نگاهی تاریخی توضیح داده است. بر اساس این نظریه، در جوامعی که اقتصادشان مبتنی بر شبانی (دامداری سیّار) است و دولت مرکزی قادر به تأمین امنیت و حمایت از مالکیت نیست، افراد یاد می‌گیرند که برای حفظ آبرو و اعتبار، ناموس و دارایی خود شخصاً از خشونت استفاده کنند. مهاجران اولیه اسکاتلندی ـ ایرلندی که در قرن هجدهم به مناطق مرزی و جنوبی آمریکا کوچ کردند، این الگوی رفتاری را با خود حمل و در محیطی بازتولید نمودند که فاقد نهادهای قانونی کارآمد بود. با این حال، نظریه فرهنگ آبرو، برای تبیین تمام ابعاد خشونت آمریکایی کافی نیست.

1.2 رویکرد مرزگستری: یک تبیین مشهور دیگر از خشونت غیرقابل مهار در آمریکا، با مفهوم فرایند مرزگستری (Frontier Process) ارائه شده است. ترنر (2017) در معرفی این نظریه استدلال می‌کند که هویت آمریکایی در مواجهه با مرز بین بخش قابل سکونت و حیات وحشِ خطرناک شکل گرفته است. نسل‌های متوالی مهاجران به آمریکا با عقب‌راندن این مرز به سمت غرب، ویژگی‌هایی چون فردگرایی افراطی، بی‌اعتمادی به اقتدار مرکزی و تمایل به خشونت به عنوان راه‌حل مسئله را پرورش دادند. این اسطوره مرز هنوز هم در ذهنیت سیاسی آمریکا فعال است و از دیوار مرزی مکزیک تا سیاست‌های مهاجرتی بازتولید می‌شود. مطابق با این هراس نهادینه شده در جامعه آمریکا، حقوق مدرن جنگ برای مشروعیت‌بخشی به نسل‌کشی بومیان و خلع ید آنان تدوین شده است. فرانسیس لیبر، بنیانگذار علوم سیاسی آمریکا، صراحتاً نژاد قفقازی را به عنوان نژادی برتر با استعداد تأسیس‌گری منحصربه‌فرد توصیف می‌کرد و توسعه ارضی به بهای حذف بومیان را یک ضرورت تاریخی می‌دانست (کینسلا – Kinsella- ، 2023). لذا، خشونت در آمریکا، نظامی است که در آن منطق سلطه بر دیگری، خواه بومیان قرن نوزدهمی، برده سیاه‌پوست آفریقایی، مهاجر قرن بیست و یکمی و به طور کلی، دیگری باشد، به شکل یک اصل بنیادین هویت‌بخش درونی شده است.

1.3 نظریه جامعه اسلحه‌ای: در کنار رویکردهای تاریخی یادشده، نظریه‌های اجتماعی نیز برای تبیین خشونت نهادینه‌شده در جامعه آمریکا حائز اهمیت هستند. از یک سو، نظریه جامعه اسلحه‌ای توسط جامعه‌شناسان انتقادی صورتبندی شده است. برخلاف نگاه رایج که مالکیت اسلحه را پدیده‌ای فردی و مبتنی بر انتخاب شخصی می‌داند، این نظریه استدلال می‌کند که اسلحه در آمریکا ساختار تعاملات روزمره را بازتعریف می‌کند (کارلسون- Carlson - ، 2015). کارلسون در مطالعه قوم‌نگارانه خود از خانواده‌های صاحب ‌اسلحه در غرب میانه آمریکا توضیح می‌دهد که از نظر آنها، اسلحه یک ابزار دفاعی نیست، بلکه به هسته معناساز هویت تبدیل شده است. مردان سفیدپوست طبقه کارگر از طریق حمل اسلحه، احساس مردانگی بازیابی‌شده را تجربه می‌کنند و اسلحه به نمادی از مقاومت در برابر افول اقتصادی و جایگاه اجتماعی آنان تبدیل می‌شود. )کیمل – Kimmel -2018) با بسط این ایده استدلال می‌کند در جوامعی که فرصت‌های سنتی تأیید مردانگی مانند اشتغال پایدار، سرپرستی خانواده و اقتدار اجتماعی رو به زوال است، اسلحه به جایگزین نمادین قدرت ازدست‌رفته بدل می‌شود. به همین دلیل است که مردان سفیدپوست میانسال روستایی بالاترین نرخ خودکشی با اسلحه را دارند و ۸۵ تا ۸۹ درصد از حامیان ترامپ مالکیت اسلحه را برای محافظت از خود ضروری می‌دانند (پیو - Pew، 2026). از نظر آنها، اسلحه یک ابژه فتیش‌وار است که بحران هویت و هراس از سقوط اجتماعی را به نمایشی از قدرت و آمادگی برای خشونت تبدیل می‌کند.

1.4 نظریه خشونت حلقه‌ای: نظریه خشونت حلقه‌های بستهClose Loop Vilolence))حاصل بسط اندیشه‌های فرانتس فانون (1961) و جورج هربرت مید (1918) ابراز می‌کند جوامعی مانند آمریکا، استرالیا و کانادا که از طریق مهاجرنشینی شکل گرفته‌اند، دچار نوعی شکاف در درک خشونت هستند. در این جوامع، خشونت علیه بومیان چنان در نهادها و رویه‌های بنیادین نهادینه شده است که دیگر به عنوان خشونت بازشناخته نمی‌شود بلکه در قالب مفاهیمی چون تقدیر، پیشرفت و تمدن‌سازی طبیعی‌سازی می‌گردد. این رویکرد توضیح می‌دهد که چرا خشونت پلیس علیه اقلیت‌های نژادی یا بمباران غیرنظامیان در افغانستان و عراق، در گفتمان رسمی آمریکا به ندرت با عنوان خشونت یا جنایت جنگی از ظرفیتِ مخالفت برخوردار می‌شود. به جای آن، جامعه گرایش دارد عناوینی چون اشتباه عملیاتی، تلفات جانبی یا دفاع پیشگیرانه را پذیرفته و از مخدوش شدن مشروعیتِ دولت ـ ملت خودی پیشگیری کند. آنچه آمریکا را در بین چنین جوامعی متمایز می‌سازد، دسترسی آسان به فناوری کشتار جمعی است که این حلقه بسته را به شکلی بازتولیدکننده و مقاوم در برابر هرگونه اصلاح تبدیل می‌کند.
این نظریات در مجموع، تصویر جامع‌تری از سازوکارهای بازتولید خشونت در آمریکا از سطح خُرد روانشناختی تا سطح کلان معرفت‌شناختی ارائه می‌دهند. تمامی دیدگاه‌های نظری فوق در این امر اشتراک نظر دارند که خشونت در آمریکا کیفیت انحرافی ندارد یا یک مشکل کارکردی نیست، بلکه جزئی جدایی‌ناپذیر از روش آمریکایی بودن و فرهنگ آمریکائی محسوب می‌شود. این بنیان نظری ما را به این گزاره می‌رساند که آمریکا دولت ـ ملتی بنا شده بر خشونت ساختاری است که در آن، دولت مشروعیت خود را از طریق بازتولید مستمر خشونت در دو سطح خرد در شکل خشونت میان‌فردی، نژادی و جنسیتی و غیر آن و کلان در اشکال مداخلات نظامی، جنگ‌های نیابتی و تحریم‌ کشورها تأمین می‌کند. لذا آمریکا را بایستی به عنوان یک نظام خشونت بازتولیدشونده در نظر گرفت که در آن منطق سلطه بر دیگری، اصل بنیادین هویت‌بخشی و انسجام اجتماعی محسوب می‌شود.

2) ریشه‌ها و آمار خشونت داخلی در آمریکا

مطابق با رویکردهای نظری ارائه شده، برای درک خشونت در آمریکا، نخست باید به ریشه‌های نهادی و فرهنگی آن بازگشت. مهم‌ترین این ریشه‌ها، تفسیر خاص دیوان عالی آمریکا از متمم دوم قانون اساسی این کشور است. این متمم دوم که در سال ۱۷۹۱ به قانون اساسی آمریکا الحاق شد، تصریح می‌کند: «داشتن و حمل سلاح توسط مردم نقض‌ناشدنی است». با این حال، تا پیش از سال ۲۰۰۸، دامنه این حق به گونه‌ای تفسیر می‌شد که عمدتاً با خدمت در نیروی شبه‌نظامی ایالتی مرتبط بود. در کنار این چارچوب حقوقی، اسطوره مرز غربی و فرهنگ «وسترن» بازتولیدکننده خشونت بوده است. صنعت اسلحه و لابی قدرتمند انجمن ملی سلاح آمریکا با تکیه بر همین بستر فرهنگی، مدل بازاریابی «بخر، انبار کن، مسلح باش - buy, stockpile, arm» را ترویج می‌کند تا فروش سالانه بیش از ده میلیون قبضه اسلحه را تضمین ‌نماید. نتیجه این پیوند پیچیده بین حقوق فردی مطلق‌انگار، اسطوره‌های تاریخی و منافع اقتصادی، جامعه‌ای است که در آن خشونت مسلحانه به یک هنجار روزمره تبدیل شده است.

آمارهای رسمی وسعت این فاجعه ملی را به تصویر می‌کشند. بر اساس داده‌های مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌ها، در هر سال در آمریکا به طور متوسط 40 هزار نفر بر اثر خشونت با اسلحه جان خود را از دست می‌دهند (تریس، 2026). این رقم به معنای مرگ حدود 123 نفر در هر روز است. از این مجموع، نزدیک به ۲5 هزار مورد خودکشی با اسلحه و بیش از 15 هزار مورد شامل قتل، تیراندازی تصادفی بوده است (همان). نرخ قتل با اسلحه در آمریکا حدود ۴.۵ به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر است که ۲۵ برابر بالاتر از سایر کشورها است. برای مقایسه، این نرخ در کانادا ۰.۵، در آلمان ۰.۱ و در ژاپن ۰.۰۲ به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر است. تفاوت‌های درون‌کشوری نیز چشمگیر است. ایالت‌هایی با قوانین سختگیرانه کنترل اسلحه مانند نیوجرسی نرخ ۱.۸ دارند در حالی که ایالت‌هایی با قوانین سهل‌گیرانه مانند وایومینگ نرخ ۲۰.۹ را ثبت کرده‌اند (کی.اف.اف، 2026).شتاب فزاینده خودکشی با اسلحه به ویژه در میان کودکان و نوجوانان چشمگیر است. در دهه منتهی به ۲۰۲۱، نرخ خودکشی با اسلحه در بین کودکان تا ۱۷ سال ۵۷ درصد افزایش یافت (بردی یونایتد، 2024). بیشترین افزایش در میان کودکان سیاه‌پوست غیراسپانیایی (۱۸۳ درصد) و کودکان اسپانیولی (۱۴۱ درصد) ثبت شده است (همان). از گذشته، مردان سفیدپوست میانسال روستایی بالاترین نرخ خودکشی با اسلحه را داشته‌اند، اما داده‌های اخیر (همان) نشان می‌دهند که این جمعیت به سرعت در حال تنوع‌بخشی است و شکاف نژادی در حال کاهش است. این نحوه بازخورد خشونت بر علیه خود، منعکس کننده احساس محرومیت و احساس حقارت اجتماعی است که در میان جامعه مهاجر شیوع دارد.

دسته‌بندی جامعه آمریکا بر اساس میزان درگیری با خشونت، الگوهای ساختاری عمیقی را آشکار می‌سازد. در یک سو، مردان جوان ۱۵ تا ۳۴ ساله ساکن محله‌های فوق‌فقیر شهری به ویژه در شهرهایی مانند شیکاگو، بالتیمور و سنت لوئیس با نرخ قتل بین ۴۰ تا ۱۲۰ در ۱۰۰ هزار نفر روبه‌رو هستند. این رقمی است که با مناطق جنگی قابل مقایسه است. این گروه حدود ۴۵ درصد از قربانیان قتل و ۵۵ درصد از عاملان دستگیرشده را تشکیل می‌دهند و علت اصلی آن درگیری‌های باندی، فقر مزمن، نبود فرصت‌های شغلی و دسترسی آسان به اسلحه است. در سوی دیگر طیف، مردان سفیدپوست ۴۵ تا ۶۴ سال در مناطق روستایی آپالاشیا، جنوب روستایی و غرب کوهستانی بالاترین نرخ خودکشی با اسلحه بیش از ۳۵ در ۱۰۰ هزار نفر را تجربه می‌کنند و انزوای اجتماعی، بحران مواد مخدر و فروپاشی اقتصادی از عوامل اصلی این پدیده محسوب می‌شوند. خودکشی با اسلحه در این گروه در واقع بیش از مجموع قتل‌های سیاه‌پوستان شهری و سفیدپوستان حومه‌نشین است، اما رسانه‌ها و سیاست‌گذاران به طور نامتناسبی کمتر به آن می‌پردازند.

جوامع بومیان آمریکا و آلاسکا نیز با بالاترین نرخ خشونت جنسی و ناپدیدشدگان روبرو هستند که نرخ قتل در برخی موارد تا ۳۰ در ۱۰۰ هزار نفر می‌رسد، اما به دلیل حاشیه‌نشینی و ضعف نظام‌های گزارش‌دهی، این خشونت‌ها عمدتاً نادیده گرفته می‌شوند. یکی از یافته‌های غیرمنتظره در این دسته‌بندی آن است که کودکان و نوجوانان در مدارس، با وجود پوشش گسترده رسانه‌ای، پایین‌ترین نرخ مرگ (۰.۵ در ۱۰۰ هزار) را دارند، با این حال یک کودک آمریکایی ۵۷ برابر بیشتر از یک کودک در حتی ۳۱ کشور توسعه‌یافته دیگر در تیراندازی مدرسه کشته می‌شود. همچنین زنان در روابط خانوادگی با خطر قابل توجهی مواجه هستند. وجود اسلحه در خانه، خطر قتل زن توسط شریک زندگی را ۵۰۰ درصد افزایش می‌دهد و ۲۲ درصد از کل قتل‌های زنان در آمریکا با اسلحه توسط همسر یا شریک وی انجام می‌شود.از سوی دیگر، بررسی نگرش رای‌دهندگان آمریکایی به ویژه حامیان دونالد ترامپ، تناقض عمیقی را در فرهنگ سیاسی آن کشور آشکار می‌سازد. حدود ۲۹ درصد از جمهوری‌خواهان از خشونت سیاسی به دلیل از مسیر خارج شدن اوضاع حمایت می‌کنند، در حالی که این رقم در میان دموکرات‌ها ۸ درصد است (پیو، 2025). مطالعه‌ای در سال ۲۰۲۲ نشان داد که تأیید دونالد ترامپ به طور قابل توجهی با حمایت از خشونت سیاسی مرتبط است و این رابطه از طریق نگرش‌های نژادپرستانه و بیگانه‌هراسانه حمایت می‌شود. با این حال، همین رای‌دهندگان جمهوری‌خواه هنگام مواجهه با پرسش‌های مشخص درباره قوانین کنترل اسلحه، مواضعی کاملاً متفاوت اتخاذ می‌کنند.
نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که ۸۳ درصد از حامیان ترامپ از گزارش اسلحه گمشده یا دزدیده‌شده به مجریان قانون حمایت می‌کنند، ۷۳ درصد موافق تقویت بررسی‌های پیشینه افرادِ خریدار اسلحه هستند و ۶۹ درصد موافق محدودیت موقت دسترسی به اسلحه برای افراد در بحران روانی می‌باشند (روانشناسی امروز، 2026). این تناقض نشان می‌دهد که فرهنگ خشونت در آمریکا را نمی‌توان صرفاً به یک حزب یا ایدئولوژی سیاسی خاص نسبت داد. به عبارت دیگر، خشونت در آمریکا یک مسئله حزبی یا ایدئولوژیک نیست، بلکه یک بیماری ساختاری است که تمام طیف‌های سیاسی، نژادی و طبقاتی را درگیر کرده است.

3) اصلاح‌ناپذیری خشونت ساختاری در آمریکا
علیرغم دهه‌ها بحث عمومی و وقوع صدها هزار قتل قابل پیشگیری، آمریکا در اجرای اصلاحات موثر در زمینه کنترل اسلحه ناکام مانده است. این شکست را نمی‌توان صرفاً به مقاومت فرهنگی یا پیشینه تاریخی نسبت داد؛ بلکه مهمتر از اینها، ریشه در موانع سیاسی و ساختاری عمیقی دارد که هرگونه اقدام مؤثر را مسدود می‌سازد. نخستین و مهم‌ترین این موانع، سازوکار به اصطلاح فیلیباستر در سنای آمریکاست که تصویب هر قانون فدرال را به کسب ۶۰ رأی از ۱۰۰ رأی سنا نیازمند می‌کند. این قاعده رویه‌ای به اقلیتی از ۴۱ سناتور اجازه می‌دهد تا هرگونه قانون کنترل اسلحه، حتی آنهایی که مورد حمایت اکثریت قاطع مردم هستند، را مسدود کنند. برای مثال، در سال ۲۰۱۳، قانونی که دامنه بررسی‌های پیشینه را به فروش‌های خصوصی اسلحه گسترش می‌داد و مورد حمایت ۸۵ تا ۹۰ درصد آمریکایی‌ها بود، توسط ۴۶ سناتور (شامل ۴۲ جمهوری‌خواه و ۴ دموکرات) مسدود شد (بایگانی ویندی، 2013).
در کنار این موانع سیاسی و حقوقی، دو عامل ساختاری دیگر نیز به شکست نظام‌مند آمریکا در کنترل خشونت دامن می‌زند. نخستین مورد، بحران مزمن نظام سلامت روان است. بر اساس مطالعات متعدد، حدود ۶۰ درصد از عاملان تیراندازی جمعی نشانه‌های جدی اختلال روانی مانند اسکیزوفرنی، اختلال دوقطبی یا افسردگی شدید درمان‌نشده را نشان داده‌اند (متزل – Metzel و دیگران، 2022). با این حال، به دلیل کمبود خدمات سلامت روان، هزینه‌های بالای درمان و تابوهای اجتماعی مرتبط با بیماری روانی در آمریکا، اکثر این افراد هرگز تشخیص یا درمان مؤثری دریافت نمی‌کنند. دومین مورد، فقر ساختاری و نابرابری اقتصادی است. نرخ قتل در محله‌های فقیرنشین شهری مانند برخی بلوک‌های شیکاگو، بالتیمور و سنت لوئیس ده برابر مناطق مرفه شهری است (مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌ها - Centers for Disease Control and Prevention ، 2023). در این محله‌ها، نبود شغل، مدارس ضعیف، حذف نظام‌مند فرصت‌ها و حضور باندهای مسلح، چرخه‌ای از خشونت را بازتولید می‌کند که نسل‌ها ادامه می‌یابد. سیاست تحمل صفر(Zero Tolerance) در دهه ۱۹۹۰ و نظام قانون نه تنها این چرخه را نشکست، بلکه با برخورد خشن با جوامع سیاه‌پوست و لاتین‌تبار، بی‌اعتمادی عمیق‌تری را نسبت به پلیس و نهادهای دولتی ایجاد کرد. نتیجه آنکه پلیس آمریکا در سال ۲۰۲۵، تعداد ۱,۳۱۵ نفر را به قتل رسانده است ( نقشه‌برداری از خشونت پلیس، 2026) و معترضان به خشونت پلیس نیز همواره با شدیدترین سرکوب مسلحانه روبه‌رو شده‌اند.

این شبکه به‌هم‌پیوسته متشکل از موانع سیاسی، تصمیمات قضایی، نارسایی‌های نظام سلامت و نابرابری‌های ساختاری، چرخه‌ای خودبازتولیدکننده را تشکیل می‌دهد که با وجود زمینه مستعد خشونت‌پروری در جامعه آمریکا، خشونت هم به علت و هم به معلول تبدیل شده است. 4) فراگُستری جهانی خشونت و ترور آمریکاییپیوند بین خشونت داخلی و مداخلات نظامی آمریکا در عرصه جهانی ریشه در منطق مشترکی دارد که اندرو باسویچ - Bacevich (2008)، نظریه‌پرداز روابط بین‌الملل و مورخ نظامی، آن را فراگستری مستقیم روش زندگی آمریکایی و تغییر آن را مستلزم دگرگونی بنیادین در نحوه زندگی آمریکایی‌ها می‌داند. از زمان جنگ سرد، آمریکایی‌ها دچار شیفتگی دوحزبی به قدرت نظامی شده‌اند و مطابق با تجربه زیسته تاریخی خود، این باور را درونی کرده‌اند که قدرت نظامی مؤثرترین ابزار برای ایجاد تغییر در جهان است. این الگو باعث شده است آمریکا خود را صاحب حق یک‌جانبه برای اعمال خشونت در هر نقطه از جهان دانسته و هرگونه غیریتی را با دشمن‌تراشی و تخریب نظام‌مند پاسخ ‌دهد. شواهد تاریخی این الگو را به روشنی تأیید می‌کند. از جنگ ویتنام با تخمین نسل‌کشی بیش از دو میلیون غیرنظامی تا حمله به عراق در ۲۰۰۳ با قتل عام بیش از ۲۰۰ هزار غیرنظامی، جنگ بیست‌ساله افغانستان با بیش از ۷۰ هزار غیرنظامی کشته‌شده طبق گزارش سازمان ملل و به اصطلاح پویش ترورهای هدفمند در کشورهای متعدد و اخیراً تجاوز به ایران، همین الگوی ثابت یعنی توجیه عملیات نظامی در چارچوب‌های جعلی دفاع از خود، مبارزه با تروریسم یا گسترش دموکراسی قابل مشاهده است.

به عنوان یک نمونه، در بازه زمانی ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶، آمریکا نه تنها از تعهدات خود برای مهار خشونت در غزه نکاسته، بلکه با تصویب بسته‌های تسلیحاتی عظیم به ارزش نزدیک به ۱۶ میلیارد دلار برای رژیم اسرائیل (اخبار ایرلند، 2026)، مستقیماً به تداوم کشتار غیرنظامیان در غزه کمک کرده است. بر اساس گزارش سازمان ملل و عفو بین‌الملل، استفاده از تسلیحات آمریکایی توسط رژیم اسرائیل در حملاتی که منجر به کشته شدن 76 هزار غیرنظامی فلسطینی از جمله زنان و کودکان بصورت گسترده و فراگیر به وقوع پیوسته است، با این حال، دولت ترامپ با دور زدن فرآیند بررسی کنگره برای معاملات تسلیحاتی مهم مربوط به رژیم اسرائیل و خودداری از مشارکت با کنگره در سؤالات در مورد مراحل بعدی در غزه و سیاست کلی آمریکا به اسرائیل فرصت عادی‌سازی خشونت به نفع رویه جنایتکارانه جاری را می‌دهد.

تناقض عمیق در رویکرد آمریکا به خشونت در مقایسه بودجه نظامی عظیم با سرمایه‌گذاری ناچیز در کاهش خشونت داخلی به قابل مقایسه است. بودجه دفاعی پیشنهادی دولت ترامپ برای سال مالی ۲۰۲۶ به رقم بی‌سابقه ۱.۰۱ تریلیون دلار می‌رسد که شامل ۸۴۸.۳ میلیارد دلار بودجه اختیاری و ۱۱۳.۳ میلیارد دلار بودجه اجباری از طریق مصالحه کنگره است (وزارت جنگ آمریکا، 2025). این بودجه که نشان‌دهنده افزایش ۱۳.۴ درصدی نسبت به سال ۲۰۲۵ است، افزایش قابلیت کشندگی و آمادگی را در اولویت قرار می‌دهد که شامل سرمایه‌گذاری‌های کلان در سامانه‌های دفاع موشکی، زیردریایی‌های هسته‌ای، مهمات فراصوتی و ناوگان هوایی پیشرفته است (همان). در مقابل، بودجه فدرال برای برنامه‌های پیشگیری از خشونت، سلامت روان و توسعه اقتصادی در محله‌های فقیرنشین، حتی کسری از یک درصد این رقم را تشکیل نمی‌دهد. هشداردهنده‌تر آنکه در سالی که بیش از ۳۸,۶۰۰ آمریکایی بر اثر خشونت با اسلحه جان خود را از دست داده‌اند، رقمی بیش از ۱۵ برابر تلفات نظامیان آمریکایی در ۲۰ سال جنگ افغانستان که حدود ۲,۵۰۰ نفر تخمین زده می‌شود، دولت و کنگره بودجه‌ای بی‌سابقه برای تسلیحات فراصوتی، دفاع موشکی لایه‌ای و نیروهای هسته‌ای تصویب می‌کنند (جین - Jane، 2025).

جمع‌بندی: راهبردهای مقابله با خشونت ساختاری آمریکا
فرهنگ ترور داخلی در آمریکا و منطق سلطه بر کشورهای دیگر، دو روی یک سکه هستند. آنچه در خیابان‌های شیکاگو و بالتیمور به صورت تیراندازی‌های دسته‌جمعی، خودکشی با اسلحه، قتل ناشی از نفرت و خشونت پلیس بروز می‌یابد، در عرصه بین‌المللی به شکل مداخلات نظامی، تسلیح گروه‌های نیابتی، بمباران پهپادی و تحریم‌ اقتصادی بازتولید می‌شود. آمریکا با دسترسی آسان به فناوری کشتار جمعی، مشروعیت فرهنگ خشونت به عنوان دفاع از خود و انسداد سیاسی ساختاری که اجرای حتی کم‌هزینه‌ترین اقدامات کنترلی را غیرممکن می‌سازد، امروز به یک استثناگراییِ برای نغض همه قواعد و قوانین بین المللی تبدیل شده است. نظامِ بازتولیدکننده خشونت در این کشور، ذات و هویت روش آمریکایی بودن را آشکار می‌کند. برای جمهوری اسلامی ایران که در خط مقدم مواجهه با این موجودیت خشونت‌پرور قرار دارد، پرسش راهبردی این است که چگونه می‌توان از خود در برابر زورگویی‌ها، تجاوزات، تروریسم دولتی و مداخلات نظامی، فرهنگی و اقتصادی آمریکای سلطه‌گر و رژیم اسرائیل صیانت کرد و تهدیدات آن را خنثی نمود. درواقع سئوال اساسی این است که چه راهبردهای بازدارنده ملی، منطقه و جهانی برای فرونشاندن خشونت و ترور و جنگ آفرینی آمریکا باید اتخاذ نمود؟

به نظر می‌رسد شش راهبرد اساسی با هدف جلوگیری از توسعه جنگ و خاموش کردن فرهنگ ترور و خشونت و توسل به زور در روابط بین‌الملل یک ضروت انگارناپذیر است:

1) فوری‌ترین راهبرد، دنبال کردن دکترین رهبر شهید یعنی "قوی شدن همه جانبه ایران" است. ادامه دادن مسیر قدرت علمی ایران در همه زمینه ها اعم از علوم پایه، علوم مهندسی، علوم شناختی، دانش پر دامنه ریزفناوری‌ها، هوش مصنوعی و قدرت کوانتومی کشور همراه با تقویت همه دانش های مرتبط با قدرت دفاعی کشور و همچنین تقویت علوم اجتماعی و علوم انسانی بعنوان دانش مقوم حکمرانی، مدیریت موثر و سرمایه اجتماعی ایران مبنائی ترین اقدام برای باززدارندگی جامع در برابر هرگونه تجاوز نظامی آمریکا و خطرآفرینی‌های رژیم اسرائیل است.
2) بازسازی و توانمندسازی شبکه مقاومت منطقه‌ای بر پایه آموزه امنیت فعال که در آن، به جای تکیه بر توافق‌های ناپایدار بین‌المللی، توان نظامی، اقتصادی و اطلاعاتی متحدان منطقه‌ای به گونه‌ای تقویت شود که هرگونه تجاوز رژیم‌های آمریکا یا اسرائیل با جبهه‌ای متحد و فراگیر، مواجه فوری و بازدارنده صورت گیرد.

3)، دیپلماسی تهاجمی افشاگرانه در مجامع بین‌المللی از جمله ارائه مستندات متقن از نقش آمریکا در بی‌ثباتی جهانی و منطقه‌ای، جنایات جنگی مانند بمباران مدارس و بیمارستان‌ها، استفاده از سلاح‌های ممنوعه و کشتار جمعی و حمایت از نسل‌کشی در غزه و نقض آشکار حاکمیت ملی کشورها و استفاده از هر جایگاه بین‌المللی، از شورای حقوق بشر سازمان ملل تا دیوان کیفری بین‌المللی و جنبش غیرمتعهدها، برای تشکیل ائتلاف جهانی علیه خشونت رژیم آمریکا، یک اصل مهم است. چنین ائتلافی می‌تواند با همکاری چین، روسیه، ترکیه، کشورهای عضو شانگهای و اتحادیه آفریقا، قطعنامه‌هایی را برای تحقیق و محاکمه مقامات آمریکایی مسئول جنایات جنگی به تصویب برساند و تحریم‌های متقابلی علیه شرکت‌های تولید سلاح‌های کشتارجمعی آمریکایی اعمال کند.

4) در سطح منطقه‌ غرب آسیا، سه راهبرد مکمل بایستی در دستور کار قرار گیرد:. یک)، ابتکار منطقه‌ای خلع سلاح و توسعه با همکاری کشورهای همسو شامل ایران، عراق، ترکیه و افغانستان مبنی بر پایان بخشیدن به حضور نظامی آمریکا در منطقه شامل پایگاه‌های دائمی، ناوگان پنجم و فروش بی‌رویه تسلیحات. دو) فشار دیپلماتیک هماهنگ برای ممنوعیت فروش تسلیحات تهاجمی به رژیم‌ متجاوز اسرائیل، سه) تقویت محورهای مقاومت اقتصادی و فناوری برای کاهش وابستگی منطقه به نظام مالی و فناوری غرب به عنوان ابزار تحریم و فشار، این امر شامل مواردی از جمله توسعه سامانه‌های پرداخت جایگزین، ایجاد بانک توسعه جنوب، سرمایه‌گذاری مشترک در فناوری‌های دفاعی و هوافضا و تشکیل بازار مشترک انرژی با مبادلات ارزی غیردلاری است. این اقدامات ضمن افزایش هزینه هرگونه اقدام نظامی یا تحریمی علیه ایران و متحدانش، چرخه وابستگی منطقه به آمریکا را قطع می‌کند.

5) آگاهی بخشی جهان نسبت به خطرات قدرت نظامی آمریکا و کلاهک‌های هسته‌ای و سلاح های کشتار جمعی بیولوژیکی و شیمیایی و از همه مهمتر "تفکر جنگ و ترور" و خشونت بر علیه ملت ها و طمع ورزی نسبت به منابع انرژی و اقتصادی سایر دولت‌ها و ملت‌ها ‌در جهان می تواند بعنوان مهمترین رکن بازدارندگی عمل کند. باید توجه شکل گیری کمپین‌های ضد جنگ و ترور و طرفداری از امحاء سلاح های کشتار جمعی، قطعا مهمترین عامل بازدارنده توسعه جنگ در همین جنگ دوم و جنگ سوم بر علیه ملت شریف ایران بود.

6) تقویت و تعمیق روابط بین‌المللی، چه در سطح روابط دوجانبه و چه در قالب حضور در نهادهای بین‌المللی، با اهداف زیر ضروری است:
1. مقابله با تروریسم، جنگ‌افروزی و توسل به زور علیه ملت‌ها؛
2.جلوگیری از توسعه کلاهک‌های هسته‌ای و انجام آزمایش‌های خطرناک سلاح‌های غیرمتعارف که محیط زیست زندگی (شامل هوا، دریاها، خاک، جنگل‌ها و مراتع) را تخریب می‌کنند و به آلودگی‌های گسترده زیست‌محیطی می‌انجامند و 3. مقابله با سوءاستفاده از حضور در سایر کرات و سیارات با رویکرد نظامی‌سازی فضا. بر این مبنا شناخت آمریکا، یک اصل بنیادین برای تیم مذاکره کننده و جامعه فکری و نخبگانی کشور و همه ملت ایران به حساب می‌آید و قطعا بدون آمریکا شناسی عمیق خطاهای راهبردی بزرگ رقم می‌خورد و همواره همان تعبیر عمیق امام خمینی ره که از آمریکا تعبیر به شیطان بزرگ نمود، نماد دقیق و عمیق این پدیده نامیمون و خطرناک در جهان معاصر است. بطور حتم نسل جدید آمریکا که خسته از این فضا ناعادلانه است، به تعبیر امام شهید، در طرف درست تاریخ قرار می‌گیرد و خود قربانی این فرهنگ خشونت و جنگ است (عاملی، 1395).
منابع
عاملی، س. ر. (1395) استثناء‌گرایی آمریکایی، اروپامرکزی و دیگری‌سازی مسلمانان، تهران، انتشارات امیرکبیر. Asian Americans Advancing Justice – AAJC. (2026, April 17). Asian Americans Advancing Justice | AAJC analysis of preliminary 2025 FBI data. https://www.advancingjustice-aajc.org/publication/asian-americans-advancing-justice-aajc-analysis-preliminary-2025-fbi-dataBacevich, A. (2008). The limits of power: The end of American exceptionalism. Metropolitan Books.Carlson, J. (2015). Citizen-protectors: The everyday politics of guns in an age of decline. Oxford University Press.Centers for Disease Control and Prevention. (2023). Firearm mortality by state and poverty level. National Center for Health Statistics. https://stacks.cdc.gov/view/cdc/117138/cdc_117138_DS1.pdf. Council on American-Islamic Relations. (2026, March 11). 2025 annual civil rights report: Unconstitutional crackdowns. https://www.cair.com/wp-content/uploads/2025/10/Unconstitutional-Crackdowns-PDF-compressed.pdf.Fanon, F., Sartre, J. P., Cherki, A., & Harbi, M. (1961). Les damnés de la terre. La découverte.
Gun Violence Archive. (2026). Mass shootings in 2025: Year-end report. https://www.gunviolencearchive.org/charts-and-maps. Irish News. (2026, January 31). US approves almost $16 billion in arms sales to Israel and Saudi Arabia. https://www.irishnews.com/news/world/us-approves-almost-16-billion-in-arms-sales-to-israel-and-saudi-arabia-GLVUYGCOJ5HTRFPEDE7NGDRKUY/.Jane. S. (2025, July 7). Pentagon Budget 2026: Budget reconciliation bill signed into law, adding USD150 billion in defence spending. https://www.janes.com/osint-insights/defence-news/industry/pentagon-budget-2026-budget-reconciliation-bill-signed-into-law-adding-usd150-billion-in-defence-spending. KFF. (2022, July 17). Do states with easier access to guns have more suicide deaths by firearm? Heather Saunders. https://www.kff.org/mental-health/do-states-with-easier-access-to-guns-have-more-suicide-deaths-by-firearm/.Kimmel, M. (2019). Healing from hate: How young men get into—and out of—violent extremism. University of California Press.Kinsella, H. M. (2023). Settler empire and the United States: Francis Lieber on the laws of war. American Political Science Review, 117(2), 629-642.Mapping Police Violence. (2026). 2025 national data. https://mappingpoliceviolence.org/. Mead, G. H. (1918). The psychology of punitive justice. American journal of sociology, 23(5), 577-602.
Metzl, J. M., Piemonte, J., & McKay, T. (2021). Mental Illness, Mass Shootings, and the Future of Psychiatric Research into American Gun Violence. Harvard review of psychiatry, 29(1), 81–89. https://doi.org/10.1097/HRP.0000000000000280. Nisbett, R. E. (2018). Culture of honor: The psychology of violence in the South. Routledge.Pew. (2025). Behind Trump’s 2024 Victory, a More Racially and Ethnically Diverse Voter Coalition. https://www.pewresearch.org/politics/2025/06/26/behind-trumps-2024-victory-a-more-racially-and-ethnically-diverse-voter-coalition/. Psychology Today. (2026, April 7). Reducing firearm suicides starts with gun reform, not gun control. John Bateson. https://www.psychologytoday.com/us/blog/goodbye-suicide/202604/reducing-firearm-suicides-starts-with-gun-reform-not-gun-control. The Trace. (2025, December 30). Gun violence by the numbers in 2025. https://www.thetrace.org/2025/12/data-shooting-stats-gun-violence-america/.Turner, F. J. (2017). The significance of the frontier in American history. In The Structure of Political Geography (pp. 132-139). Routledge.U.S. Department of War. (2025, June 25). Senior officials outline President‘s proposed FY26 defense budget. https://www.war.gov/News/News-Stories/Article/Article/4227847/senior-officials-outline-presidents-proposed-fy26-defense-budget/.
Valsania, M. (2022). First Among Men: George Washington and the Myth of American Masculinity. JHU Press.Vindy Archives. (2013, April 19). Sensible gun measure defeated by a minority in the US Senate. Associated Press. https://vindyarchives.com/news/2013/apr/19/sensible-gun-measure-defeated-by-a-minor/.