وَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَتْهُمْ رِجْسًا إِلَىٰ رِجْسِهِمْ وَمَاتُوا وَهُمْ كَافِرُونَ
اما کسانی که در دل هایشان بیماری [نفاق] است، پس پلیدی بر پلیدیشان افزود و در حالی که کافر بودند از دنیا رفتند.
بنیاد دفاع از دموکراسیها که یک موسسه و اتاق فکر صهیونیستی در آمریکا است، طراح محاصره تنگه هرمز بعنوان یک راهحل برای بحران سازی اقتصادی برای جمهوری اسلامی ایران بود و محاصره دریایی خلیج فارس را به عنوان راهحل جادویی به ترامپ معرفی کرده بود. در حالی که این بنیاد وعده داده بود با این محاصره، ظرف چند روز صادرات نفت ایران به صفر رسیده و اقتصاد آن فرو میپاشد،
در عمل محاصره نتوانست ایران را با مشکل جدی مواجه کند، اما قیمت جهانی نفت و بنزین را به شدت افزایش داد و بحران امنیت غذایی در جهان ایجاد کرد.
در واقع، دونالد ترامپ با پیروی از مشاوران جنگطلب بنیاد دفاع از دموکراسیها فرصت راهبردی خود در خروج کمهزینهتر از جنگ را از دست داد.
در واقع نزدیک به نیم قرن است که اندیشکدههای صهیونیستی در واشنگتن، با پول کثیف لابیها و قلم جنایتکاران حرفهای نقش ستاد عملیات جنگ ترکیبی علیه ایران را بازی میکنند. در طول این سالها همواره اندیشکدهها و لابیهای رژیم اسرائیل و صنعت رسانهای آنها با استفاده از تکنیکهای سلطهآفرینی شناختی و با استفاده از حربههای دروغپردازی، تحریف واقعیت، تحلیلهای غلط و استفاده از تطمیع و تهدید، فتنهآفرینی و پاپوش ساختن برای سران و کارگزاران سیاسی مهم و تصویرسازیهای کجتابانه موجب بحرانهای بزرگ برای منطقه غرب آسیا شدهاند.
در این روند بطور عام با هدف قرار دادن مستقیم هم مردم منطقفه و بطور خاص مردم مظلوم فلسطین و همه پیکره ایران عزیز از یک سو و از سوی دیگر تخریب ذهنیت آشفته نظام سیاسی رژیم آمریکا و همچنین دولت مردان اروپائی فضای جنگ روانی و در ادامه آن جنگ و ترور فیزیکی نسبت به جمهوری اسلامی ایران را پایه کار خود قرار دادهاند.
در دو جنگ اخیر در خرداد و اسفند 1404 نیز موجبات جنگآفرینی و زودباوریهای تحمیل ایده پیروزی سریع، دامنه بلا آفرینی برای همه ملتها و دولتها و در درجه اول ملت و دولت ایران را توسعه دادهاند.
میتوان گفت یکی از قربانیان جدی بمباران های شیمیایی رسانهای مردم کشورهای اروپائی و حتی مردم خود آمریک هستند که موجب تعمیق "استعمارذهنی و شناختی" نسبت به آنها شده است.
بر اساس گزارشهای مختلف، موسسات،اندیشکدهها و لابیهای اسرائیلی با درجات متفاوت مواضع رژیم آمریکا و سایر کشورهای اروپائی را در جهت منافع رژیم اسرائیل تحت تأثیر قرار میدهند.
موسسات بسیاری در این زمینه کار میکنند و نقش کلیدی در مخاصمات و عمق دشمنیهای رژیم آمریکا بر علیه ایران و در بسیار از موارد از جمله جنگ دوم و سوم تلههای دو زمانه و چند زمانه انفجاری برای آمریکا و اروپا فراهم میسازند.
بنیاد دفاع از دموکراسیها، موسسه امریکن انترپرایز، هادسون، واشنگتن اینستیتیوت، هریتیج، جینسا، مرکز سیاست امنیتی و موسسه مطالعات جنگ همگی حلقههای زنجیرهای واحد برای نفوذ در رگهای تصمیمگیری رژیم آمریکا و دولتهای اروپایی هستند.
به عنوان یک نمونه، موسسه امریکن انترپرایز که یک اندیشکده محافظهکار و حامی قوی روابط راهبردی رژیمهای آمریکا و اسرائیل است و مواضعی مشابه با رژیم اسرائیل در قبال مسائل امنیتی منطقه اتخاذ میکند، یکی از بلندترین صداها در ترویج جنگ و اشغال عراق پیش از تصمیم فاجعهبار در مارس ۲۰۰۳ بود و در سالهای منتهی به حمله به عراق، با ادعاهای بیاساس درباره تسلیحات کشتار جمعی و پیوندهای تروریستی صدام حسین، فضای رسانهای و سیاسی آمریکا را برای جنگ آماده ساختند.
گزارش کمیته اطلاعاتی سنا در سال ۲۰۰۸ تأیید کرد که دولت بوش با تکیه بر اطلاعات تحریفشده و «تحلیلهای بزرگنمایی شده»، ادعای تسلیحات کشتار جمعی عراق را پیش برد، همان الگویی که بعداً علیه ایران تکرار شد (نیشن، 2008). همچنین، نقش سازمان منحرفی مانند مجاهدین خلق و پس ماندههای پهلوی نیز در این عرصه همراستا با نهادهایی جاسوسی و امنیتی رژیم اسرائیل و عملا کارگزاران موساد محسوب میشوند.
نفوذ موسسات صهیونیستی تنها محدود به رژیم آمریکا نیست و در اروپا نیز به صورت گسترده فعال هستند. یکی از سازمانهای کلیدی در این زمینه، شبکه النت (ELNET) است. این سازمان که خود را شبکه رهبری اروپایی مینامد، به عنوان یکی از قویترین لابیهای رژیم اسرائیل در اروپا شناخته میشود و اغلب آن را معادل اروپایی آیپک میدانند.
دفتر این سازمان در آلمان رسماً به عنوان یک گروه فشار ثبت شده است و این لابی با سازماندهی سفرهای مقامات اروپایی به رژیم اسرائیل، تلاش میکند تا سیاستهای اروپایی را در جهت منافع آن رژیم هدایت کند.
هدف این مقاله، نور تاباندن بر برخی از مهمترین تکنیکها، روشها و اقدامات این اندیشکدهها در نفوذ و لابیگری در میان رهبران رژیم آمریکا و کشورهای اروپایی و مدیریت افکار آنها در فتنهآفرینی و دسیسهچینی علیه ایران عزیز و زمینهسازی برای تجاوز و تعدی علیه مردم شریف ایران است.
تکنیکهای فتنهآفرینی و دسیسهچینی اتاقهای فکر و نیرنگ صهیونیستی
بر اساس مطالعه الگوهای رفتار اندیشکدههای صهیونیستی و مراکز وابسته به رژیم اسرائیل، میتوان تیپشناسی زیر را از تکنیکهای فتنهآفرینی و نیرنگ اندیشکدههای وابسته به این رژیم در هراسآفرینی، نفرتپراکنی، پرچم دروغین، دروغگویی، بزرگ نمایی و بسیاری اقدامات دیگر استخراج کرد.
این ساختار دربرگیرنده طیف گستردهای از اقدامات از بالاترین سطح راهبردی، یعنی نهادسازی تا اقدامات تاکتیکی از جمله عملیات روانی است.
۱. نفوذ در نهادسازی و انتصاب در کابینه دولتهای آمریکا
رژیم اسرائیل برای پیشبرد اهداف فرامرزی خود، به خوبی آموخته است که جنگافزارهای سخت ناپایدارند و لذا آنچه ماندگاری و مشروعیت جعلی آن را تأمین میکند، استحاله در سیستم تصمیمگیری کشور هدف از طریق بازتولید قدرت نرم است. لذا، شبکهای از اندیشکدههای نومحافظهکار که به مثابه پیاده نظام فکری عمل میکنند مستقیماً در پستهای کلیدی رژیم آمریکا جای میگیرند. چنانکه سیما واخنینگیل، مدیرکل اسبق وزارت امور راهبردی رژیم اسرائیل، فاش میکند، بنیاد دفاع از دموکراسیها بازوی راهبردی کابینه نتانیاهو است و در هماهنگی کامل با رژیم اسرائیل کار میکند (ویکیواند، 2024).
حسب دادههای موجود، بنیاد دفاع از دموکراسیها(Foundation for Defense of Democracies – FDD) که یک اندیشکده صهیونیستی است و نقش مداخلهجویانه فراگیر برای تحریمهای جمهوری اسلامی ایران حداقل در دو دهه اخیر داشته است و حوزه گرفتاریهای مرتبط با اقتصاد آمریکا، اروپا و سایر نقاط جهان را پیچیدهتر کرده است.
از جمله سرسختترین مخالفان توافق برجام در سال ۲۰۱۵ همین بنیاد بوده است. این بنیاد تحت رهبری مارک دوبوویتز، به عنوان اتاق فکر اصلی سیاست «فشار حداکثری» دونالد ترامپ عمل کرد.
پیشنهادات این اندیشکده شامل موارد زیر بوده است: 1) خروج رژیم آمریکا از برجام، 2) اعمال مجدد و تشدید تحریمهای نفتی و بانکی، 3) قطع کامل دسترسی ایران به سیستم مالی جهانی سوئیفت و 4) تحریم بانک مرکزی ایران و صادرات نفت.
این بنیاد بارها از گزینه نظامی علیه ایران دفاع کرده است. این اندیشکده تحلیلهایی درباره تأثیر محاصره دریایی بر اقتصاد ایران مانند تخمین زیان ۴۳۵ میلیون دلاری در روز به جمهوری اسلامی ایران را برآورده کرده است و نسبت به محاصره تنگه هرمز توصیه راهبردی داشته است.
بسیاری از اعضاء و مشاوران کلیدی ترامپ در شورای امنیت ملی و وزارت خارجه از میان اعضا موثر همین بنیاد بودهاند. این اندیشکده هماهنگی نزدیکی با دفتر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم اسرائیل، در جنگ علیه ایران داشت.
یکی از مصادیق این نفوذ، به اصطلاح «درهای گردان» به عنوان اصطلاحی برای رفت و برگشتهای اعضای این اندیشکدهها بین
گروههای فشار و پستهای عالی دولتی برای تضمین منافع رژیم اسرائیل در متن سیاستهای رژیم آمریکا است.
گویاترین نمونه، انتصاب نیک استوارت، مدیر لابی بنیاد دفاع از دموکراسیها است که اکنون مسئولیت اداره مأموریتهای ویژه صلح کاخ سفید را به عهده دارد و عضو تیم مذاکرهکننده هستهای ترامپ در سال ۲۰۲۶ است (الجزیره، 2026).
استوارت که آشکارا خواستار برچیدن کامل زیرساخت (Nick Stewart) هستهای ایران و استفاده از دیپلماسی قهرآمیز بود، با بودجهای بالغ بر دو میلیون دلار برای لابیگری علیه ایران، اکنون مستقیماً پشت میز مذاکره با تهران نشسته است (همان).
به عبارت دیگر کسی که دیروز سناریوی خروج از برجام و تشدید تحریمها را طراحی میکرد، امروز مجری همان سناریو در قامت دیپلمات شده است. به موازات این نفوذ در رژیم آمریکا، شبکههای فرامرزی مانند شبکه رهبری اروپا (ELNET) با برگزاری نشستهای پشتپرده میان مقامات ارشد اتحادیه اروپا و عوامل موساد، اجماعسازی علیه ایران را به اروپا نیز کشاندهاند. سهلایه نهادسازی تولید اندیشه در واشنگتن، اجرا از طریق نفوذ مستقیم در کابینه رژیم آمریکا و بازتولید آن در ساختارهای اروپایی، زنجیره نفوذی را تکمیل میکند تا ایران را پشت درهای بسته مذاکرات، محاصره کند.
۲. جنگ روایت و مهندسی ادراکات
پیچیدهترین و در عین حال مؤثرترین لایه شبکه نفوذ رژیم اسرائیل، جنگ روایت و مهندسی ادراکات است. هسته مرکزی این راهبرد که ریشه در الگوی کلاسیک پیش از جنگ عراق دارد،
بزرگنمایی تهدید یعنی ارائه تحلیلهای اغراقآمیز از توان هستهای یا موشکی ایران، بدون توجه به دادههای راستیآزمایی شده است. نمونه عینی این تکنیک را میتوان در ادعاهای مکرر دونالد ترامپ مشاهده کرد که در اوج جنگ روایتپردازی علیه ایران، به کودکان در مراسم کاخ سفید گفت: «ایران تنها دو هفته با کشتن همه ما فاصله داشت... آنها مردم بیماری هستند» (میرر، 2026).
روایت فوریتبخش، هدف مهندسی ادراکات از طریق ایجاد سطحی از اضطراب است که هر راهکار صلحآمیز را نامشروع جلوه دهد.
ارتباط مستقیم ادعاهای بزرگنماییشده ترامپ با شبکه اندیشکدههای وابسته به رژیم اسرائیل، از طریق تحلیل زنجیره تولید روایت این نهادها در ساختار تصمیمگیری کاخ سفید قابل اثبات است.
روایت دقیقاً منطبق با الگویی است که این اندیشکدهها پیش از این در مورد سلاحهای کشتار جمعی فرضی عراق نیز به کار گرفته بودند. هر دو روایت، توسط بنیاد دفاع از دموکراسیها ترویج شده است (پارسی، 2026).
علاوه بر بنیاد مذکور، شبکه گستردهتری از نهادهای روایتساز دیگر وجود دارند که بر ادراکات تصمیمگیرندگان تأثیر میگذارند.
تحلیلهای مستقل نشان میدهند تولید روایت به صورت هماهنگ در بین شبکهای متشکل از سازمانهایی مانند متحدان علیه ایران هستهای (United Against Nuclear Iran) و شبکهای از تحلیلگران همسو، خروجیهای هشدارآمیز خود را به صورت هماهنگ از طریق رسانههای فارسیزبان و شبکههای اجتماعی منتشر میکنند (اسلام تایمز، 2026).
این الگوی عملیاتی به طور مستقیم محاسبات ترامپ را شکل میدهد.
تکمیلکننده این تکنیک، راهبردی است که میتوان آن را تولید جهل تأییدشده نامید. در این تاکتیک، اتکا به خبرچینان بومی و مخالفان خارجنشین که دادههای آنها به دلیل فساد ساختاری آلوده است، به حلقههای مشورتی کاخ سفید راه مییابد. گویاترین مصداق، نقش سازمان تروریستی منافقین (مجاهدی خلق) در افشاگریهای دروغین درباره سایتهای هستهای مخفی ایران است. سخنگوی این سازمان تروریستی، در نشست خبری واشنگتن مدعی وجود سایت رنگینکمان در سمنان برای تولید بمب هیدروژنی شد (نیوزویک، 2025). این ادعاها که مأموریت طراوتبخشی به اجماع علیه ایران را داشتند، به طور گسترده توسط رسانههای غربی بازتاب یافتند و به خوراکی برای لابیهای جنگ تبدیل شدند.
۳. عملیات روانی و جنگ سایبری
شاید ژرفترین لایه از شبکه نفوذ رژیم اسرائیل، لایهای باشد که تلاش میکند در روان جمعی و امنیت ذهنی تکتک شهروندان جاسازی شود.
هدف عملیات روانی و جنگ سایبری رژیم صهیونیستی، تسخیر ذهن مردم ایران است. در این عرصه، مرز میان حقیقت و دروغ چنان محو میشود که خود تبدیل به سلاحی کشنده میگردد.
دو تکنیک اصلی در این لایه به کار گرفته میشود که در کنار هم، کارکردی همافزا و ویرانگر دارند. نخست هرسآفرینی علیه شخصیتهای کلیدی و دوم عملیات حسابهای جعلی با هدف مدیریت فضای اظهارنظر عمومی.
تکنیک اول، یعنی انتشار شایعات هدفمند درباره ترور، بیماری یا جاسوسی فرماندهان ارشد، نمونه
بارز این تکنیک خبرپردازیهای دروغین در مورد سردار اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران است.
طی دو سال اخیر، امواج مکرری از شایعات درباره سرنوشت این فرمانده توانمند در رسانهها و شبکههای اجتماعی منتشر شده است. بر اساس گزارشی از موسسه مطالعات امنیت ملی رژیم اسرائیل(The Institute for National Security Studies (INSS))، حساب کاربری موسوم به موساد فارسی در بستر ایکس که به عنوان ابزار عملیات روانی طراحی شده، بارها با طعنه و کنایه به این شایعات دامن زده است (جی.اف.ای.ای.دی.، 2025).
این حساب در اقدامی هدفمند، پس از شایعه ترور سردار قاآنی در اکتبر ۲۰۲۵، پیامی با مضمون «آرزوی سلامتی و بهبودی کامل برای ژنرال قاآنی و تشکر از همکاری او» (شرق الاوسط، 2025) منتشر کرد که دقیقاً طراحی شده بود تا شک و تردید را در درون بدنه نیروهای مسلح ایران ریشهدار کند.
شدت این شایعهپراکنی به حدی بود که حتی برخی رسانههای عربی گزارشهای تأیید نشدهای مبنی بر دستگیری یا اعدام سردار قاآنی به اتهام جاسوسی برای رژیم اسرائیل را منتشر کردند.
در کنار این تمهید، تکنیک دوم یعنی استفاده از حسابهای جعلی و شبکههای جعلی برای ترکیب اطلاعات نادرست با نیمهحقیقتها، به حرفهایترین شکل ممکن عملیاتی میشود.
حساب موساد فارسی با ترکیب اطلاعات درست و غلط، فضایی از سردرگمی مولد ایجاد میکند. به عنوان مثال، این حساب پس از حمله سایبری سهمگین مارس ۲۰۲۶ که منجر به نفوذ به
اپلیکیشن مذهبی «بادصبا» با بیش از ۵ میلیون نصب و ارسال پیامهای سراسری «لشکر فرشتگان» برای شهروندان ایرانی شد، با انتشار ادعای «تماس صدها افسر سپاه برای فرار از رژیم» (وزارت دفاع رژیم اسرائیل، 2026) تلاش داشت روحیه مردم ایران را هدف قرار دهد.
۴. دسیسه و فریب راهبردی
چهارمین لایه از شبکه سلطه رژیم اسرائیل، جایی است که مرز میان واقعیت و نمایش، جنگ و صلح، حقیقت و دروغ چنان درهم میتابد که حتی هوشیارترین افراد نیز به دام میافتند.
پرچم دروغین و عملیات فریب دو تکنیک اصلی در این لایه هستند که هسته اصلی راهبرد فراگیر غافلگیری محسوب میشوند. شاید بزرگترین نمونه این رویکرد در تاریخ معاصر، عملیات هماهنگ رژیمهای آمریکا و اسرائیل علیه ایران در ژوئن ۲۰۲۵ باشد؛ عملیاتی که با ظاهرسازی اختلاف، فریب رسانهای و برنامهریزی چندساله، ایران را در غفلتی محاسبهشده فرو برد.
یکی از برجستهترین مصادیق این دسیسهچینی، پویش گسترده برای بیاعتبار کردن گزارش اطلاعات ملی رژیم آمریکا (NIE) در دسامبر ۲۰۰۷ بود که با قاطعیت اعلام میکرد ایران برنامه هستهای خود را در سال ۲۰۰۳ متوقف کرده است.
زمانی که این گزارش راهبردی مسیر گفتگوهای دیپلماتیک را هموار میکرد، اندیشکده امریکن انترپرایز به میدان آمد. دانیل پلتکا، معاون ارشد این مؤسسه، در ایمیلی به واشنگتن پست گزارش را «توطئهای برای فریب و تغییر جهت سیاست خارجی» خواند و مدعی شد که نویسندگان آن «قصد محافظت از کشور در برابر رئیسجمهور را داشتهاند» و این نهادها با اصرار بر ادامه «تهدید قریبالوقوع» ایران، عملاً روایت رسمی دولت بوش را که مبتنی بر ابهامسازی بود، تقویت میکردند.
این اقدام امریکن انترپرایز در هماهنگی کامل با لابیهای جنگطلب صورت میگرفت (تایم مگزین، 2007).
پیش از آن، در سال ۲۰۰۵، مؤسسه هادسون میزبان نشستی از کارشناسان بود که با هماهنگی گروهک تررویستی منافقین خلق و با تکیه بر اطلاعات تأیید نشده، سناریوی «فروپاشی قریبالوقوع نظام ایران» را طراحی میکردند.
مستندات منتشر شده در سال ۲۰۱۱ نشان میدهد که مأمور ادعایی اطلاعات ایران، در یک برنامه تلویزیونی فاش کرد که بنیاد دفاع از دموکراسیها به همراه مایکل لیدین از همین موسسه و وولسی، مدیر اسبق سیا، در صدد ایجاد «دولت در تبعید» برای برانگیختن ناآرامیهای گسترده در ایران بودند (نیوز مکس، 2011).
افشای این توطئه نشان داد که بنیاد دفاع از دموکراسیها نقش محوری در طرحریزی «عملیات فریب» برای جنگ نیابتی داشته است. در واقع، این اندیشکدهها با ارائه اطلاعات ساختگی یا بزرگنمایی شده از طریق معارضین خارجنشین، زمینههای فریب افکار عمومی و سیاستمداران غربی را فراهم میآورند.
۵. اهرمسازی قانونی و اقتصادی
در این حوزه، قانون، تحریم و اتهامزنی حقوقی به سلاحی راهبردی تبدیل میشوند. در هسته این لایه، دو تکنیک مکمل اما متمایز قرار دارند. نخست توسعه و تشدید تحریمهای فراسرزمینی که توسط اندیشکدههایی همچون بنیاد دفاع از دموکراسیها طراحی و به رژیم آمریکا دیکته میشود و دوم اتهامزنی حقوقی معکوس که در آن مفهوم ضدیت با رژیم اسرائیل به عنوان نقض حقوق بشر یا دموکراسی در مجامع بینالمللی برچسب زده میشود. این دو تکنیک در کنار هم، شبکهای از فشار را شکل میدهند که هذف آن، به سکوت واداشتن صدای اعتراض در نهادهای بینالمللی است.
تکنیک تحریمهای فراسرزمینی، داستانی قدیمی اما همواره بهروزشونده است. پس از حملات ژوئن ۲۰۲۵، دولت ترامپ به اصطلاح عملیات خشم اقتصادی (Operation Economic Fury) را با هدف خشکاندن منابع درآمدی ایران به کار گرفت و بر اساس گزارش وزارت خزانهداری رژیم آمریکا، به طور نظاممند شبکههای قاچاق نفت، ناوگان سایه، زنجیرههای تأمین موشکی و پهپادی و سیستمهای بانکی غیررسمی ایران را هدف قرار داده است (وزارت خزانهداری رژیم آمریکا، 2026).
طراحی چندلایه این تحریمها ریشه در اتاقهای فکر صهیونیستی دارد. پژوهشی در لانست گلوبال هلث نشان میدهد طی دهه گذشته، تحریمهای رژیم آمریکا و اتحادیه اروپا سالانه بیش از نیم میلیون قربانی غیرمستقیم در ایران داشته است (ان.پی.آر، 2026).
این آمار هولناک، وقتی معنا مییابد که بدانیم بر اساس مستندات منتشرشده، سناریوی اصلی این تحریمها از جمله قطع دسترسی ایران از سیستم سوئیفت، تحریم بانک مرکزی و اعمال مجدد تحریمهای نفتی مستقیماً توسط بنیاد دفاع از دموکراسیها طراحی و به کاخ سفید دیکته شده است (الجزیره، 2026).
مجوز اخلاقی این تحریمهای ظالمانه، از طریق تکنیک دوم، یعنی اتهامزنی حقوقی معکوس تأمین میشود. در این تکنیک، هرگونه مخالفت با سیاستهای رژیم اسرائیل یا همدردی با فلسطینیان، فوراً با برچسب ضدیت با یهودیت و به تبع آن ضدیت با دموکراسی و نقض حقوق بشر متهم میشود.
یک نمونه بارز این راهبرد را میتوان در ماجرای دعوت و سپس لغو دعوت از وزیر امور خارجه ایران به مجمع جهانی اقتصاد در داووس
مشاهده کرد. مجمع جهانی اقتصاد به بهانه به اصطلاح سرکوب معترضان در ایران، دعوت عباس عراقچی را لغو کرد، اما این تصمیم را در مورد رئیسجمهور رژیم اسرائیل که همزمان در آن نشست حضور یافت، اتخاذ نکرد. این رویکرد دوگانه، نشاندهنده آن است که چه کسی حق سخن گفتن در نهادهای بینالمللی را دارد و چه کسی این حق را از دست میدهد.
مجادله مذکور درست زمانی صورت گرفت که وزارت خزانهداری رژیم آمریکا در چارچوب عملیات خشم اقتصادی، نهادهای مالی متعددی را به جرم تسهیل جابجایی ارز برای سپاه پاسدارن تحریم میکرد.
دو تکنیک تحریم اقتصادی بیامان و سلب مشروعیت همزمان در محافل حقوقی و بینالمللی در یک هماهنگی کامل، در تلاش است مقاومت را هم از نظر مادی و هم از نظر اخلاقی در جامعه ایران تضعیف کند. در این رویکرد که با هدف براندازی صورت میگیرد، نسلکشی اقتصادی یک هدف محوری است که هرگز با این نام بیان نمیشود، بلکه در لفافه دفاع از دموکراسی یا فشار برای تغییر رفتار پنهان میگردد، در حالی که حقیقت عریان آن چیزی جز تلاش برای پردامنه کردن جنگ اقتصادی و احساس شکست اقتصادی در میان مردم ایران و حتی کارگزاران نظام نیست.
۶. فسادسازمانیافته و باجخواهی اطلاعاتی
تاریکترین لایه از شبکه نفوذ اندیشکدههای صهیونیستی، یعنی فسادسازمانیافته و باجخواهی اطلاعاتی، از هر گونه مشروعیت ولو ظاهری تهی است و به صریحترین شکل ممکن، چهره زشت قدرت نامحدود را به نمایش میگذارد. هدف این اقدام، کسب نفوذ مطلق از طریق بهدام انداختن نخبگان و تطمیع مستقیم سیاستمداران حتی از مسیر اپستین که امروز رئیس جمهور آمریکا یکی از قربانیان آن است. دو تکنیک اصلی در این لایه به کار گرفته میشوند که یکی در سایههای پنهان اطلاعاتی و دیگری در درون لابیگری رسمی عمل میکند. نخستین تاکتیک، بهدامانداختن شخصیتهای کلیدی به شیوه الگوی پرونده جفری اپستین و دومین تاکتیک، ارتزاق و تطمیع از طریق بودجههای کلان لابیگری است.
آنچه پرونده اپستین را از یک پرونده مجرمانه جنسی صرف به زیرساخت اطلاعاتی تبدیل میکند، سازمانیافتگی و کارکرد دستگاه اوست. شهادتهای بازماندگان جرائم مرتبط با این چهره نشان میدهد خانههای اپستین به طور نظاممند به دوربینهای مداربسته مجهز شده بودند. این تجهیزات برای تولید محموله باجخواهی علیه قدرتمندترین دولتمردان رژیم آمریکا نصب شده بود (اپستین کرونیکلز، 2025).
الکساندر آکوستا، دادستان پیشین آمریکا که برای اپستین قرار ارفاقی غیرقابل توضیحی صادر کرد، بعداً فاش ساخت که به او گفته شده بود «عقبنشینی کند چون اپستین به اطلاعات تعلق دارد» (همان).
تحلیل مستندات نشان میدهد شبکه اپستین به جای اهداف خارجی، عمدتاً نخبگان آمریکایی شامل سناتورها، مدیران عامل، بانکداران و دانشمندان را هدف قرار میداد.
توافق عجیب وزارت دادگستری آمریکا که به طور خاص «هرگونه همدست احتمالی» اپستین را نیز مصونیت میبخشید، عملاً از همین نخبگان تحت فشار محافظت میکرد. اما این تنها بخشی از معادله است.
ارتباطات گسترده اپستین با رژیم اسرائیل نیز غیرقابل انکار است. رئیسسازمان سابق موساد، شیمون پرز، در مراسم تدفین رابرت مکسول، یکی از متحدین اپستین با افتخار سخنرانی کرد (رویا نیوز، 2025). تاکر کارلسون، مفسر سرشناس آمریکایی، با استناد به یافتههای وزارت دادگستری، مستقیماً اپستین را «مامور موساد» خواند و تأکید کرد که شبکه او یک «حلقه باجخواهی گسترده به نفع [رژیم] اسرائیل» (همان) بوده است.
تکنیک دوم، یعنی ارتزاق و تطمیع از طریق بودجههای کلان لابیگری، در فضای کاملاً آشکار اما با منابع مالی پنهان یا پول کثیف عمل میکند.
بخشی از این گردش مالی فسادانگیز، به سمت اندیشکدههای صهیونیستی در جریان است. مستندات نشان میدهد بنیاد دفاع از دموکراسیها از سال ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۳ بیش از ۱.۶ میلیون دلار از بنیاد سارا اسکیف دریافت کرده است؛ بنیادی که توسط ثروت نفت و بانکداری خانواده ملون تأمین مالی میشود و از جمله حامیان اصلی پروژه ۲۰۲۵ برای بازسازی رژیم آمریکاست (ژاکوبین، 2026).
همین گزارش فاش میکند که مرکز سیاست امنیتی نیز در همین بازه زمانی بیش از ۲.۷ میلیون دلار از دانرز تراست با ارتباطات عمیق با لئوناردو لئو در دیوان عالی آمریکا دریافت کرده است (همان).
بخش قابل توجهی از این پول از باره ساید، میلیاردر محافظهکار طرفدار رژیم اسرائیل، تأمین شده که پیش از این نیز فیلم ضدایرانی «وسواس: جنگ اسلام رادیکال با غرب» را تأمین مالی کرده بود (همان).
این جریان مالی، شبکه فساد سازمانیافتهای را شکل میدهد که در آن پول کثیف اهداکنندگان، به اندیشکدههای به ظاهر مستقل منتقل و سپس از این طریق به پستهای حساس در درون رژیم آمریکا تزریق میشود.
اما این تطمیع فراتر از تأمین مالی صرف است. مستندات منتشر شده در سال ۲۰۱۴ نشان میدهد «دفتر تروریسم و اطلاعات مالی» وزارت خزانهداری رژیم آمریکا پس از لابیگری سنگین کمیته امور عمومی [رژیمهای] آمریکا ـ اسرائیل و اندیشکده وابسته به آن، یعنی موسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک، ایجاد شده است» (اسکوپ، 2014).
این دفتر که وظیفه اعمال تحریمهای اقتصادی علیه ایران را بر عهده دارد، به عنوان «ابزاری تیز که عمدتاً برای خدمت به لابی [رژیم] اسرائیل ساخته شده» (همان) توصیف شده است. دیوید اس. کوهن، یکی از روسای این دفتر، پس از ترک دولت مستقیماً به هیأت مدیره بانک اچاسبیسی پیوست که بعداً در پروندههای پولشویی مواد مخدر متهم شد (همان). این یک مصداق بارز بده بستان در فساد سیستماتیک این اندیشکدهها است که کسی که دیروز تحریمهای ایران را طراحی میکرد، امروز در یک نهاد مالی خصوصی مشغول به کار میشود که از همان تحریمها سود میبرد.
جمعبندی: شکست تروریسم نهادی و طراحی های اتاقهای نیرنگ صهیونیستی
آنچه به اصطلاح اندیشکدههای صهیونیستی و در واقعیت اتاقهای نیرنگ بر علیه بشریت در طول نیم قرن اخیر علیه ایران طراحی و اجرا کردهاند را بایستی تروریسم نهادی نامید. تفاوت این تروریسم در این است که قربانیان آن در طول سالیان متمادی و در سکوت خبری، بر اثر تحریمهای دارویی و غذایی جان میدهند. فرق نمیکند کودک سرطانی در شیراز باشد که دارویش به دلیل قطع دسترسی از سوئیفت به موقع نمیرسد، یا پدر خانوادهای در کرمان که شغل خود را بر اثر فشار حداکثری از دست
میدهد؛ همه آنها قربانیانی هستند که نامشان در گزارشهای رسمی بنیاد دفاع از دموکراسیها به عنوان «آمار موفقیت تحریم» ثبت میشود.
شرم آورتر آنکه این جنایتها با بودجه مالیاتدهندگان آمریکایی و با چراغ سبز سیاستمدارانی انجام میشود که یا با پول صهیونیستها تطمیع شدهاند، یا مدارک رسوایی آنها در پروندههای جفری اپستین و امثال او بایگانی شده است. نیک استوارت، مدیر لابی بنیاد دفاع از دموکراسیها، با دو میلیون دلار پول کثیف از طریق لابی صهیونیستها وارد تیم مذاکرهکننده هستهای رژیم آمریکا میشود و از آن سو، پشت میز مذاکره با نماینده ایران مینشیند و درباره حقوق هستهای ملت ایران سخن میگوید.
مردم ایران باید بدانند که اعضای این به اصطلاح اندیشکدهها، افسران جنگ رژیمی هستند که آرزوی تجزیه این سرزمین را در سر میپرورانند. بنیاد دفاع از دموکراسیها، امریکن انترپرایز، هادسون و بقیه اتاقهای نیرنگ و توطئه که در این مقاله آمد، شعبات فکری سفارت رژیم اسرائیل و نمایندگان موساد در واشنگتن هستند.
افشای این واقعیات، ما را به این پرسش حیاتی رهنمون میکند که پاسخ به این تهاجم شناختی و اقتصادی چیست؟ آنچه وطنخواهان واقعی ایران را پیروز میکند، اتحاد درونی از یک سو و تشکیل جبهه متحد جهانی علیه نسلکشی نهادی از سوی دیگر است که می توان نتیجه آنرا در حوزه مردم شریف ایران در 68 روز گذشته و بلکه در 47 سال گذاشته در میدان دید. ایران بایستی با تمام ملتهایی که قربانی نسلکشی و جنایات همین اندیشکدهها بودهاند؛ از فلسطین و سوریه و یمن گرفته تا ونزوئلا و حتی مردم
آمریکا که مالیاتشان صرف جنایتهایی علیه خودشان میشود؛ ائتلافی راهبردی علیه این جنایت سازمانیافته تشکیل دهد و نسبت به بازطراحی ساختارهای تصمیمگیری در داخل برای مصونماندن از نفوذ این اندیشکدهها از طریق شناخت دقیق تاکتیکهای آنها اقدام شود.
پر واضح است که علیرغم پیچیده بودن جنگ نهادی اتاق های توطئه و نیرنگ بر علیه ملت شریف ایران، پیروز این میدان ایران عزیز و شکست این میدان متعلق رژیم آمریکا و رژیم صهیونستی اسرائیل است. از هم گذشته تاریخ، نیاز به شناخت نظامات استعماری رژیم اسرائیل بیشتر احساس میشود. دانش استعمارشناسی برای همه کسانی که بر صندلی تصمیمگیری و تصمیم سازی جمهوری اسلامی قرار گرفته اند، ضرورت راهبردی دارد.
منابع
Al Jazeera. (2026, May 6). What is the FDD, the pro-Israel think tank shaping Trump’s Iran policy?. https://www.aljazeera.com/news/2026/5/6/what-is-the-fdd-the-pro-israel-think-tank-shaping-trumps-iran-policy.
Asharq Al-Awsat. (2025, October 13). Psychological warfare intensifies between Tehran and Tel Aviv. https://english.aawsat.com/world/5196695-psychological-warfare-intensifies-between-tehran-and-tel-aviv.
Islam Times. (2026, February 5). Behind the Scenes of the Anti-Iran Narrative Factory Shaping Trump’s Calculations. https://www.islamtimes.com/en/news/1262358/behind-the-scenes-of-anti-iran-narrative-factory-shaping-trump-s-calculations#top.
Israel Defense. (2026, March 3). Analysis | When Your Phone Is Drafted: The Psychological Battle in Every Iranian’s Pocket. https://www.israeldefense.co.il/en/node/67983.
Jacobin. (2026, January 14). Right-Wing Dark Money Groups Want Regime Change in Iran. https://jacobin.com/2026/01/dark-money-leo-trump-iran/.
JFeed. (2025, July 9). Who’s Behind the Persian ‘Mossad’ Account Stirring Up Iran’s Regime? jfeed.com/middleeast/mossad-persian-account-trolling-iran?utm_source=kikar&utm_medium=web&utm_campaign=article-related.
Newsmax. (2011, June 13). Iran Spy Claims DC Connection. https://www.newsmax.com/kentimmerman/madhi-takezand-iran-spy-khonsari/2011/06/13/id/399825/.
Newsweek. (2025, May 8). Iran Dissidents Pressure US Talks With Secret Nuclear Site Claims. https://www.newsweek.com/iran-dissidents-pressure-us-talks-secret-nuclear-site-claims-2069923.
NPR. (2026, February 12). How U.S. sanctions played into the protests in Iran. Siouxland Public Media. https://www.kwit.org/2026-02-12/how-u-s-sanctions-played-into-the-protests-in-iran
Parsi, T. (2026, May 2). Trump’s Iran blockade snatches defeat from the jaws of victory. https://responsiblestatecraft.org/trump-iran-blockade/.
Roya News. (2025, July 12). Mossad blackmail ring: Tucker Carlson says Jeffrey Epstein worked for “Israel”. https://en.royanews.tv/news/61194/
Scoop. (2014, September 23). U.S. Office of Terrorism and Financial Intelligence. https://www.scoop.co.nz/stories/HL1409/S00190/us-office-of-terrorism-and-financial-intelligence.htm.
The Epstein Chronicles. (2025, August 21). CIA Kompromat 101: Jeffrey Epstein and the CIA’s culture of compromise (Part 3) [Audio podcast episode]. https://podcasts.apple.com/at/podcast/the-epstein-chronicles/id1575753383.
The Mirror. (2026, May 5). Donald Trump describes Iran war horrors to children and claims they were 'two weeks away from killing us all'. https://www.mirror.co.uk/news/world-news/donald-trump-describes-iran-war-37115439.
The Nation. (2008, June 6). Bush glossed over intel differences on Iraq WMD. https://www.nation.com.pk/06-Jun-2008/bush-glossed-over-intel-differences-on-iraq-wmd.
Time Magazine. (2007, December 7). Neocon Counterattack on Iran Report. Time Magazine. https://swampland.time.com/2007/12/07/neocon_counterattack_on_iran_r/.
Wikiwand. (2024). Foundation for Defense of Democracies. https://www.wikiwand.com/en/Foundation_for_Defense_of_Democracies.