کد خبر:28801   تاریخ انتشار: شــنـبـه ، 6 دی سال 1404 ساعت 15:6:0

محل نزاع در علوم انسانی اسلامی، علوم اجتماعی است/ تشریح کارکردهای توصیفی و هنجاری علوم مدرن

حجت الاسلام والمسلمین خسروپناه با حضور در برنامه تلویزیونی سوره، ضمن تشریح دقیق دایره مصادیق علوم انسانی، تأکید کرد که بحث اصلی در اسلامی‌سازی علوم، کمتر متوجه علومی نظیر فلسفه یا کلام است، بلکه کانون این گفتگوها علوم اجتماعی نظیر جامعه‌شناسی، روانشناسی و اقتصاد است.


به گزارش مرکز رسانه و روابط عمومی شورای عالی انقلاب فرهنگی، حجت‌الاسلام و المسلمین عبدالحسین خسروپناه، با حضور در برنامه تلویزیونی سوره  شبکه چهار سیما با موضوع نسبت یابی علوم انسانی قرآن بنیان با مسئله های حکمرانی ضمن تقدیر از دست‌اندرکاران تولید برنامه‌های اندیشه‌محور، به تبیین مبانی نظری و مفهوم‌شناسی علوم انسانی قرآن‌بنیان پرداخت.
استاد خسروپناه در پاسخ به سوالی مبنی بر چیستی علوم انسانی قرآن‌بنیان و اینکه آیا این علوم به کلیات می‌پردازند یا جزئیات، بر لزوم مصداق‌شناسی پیش از مفهوم‌شناسی تأکید کرد.
وی با دسته‌بندی علوم انسانی به سه بخش مجزا گفت: وقتی از علوم انسانی صحبت می‌کنیم، با طیف گسترده‌ای مواجهیم. بخش اول شامل علومی است که ماهیت اسلامی دارند؛ مانند فلسفه اسلامی، کلام اسلامی، علوم قرآن و حدیث و عرفان اسلامی. اگرچه ممکن است نقدهایی به محتوای این علوم وارد باشد، اما در اسلامی بودن ماهیت آن‌ها تردیدی نیست و کسی نمی‌تواند آن‌ها را انکار کند.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: بخش دوم شامل رشته‌هایی مانند ادیان (مسیحیت، یهودیت، ادیان شرقی و...) است. در این رشته‌ها موضوع مطالعه، ادیان غیر اسلامی است و طبیعتاً بحث اسلامی‌سازی در اینجا موضوعیت ندارد.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، بخش سوم را محل اصلی مناقشات و گفتگوهای علمی دانست و تصریح کرد: آنچه که تحت عنوان علوم اجتماعی شناخته می‌شود، شامل روانشناسی، جامعه‌شناسی، اقتصاد، مدیریت و علوم سیاسی، کانون اصلی بحث ماست. سوال این است که آیا ما جامعه‌شناسی یا روانشناسی اسلامی داریم؟ موضوع این علوم، رفتار انسان و جامعه است و دقیقا همین بخش از علوم انسانی که از قرن نوزدهم به بعد با رویکردهای پوزیتیویستی (تبیینی) و هرمنوتیکی (تفسیرگرا) شکل گرفته، محل نزاع است.
سه ساحت فعالیت در علوم اجتماعی مدرن
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه به تشریح فعالیت‌های علوم اجتماعی مدرن پرداخت و آن‌ها را در سه حوزه طبقه‌بندی کرد. استاد خسروپناه در این باره گفت: یکی از کارهای علوم اجتماعی مدرن، ترسیم وضعیت مطلوب است. برای مثال در روانشناسی از انسان سالم، در علوم سیاسی از مدینه فاضله یا جامعه مطلوب و در اقتصاد از انسان اقتصادی مطلوب سخن گفته می‌شود. وی افزود: کارکرد دوم این علوم، مطالعه وضعیت موجود و روابط واقعی انسان‌ها در جامعه است. به عنوان نمونه، بررسی قانون عرضه و تقاضا در اقتصاد که بیان می‌کند هرگاه عرضه افزایش یابد، تقاضا کاهش می‌یابد، در این دسته جای می‌گیرد که به توصیف واقعیت‌های جاری می‌پردازد.
استاد خسروپناه در ادامه سخنان خود در برنامه تلویزیونی سوره، پس از تشریح دو ساحت توصیف وضعیت مطلوب و توصیف وضعیت موجود در علوم انسانی مدرن، به تبیین سومین ساحت یعنی چگونگی تغییر و گذار از وضع موجود به وضع مطلوب پرداخت.
وی با اشاره به مصادیق عینی در علوم سیاسی و روابط بین‌الملل گفت: مطالعات نشان می‌دهد که رفتار مستکبران تابعی از قدرت ماست. هرگاه دولت در ایران رو به ضعف نهاده و رویکرد استضعاف داشته، استکبار جهانی با لحنی بی‌ادبانه‌تر و مقتدرانه‌تر برخورد کرده است. اما هرگاه چهره اقتدار، استقامت و مقاومت ایران را دیده‌اند، کوتاه آمده و حاضر به گفتگو و مذاکره شده‌اند.
تقابل نگاه اسلامی و لیبرالی به مصرف
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در حوزه اقتصاد به تفاوت بنیادین میان نگاه اسلامی و لیبرالی اشاره کرد و افزود: در اقتصاد لیبرالی، افزایش مصرف به معنای رونق تولید و سرمایه‌گذاری است؛ بنابراین اگر با افزایش درآمد، مصرف‌گرایی و حتی اسراف رشد کند، از نظر آن‌ها جامعه به وضعیت مطلوب نزدیک شده است. اما در جامعه مطلوب اسلامی، ضمن پذیرش رفاه، مفاهیمی مانند مواسات، احسان و مسئولیت اجتماعی اصل هستند.
وی تصریح کرد: سرمایه‌داری که تنها به فکر انباشت و مصرف شخصی است با مزاج نئولیبرالیسم سازگار است، اما اسلام می‌گوید بخشی از این درآمد باید صرف منافع عامه و خیریه شود. حال سوال علم اجتماعی اسلامی این است: با چه مکانیزمی می‌توان جامعه را از مصرف‌گرایی صرف، به سمت احسان و عدالت سوق داد؟
نظام آموزشی؛ قربانی تست‌زنی و حافظه‌محوری
وی در بخش دیگری از سخنان خود، انتقادات صریحی را متوجه نظام آموزشی و سنجش کشور کرد. وی گفت: جامعه مطلوب آموزشی ما باید تفکر‌محور، عقلانیت‌محور و خلاقیت‌محور باشد (افلا تعقلون، افلا تدبرون)؛ اما وضعیت موجود ما حافظه‌محور است.
خسروپناه با انتقاد از سیطره موسسات کنکوری اظهار داشت: جریانی وجود دارد که می‌خواهد دانش‌آموز صرفاً حافظه خود را تقویت کند تا تست بزند. این افراد با تأثیر معدل و بازگشت مرجعیت به مدرسه و معلم مخالف‌اند. خروجی این سیستم، پزشکی می‌شود که شاید در تخصص خود ماهر باشد اما توان نوشتن یک نامه اداری ساده را ندارد و پر از غلط املایی است، زیرا از مدرسه و معلم گریزان بوده و به موسسات تست‌زنی پناه برده است.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی راهکار عبور از این بحران‌ها را استفاده از فناوری‌های نرم دانست و گفت: برای تغییر این وضعیت نامطلوب به وضعیت مطلوب، صرفاً نصیحت کافی نیست؛ بلکه نیازمند تغییر ساختار، سیاست‌گذاری، تنظیم‌گری و قوانین هستیم. تکنولوژی آموزشی یک فناوری نرم است که باید به جای تقویت حافظه، بر مهارت و تفکر تمرکز کند.
وی از حکمرانی (Governance) به عنوان یکی دیگر از فناوری‌های مهم برای ایجاد تغییر یاد کرد که فراتر از فرماندهی صرف دولتی است و حدود ۴۰ سال است در ادبیات جهانی مطرح شده است.
استاد خسروپناه در ادامه گفتگوی تلویزیونی خود در برنامه سوره، به تشریح ابزارهای تغییر وضعیت موجود به مطلوب پرداخت و حکمرانی را یکی از مهم‌ترین فناوری‌های نرم در این عرصه معرفی کرد.
تفاوت بنیادین حکومت و حکمرانی؛ کلید مشارکت مردم
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با نقد نگاهی که دولت را مسئول صفر تا صد امور می‌داند، گفت: تفاوت حکومت‌داری با حکمرانی در این است که در مدل حکومت، دولت خود سیاست‌گذاری، تنظیم‌گری، اجرا و نظارت می‌کند. اما در حکمرانی، دولت سیاست‌گذاری و گفتمان‌سازی می‌کند و این جامعه است که با رفتار خود وضعیت نامطلوب را تغییر می‌دهد.
وی دوران دفاع مقدس را الگوی موفق حکمرانی خواند و افزود: در جنگ تحمیلی، دولت تسهیل‌گر بود اما این مردم و جوانان بودند که جنگ را اداره کردند. امروز نیز گروه‌های جهادی مصداق همین حکمرانی هستند؛ دانش‌آموز و طلبه و دانشجو در یک روستای محروم نه تنها آبادانی ایجاد می‌کنند، بلکه از دل این حرکت، شخصیت‌هایی مانند شهید چمران تربیت می‌شوند.
استاد خسروپناه ادعای پایان یافتن عصر ایدئولوژی را غیرواقعی و بی‌منطق خواند و تصریح کرد: هرکس که از پایان ایدئولوژی حرف می‌زند، خودش در حال ترویج یک ایدئولوژی است. ایدئولوژی یعنی مرام‌نامه زندگی. لیبرالیسم، سوسیالیسم و مارکسیسم همگی ایدئولوژی‌هایی هستند که برای مفاهیمی چون آزادی، عدالت و مالکیت پاسخ دارند.
تفکیک ادیان الهی از انحرافات سیاسی (صهیونیسم و داعش)
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به سوءاستفاده‌های سیاسی از ادیان گفت: صهیونیسم ادعای یهودی بودن دارد، اما بسیاری از یهودیان اصیل آن را انحراف و بدعت می‌دانند. همان‌طور که داعش ادعای نمایندگی اهل سنت را داشت اما بیشترین کشتار را از اهل سنت انجام داد و علمای اهل سنت آن‌ها را قبول ندارند. این‌ها انحرافاتی هستند که ربطی به ذات ادیان ابراهیمی ندارند.
وی برای اثبات درهم‌تنیدگی دین و سیاست حتی در غرب مدرن، به توماس هابز فیلسوف قرن هفدهم اشاره کرد و گفت: هابز در کتاب مشهور لویاتان، برای پایان دادن به جنگ‌های داخلی انگلستان و آتش لندن، تئوری سیاسی خود را مطرح کرد. نکته جالب اینجاست که او در تدوین این نظریه کاملاً از متون مقدس مسیحی (اناجیل اربعه و مکاشفات یوحنا) استفاده کرده است تا جامعه مطلوب سیاسی خود را ترسیم کند.
علوم انسانی اسلامی؛ استخراج انسان مطلوب از قرآن
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در پایان این بخش، جان‌مایه علوم انسانی اسلامی را استفاده از آموزه‌های وحیانی برای شناخت مطلوب‌ها دانست. استاد خسروپناه تأکید کرد: سراسر قرآن کریم تبیین‌گر انسان مطلوب در برابر انسان نامطلوب است. قرآن با معرفی شخصیت‌هایی مانند حضرت ابراهیم(ع)، موسی(ع) و آسیه(س) به عنوان الگوهای متعالی، و در مقابل معرفی فرعون، نمرود و قارون به عنوان الگوهای سقوط کرده، دوقطبی ولایت حق و ولایت باطل را ترسیم می‌کند.
وی افزود: در آیه الکرسی و سوره مائده، تقابل ولایت الله (خروج از ظلمات به نور) و ولایت طاغوت (خروج از نور به ظلمات) به وضوح بیان شده است و قصص انبیاء در واقع روایتگر حکمرانی الهی برای تغییر جامعه نامطلوب به جامعه مطلوب است.
استاد خسروپناه در ادامه سخنان خود در برنامه تلویزیونی سوره، به تشریح دقیق مرزهای علوم انسانی اسلامی و رابطه آن با روش‌های تجربی پرداخت و به شبهات موجود در خصوص تقابل علم و دین پاسخ داد.
وی با تفکیک میان توصیف وضعیت مطلوب و شناخت وضعیت موجود گفت: وقتی می‌خواهیم وضعیت آسیب‌های اجتماعی مانند طلاق، خودکشی، اعتیاد یا آمار ترک تحصیل دانش‌آموزان را در مناطق مختلف تهران (شمال، جنوب، شرق و غرب) بررسی کنیم، جای مراجعه به آیات قرآن و روایات نیست. اینجا نمی‌توان گفت ببینیم قرآن درباره وضعیت اعتیاد در تهران چه می‌گوید.
وی تأکید کرد: برای شناخت انسان و جامعه محقق (وضعیت موجود)، باید حتماً تحقیق میدانی، پیمایش و کار آماری انجام داد. باید با روش‌های کمی، کیفی یا ترکیبی به سراغ واقعیت رفت تا بتوان برای آینده پیش‌بینی و برنامه‌ریزی کرد. بنابراین کاربست علوم انسانی اسلامی در بخش آمارگیری و توصیف وضعیت عینی نیست؛ بلکه علوم انسانی اسلامی در ترسیم انسان مطلوب و جهت‌گیری سؤالات پژوهش نقش ایفا می‌کند.
تلفیق تجربه بشری و آموزه‌های وحیانی در حل مسائل
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در پاسخ به چگونگی تغییر وضعیت نامطلوب به مطلوب، از لزوم ترکیب تجربه و دین سخن گفت. وی اظهار داشت: برای اصلاح جامعه هم به آموزه‌های دینی نیاز داریم و هم به دستاورد‌های تجربی. مثلاً در تربیت کودک، دین می‌گوید هفت سال اول زمان امر و نهی نیست؛ اما در کنار این، تکنولوژی‌های آموزشی مدرن هم ابزار کار هستند.
استاد خسروپناه با ذکر مثالی تاریخی از سیره پیامبر اکرم (ص) به تبیین مفهوم حکمرانی پرداخت و گفت: در جنگ احزاب (خندق) که تمام کفار اعم از قریش و یهود علیه اسلام متحد شده بودند، پیامبر (ص) با اصحاب مشورت کرد. سلمان فارسی که یک ایرانی بود، پیشنهاد حفر خندق را داد که یک تاکتیک نظامی تجربی بود و پیامبر آن را پذیرفت.
وی افزود: این ماجرا دو درس دارد: اول، درس دینی و شاورهم فی الامر که حاکم باید با نخبگان مشورت کند. دوم، درس تجربی که نشان می‌دهد استفاده از عقلانیت و تجربه بشری (طرح سلمان) در کنار فرمان الهی، موجب پیروزی و تغییر وضعیت خطرناک موجود به وضعیت مطلوب می‌شود. حکمرانی یعنی همین که با مشارکت نخبگان و مردم تصمیم‌گیری شود.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، ادعای جدایی مطلق فلسفه غرب از دین را رد کرد و گفت: این حرف بی‌اساسی است که بگوییم فلسفه اسلامی چون از دین گرفته شده، کلام است اما فلسفه غرب چون از دین جداست، فلسفه خالص است.
وی با اشاره به مصادیق عینی گفت: بسیاری از فیلسوفان غربی نظیر جان لاک در نظریات خود تحت تأثیر آموزه‌های مسیحیت بوده‌اند. یا سورن کی‌یرکگور پدر اگزیستانسیالیسم، مفاهیم خود را با تکیه بر داستان حضرت ابراهیم (ع) و قربانی کردن فرزندش تبیین می‌کند.
استاد خسروپناه خاطرنشان کرد: هنر این است که آموزه دینی را بگیریم، اما با زبان استدلال و تعقل بیان کنیم. وقتی گزاره‌ای دینی با منطق و عقلانیت ارائه شود، حتی مخاطبی که قرآن را قبول ندارد، آن را به عنوان یک حرف معقول می‌پذیرد.
استاد خسروپناه در ادامه گفتگوی تلویزیونی خود در برنامه سوره، به تحلیل ریشه‌های ایدئولوژیک نظام‌های سیاسی غرب و تبیین دقیق نسبت میان علوم انسانی اسلامی و علوم انسانی مدرن پرداخت.
هیچ حکومت سکولاری بدون ایدئولوژی نیست
وی با بیان اینکه حتی سکولارترین حکومت‌ها نیز دارای مرام‌نامه و ایدئولوژی مشخص هستند، گفت: تفاوت در شیوه اداره جوامع ناشی از تفاوت در ایدئولوژی‌هاست. به عنوان مثال، در ایالات متحده، حزب دموکرات گرایش لیبرال دموکراسی دارد و جمهوری‌خواهان به نئولیبرالیسم پایبندند. رژیم صهیونیستی نیز عمدتاً نئولیبرال است و به همین دلیل پیوند عمیق‌تری با جمهوری‌خواهان آمریکا دارد.
وی افزود: در نئولیبرالیسم، تمایلی به اخذ مالیات از سرمایه‌داران وجود ندارد؛ اما در لیبرال دموکراسی معتقدند باید بخشی از ثروت سرمایه‌دار گرفته شده و به طبقه متوسط و نیازمند داده شود تا از شورش‌های اجتماعی جلوگیری شود.
دبیر شورای  با ارائه تحلیلی تاریخی از تحول لیبرالیسم گفت: در دوران حاکمیت لیبرالیسم کلاسیک، کارگران هیچ اصالتی نداشتند؛ ۱۲ ساعت کار می‌کردند، بیمه نبودند و اگر آسیب می‌دیدند رها می‌شدند. ظهور مارکس و مانیفیست او که بر عدالت اجتماعی تأکید داشت، باعث گرایش شدید کارگران جهان به مارکسیسم شد.
وی تصریح کرد: زمانی که لیبرال‌ها خطر نابودی را حس کردند، قرائت جدیدی به نام لیبرال دموکراسی ارائه دادند که در آن بیمه، تأمین اجتماعی و حقوق کارگر پذیرفته شد تا قیام‌ها فروکش کند. بنابراین، جدایی آلمان شرقی و غربی یا تفاوت مدل فرانسه با سایرین، ریشه در همین تضادهای ایدئولوژیک داشت.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی به تفاوت مدل‌های حکمرانی در اروپا اشاره کرد و اظهار داشت: در کشورهای اسکاندیناوی (سوئد، فنلاند، دانمارک) رویکرد سوسیالیستی حاکم است؛ به طوری که از درآمدهای بالا مالیات‌های سنگین (گاهی تا ۷۰ درصد) اخذ می‌شود. اما چنین چیزی در انگلستان که مهد لیبرال دموکراسی است، دیده نمی‌شود. این نشان می‌دهد که هر جامعه‌ای بر اساس تعریف خود از جامعه مطلوب، ایدئولوژی خاصی را پیاده می‌کند.
نقد رویکرد اسلامی‌سازی؛ ما به دنبال تولید علم هستیم
خسروپناه در پاسخ به سوالی درباره نسبت علوم انسانی اسلامی با علوم غربی، ضمن رد نفی مطلق یا تایید مطلق، قائل به گفتگو شد اما رویکردهای گذشته را نقد کرد.
وی گفت: در دهه‌های گذشته برخی تصور می‌کردند اسلامی‌سازی (Islamization) یعنی یک نظریه غربی (مثلاً روانشناسی رفتارگرا) را برداریم، بخش‌های متعارض آن را حذف کنیم و چند آیه قرآن به آن بچسبانیم. این روش غلط است.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی مدل پیشنهادی و صحیح را تولید و نظریه‌پردازی دانست و تشریح کرد: ما باید دیسیپلین (رشته علمی) جدیدی بسازیم که در آن انسان مطلوب را با استفاده از قرآن، روایات و عقل تعریف کنیم. انسان محقق (وضعیت موجود) را با روش‌های تجربی و مشاهده‌پذیر بشناسیم. برای تغییر وضعیت موجود به مطلوب، از ترکیب عقل، تجربه بشری و آموزه‌های دینی استفاده کنیم. این فرآیند به معنای تأسیس یک علم جدید است، نه اصلاح ظاهری علوم غربی.
استاد خسروپناه در ادامه گفتگوی تلویزیونی خود در برنامه سوره، به تبیین فلسفی و معرفت‌شناختی تفاوت‌های علوم انسانی مدرن و اسلامی پرداخت و به شبهات پیرامون یکسان‌انگاری این علوم پاسخ داد.
تکثر در نظریات، وحدت در مبانی
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به اینکه علوم انسانی مدرن یک دیسیپلین واحد نیست، گفت: در غرب مکاتب مختلفی وجود دارد. مثلاً در باب عدالت، از ارسطو و افلاطون تا کانت، هگل، نوزیک و راولز نظریات متفاوتی ارائه کرده‌اند. اما چرا به همه این‌ها علوم انسانی مدرن می‌گویند؟ چون علی‌رغم این تفاوت‌ها، همگی بر مبانی مشترکی استوارند.
وی این مبانی مشترک را اومانیسم (اصالت انسان)، سکولاریسم (اصالت دنیا) و سوبژکتیویسم (اصالت فاعل شناسای انسانی) دانست و افزود: در تفکر مدرن، انسان می‌گوید «ما خودمان به این نتیجه رسیدیم»؛ اما در علوم انسانی اسلامی، مبنا خدا و انسان است؛ انسانی که انا لله و انا الیه راجعون است. این نگاه با اومانیسم و سکولاریسم که دنیا را اصل می‌داند، سازگار نیست.
استاد خسروپناه، نقطه کانونی اختلاف را در جایگاه وحی و عقل دانست. وی تصریح کرد: ما عقل استدلال‌گر و تجربه را قبول داریم، غربی‌ها هم قبول دارند. اما تفاوت اینجاست که ما وحی را «سوژه» و فاعل شناسا می‌دانیم، اما غرب وحی را «ابژه» و متعلق شناخت می‌داند.
استاد توضیح داد: ما معتقدیم وحی منبع معرفت است و به ما شناخت می‌دهد، اما آن‌ها وحی را صرفاً پدیده‌ای می‌دانند که باید مطالعه شود. ما با عقل‌بسندگی مخالفیم، نه با عقل. عقل و وحی مکمل یکدیگرند؛ همان‌طور که قرآن می‌فرماید یعلّمهم الکتاب و الحکمه.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با انتقاد از کسانی که قائل به حذف رقیب هستند، گفت: برخی می‌گویند باید دهان علوم انسانی اسلامی را بست، لب‌هایش را دوخت و قلم‌هایش را شکست. اما ما می‌گوییم خیر، ما حتی دهان علوم انسانی مدرن را هم نمی‌بندیم. ما قائل به گفتگوییم. بگذارید آن‌ها حرفشان را بزنند، ما هم حرفمان را می‌زنیم تا مشخص شود آیا عقلِ ناقص بشری به تنهایی می‌تواند انسان مطلوب را بشناسد یا خدایی که خالق انسان است؟
خطای تعمیم نسخه‌های غربی به ایران
استاد خسروپناه در بخش دیگری از سخنانش به بومی بودن واقعیت‌های اجتماعی اشاره کرد و گفت: اگر جامعه‌شناسی در غرب تحقیق کرد و به این نتیجه رسید که جامعه به سمت سکولاریسم می‌رود، حق ندارد این نتیجه را به ایران، ژاپن یا آمریکای لاتین تعمیم دهد. فرهنگ‌ها، بینش‌ها و منش‌ها متفاوت است، پس کنش‌ها نیز متفاوت خواهد بود.
وی برای اثبات تفاوت ماهوی جوامع، به رفتار مردم در دوران همه‌گیری کرونا اشاره کرد و گفت: دیدید که در آمریکا وقتی کرونا آمد و سیستم‌های کنترلی مختل شد، عده‌ای به فروشگاه‌ها هجوم بردند و اموال مردم را غارت کردند. اما در ایران چه اتفاقی افتاد؟ طرح مواسات شکل گرفت و مردم برای کمک به یکدیگر بسیج شدند. این نشان می‌دهد که انسان محقق و واقعیت اجتماعی در این دو جامعه متفاوت است و نمی‌توان با یک نسخه واحد آن‌ها را تحلیل یا اداره کرد.
استاد خسروپناه در ادامه سخنان خود در برنامه تلویزیونی سوره، به آسیب‌شناسی عدم اتصال علوم انسانی به حل مسائل کشور و تفاوت‌های ماهوی جامعه ایران با مدل‌های غربی پرداخت.
هویت ایرانی؛ حلقه مفقوده در تحلیل‌های وارداتی
استاد خسروپناه با اشاره به پویش ایران همدل و رفتار مردم در بحران‌ها گفت: وقتی رهبر معظم انقلاب توصیه به کمک مومنانه می‌کنند، مردم به داد هم می‌رسند؛ کسبه اجناس را ارزان‌تر می‌فروشند و در زمان جنگ یا بحران، مردم شهرهای امن، هتل‌ها و خانه‌های خود را رایگان در اختیار مهاجران و جنگ‌زدگان قرار می‌دهند.
وی تأکید کرد: این رفتار ناشی از یک هویت اسلامی و ایرانی است که با هویت جوامع دیگر متفاوت است. خطای برخی استادان علوم اجتماعی این است که می‌خواهند با نسخه و قالبی که برای جامعه‌ای دیگر طراحی شده، جامعه ایران را تحلیل کنند یا برای معضلاتی مثل اعتیاد نسخه بپیچند؛ طبیعتاً این روش جواب نمی‌دهد.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با استناد به طبقه‌بندی سیستم‌ها (نظریه بولدینگ) گفت: در طبقه‌بندی نه‌گانه سیستم‌ها، سیستم‌های انسانی و اجتماعی در طبقه هشتم و به عنوان پیچیده‌ترین سیستم‌های قابل شناخت قرار دارند. ما تعصبی نداریم؛ اگر یک نظریه غربی با واقعیت انسان و منطق سازگار باشد، آن را می‌پذیریم، همان‌طور که شهید مطهری گاهی از راسل نقل قول می‌کرد. اما هشدار ما این است که در توصیف انسان محقق نباید دچار ساده‌انگاری و تطبیق غلط شد.
راهیان پیشرفت؛ فناوری نرم برای عبور از ناامیدی
استاد خسروپناه، یکی از راهکارهای عملی برای تغییر وضعیت موجود (ناامیدی جوانان) به وضعیت مطلوب (امید و خودباوری) را استفاده از فناوری‌های نرم دانست و گفت: دانش‌آموزی که در مدرسه دچار یأس شده و فکر می‌کند کشور عقب‌مانده است، با نصیحت درمان نمی‌شود. راهکار، اردوی راهیان پیشرفت است.
وی افزود: وقتی جوانان را به پارک‌های علم و فناوری می‌بریم و پیشرفت‌های نانو، بیوتکنولوژی، صنایع دفاعی و دانش‌بنیان را می‌بینند، شگفت‌زده می‌شوند. وقتی می‌فهمند در اوج تحریم‌ها، ۹۸ درصد داروی کشور در داخل تولید می‌شود و پتروشیمی‌ها مواد اولیه را تأمین می‌کنند، یأس آن‌ها به شعار ما می‌توانیم تبدیل می‌شود.
استاد خسروپناه این اردوها را مشابه راهیان نور دانست و گفت: همان‌طور که دیدن اروند و موانع طبیعی در مناطق جنگی، واقعیت دشوار جنگ و عظمت کار رزمندگان را برای نسل جدید ملموس می‌کند، دیدن پیشرفت‌ها نیز ذهنیت‌ها را اصلاح می‌کند.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در بخش دیگری از سخنانش به چرایی عدم اتصال پژوهش‌های علوم انسانی اسلامی به حکمرانی پرداخت و علت اصلی را احساس حقارت در بدنه آکادمیک دانست.
وی گفت: مشکل اینجاست که برخی مراکز علمی ما مملو از نظریات غربی است، اما این نظریات توان حل ۱۰ آسیب اجتماعی اصلی کشور را ندارند. علت این ناکارآمدی، وجود مخالفانی است که معتقدند ما فقط باید مقلد غرب باشیم.
جسارت اندیشیدن؛ نیاز امروز علوم انسانی
وی خاطرنشان کرد: کسی منکر دشواری فهم کانت، دکارت، هایدگر یا هابرماس نیست؛ همان‌طور که فهم ملاصدرا و علامه طباطبایی هم جان کندن می‌خواهد. اما درد اینجاست که آن جسارت اندیشیدن و جرأت نظریه‌پردازی از برخی سلب شده است و گمان می‌کنند تنها وظیفه‌شان نشخوار نظرات دیگران است.
استاد خسروپناه در ادامه گفتگوی تلویزیونی خود در برنامه سوره، به آسیب‌شناسی موانع تولید علم بومی، نقد مدیران اجرایی و ذکر خاطراتی از شهدای علمی کشور پرداخت. دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به سابقه تاریخی جسارت اندیشیدن در میان متفکران ایرانی گفت: از شخصیت‌هایی مانند شریعتی، مطهری، طالقانی، بازرگان و بهشتی گرفته تا دوران معاصر، همواره کسانی را داشته‌ایم که جرأت تفکر مستقل داشته‌اند.
وی برای نخستین بار به جزئیاتی از مباحثات علمی خود با شهدای هسته‌ای و موشکی اشاره کرد و گفت: سال‌ها با شهید محسن فخری‌زاده درباره فلسفه فیزیک مباحثه می‌کردیم؛ ایشان یک متفکر، فیلسوف و فیزیکدان برجسته بود. همچنین با شهید حسن طهرانی‌مقدم سال‌ها درباره رابطه علم و دین گفتگو داشتیم. شهید طهرانی‌مقدم در عین حال که متخصص فیزیک و لیزر بود، یک قرآن‌شناس و اهل حکمت نیز بود.
خسروپناه افزود: همین روحیه خودباوری و نترسیدن از اندیشه بود که باعث شد جوانان ما در فناوری نانو طی ۲۰ سال از زیر صفر به رتبه چهارم و پنجم جهان برسند.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با نقد کسانی که حتی با تحقیق میدانی و بومی‌سازی علوم مخالف‌اند، به تمثیلی از مثنوی معنوی (داستان نجار و تخت) اشاره کرد و گفت: منطق برخی نظریه‌پردازان غرب‌گرا شبیه آن نجاری است که اگر پای مشتری بلندتر از تخت بود، پایش را می‌برید و اگر کوتاه‌تر بود، آن را می‌کشید تا اندازه شود. این‌ها می‌گویند واقعیت جامعه ایران باید به اندازه نظریه غربی درآید، نه اینکه نظریه بر اساس واقعیت بومی تنظیم شود.
وی تصریح کرد: نتیجه این تفکر در اقتصاد، همین تورم و مشکل نقدینگی است که حل نمی‌شود؛ چون مدام می‌خواهند نسخه‌هایی را بپیچند که ربطی به پیکره جامعه ایران ندارد.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در پاسخ به اینکه چرا پژوهش‌های علوم انسانی گره‌گشای معضلاتی مثل اعتیاد نیستند، سه دلیل عمده را برشمرد. وی گفت: ما در تحقیقاتمان انسان محقق را درست نمی‌شناسیم. اعتیاد در سیستان و بلوچستان با اعتیاد در تهران یا خوزستان مؤلفه‌های کاملاً متفاوتی دارد. نمی‌توان یک نسخه واحد برای همه نوشت.
استاد خسروپناه افزود: ما فناوری را فقط در مهندسی و کشاورزی می‌دانیم، در حالی که در علوم انسانی فناوری‌های خلاق و نوین وجود دارد که حلقه مفقوده ماست. وی مهم‌ترین آفت را در بخش اجرا دانست و تصریح کرد: بسیاری از مسئولان و حکمرانان وقتی به قدرت می‌رسند، تصور می‌کنند «عقلِ کل» هستند و نیازی به دانشگاه ندارند. آن‌ها باور ندارند که یک عقل، یک عقل است و هزار عقل، هزار عقل.
نیاز به عزم در کنار علم
خسروپناه خاطرنشان کرد: گاهی مشورت انجام می‌شود، اما قدرت تصمیم‌گیری و عزم وجود ندارد و کارها سال‌ها معلق می‌ماند. تجربه من در شورای عالی انقلاب فرهنگی نشان می‌دهد هر جا نخبگان را در تدوین و راهبری مصوبات مشارکت دادیم، آن مصوبه دقیق‌تر اجرا شد و به نتیجه رسید.
استاد خسروپناه در بخش پایانی برنامه سوره از شبکه چهار سیما، به جمع‌بندی مباحث پیرامون علوم انسانی اسلامی، وضعیت تولید علم در کشور و چالش‌های حکمرانی پرداخت. خسروپناه در پاسخ به شبهاتی که وضعیت نابسامان اقتصادی را پای علوم انسانی اسلامی می‌نویسند، گفت: شرایط بد اقتصادی، تورم و مشکلاتی که امروز می‌بینیم، هیچ ربطی به اقتصاد اسلامی ندارد؛ بلکه محصول ۵ دهه اجرای نسخه‌های اقتصاد نئولیبرالی و غربی است.
وی تصریح کرد: ناجوانمردانه است که خروجی سیاست‌های لیبرال سرمایه‌داری را به نام اسلام تمام می‌کنند، در حالی که مدل اقتصادی اسلام هنوز به طور کامل در حکمرانی کشور پیاده نشده است.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با مروری بر تاریخچه علم دینی گفت: این دغدغه مختص ایران نیست؛ پیش از انقلاب افرادی مانند اسماعیل فاروقی در واشنگتن آمریکا موسسه‌ای برای اسلامی‌سازی دانش تأسیس کردند که البته صهیونیست‌ها او و همسرش را ترور کردند. در ایران نیز بزرگانی چون علامه طباطبایی، شهید مطهری و پس از انقلاب حضرات آیات مصباح یزدی، جوادی آملی و سبحانی پرچمدار این حرکت بودند.
وی افزود: زمانی در حوزه علمیه خبری از روانشناسی یا جامعه‌شناسی نبود، اما امروز در موسسه امام خمینی(ره)، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و بسیاری از دانشگاه‌های معتبر کشور (تهران، علامه، شهید بهشتی و...) استادان تمام و دانشیارانی داریم که در رشته‌های علوم انسانی اسلامیصاحب نظریه، کتاب و رساله‌اند.
مدعیان آزادی بیان، دیکتاتورمآبانه برخورد می‌کنند
خسروپناه با انتقاد از فضای تک‌صدایی در برخی محافل علمی گفت: کسانی که ادعای روشنفکری، آزادی‌خواهی و پلورالیسم (تکثرگرایی) دارند، وقتی نوبت به علوم انسانی اسلامی می‌رسد، دیکتاتور می‌شوند. اگر شما واقعاً پلورالیست هستید، چرا اجازه نمی‌دهید صدای علم دینی هم شنیده شود؟ وی با اشاره به تجربه برگزاری ۵۰۰۰ کرسی ترویجی و نظریه‌پردازی، بر لزوم رعایت اخلاق در نقد تأکید کرد و از رسانه‌ها خواست فضای توهین و دروغ را به فضای گفتگو و نقد منطقی تبدیل کنند.
استاد حوزه و دانشگاه در بخش دیگری از سخنان خود، ساختار فعلی آموزش عالی را مانع حل مسائل کشور دانست و گفت: ساختار دانشگاه‌ها، دانشکده‌ها و گروه‌های ما کپی‌برداری از مدل سال ۱۳۱۳ دانشگاه تهران است. ۹۰ سال گذشته است و دنیا تغییر کرده؛ دانشگاه‌های برتر جهان مانند هاروارد به سمت موضوع‌محوری رفته‌اند، اما ما هنوز در دانش‌محوری و ساختارهای قدیمی گیر کرده‌ایم.
استاد خسروپناه حلقه مفقوده در حل ناترازی‌های انرژی، معیشت و کشاورزی را فقدان دانش حکمرانی دانست و اظهار داشت: حل مشکل ناترازی انرژی فقط کار متخصص فنی انرژی نیست؛ حکمرانی یک تخصص میان‌رشته‌ای است.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در پایان، ضمن گرامیداشت یاد مرحوم علامه مصباح یزدی و مرحوم آیت‌الله مهدوی کنی (موسس دانشگاه امام صادق ع)، از تلاش‌های علمی آنان در تولید و ترویج علوم انسانی اسلامی تجلیل کرد.