کد خبر:29242   تاریخ انتشار: سـه شنبه ، 11 فروردین سال 1405 ساعت 14:31:0

چشم انداز چهره ایران پسا جنگ

دکتر غلامرضا بصیرنیا دبیر شورای معین شورای عالی انقلاب فرهنگی، در این یادداشت تحلیلی، با مرور روند نبردهای تحمیلی اخیر، به بررسی «چشم‌انداز ایرانِ مقتدر» در دوران پساجنگ می‌پردازد. وی با تأکید بر پیروزی‌های راهبردی ایران علیه ائتلاف غربی-صهیونیستی، تبیین می‌کند که چگونه تکیه بر دستاوردهای علمی بومی، ایران را به قدرتی نوظهور تبدیل کرده است که به‌زودی تعاملات کشورهای منطقه را از نفوذ آمریکا رها کرده و نظمی نوین مبتنی بر منافع ملی و منطقه‌ای را رقم خواهد زد.



به گزارش مرکز رسانه و روابط عمومی شورای عالی انقلاب فرهنگی، متن این یادداشت را در ذیل بخوانید:
چشم انداز چهره ایران پسا جنگ
مروری بر تجزیه و تحليل‌های رسانه‌هاي بین المللی و  نیز روند جاری تحلیل‌های صاحب‌نظران داخلی و خارجی پیرامون جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران، نشان‌دهنده عدم دستیابی دشمنان متجاوز به اهداف تعیین‌شده و تغییر مداوم اهداف و در نتیجه، سنگینی کفه ترازوی به سمت پیروزی ایران اسلامی است. 
بی‌شک، آنچه ذیل رخداد جنگ رمضان بر علیه ایران در حال شکل‌گیری است می‌تواند ترسیم گر چهره و سیمای جدید و نوینی از ایران فراتر از  فهم معمول و ادراک رایج در سطوح ملی، منطقه‌ای و بين‌المللی گردد.
 اتفاقات جنگ تحمیلی دوازده روزه و جنگ تحمیلی اخیر با ابعاد و اندازه وسیع تر و گسترده‌تر و البته با پیامدهای تلخ و بی‌شمار، هر دو با ماهیتی تروریستی و تحمیلی، آن هم از سوی دو کشور متخاصم و برتری طلب به لحاظ موقعیت و توانمندی‌های نظامی و اطلاعاتی در برابر ایران مظلوم و مقتدر، هیچکدام خوشبختانه تا کنون به پیروزی و برتری طراحان آن و دستیابی به اهداف اعلامی منجر نشده؛ بلکه در جنگ تحمیلی نخست یعنی جنگ دوازده روزه تحت فرماندهی امام شهید(رضوان الله تعالی علیه) با درخواست آتش‌بس زودهنگام از سوی سردمداران فریبکار آمریکا و رژیم اسرائیل، به شکست و ناکامی آنها علی‌رغم انتظار و در نقطه مقابل به چیرگی و پیروزی کشورمان ختم شد. جنگ تحمیلی جاری نیز علی‌رغم آسیب‌های فراوان به زیرساخت‌های مهم و خسارات انسانی و اجتماعی و شهری تا کنون جز ناکامی و شکست در دستیابی به اهداف تعیین شده، دستاورد مشخص و مهم دیگری برای طراحان آن به همراه نداشته است و البته این حقیقت مهم و آشکار نزد رسانه‌های منصف و افکار عمومی در سطوح ملی و بین‌المللی هم به‌وضوح، عیان و عریان است. 
بی‌شک، به مثابه ضرب‌المثل معروف عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد و یا به قول شهید سلیمانی، میزان فرصتی که در بحران‌ها و تهدیدها وجود دارد در خود فرصت‌ها نیست؛ این دو جنگ به دست‌مایه بسیار قدرتمند و پرارزشی در ترسیم چهره واقعی ایران مقتدر تبدیل شده است و‌ مهم‌تر اینکه این همه توان استقامت و کوبندگی، عمدتا متکی بر قدرت و دستاوردهای علمی و فناوری بومی و غیروارداتی و نشأت گرفته از ظرفیت عظیم و تمام نشدنی علمی و فرهنگی داتشمندان و متخصصان، مدیران و مردم همین مرزوبوم است و در کشاکش جنگ هم در حال ارتقا است. گویی همه شرایط و لحظات و تمامی وقایع و رویدادهای به وجود آمده در اکنون و نیز آینده پیش رو به‌گونه‌ای در حال شکل‌گیری است که موجب تفکیک و  تمییز دو چهره متفاوت از ایران یعنی ایران قبل از جنگ های تحمیلی اخیر و ایران بعد از این دو جنگ خواهد شد. 
ایران اسلامی در پی دفاع مقدس در این دو جنگ تحمیلی، در مسیر تازه و متفاوتی در سطح جهانی و بین‌المللی قرار گرفته است و احتمالاً با گذشت زمان بیشتر، شاهد شکل‌گیری فهم تازه و متفاوتی نسبت به ظرفیت‌ها و توانمندی‌های ایران در قیاس با گذشته خواهیم بود و ان شاءالله با پیروزی نهایی و قطعی ایران، روابط و تعاملات کشورهای منطقه به‌ویژه کشورهای حوزه خلیج فارس نیز متفاوت خواهد بود و این کشورها از رویکردی تمام‌عیار و کاملاً مایل به سیاست‌ها و مقاصد آشکار و پنهان آمریکا و رژیم اسرائیل فاصله خواهند گرفت و ایران را در اتخاذ تصمیمات و شکل گیری تعاملات در سطوح ملی و بین‌المللی بیشتر تأثیرگذار خواهند دید. به تعبیر دیگر در پی اتمام این جنگ نابرابر می‌توان شاهد ظهور بالفعل یک قدرت بزرگ و نوظهور در میان کشورهای اسلامی و منطقه‌ای و جغرافیای جهانِ در حال توسعه بود. 
چنین رخدادی کشورهای مختلف را به تجدیدنظر در مواجهه با ایران و توجه و رعایت ملاحظات و منافع ملی و بین‌المللی آن رهنمون خواهد ساخت و درمجموع، موجبات صلح و ثبات بیشتری را در سطح منطقه و جهان به همراه خواهد آورد.