به گزارش مرکز رسانه وروابط عمومی شورای عالی انقلاب فرهنگی،حجتالاسلام والمسلمین عبدالحسین خسروپناه، با اشاره به کتاب «مدرسه برای زندگی» که با محوریت تربیت دختران در دوره ابتدایی، اظهار داشت: این کتاب تنها یک راهنمای تدریس نیست، بلکه «الگویی همهجانبه برای حکمرانی مدرسه» محسوب میشود که در آن پنج رکن اصلیِ حکمرانی (سیاستگذاری، تنظیمگری، راهبری، اجرا و نظارت) بهخوبی دیده میشود.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت این کتاب با اتکا به سند تحول بنیادین شورا طراحی شده، اما خود این سند را نیز بهعنوانیکه نیازمند بازنگری و اصلاح است، مطرح کرد.
وی اشاره کرد که کتاب از فقر مبنایی رنج نمیبرد و دارای پایههای نظری محکم در حوزههای نظام تعلیم و تربیت، نظریه جنسیت، اهداف تربیتی و مفاهیمی چون «حیات طیبه» است و این مبانی انتزاعی را بهصورت کاربردی با ساحت عملی مدرسه پیوند زده است. اگرچه کتاب با تمرکز بر مربیان مدارس دخترانه دوره ابتدایی تدوین شده، اما گوهری جامع دارد که قابل تعمیم به مقاطع متوسطه اول و دوم نیز هست.
دکتر خسروپناه بر لزوم پایان دادن به دوگانگی «معلم» و «مربی پرورشی» تأکید کرد و گفت: تعلیم و تربیت دو جزیره جداگانه نیستند؛ این کتاب با یکپارچهسازی آنها، مسیری جدید در مدرسهسازی هدایتگرا باز میکند. وی با اشاره به نظریه هویت، توضیح داد که آموزش باید بهشکلی طراحی شود که «ساحتهای معرفت، احساس، بینش، نگرش و منش» دانشآموز در هم تنیده باشد، چرا که هویت انسانی ذاتاً شبکهای است. از دیگر نقاط قوت این الگو، قابلیت ارزیابی و سنجش عملکرد آن است؛ چیزی که در بسیاری از برنامههای آموزشی بهدلیل انتزاعیبودن امکانپذیر نیست.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، در ادامه سخنانش ویژگیهای عمیقتر این الگوی آموزشی را بررسی کرد و آن را نمونهای موفق از تلفیق حکمت نظری و حکمت عملی دانست.
وی ضمن اشاره به رویکردهای مبتنی بر حل مسئله، خانوادهمحوری، یادگیری یکپارچه، فضای تعاملی و تجربهمحوری در کتاب، تأکید کرد: این الگو بهصورت بسیار دقیق، پیوند میان نظریه و عمل را به تصویر میکشد و نشان میدهد که آموزش نمیتواند صرفاً حلمسئلهگرا باشد مگر اینکه مهارتمحور و خانوادهمحور نیز باشد.
استاد خسروپناه با اشاره به تطابق این الگو با عناصر کلیدی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، توضیح داد که تمامی ارکان این سند از نظام تربیتی و برنامهریزی، تا نظام خانواده، مدیریت مدرسه، معماری و تجهیزات، و همچنین مالی و پشتیبانی بهصورت نظاممند در فصول کتاب بازتاب یافتهاند. این کتاب نه تنها نظریه دارد، بلکه هر مؤلفهی سند را در قالبی عملیاتی و قابل اجرا به تصویر کشیده است.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به گفتوگوی خود با یکی از تدوینکنندگان کتاب، از اجرای موفق این الگو در چند مدرسه خبر داد و گفت: پرسیدم آیا این الگو تجربه شده؟ پاسخ مثبت بود. این تجربهها نشان داده که الگو در عمل پاسخگو است. اما پیشنهاد من این است که این تجربهها بهصورت پژوهشهای علمی تدوین و منتشر شوند تا مستندات علمی قویای برای تعمیم آن فراهم شود.
وی با نگاهی انسانی به تجربه کودکان از مدرسه، اظهار کرد: در برخی مدارس، بچهها وقتی از مدرسه تعطیل میشود، گریه میکنند چون دوست دارند بمانند. در حالی که در بسیاری از مدارس، کودکان با تعطیلی خوشحال میشوند. این تفاوت نشاندهنده شکاف عمیق در کیفیت محیط آموزشی است.
استاد خسروپناه در ادامه، پیشنهاداتی برای ارتباط مؤثر این الگو با ساختارهای سیاستگذاری کشور، بهویژه شورای عالی انقلاب فرهنگی، ارائه داد. وی پیشنهاد کرد که این الگو در ستاد تعلیم و تربیت ارائه شود چراکه با ارائه تجربههای میدانی همراه با تصاویر و شواهد عینی، میتوان مقبولیت عقل جمعی را در میان سیاستگذاران ایجاد کرد.
استاد خسروپناه پیشنهاد کرد که جلساتی با حضور وزرای آموزش و پرورش دورههای گذشته و کارشناسان اجرایی تشکیل شود تا از دیدگاههای تاریخی و اجرایی آنان نیز بهره گرفته شود. وی بر این نکته تأکید کرد که در حالی که رهبر معظم انقلاب بر حکمرانی تعلیم و تربیت تأکید دارند، باید راهی برای هماهنگی میان «وحدت اصول» و «تنوع در الگوهای اجرایی» یافت. ما میتوانیم یک چارچوب مشترک اصولی داشته باشیم، اما در سطح اجرا، الگوهای گوناگونی مانند این را بهصورت هدفمند پرورش دهیم.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه با نگاهی انتقادی به برخی اغراقها درباره هوش مصنوعی، گفت: گاهی اوقات احساس ما نسبت به هوش مصنوعی، بسیار فراتر از آنچه که بهصورت واقعی ثابت شده است، پیش میرود.
وی با تأکید بر آشنایی جامع خود با تحولات جهانی در حوزه هوش مصنوعی، هشدار داد که این فناوری، هرچند پیشرفتهای چشمگیری داشته، نباید ما را از واقعیتهای انسانی و تربیتی در نظام آموزشی دور کند.
استاد خسروپناه افزود: پیشنهاد دادهام که هر هفته در جلسات تخصصی از وضعیت جهانی این فناوری در کشورهایی مانند آمریکا و چین و حتی پیشرفتهای خوبی که در ایران داشتهایم، گزارش هایی تهیه و ارائه شود.
وی تأکید کرد: نباید آشفته شویم و بگوییم هوش مصنوعی همه چیز را به هم خواهد زد. البته چالشهایی در آینده خواهیم داشت و باید از همین امروز برای آنها برنامهریزی کنیم. اما نکته اصلی این است که چگونه بتوانیم در کنار این تحولات، وحدت اصول را با تنوع اجرایی جمع کنیم، کاری که نیازمند تحمل، هوش جمعی و حکمرانی آگاهانه است.
خسروپناه با اشاره به نقش شورای عالی انقلاب فرهنگی، بیان کرد که این شورا هرچند حاکمیتی و بالاترین مرجع فرهنگی کشور است، اما نباید وارد جزئیات اجرایی وزارت آموزش و پرورش شود. وی بهعنوان نمونه به اختلاف نظرهای اخیر درباره سن پذیرفته شدگان دانشگاه فرهنگیان اشاره کرد: شورای عالی انقلاب فرهنگی در دولت شهید رئیسی بر مبنای استدلالهای خاص خود، سن ۲۴ سال را برای آزمون معلّمی پیشنهاد داد. اما دولت چهاردهم گفت تا ۳۰ سال هم اجازه دهیم. بخشی از این اختلاف پشتوانه نظری دارد و بخشی هم ناشی از فشارهای حقوقی و شکایتهای ارسالی به دیوان عدالت اداری است که قانون فعلی، سن تا ۴۰ سال را مجاز اعلام کرده است.
خسروپناه تصریح کرد که گاهی اوقات نهادهای دیگر برای تحقق دیدگاههای خود، بهدنبال پشتوانه رسمی از شورا هستند. در چنین مواردی، ما مجبوریم واقعبین باشیم و بدانیم که این ایدهها باید هم با واقعیتهای جامعه و هم با ظرفیتهای نهادی سازگار باشند.
وی با قدردانی از همکاری وزیر کنونی آموزش و پرورش، دکتر کاظمی، گفت: وزیر محترم حمایت جدی از ایدههای نوآورانه دارد. این تعامل ما را قادر میسازد تا ایدههایی مانند الگوی «مدرسه برای زندگی» را بهصورت گفتمانی تقویت کرده و اگر لازم شد، ضابطههای قانونی یا سیاستی متناسب با آن را نیز فراهم کنیم.
|