دکتر سعید رضا عاملی – استاد گروه ارتباطات و مطالعات جهانی دانشگاه تهران و عضو فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران
مقدمه:
شکست ظرفیت جهانی آمریکا در برابر اراده ایرانی
جنگ اخیر بلوک نظامی با محوریت رژیم جنایتکار آمریکا علیه مردم و کشور عزیز ایران بر خلاف روایتهای سطحی و تقلیلگرایانه، هرگز یک درگیری دوجانبه و محدود نبود.
این جنگ، رویارویی تمامعیار کل ظرفیت جهانی آمریکا همراه با هماهنگی کامل رژیم کودککش صهیونیستی، پشتیبانی لجستیکی چند کشور اروپایی و همراهی چندین کشور عربی منطقه در یک سوی میدان و ایران و جبهه مقاومت در سوی دیگر بود.
هدف بلوک مهاجم، تحقق رؤیای کهنه تغییر ساختار سیاسی در ایران و بلعیدن منابع اقتصادی و زمین زدن جایگاه نظام سیاسی ایران از طریق حداکثر فشار نظامی و اقتصادی بود؛ هدفی که در دهههای گذشته با ابزارهای دیگر دنبال شده بود و این بار قرار بود با آتشسنگین به سرانجام برسد. شکست ایران مهمترین تغییر جهانی برای آمریکا و رژیم اسرائیل محسوب میشد.
اما این تجاوز غیرقانونی در عمل به سناریویی تبدیل شد که برخی تحلیلگران غربی آن را «بزرگترین شکست راهبردی آمریکا از زمان جنگ ویتنام» توصیف کردهاند (پیپ، 2026).
تا کنون و بدون پیشداوری راجع به آینده، این جنگ با «پذیرش شروط دهگانه ایران توسط کاخ سفید» (آژانس خبری دی.آی.دی، 2026) به آتشبس انجامید. این رویداد در تاریخ روابط رژیم آمریکا با کشورهای جهان و به ویژه با انقلابهای ضدسلطه، بیسابقه و نقطه عطفی در نظم نوین جهانی محسوب میشود.
کاخ سفید عملاً بر اساس طرحی عمل کرد که از سوی تهران دیکته شده بود.
این تحول عظیم، تجسم عینی و ملموس همان کلام حکیمانه رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله العظمی خامنهای (ره) است که سالها پیش فرمودند: ««راه علاج پیشرفت کشور، قوی شدن است؛ باید قوی بشویم. قوی شدنِ نظامی لازم است، قوی شدن علمی لازم است، قوی شدن دولتی و ساختاری و سازمانی لازم است» (آیتالله العظمی خامنهای، 1404).
امروز، همین قدرت همهجانبه ایران بود که ضمن دفع تهدید، دشمن را وادار به عقبنشینی و پذیرش شروط جمهوری اسلامی کرد. این لحظه تاریخی، ثابت کرد ایران به نقطهای رسیده است که معادلات جهانی را از موضع قدرت و بازدارندگی تعریف میکند.
رهبر معظّم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای (حفظهالله) (1405) در پیام مکتوبی که به مناسبت چهلمین روز شهادت قائد عظیم الشأن انقلاب (قدّس الله نفسه الزکیه) و مسائل مهم مربوط به جنگ تحمیلی سوم از ایشان منتشر شد، راجع به ضرورت دستیابی به ایران قوی به عنوان یک هدف راهبردی و نعمت الهی فرمودند: «این نعمت هــم مانند هر نعمت دیگرى باید مورد شکر قرار گیرد تا بقا و رشد داشته باشد که لّئن شکرّئم لأزیدّنّکم. شــکر عملى این نعمت، تلاش بــىوقفه براى رســیدن بــه ایران قوى است» (1405: 7).
ایشان در خصوص قدرت یابی ایران و افول استکبار پس از جنگ تحمیلی سوم میفرمایند: «امروز طلیعـه بـرآمدن جمـهوری اسلامی بهعنـوان یک قـدرت بزرگ و
قرار گرفتن استکبار در سراشیبی ضعف، مقابل چشـم همگان آشکار شده است» (همان: 6).
همچنین ایشان قدرت ایران بزرگ را ناشی از وحدت ملی و انسجام اقشار مختلف میدانند: «رویکرد دستیابی به ایران هر چه قویتر از مسیر وحدت بین اقشار مختلف جامعه میگذرد... قلوب مردم به هم نزدیک شد، یخهای بین اقشار مختلف با گرایشهای متفاوت شروع به ذوب شدن کرد، همگان زیر پرچم وطن جمع شدند و روز به روز به عدد این جمع و به کیفیت آن افزوده میشود» (همان: 8).
شروط پذیرفته شده توسط رژیم آمریکا که در رسانههای بینالمللی بازتاب گسترده یافت، شامل «تضمینهای موثر در برابر هرگونه حمله آینده به ایران، لغو کامل تمامی تحریمهای آمریکا و کنترل کامل ایران بر تنگه هرمز» (آژانس خبری دی.آی.دی، 2026) است.
به عبارت دیگر، نه تنها تمام اهداف اقتصادی و نظامی جنگ تحمیلی آمریکا نقش بر آب شد، بلکه ایران توانست با برخورداری از قدرت مردمی، فناوری پیشرفته دفاعی و اهرمهای ژئوپلیتیک خود، دست برتر را در معادله جدید منطقه به دست آورد.
درک ابعاد این پیروزی تاریخی ملت ایران ضرورتی انکارناپذیر است. فضای پیچیده اطلاعاتی و روایتهای ناقص و گاه غرضآلود دشمن، نباید باعث شود این حس غرورآفرین پیروزی تضعیف شود.
واقعیت میدان حکایت از آن دارد که ایران در جنگی نابرابر اما سرنوشتساز، ضمن دفاع از کیان خود، توانست هژمونی نظام سلطه را در سطحی جهانی به چالش بکشد و معماری قدرت جدیدی را پایهگذاری کند که در آن، تهران نقشی محوری و تعیینکننده دارد.
این یادداشت، مدخلی است بر واکاوی ابعاد این تحول عظیم و تبیین مستند وجوه مختلف قدرت چهارم جهانی که امروز به نام شکوهمند ایران بزرگ (پیپ در نیویورک تایمز، 2026؛ دی.آی.دی پرس، 2026؛ اسپات میدیا، 2026) ظهور یافته است.
عواملی که ایران را تبدیل به قدرت چهارم جهان کرد و ظرفیت جهانی ایران عزیز را صدچندان کرد بسیار است ولی در این میان بر 4 عامل و منبع مهم راهبردی و تقویت کننده قدرت جهانی ایران عزیز و سربلند تاکید می شود:
1) قدرت یکپارچه ایران: رهبری، ساختار سیاسی و ملت
انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ به دلیل آنکه بر خلاف پیشبینیهای شرقشناسانه یک «شوک معرفتشناختی» برای محافل آکادمیک غرب به شمار میرفت. از دیدگاه تحلیلگران اسلامگرا (ویلار، 2023)، مردم ایران با محوریت روحانیت و روشنفکران ایرانی نه تنها در برابر استبداد شاهنشاهی و نظام فکری حاکم اروپائی و آمریکائی یک قیام آگاهانه کردند، بلکه مسیر جدید با محوریت امام رحمه الله علیه و رهبر شهید انقلاب پایه گذاری شد که شرق شناسی قدیم و جدید ابزار فکری متناسبی برای فهم آن ندارد.
یکی از پیشفرضهای غلط دشمن در مورد جمهوریاسلامیایران، برآوردهای غلط در مورد حوزههای آسیبپذیر و شکنندگی جمهوری اسلامی ایران بود که بر پایه شرق شناسی مبتنی بر دیگری هراسی و شرقهراسی نهادینه و معرفتی بود.
شرق شناسی در ماهیت خود همواره گرفتار نگاه طرحوارهای بوده است. نگاهی که اولا یک شرق کلی و در پرتو ملی یک ایران ثابت و عاری از تحول و تغییر را مفروض میگیرد. این اختلال فهم و کجتابی ذهنی و فکری در سه قلمرو که شامل ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران، رهبری و مردم ایران است که در سایر حوزه ها نیز امتداد پیدا کرده است.
در ناحیه ساختار سیاسی، ایران شناسی جدید درک عمیقی از تحولات بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و معماری امام خمینی در ایجاد یک ساختار مردمسالاری مبتنی بر مشارکت مردم در انتخاب با واسطه رهبری از طریق رای دادن به اعضاء مجلس خبرگان و مشارکت در رای دادن به اصل جمهوری اسلامی ایران در 12 فروردین 1358 و نظامات دموکراتیک که همه پیگره اصلی نظام جمهوری اسلامی ایران یعنی انتخاب رئیس جمهور، انتخاب نمایندگان مجلس و انتخاب اعضاء شورای شهر و روستا که یک در برگیرندگی فراگیر با حضور بیش از 200 هزار عضو اصلی و علی البدل که بخش حداکثری آنها مربوط به شوراهای روستایی هستند و یک پیکره شورایی و مردمی با رقابتها و انگیزههای متنوع دینی، ملی، محلی و پیشرفت و آبادانی فعالیت میکنند.
در خصوص رهبری نظام جمهوری اسلامی تصور می کردند که بعد از امام خمینی (ره)، جمهوری اسلامی ایران دچار بحران بزرگ میشود و بطریق اولی تصور میکردند با شهادت رهبری قدرتمند، آیه الله العظمی امام خامنهای قدس سره که 37 سال معمار بزرگ استحکامات مهم ایران در حوزه علم و دانش، دفاع و فناوری و دین و ایمان بوده و رکن ظهور ایران قوی بوده است، دچار بحران و بلکه فروپاشی میشود.
اما علیرغم شرایط جنگ، نمایندگان ملت ایران در مجلس خبرگان رهبری بعد از تحقیق و مطالعه به اتفاق رهبر معظم انقلاب آیت الله سید مجتبی حسینی خامنهای را انتخاب و ایشان به سرعت قبول مسئولیت کردند.
علیرغم غم بزرگ شهادت کودکان و مردم عزیز ایران و شهادت پدر گرانقدر و پدر امت اسلامی، خواهر و همسر و دردانه های عزیز با تمام قوت وارد اعمال مسئولیت رهبری کشور و فرماندهی کل قوا شدند و دستورات و بیانات مهمی از جنس امام خمینی و سیدالشهدای انقلاب را ابلاغ کردند.
خطا و بدفهمی دوم شرق شناسی صهیونیستی - آمریکایی، فهم غلط از مردم شریف ایران بود، فلذا در آغاز جنگ تمامعیار علیه ایران، تکیه بر سناریوی فتنه بود که بر مبنای آن، با اعمال حداکثر فشار نظامی و اقتصادی، جامعه ایران به سمت فروپاشی داخلی سوق داده میشد.
تحلیلگران اندیشکدههای وابسته به رژیم آمریکا و نظامیان رژیم اسرائیل تصور میکردند شکافهای اجتماعی پیشین و نارضایتیهای اقتصادی موجود، میتواند به شکاف راهبردی در درون ملت ایران تبدیل شود و زمینه را برای نفوذ دشمن فراهم آورد.
اکنون، آنها به روشنی به دست داشتن در طراحی و مشارکت در چنین فتنهای اعتراف میکنند (به عنوان مثال، مستندات به اصطلاح «فعالان حقوق بشر در ایران»، 2026 را ببینید).
اما آنچه در میدان رخ داد، دقیقاً نقطه مقابل این پیشبینیها بود. جامعه ایران نشان داد از چنان انسجام و سرمایه اجتماعی برخوردار است که توانست به سادگی تهدید خارجی را به عاملی برای تحکیم وحدت ملی تبدیل کند.
رهبر شهید انقلاب، حضرت آیتالله العظمی خامنهای (ره)، در تحلیل علل شکست دشمن در جنگ ۱۲ روزه، بر این حقیقت اساسی تأکید فرمودند: «آن روزها خیابانهای مملو از جمعیت و شعارهای کوبنده آنها علیه صهیونِملعون و آمریکای جنایتکار، نشاندهنده یکپارچگی و وحدت ملت بود که این اتحاد همچنان وجود دارد و وجود خواهد داشت و البته همه در حفظ و تقویت آن مسئولند» (آیتالله العظمی خامنهای، ۱۴۰۴).
بر خلاف انتظار دشمن که امیدوار بود با بمباران زیرساختها و ترور شخصیتهای کلیدی، جامعه ایران را به سوی هرجومرج و فروپاشی سوق دهد، آنچه رخ داد یک بسیج ملی تمامعیار بود.
در تحلیلی که روزنامه القدس منتشر کرده، آمده است: «ضربه اولیه [دشمن] به جای آنکه فلجکننده باشد، به عاملی برای بسیج همهجانبه ملی تبدیل شد. به جای فروپاشی، تهران توانایی بالایی در جذب شوک و بازآرایی خود نشان داد و نبرد را در آگاهی عمومی از یک مناقشه سیاسی به نبردی برای بقای ملی و موجودیت که فراتر از تقسیمات داخلی است، تغییر داد» (القدس، 2026).
یکبار دیگر دشمن در محاسبه عمق سرمایه اجتماعی ایران دچار خطای راهبردی فاحشی شده بود.
یکی دیگر از سناریوهای از پیش طراحی شده دشمن، ایجاد خلاء قدرت از طریق حذف فیزیکی رهبری، دولتمردان و فرماندهان ارشد و ایجاد اختلال در زنجیره فرماندهی بود.
اما روند تغییر سریع فرماندهان و حفظ روحیه نیروها به گونهای مدیریت شد که توطئه خلاء قدرت نقش بر آب گردید.
مؤسسه مطالعاتی پروژه امنیت و تهدید شیکاگو، نشان داده است که ساختار فرماندهی ایران به گونهای غیرمتمرکز و منعطف طراحی شده که حذف فیزیکی فرماندهان ارشد نمیتواند منجر به فروپاشی عملیاتی شود.
نقش بسیج مردمی و حضور خودجوش شهروندان در صحنههای دفاعی و پشتیبانی لجستیک، عاملی تعیینکننده در این پیروزی بود.
منابع خبری گزارش دادهاند که نیروهای داوطلب بسیج و گروههای مردمی، در حالی که بسیاری از شهرهای بزرگ به دلیل حملات هوایی تخلیه شده بود، همچنان در خیابانها حضور و کنترل وضعیت میدانی را در دست داشتند (الجزیره، 2026). این حضور گسترده، حاوی این پیام روشن برای دشمن بود که جنگ با ایران، جنگ با یک دولت یا ارتش نیست بلکه تلاشی عبث علیه یک تمدن ماندگار و ملتی متحد و منسجم است.
یکی دیگر از راهبردهای اصلی جنگ ترکیبی دشمن، فعالسازی به اصطلاح پنجمین ستون در داخل ایران بود.
هدف این راهبرد، ایجاد اختلاف، تفرقهافکنی و تبدیل نارضایتیهای اقتصادی به یک اغتشاش سیاسی هماهنگ با اهداف دشمن بود.
وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران در هشدارهایی که در طول جنگ منتشر کرد، از شناسایی و بازداشت افرادی خبر داد که به عنوان چشمهای رژیم صهیونیستی در داخل کشور فعالیت میکردند (الجزیره، 2026).
دشمن تلاش گستردهای برای نفوذ و ایجاد ناامنی داخلی داشته است و در نهایت نیز، شخص رئیس جمهور رژیم آمریکا به مسلح کردن جمعیت کردهای تجزیهطلب
مبادرت کرده است و مدعی شد دلیل شکست او در آن پروژه، عدم توزیع تسلیحات توسط کردها در سراسر ایران بوده است (تایمز آو اسرائیل، 2026)؛ ادعایی که به وضوح و با توجه به دادههای وزارت اطلاعات کشور و سازمان اطلاعات سپاه پاسداران مبنی بر وجود تروریستهای مسلح در خیابانهای تهران و سایر نقاط کشور مغایرت دارد. در واقع، آنچه باعث شکست آن پروژه شد، سرمایه تمدنی و اجتماعی جامعه ایران و نه خطای تاکتیکی یا موضعی دشمن بود.
شواهد نشان میدهد سرمایه اجتماعی ایران به حدی است که دشمن نتوانست از این ابزار برای فشار از داخل استفاده کند. تحلیلگران مستقل نیز بر این نکته اذعان دارند.
داگلاس مک گرگور، سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا، در مصاحبهای با شبکه جاجینگ فریدام صراحتاً اعلام کرد: «اکثریت قریببهاتفاق ایران حتی اگر با همه سیاستهای دولت موافق نباشند، پشت سر دولت متحد هستند» (اکسپرس تریبون، 2026).
همچنین جان مرشایمر، استاد برجسته دانشگاه شیکاگو، در تحلیلی عمیقتر، سناریوی به اصلاح «دموکراسیخواهی خودجوش» در ایران را داستانی جعلی خواند و تأکید کرد آنچه در ایران رخ میدهد، تلاش سازمانیافته غرب برای بیثباتسازی نیست، بلکه جنگ تحمیلی است که با مقاومت مردمی مواجه شده است (همان).
نکته قابل توجه آنکه، حتی رسانههای منتقد جمهوری اسلامی نیز نتوانستهاند نشانهای از شکاف راهبردی در جامعه ایران در جریان جنگ تحمیلی اخیر گزارش کنند.
لذا سرمایه اجتماعی ایران به عنوان یک قدرت نرم راهبردی، نقشی تعیینکننده در شکست محاسبات دشمن ایفا کرد.
این حقیقت، یکی از ارکان اصلی «قدرت چهارم جهانی» است که از عمق ایمان و انسجام یک تمدن سرچشمه میگیرد.
شاید دلیل معرفتی شوکهای پیاپی برخواسته واقعیتهای میدان در جنگ سوم علیه مردم ایران به همان شرقشناسی ها ناروا و کج تابیهای دیگریهراسانه از شرق و اسلام بطور عام و ایران بطور خاص بازگردد.
کج تابیهای دیگریهراسانه شرق شناسی
شرق شناسی غربی از اساس مسلمانان را بطور عام و جهان موسوم به شرق را فاقد توانائی فکری و عاملیت اجتماعی میدانست. اداورد سعید مسیر جدید را در نقد شرق شناسی آغاز کرد که محوریت آن (ادوارد سعید، 1987، 1981 و 2001) . از دیدگاه ادوارد سعید (1981)، شرقشناسان نه آنگونه که شرق هست، بلکه آنگونه که منافع استعماری غرب نیاز دارد شرق را بسازند، به بازنمایی شرق میپردازد. این بازنمایی شامل کلیشههایی از شرق به عنوان ایستایی، غیرمنطقی بودن، عقبماندگی و شرارت در مقابل غرب را مرکز تمدن، عقلانیت و دموکراسی می دانستند.
سعید به شدت از نگاه شرق شناسان غربی به اسلام انتقاد داشت. او می گوید شرق شناسان غربی اسلام و مسلمانان را یک مجموعه بسته و تنگ نظر و متصف به جهالت و عصبیت دوران قرون وسطا میدانستند.
نگاه شرق شناسان که در نظم سیاسی و رسانه ای غرب انعکاس دارد، نسبت به انقلاب اسلامی ایران نیز با همین کلیشه و رویکرد نگاه میکردند.
ادوارد سعید در کتاب پوشش اسلام: چگونه رسانهها و کارشناسان بقیه جهان را منتشر کرد. سعید در این کتاب تمرکز خود را از گفتمان دانشگاهی به رسانههای جمعی تغییر میدهد.
سعید در پوشش اسلام، نشان میدهد که چگونه رسانههای آمریکایی در جریان انقلاب ایران، تصویری تکبعدی و شرورانه از اسلام و رهبران ایران ارائه میدادند.
او می گوید در جریان انقلاب اسلامی ایران و بحران گروگانگیری، پوشش تلویزیونی آمریکا از ایران تجسمبخش این نگرش بود که (امام) خمینی،شخصیتی قرون وسطایی، مستبد، به دنبال "جنگ مقدس" برای بازگرداندن کشورش به قرن هفتم میلادی است.
فرض ناگفته این است که غربیشدن برابر با مدرنیته است و کشورهای در حال توسعه باید خود را به آمریکاهای کوچک تبدیل کنند.
هر کشوری که کنترل غرب (یعنی آمریکا) بر دولت و نهادهایش را رد کند، ذاتاً عقبمانده و متوهم است. بقول ادوارد سعید در سیاه نمائی و ایجاد نفرت بر علیه مسلمانان دائما از واژگان بنیادگرا، تروریست، ملاها، رژیم، محور شرارت برای سلب انسانیت از مسلمانان استفاده میکردند.
یکی از استدلالهای کلیدی سعید در پوشش اسلام این است که رسانههای غربی، اسلام را به عنوان یک تهدید یکپارچه و ذاتاً خصمانه بازنمایی میکنند. در واقع ظهور انقلاب اسلامی موجب شد که جریان اسلام هراسی در ادبیات شرق شناسی تشدید شود و به تعبیر گراهام بران (1382) یک کلیشه سیاسی نفرت آمیز شکل گیرد. شاید مسائل پسا 11 سپتامبر 2001 و حملات وسیعی که در اروپا و آمریکا
بوجود آمد و منجر به جنگ بر علیه مردم افغانستان و پس از آن عراق و سایر نقاط جهان شد و همین جنگ 12 روزه و جنگ سوم در سال 1404 نتیجه همین فضای خشن و سیاهنمائیهای فراگیر بر علیه مسلمانان بود.
در کنار سیاه نمائی مشوق اسلام انگلیسی، اسلام اروپائی و اسلام آمریکائی بودند که در مجموعه 4 جلدی که ناظر بر کتابنامه گفتمانی تحقیقات و نوشته های علمی در قالب مقالات و پایان نامه در مورد اسلام و مسلمین گفتمانی تحت عنوان "اسلام رومی" تشخیص داده شد. اسلام رومی، نگاه اسلام با قرائت لیبرال و بعضا مبتنی بر گفتمان لائیک و نسبیت گرایی معرفتی را ترویج و تقویت می کرد. (عاملی، 2004).
پس از انقلاب، نسل جدیدی از پژوهشگران ایرانی _ آمریکایی تلاش کردند روایتی متفاوت ارائه دهند. حمید دباشی (2007) در کتاب "ایران: مردمی در میانراهی" استدلال میکند که ایرانیان از بیش از یک قرن پیش (از نهضت تنباکو تا انقلاب مشروطه و ملی شدن نفت) در حال مبارزه برای «مدرنیته ضداستعماری» بودهاند. او انقلاب اسلامی را نه بازگشت به گذشته، بلکه یکی از مراحل این مبارزه رهاییبخش میدانست.
آرشین ادیبمقدم (2007) در کتاب ایران در سیاست جهانی: مسئله جمهوری اسلامی» مفهوم «آرمانشهرهای ضدسلطه را معرفی میکند که فرهنگ سیاسی ایران را دگرگون ساختند. او بر پویایی و امکان تغییر در درون نظام جمهوری اسلامی تأکید دارد و خوانش نئوکانونآمریکایی از ایران را تحریفشده میداند.
2) قدرت تمدنی ایران بزرگ از پارسیان تا انقلاب اسلامی
اگر قدرت نظامی ایران، مشت آهنین بازدارندگی بود، آنچه ایران را به سطح چهارمین قدرت جهانی ارتقا داده است، چیزی فراتر از توان فناورانه نظامی است. قدرت واقعی ایران، در همآمیختگی موقعیت ژئوپلیتیک بیبدیل، اتحادهای راهبردی هوشمندانه و الگوی تمدنی مبتنی بر دین و دانش نهفته و ریشهدار در تاریخ تمدنی هزارهای است.
قدرت ایران بر دو رکن دین و دانش استوار است. از یک سو، هویت شیعی و گفتمان محور مقاومت به ایران مشروعیت ایدئولوژیک در جهان اسلام و جنبشهای آزادیبخش بخشیده است.
از سوی دیگر، پیشرفتهای علمی و فناورانه هستهای و صنعت بزرگ و مهم هوافضا و زیستفناوری، ایران را به یک قدرت علمی تبدیل کرده است که مرجعیت علمی منطقهای و جهانی پیدا کرده است. این ترکیب تمدنی دین و دانش چیزی است که قدرت ایران را از قدرت صرفاً نظامی یا اقتصادی متمایز میکند و به آن بُعد تمدنی میبخشد.
در حالی که نظم کهنه امنیت آمریکا در برابر نفت ارزان در حال فروپاشی است، ایران به عنوان بازیگری موثر در معماری اقتصادی و تمدنی قرن بیست و یکم نقش تعیینکننده ایفا میکند.
نظم بینالمللی پس از جنگ جهانی دوم بر یک معادله ساده اما کارآمد استوار بود. آمریکا امنیت آبراههای جهانی، به ویژه خلیج فارس و تنگه هرمز را تأمین میکند و در مقابل، نفت منطقه با قیمتهای تعیین شده توسط بازارهای غربی به جریان میافتد.اما جنگ اخیر، فروپاشی قطعی این نظم را به جهانیان نشان داد.
مطالعه بینالمللی روزنامه القدس که در آوریل ۲۰۲۶ منتشر شد، این تحول را به وضوح تبیین میکند. بر اساس این مطالعه، «نظم قدیم که بر پایه تأمین امنیت آبراهها توسط آمریکا در برابر جریان نفت با قیمتهای تعیین شده توسط بازار استوار بود، عملاً فروپاشیده است. دلیل این فروپاشی ساده است. ایران ثابت کرده که میتواند بدون بستن کامل تنگه هرمز، صرفاً با تهدید مستمر، تردد در این آبراه حیاتی را تا بیش از ۹۰ درصد کاهش دهد.
شرکتهای بیمه بینالمللی که مخاطرات جنگی را برای کشتیرانی در خلیج فارس بازارزیابی کردند، عملاً پوشش مخاطره را از منطقه خارج ساختند و این امر، ارسال نفت از خلیج فارس را برای بسیاری از کشورها از نظر اقتصادی غیرممکن کرد» (القدس، 2026).
این مطالعه تأکید میکند کشورهای حاشیه خلیج فارس امروز به این نتیجه رسیدهاند که «ثبات اقتصادی و امنیت صادرات انرژی آنها، دیگر نه به واشنگتن، بلکه به هماهنگی با تهران بستگی دارد». این یک تغییر پارادایم تاریخی است. برای نخستین بار از زمان کشف نفت در منطقه، بازیگران عربی خلیج فارس دریافتهاند که امنیت صادرات نفتی آنها در گروی رابطهای است که با ایران تعریف میشود.
تحلیلگر سرشناس هندی ـ آمریکایی، فرید زکریا نیز این واقعیت را تأیید کرده است. او در تحلیلی که در خبرگزاری دی.آی.دی منتشر شد، اظهار داشت تحولات اخیر منطقهای «موقعیت ژئوپلیتیک ایران را به طور قابل توجهی تقویت کرده و تنگه هرمز را به یک اهرم کلیدی در معادلات قدرت منطقهای تبدیل ساخته است» (دی.آی.دی، 2026).
زکریا تأکید میکند که پرونده هستهای ایران دیگر تنها عامل تعیینکننده در محاسبات جهانی نیست. توجه جهانی به تدریج به سمت سایر مؤلفههای قدرت ایران، از جمله موقعیت جغرافیایی و نقش آن در تأمین امنیت انرژی معطوف شده است. به عبارت دیگر، ایران به یک بازیگر مسلّم ژئوپلیتیک تبدیل شده است که امنیت انرژی جهان به آن وابسته است.
خروج تدریجی رژیم آمریکا از منطقه و کاهش اعتبار نظم غربی، فضایی را ایجاد کرد که ایران بتواند به سرعت جایگاه خود را در ائتلافهای راهبردی شرق تثبیت کند. دو تحول بزرگ در این زمینه رخ داده است. نخست، عضویت کامل ایران در سازمان همکاری شانگهای و گروه بریکس و دوم، فعالسازی کریدور بینالمللی شمال ـ جنوب.
در ژانویه ۲۰۲۴ (دی ۱۴۰۲)، بریکس اعلام کرد که ایران به همراه پنج کشور دیگر شامل عربستان سعودی، امارات متحده عربی، مصر، اتیوپی و آرژانتین از اول ژانویه ۲۰۲۴ به عضویت کامل این گروه درآمد (اخبار بحرین، 2026). این تحول، ایران را در کنار بزرگترین اقتصادهای نوظهور جهان قرار داد. لوئیس ایناسیو لولا داسیلوا، رئیسجمهور برزیل، در آن زمان تأکید کرد با پذیرش اعضای جدید، بریکس اکنون نماینده ۴۶ درصد از جمعیت جهان و سهم بیشتری از تولید ناخالص داخلی جهانی است. در سال ۲۰۲۵، اندونزی نیز به بریکس پیوست و مسیر صعودی این بلوک شرقی را ادامه داد (آسیانت نیوزیبل، 2026).
به موازات این تحول، کریدور شمال ـ جنوب که ایران قلب تپنده آن محسوب میشود به سرعت در حال تبدیل شدن به یک شاهراه حیاتی تجاری است. این کریدور چندوجهی، از طریق ایران، بنادر بمبئی در اقیانوس هند را به سن پترزبورگ در روسیه متصل میکند. بر اساس گزارشهای رسمی، این مسیر میتواند زمان حمل و نقل را نسبت به مسیر سنتی کانال سوئز بین ۴۰ تا ۶۰ درصد کاهش دهد و هزینهها را تا ۵۵ درصد پایین بیاورد (دل پونته، 2026).
در فوریه ۲۰۲۶، الکسی اورچوک، معاون نخستوزیر روسیه، تأیید کرد که شاخه غربی کریدور شمال ـ جنوب که از روسیه از طریق جمهوری آذربایجان و ایران عبور میکند، به طور عادی در حال فعالیت است. اورچوک افزود که کار بر روی ساخت خط راهآهن رشت ـ آستارا در ایران که حلقه مفقوده این کریدور است از اول آوریل ۲۰۲۶ آغاز خواهد شد (اینترفکس، 2026). سرگئی تسیویلیوف، وزیر انرژی روسیه، تأکید کرد که طرفین توانستهاند تمام مسائل اختلافبرانگیز را حل کنند و ارزش کل این پروژه ۱.۶ میلیارد یورو برآورد میشود (تاس، 2026). این خط آهن 162 کیلومتری، دسترسی مستقیم روسیه به آبهای گرم خلیج فارس را فراهم خواهد کرد.
تحلیلگران بینالمللی نیز به ابعاد راهبردی این کریدور اذعان دارند. مقاله تحلیلی که با استناد به نشریه اسپانیایی رِبِلیون در مارس ۲۰۲۶ در پایگاه خبری سینا منتشر شد، ایران را «یگانه کشور دارای توانایی ایجاد اتصال زمینی پیوسته میان دریای خزر و خلیج فارس و میان چین و دریای مدیترانه» (دل پونته، 2026). توصیف کرده است. بر اساس این تحلیل، جنگ واقعی حول محور ایران، جنگ بر
سر موشکها و بمبها نیست؛ بلکه جنگی بر سر کنترل کریدورها و مسیرهای تجاری است که اقتصاد جهانی قرن بیست و یکم را شکل میدهند (همان).
3) قدرت فناوری نظامی و بازدارندگی فعال
یکی از مهمترین عواملی که معادله قدرت را در جنگ تحمیلی اخیر به نفع ایران تغییر داد، اتخاذ راهبردی مبتنی بر جنگ نامتقارن هوشمند بود. برخلاف تصور رایج در محافل نظامی غرب که پیروزی را در برتری هوایی و تسلیحات متعارف خلاصه میکردند، جمهوری اسلامی ایران با طراحی یک دکترین دفاعی منحصربهفرد، توانست برتری فنی دشمن را با استفاده از نوآوری، خلاقیت و محاسبات دقیق اقتصادی خنثی کند (گرینبرگ، 2026).
این دکترین که در برخی منابع نظامی با عنوان دفاع موزاییکی غیرمتمرکز (سوفان سنتر، 2026) شناخته میشود، ثابت کرد که در قرن بیست و یکم، قدرت نظامی دیگر صرفاً به معنای داشتن تجهیزات پیشرفته نیست، بلکه به معنای هوشمندی در طراحی جنگ و مدیریت منابع است.
سردار سرتیپ پاسدار محمدعلی جعفری، فرمانده اسبق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سالها پیش توضیح داده بود که ایران عمداً توان هوایی متعارف را نادیده گرفته و سرمایهگذاری خود را بر روی موشکهای دقیق و پهپادهای ارزان قیمت متمرکز کرده است (گرینبرگ، 2026).
این انتخاب راهبردی، که در آن زمان توسط بسیاری از تحلیلگران غربی ضعف راهبردی تلقی میشد، در عمل به یکی از مرگبارترین ابزارهای بازدارندگی در تاریخ جنگهای مدرن تبدیل گردید.
هزینه ساخت هر فروند پهپاد شاهد ایران که بردی حدود 2000 کیلومتر دارد،
بسته به مدل، بین ۲۰ تا ۵۰ هزار دلار تخمین زده میشود. در مقابل، سامانههای پدافندی که رژیم آمریکا برای مقابله با آنها به کار گرفته است، نظیر موشکهای پاتریوت، هر فروند بیش از ۳ میلیون دلار قیمت دارد و یا سامانه کایوت شرکت ریتون که هر فروند آن حدود ۱۲۶,۵۰۰ دلار هزینه دارد، به مراتب گرانتر هستند (استاکمن، 2026).
آرتور اریکسون، مدیرعامل شرکت هواپیماسازی هایلیو، نسبت هزینه را اینگونه توصیف کرده است: «قطعاً شلیک کردن به یک پهپاد گرانتر از ساخت آن است... نسبت هزینه به ازای هر شلیک و هر رهگیری، در بهترین حالت ۱۰ به ۱ است، اما در شرایط عملی جنگ که نیاز به چندین شلیک علیه یک پهپاد وجود دارد، این نسبت میتواند به ۶۰ یا ۷۰ به ۱ نیز برسد که این به نفع ایران است» (همان).
بر اساس گزارشهای منتشر شده، در پنج روز نخست جنگ، رژیمهای آمریکا و اسرائیل حدود ۲۴ میلیارد دلار صرف پرتاب موشکهای پاتریوت برای رهگیری پهپادها و موشکهای ایرانی کردهاند (ون وی پو، 2026). این رقم نجومی، در حالی ثبت شده است که هزینه ساخت تمام پهپادهای شلیک شده توسط ایران، فقط کسری از این مبلغ بوده است.
این واقعیت، یکی دیگر از ظریفترین محاسبات نظامی ایران در عرصه اقتصاد مقاومتی نظامی را نشان میدهد. ایران با تولید انبوه تسلیحات هوشمند اما ارزان قیمت، عملاً دشمن را در یک بازی فرسایشی اقتصادی گرفتار کرد که در آن، هر پیروزی تاکتیکی رژیم آمریکا مثلاً در شکل رهگیری یک پهپاد به یک شکست راهبردی، یعنی اتمام سریع ذخایر موشکهای گرانقیمت پدافندی تبدیل شد (استاکمن، 2026).
ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، در نشست خبری خود در جریان جنگ، با اذعان به این چالش گفت «هم در حمله و هم در دفاع مهمات دقیق کافی برای کار در دست داریم. اما میخواهم به شما بگویم، همکاران! به عنوان یک رویه، نمیخواهم در مورد مقادیر صحبت کنم» (همان). این احتیاط در اظهارات، نشاندهنده عمق نگرانی واشنگتن از تمام شدن زرادخانه پدافندی در برابر سیل پهپادهای ایرانی بود.
اگر پهپادها و موشکها، ابزار دفاع ایران در این جنگ بودند، تنگه هرمز به عنوان مهمترین اهرم بازدارندگی اقتصادی و قدرت چانهزنی تهران عمل کرد. در ساعات ابتدایی جنگ، ایران با اجرای یک عملیات هماهنگ و دقیق، تردد در این آبراهه راهبردی را هزینهبر ساخت.از طریق این تنگه، حدود یکپنجم نفت مصرفی جهان و بخش قابل توجهی از گاز طبیعی مایع عبور میکند (اس اند پی گلوبال، 2026).
مؤسسه استاندارد اند پورز در گزارشی تحلیلی تأیید کرده است که بسته شدن تنگه هرمز به دلیل جنگ ایران «وابستگی جهان به انرژی خلیج فارس را ثابت میکند» (همان). بر اساس این گزارش، بیشتر سوختی که در تنگه هرمز متوقف شده بود، عازم شرق و جنوب آسیا بود، اما افزایش قیمتها بر تمام اقتصادهای جهان تأثیر گذاشت. گزارش دیگری از مؤسسه آکسفورد اکونومیکس پیشبینی کرده بود که اگر تنگه هرمز به مدت شش ماه بسته بماند، قیمت نفت به ۱۹۰ دلار در هر بشکه خواهد رسید که با تورمی مشابه سال ۲۰۲۲ و رکود در ایالات متحده و اکثر اقتصادهای پیشرفته همراه خواهد بود (همان).
شرکت تحلیل انرژی ریستاد انرژی نیز هشدار داد که حملات ایران به تأسیسات کلیدی در عربستان، امارات و قطر، میتواند حداقل ۷۰۰ هزار بشکه در روز از ظرفیت پالایش جهانی را حذف کند و قیمت نفت را فراتر از ۱۵۰ دلار و حتی تا ۱۹۰ دلار افزایش دهد. آدیتیا ساراسوات، معاون ارشد ریستاد انرژی، تأکید کرد که این تأسیسات «تقریباً ۲۰ درصد از تجارت جهانی الانجی و بیش از ۶ درصد از ظرفیت پلیاتیلن جهان را تشکیل میدهند و در منطقهای متمرکز شده است که جایگزین کوتاهمدت برای آن وجود ندارد» (ریستاد انرژی، 2026).
نکته حائز اهمیت آنکه ایران ثابت کرد میتواند تردد در تنگه هرمز را با کمترین هزینه ممکن و فقط با سلب تضمین امنیت فلج کند. بر اساس تحلیلهای مؤسسه جنگافروزی و مطالعات نظامی، راهبرد ایران شامل اخطار مستمر ناوگان تجاری بود که عملاً شرکتهای بیمه و کشتیرانی را مجبور به توقف فعالیت در منطقه میکرد. این رویکرد، به مراتب کمهزینهتر از درگیری تمامعیار دریایی بود، اما اثری فلجکننده بر اقتصاد جهانی داشت. در مقابل، هزینه تأمین امنیت این آبراه برای رژیم آمریکا و متحدانش، که مستلزم استقرار ناوگانهای عظیم و استفاده از سامانههای پدافندی پیشرفته بود، روزانه میلیاردها دلار برآورد میشد (سلطان، 2026).
ایران در این جنگ، برخلاف بسیاری از درگیریهای نظامی مدرن، هرگز به دنبال پیروزی زمینی یا تسخیر خاک دشمن نبود. راهبرد هوشمندانه ایران، مهار خطرات نظامی از طریق بازار اقتصادی انرژی بود که از طریق فشار بر دو مؤلفه حیاتی نفت و الانجی اعمال شد. این رویکرد که میتوان آن را بازدارندگی اقتصادی نامتقارن
نامید، عملاً واشنگتن را در موقعیتی قرار داد که ادامه جنگ، تداوم فشار بر اقتصاد آمریکا و متحدانش بود.
دکتر ماریا سلطان در این زمینه مینویسد: «در هسته این معضل، نگرانی فزایندهای نهفته است مبنی بر اینکه مهمات حیاتی راهبردی [رژیم] آمریکا شامل موشکهای دوربرد، رهگیرها، سیستمهای ضدکشتی و توانمندیهای ضدپهپاد در حال اتمام است... نتیجه جنگ دیگر نمیتواند صرفاً بر اساس بازههای زمانی یا درگیری با اهداف تعریف شود. در حالی که [رژیم] آمریکا ممکن است با موفقیت به هزاران هدف نظامی ضربه بزند، نمیتواند دفاع بیپایان را حفظ کند و نیز نمیتواند وضعیت تهاجمی بیپایانی را حفظ نماید» (همان).
پیروزی ایران در این جنگ، پیروزی عقلانیت نظامی بر برتری فنی صِرف بود. در حالی که پنتاگون رویای جنگ برقآسا را در سر میپروراند که طی چند روز یا چند هفته به پایان برسد، ایران با طراحی یک جنگ فرسایشی هوشمند، عملاً زمان را به نفع خود مصادره کرد. هر روزی که جنگ ادامه مییافت، قیمت نفت و تورم جهانی بالاتر میرفت و هزینههای نظامی رژیمهای آمریکا و اسرائیل از مرزهای قابل تحمل فراتر میرفت. در نهایت، این فشار اقتصادی بود که میز مذاکره را به سمت پذیرش شروط دهگانه ایران سوق داد که در رأس آنها، برقراری کنترل ایران بر تنگه هرمز و تعهد به عدم تجاوز مجدد قرار داشت.
4) روحیه معنوی و تمدنی عاری از سلطه و همدلی با مظلومان جهان
در حالی که قدرتهای سنتی از رژیم آمریکا تا روسیه و چین، الگوی خود را بر سلطهگری، هژمونی و تحمیل اراده بنا نهادهاند، جمهوری اسلامی ایران با الگوی
متفاوت تمدنی عاری از سلطه بر دیگری ظهور کرده است. این تفاوت بنیادین، در متن سیاست خارجی، دکترین دفاعی و گفتمان سیاسی ایران ریشه دارد. امپراتوریهای سنتی، قدرت را ابزاری برای چپاول، اشغال و استثمار ملتهای دیگر تعریف میکنند، اما ایران قدرتی را به نمایش گذاشته است که محدودیت را اصل قرار داده و به جای سلطه، بازگشت به تعادل را هدف نهایی خود میداند.
پروفسور رانجان سلیمان، تحلیلگر ارشد مسائل بینالملل از گوا در هند، راجع به این ویژگی منحصربهفرد ایران مینویسد «نظم بینالمللی معاصر نشانههای آشکاری از ناتوانی اخلاقی از خود نشان میدهد... در این لحظه ناآرام، شخصیت سیاسی در حال تکامل ایران دعوت به خوانشی متفاوت میکند؛ نه به عنوان طردکنندهای سرکش یا برهمزننده نظام منطقهای، بلکه به عنوان بازیگری تمدنی که فهمی جایگزین از قدرت، خویشتنداری و مشروعیت را بیان میکند» (همان). این خوانش، ایران را مولد نوع جدیدی از قدرت رهاییبخش و تعریف کننده اخلاق قدرت و قدرت اخلاقی قرار میدهد.
یکی از برجستهترین مصادیق تمدن غیرسلطهگر بودن ایران، سیاست هستهای آن است. علیرغم توان فنی غنیسازی اورانیوم تا سطح ۶۰ درصد، جمهوری اسلامی همواره بر صلحآمیز بودن برنامه هستهای خود تأکید کرده و سلاح هستهای را نه تنها بر خلاف اصول دینی و اخلاقی خود، بلکه ابزاری برای سلطهگری میداند که با ماهیت تمدنی ایران در تضاد است.
رهبر شهید انقلاب، حضرت آیتالله العظمی خامنهای (ره)، در این زمینه فرمودند: «جمهوری اسلامی هرگز در پی تسلیحات هستهای نیست، و نیز هرگز از حق ملّت
خود در استفادهی صلحآمیز از انرژی هستهای چشمپوشی نخواهد كرد. شعار ما «انرژی هستهای برای همه، و سلاح هستهای برای هیچكس» است» (حضرت آیتالله العظمی خامنهای، 1391). این تمایز بنیادین نشاندهنده نگاه متفاوت ایران به ماهیت قدرت است.
این رویکرد در عمل نیز تبلور یافته است. در جریان جنگ اخیر، ایران با وجود برخورداری از توان موشکی و پهپادی پیشرفته، برخلاف جنایات ضدبشری رژیم کودککش و تروریست آمریکا و رژیم نسلکش اسرائیل، دامنه بازدارندگی دفاعی خود را محدود به اهداف نظامی و زیرساختهای راهبردی دشمن نگه داشت. این خویشتنداری اخلاقی و هوشمندانه، که در مقابل حملات گسترده دشمن به زیرساختهای غیرنظامی و مسکونی ایران قرار داشت، بار دیگر ثابت کرد که ایران قدرتی است که محدودیتهای اخلاقی را حتی در اوج جنگ و شرایط ناعادلانهای که دشمن متجاوز از هیچ جنایتی رویگردان نیست حفظ میکند.
اگر قدرت نظامی و اقتصادی، ابعاد سخت قدرت ایران را تشکیل میدهند، مرجعیت اخلاقی و صدای واحد جهانی علیه سلطهگری، بُعد نرم و تمدنی این قدرت را میسازند. ایران امروز از آمریکای لاتین تا آفریقا و جنوب شرق آسیا به عنوان مرجعی برای ملتها و دولتهایی که از نظام سلطه رنج میبرند درآمده است. این جایگاه، حاصل دههها ایستادگی در برابر فشارهای خارجی، حمایت از جنبشهای آزادیبخش و پایبندی به اصول حقوق بینالملل است.
یکی از ویژگیهای متمایز این نقشآفرینی، پرهیز از بزرگنمایی و ادعای برتری است. در واقع، یکی از آشکارترین ویژگیهای موضع ژئوپلیتیک معاصر ایران، پرهیز آن از پیروزیخواهی افراطی است. حتی با آشکار شدن توانمندیهای بازدارندگی
ایران، این کشور قدرت نظامی را به جاهطلبی سرزمینی یا خودبرتربینی تمدنی تبدیل نکرده است. این خویشتنداری نشاندهنده بلوغ سیاسی و فهم این نکته است که قدرت، زمانی که از اخلاق جدا شود، آغاز به فرسایش مشروعیت خود میکند.
رویای جهان بدون سلطه که زمانی شعاری انقلابی به نظر میرسید امروز به یک گفتمان رسمی ژئوپلیتیک تبدیل شده است. ایران در مجامع بینالمللی، از سازمان ملل تا جنبش عدم تعهد، همواره بر اصول برابری حاکمیتها، عدم مداخله در امور داخلی و حق تعیین سرنوشت تأکید کرده است. این اصول که در نظم بینالملل کنونی بیش از پیش نقض میشوند، در گفتمان ایران جایگاهی محوری دارند.
نتیجهگیری:
ضرورت بازخوانی حقیقت راهبردی ایران بزرگ
فارغ از این هیاهوی اطلاعاتی، حقیقت راهبردی روشن و غیرقابل انکار این است که رژیم آمریکا برای اولین بار در ۷۰ سال اخیر، یعنی از زمان آغاز جنگ ویتنام، مجبور به پذیرش شروط یک کشور غیرمتعهد شده است (پیپ، 2026؛ آژانس خبری صبا، 2026). این واقعیت، به حدی چشمگیر و بیسابقه است که حتی تحلیلگران حامی غربی را وادار به اقرار کرده است.
شروط دهگانهای که ایران به کاخ سفید دیکته کرد و واشنگتن ناچار به پذیرش آن شده است، خود گواهی روشن بر این حقیقت است. بر اساس گزارشهای منتشر شده، این شروط شامل موارد زیر است (تی.وی.بی.اس، 2026؛ دکان هرالد، 2026):
۱. تضمین بنیادین آمریکا برای عدم تجاوز مجدد به ایران
۲. ادامه کنترل و اعمال حاکمیت ایران بر تنگه هرمز
۳. پذیرش حق غنیسازی اورانیوم توسط ایران
۴. لغو تمام تحریمهای اولیه آمریکا علیه ایران
۵. لغو تمام تحریمهای ثانویه
۶. پایان تمام قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران
۷. پایان تمام قطعنامههای آژانس بینالمللی انرژی اتمی علیه برنامه هستهای ایران
۸. پرداخت غرامت جنگی به ایران برای خسارات وارده
۹. خروج نیروهای رزمی آمریکا از منطقه خاورمیانه
۱۰. توقف کامل خصومتها در تمام جبههها، از جمله لبنان تا مقاومت یمن و عراق
این شروط، بازتعریف کامل نظم منطقهای است. کشوری که تا دیروز تحت شدیدترین تحریمهای تاریخ بود، امروز توانسته است کنترل راهبردیترین آبراه جهان را در دست گیرد، حق غنیسازی خود را به رسمیت بشناساند و نیروهای نظامی رژیم آمریکا را از منطقه خارج کند. اینها دستاوردهایی بیبدیل هستند.
جنگ ۴۰ روزه، با تمام فشارها، آسیبها و فقدانها، زخمهایی بر پیکر جامعه وارد کرده است. بازسازی موقعیت جهانی است. ایران امروز در قامت چهارمین قدرت جهانی ظاهر شده است. این جایگاه، مسئولیتهای تازهای در عرصه روابط بینالملل ایجاب میکند.
ایران باید از این فرصت برای تقویت ائتلافهای شرقی شامل بریکس، شانگهای، کریدور شمال ـ جنوب و گسترش گفتمان جهان عاری از سلطه استفاده کند. همچنین، ایران اکنون قادر است ابتکار عمل بینالمللی برای گسترش عدالت و رفع ستم و سلطه در سراسر جهان و خصوصاً کشورهای منطقه را به دست گیرد. یافتن مسیرهای جدید تعامل و تقویت پیمانها و روابط جهانی در عرصههای مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و غیر آن در ایران آینده به فاز جدیدی وارد خواهد شد.
جامعه نخبگان آمریکا، دانشجویان و جوانان آمریکا باید بدانند آمریکا بیش از دو قرن است که محور شرارت در جهان است و بصورت پیوسته در مسیر توسعه جنگ و سلطه بر جهان گام برمیدارد. تغییر این نگاه شرورانه تنها از مسیر تحول در جامعه و ساختار سیاسی و نوع نگاه به جهان امکان پذیر است. در نزدیک به 80 سال گذشته رژیم اسرائیل با ایجاد شبکه صهیونیستی تشدید کننده شرارات در جهان بوده و با استفاده از قدرت آمریکا به تخریب و کشتارجمعی و کودکآزاری و کودککشی خود ضریب مضاعف داده است. شاید اولین گام برای تحول در نظام سیاسی آمریکا و حرکت آمریکا به سمت یک تمدن عدالت گرا، قطع رابطه با رژیم اسرائیل و بازنگری بنیادین در مورد نگرش به اسلام است.
کتابنامه منابع:
آیتالله العظمی خامنهای، س. ع. (9 شهریور 1391). بیانات در شانزدهمین اجلاس سران جنبش عدم تعهد. دفتر حفظ و نشر آثار آیتالله العظمی خامنهای. https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=20840.
آیتالله العظمی خامنهای، س. ع. (1 مهر 1404). سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملت ایران. دفتر حفظ و نشر آثار آیتالله العظمی خامنهای. https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=61393.
آیتالله خامنهای، س. م. (20 فروردین 1405). پیام رهبر معظّم انقلاب اسلامی به مناسبت چهلمین روز شهادت قائد عظیم الشأن انقلاب (قدّس الله نفسه الزکیه) و مسائل مهم مربوط به جنگ تحمیلی سوم. https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=62808.
Adib-Moghaddam, A. (2007). Iran in world politics: The question of the Islamic Republic. Hurst & Company.
Al Jazeera. (2026, March 7). Iranian authorities warn against ‘fifth column’, as no signs of war abating. https://www.aljazeera.com/news/2026/3/7/iranian-authorities-warn-against-fifth-column-as-no-signs-of-war-abating
Al-Quds. (2026, April 6). A reading on the stalling of ‘shock and awe’: Why did American-Israeli bets fail to break Iran?. https://alquds.com/en/posts/234654
Ameli, S. R. (2012) Bibliographical Discourse Analysis: The Western Academic Perspective on Islam, Muslims and Islamic Countries (1949-2009), Volume 1-4, London, Islamic Human Rights Commission.
Asianet Newsable. (2026, March 31). India's BRICS Chair 2026: Navigating West Asia conflict a key test. https://newsable.asianetnews.com/world/indias-brics-chair-2026-navigating-west-asia-conflict-a-key-test-articleshow-rvnx0at.
Dabashi, H. (2007). Iran: A people interrupted. The New Press.
Deccan Herald. (2026, April 7). Here is what‘s in Iran’s 10 point ceasefire proposal. https://www.deccanherald.com/world/middle-east/from-hormuz-reopening-to-uranium-enrichment-irans-10-point-plan-explained-3960083.
Del Ponte, A. M. (2026, March 16). La guerra de los corredores: el modelo de globalización del siglo XXI. Rebelión. https://rebelion.org/la-guerra-de-los-corredores-el-modelo-de-globalizacion-del-siglo-xxi/.
DID Press Agency. (2026, April 7). Fareed Zakaria: Strait of Hormuz becomes Iran‘s new “strategic lever”. https://en.didpress.com/28333/
DID Press Agency. (2026, April 7). Iran declared 4th global power following US acceptance of 10-point plan. https://en.didpress.com/28385/.
Graham-Brown, S. (1982). Islam in the news [Review of the book Covering Islam, by E. W. Said]. MERIP Reports, (107), 26-28.
Grinberg, O. (2026, March 23). Iran’s mosaic defense faces its real test. Jerusalem Institute for Strategy and Security. https://www.linkedin.com/posts/alexander-grinberg-0974bb39_irans-mosaic-defense-faces-its-real-test-activity-7442333737998094336-fNnj.
Guardian. (2026, April 8). Explainer: What is in Iran’s 10-point ceasefire plan and will the US agree to it? https://www.theguardian.com/world/2026/apr/08/iran-10-point-plan-ceasefire-donald-trump-us.
Hum English. (2026, April 7). The US-Iran two-week ceasefire: A diplomatic masterstroke or a fragile pause in the shadow of power? https://humenglish.com/latest/the-us-iran-two-week-ceasefire-a-diplomatic-masterstroke-or-a-fragile-pause-in-the-shadow-of-power/.
Human Rights Activists in Iran. (2026, March 14). ‘The final battle’: Iran’s information war. https://www.hra-iran.org/the-final-battle-irans-information-war/.
Interfax. (2026, March 25). Western branch of North-South corridor
through Azerbaijan, Iran operating normally - Russian Dep. PM. https://interfax.com/newsroom/top-stories/116815/.
National Herald. (2026, March 28). Fake news emerges as parallel battlefield in Iran war. https://www.nationalheraldindia.com/international/fake-news-emerges-as-parallel-battlefield-in-iran-war.
News of Bahrain. (2024, January 1). BRICS to admit six new members next year. https://www.newsofbahrain.com/world/92455.html.
Pape, R. A. (2026, April 7). The War Is Turning Iran Into a Major World Power. The New York Times. https://www.nytimes.com/2026/04/06/opinion/iran-war-strait-hormuz.html.
Rostami-Povey, E. (2010). Iran's influence: A religious-political state and society in its region. Zed Books.
Rystad Energy. (2026, March 18). Iran action may send oil to US$120 a barrel, Asia to bear the brunt. Bernama. https://bernama.com/en//search.php?cat1=all&terms=%C2%A0diesel&page=22.
S&P Global. (2026, April 6). Strait of Hormuz proves world‘s dependence on Gulf energy. https://maaal.com/en/news/details/sp-strait-of-hormuz-p/.
Said, E. W. (1978). Orientalism. Pantheon Books.
Said, E. W. (1981). Covering Islam: How the media and the experts determine how we see the rest of the world. Routledge & Kegan Paul.
Said, E. W. (2001). The clash of ignorance. The Nation, 273(12), 11-14.
Tavakoli-Targhi, M. (2001). Refashioning Iran: Orientalism,
occidentalism, and historiography. Palgrave Macmillan.
Saba News Agency. (2026, April 7). American academic: Iran deal major defeat for America since Vietnam. https://saba.ye/en/news3681228.htm.
SOFAN Center. (2026, March 09). Iran’s ‘Mosaic Defense’ Strategy: Decentralization as Resilience Factor. https://tinyurl.com/vtu3xy9f.
Solomon, R. (2025, December 15). Iran and the ethics of power - a civilisational rebalancing of world politics. Tehran Times. https://www.tehrantimes.com/news/521697/Iran-and-the-ethics-of-power-a-civilisational-rebalancing-of.
Spot Media. (2026, April 07). The war is turning Iran into a major world power. https://spotmedia.ro/en/news/opinions-and-analyses/the-war-is-turning-iran-into-a-major-world-power.
Stockman, F. (2026, March 3). Iran’s Drones Cost a Fraction of the U.S. Weapons Shooting Them Down. The New York Times. https://www.nytimes.com/2026/03/04/business/iran-shahed-drones-missiles-us-war.html.
Sultan, M. (2026, April 2). Iran-US conflict: Shaping the future. Pakistan Observer. https://pakobserver.net/iran-us-conflict-shaping-the-future/.
TASS. (2026, February 17). Russia, Iran to begin implementing Rasht-Astara railway line project on April 1. https://tass.com/economy/2088389.
The Express Tribune. (2026, January 18). In Iran, Trump toys with regime-change fantasies. https://tribune.com.pk/story/2587757/In-
Iran,-Trump-toys-with-regime-change-fantasies.
The New Indian Express. (2026, April 6). Iran envoy backs India’s call for restraint, urges global condemnation of US, Israel military action. https://www.newindianexpress.com/world/2026/Apr/06/iran-envoy-backs-indias-call-for-restraint-urges-global-condemnation-of-us-israel-military-action.
Times of Israeli, The. (2026, April 07). ‘I’m very upset’: Trump says US tried to arm Iranian protesters, but guns were diverted. https://www.timesofisrael.com/im-very-upset-trump-says-us-tried-to-arm-iranian-protesters-but-guns-were-diverted/.
TVBS. (2026, April 8). A look at Iran's "Ten-Point Peace Plan"! Lifting all sanctions and maintaining control of Holmz. A look at Iran's "Ten-Point Peace Plan"! Lifting all sanctions and maintaining control of Holmz. https://rb.gy/g4fymn.
Wen Wei Po. (2026, March 15). Military experts: Iranian drones are difficult to deal with; US interception costs are high. https://www.wenweipo.com/s/202603/16/AP69b7809ae4b04d7d56d8b56c.html.
|