کد خبر:28347   تاریخ انتشار: شــنـبـه ، 3 آبان سال 1404 ساعت 11:25:0

از پارتی تا رقابت؛ دبیر هیأت‌عالی جذب از تحول فرایندها گفت

دبیر هیأت عالی جذب اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها در پاسخ به انتقادات و شایعاتی مبنی بر دخالت پارتی‌بازی و اعمال سلیقه فردی در فرآیند جذب هیأت علمی، تأکید کرد که با دیجیتالی و فناورانه شدن سیستم، نقش افراد کاهش یافته و فرایند جذب به اجرای عدالت نزدیک‌تر شده است.


فرایند جذب اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها که با پروسه طولانی همراه بود به گفته مسؤولان بهبود یافته و حتی این روند در میزان اعتراضات اعضا نیز اثرگذار بوده و اعتراضات هم کاهش یافته است.درباره روند جذب اعضای هیأت علمی با حجت الاسلام والمسلمین سیدعلی اصغر ذبیح زاده دبیر هیأت عالی جذب اعضای هیأت علمی شورایعالی انقلاب فرهنگی به گفت‌وگو نشستیم.مشروح گفت‌وگوی ما با ذبیح زاده را در زیر می‌خوانید:

فارس: آقای دکتر در مورد جذب اعضای هیأت علمی این شایعه مطرح می‌شود که بخشی از مراحل جذب، «پارتی‌بازی» است یا اینکه دانشگاه‌ها فقط افرادی را جذب می‌کنند که از قبل انتخاب کرده‌اند. این‌گونه مطرح می‌شود که اگر نخبگان از طریق بنیاد ملی نخبگان معرفی نشوند و خودشان وارد پروسه جذب شوند، باید سال‌ها دوندگی کنند تا جذب هیأت علمی دانشگاه‌های کشور شوند. نظر شما در این زمینه چیست؟
ذبیح‌زاده: اینکه فرمودید افراد معرفی می‌شوند، فی‌نفسه اشکالی ندارد. باید ببینیم معرفی به چه معناست. شما یک فرد توانمند را می‌بینید، قابلیت و ظرفیت علمی دارد، ایشان را معرفی می‌کنید؛ این کار بسیار خوب است. وقتی شما یک ساختار تعریف می‌کنید و فرایند مشخصی برای آن فراهم می‌کنید که فناورانه و دیجیتالی باشد، نقش افراد در فرآیند کاهش می‌یابد و این به عدالت نزدیک‌تر است.
شما نگاه کنید، کنتور برق یا آب شمارش می‌اندازد، دست آدم نیست؛ نشان نمی‌دهد که کنتور در خانه ارباب است یا رعیت؛ کار خودش را می‌کند و بسیار عادلانه است. بنابراین، معرفی شدن با این نگاه که فردی بدون طی فرایند یا بدون نشستن در فرایند رقابتی، صندلی را اشغال کند، بسیار بد است و اصلاً عدالت نیست و برخلاف قانون اساسی است. در حوزه دیگر، نکته دیگر رقابت است، وقتی رقابت باشد، عدالت برقرار است. دو نفر یا چند نفر رقیب هستند؛ چه کسی از نظر علمی یا شایستگی‌های اخلاقی ممتازتر است؟ به همین جهت در آیین‌نامه ما آمده است که «کشف شایستگی» انجام شود؛ یعنی ما ببینیم طرف چقدر ضعف دارد یا چه ضعف‌هایی دارد.

فارس: به طور کلی روند انتخاب به چه صورت است؟
ذبیح‌زاده: ما مرجع شناسایی ظرفیت نیستیم، ما مرجع کشف شایستگی‌ها هستیم. اصلاً فرایند ما انتخاب از بین صالحین است. این تصور که همه کسانی که می‌آیند صالح هستند درست نیست. بلکه از بین افراد صالح، اصلح انتخاب می‌شود و او ممتاز است. درست است که ممکن است یک نفر ۱۰ ضعف و ۱۵ ضعف داشته باشد، اما فردی ۱۰ نکته قوت داشته باشد؛ ما می‌خواهیم نقطه قوت او را به کار بگیریم.

فارس: بحث اصلی این است که در فرایند جذب، بالاخره جایی سلیقه دخالت می‌کند، آنجایی که اساتید داور اعمال سلیقه می‌کنند و از پارتی استفاده می‌شود، افرادی که معرفی شده‌اند، بهتر از دیگران تعریف شده و چه بسا جای دیگران را بگیرند.
ذبیح‌زاده: اگر هم‌اندیشی و تفکر جمعی را تقویت کنیم، میزان خطا پایین‌تر می‌آید.
اگر سیستم به سمت فناورانه برود و فرد دخالت نداشته باشد، باز هم نمی‌توانیم بگوییم فرد دخالت ندارد، چون داده‌هایی که به سیستم فناوری می‌دهیم، مبتنی بر نظر فردی است. اما وقتی اجماعی و شورایی باشد، میزان خطا کم و دقت بالاتر است. آیا امکان ورود سلیقه در فرایند جمعی نیز وجود دارد؟ببینید، ما از «سلیقه» چه تعریفی داریم؟ شما یک دید و ایده‌ای نسبت به بهتر شدن دارید؛ آیا این سلیقه بد است یا سلیقه خوب؟ ما دنبال این هستیم که سلیقه هم باشد اما جوابگو باشد، راندمان را بالا ببرد و کیفیت انتخاب را درست ارائه دهد. این اشکالی ندارد. مبنای فرایند ما از این قاعده تبعیت می‌کند.اجرای نیازسنجی براساس آمایش سرزمینی در فرایند جذب اعضای هیأت علمی

فارس: سؤال بعدی درباره تفاوت‌های جذب امسال با سال گذشته است. آیا در فرایند جذب هیأت علمی امسال تفاوتی با مرحله اول که اردیبهشت ماه برگزار شد، وجود دارد؟
ذبیح زاده: ببینید، اولین کاری که اتفاق می‌افتد، نیازسنجی است بر اساس یک «آمایش سرزمینی». مثلاً یک دانشگاه در منطقه‌ای قرار دارد که آب‌وهوا غالبش مثلاً کشاورزی است (مثل گلستان یا گیلان)؛ پس بیشتر در فاز کشاورزی جذب می‌کند. اگر منطقه ساحلی باشد (مثل بوشهر) بیشتر در فاز دریانوردی جذب می‌کند. علوم انسانی کجا می‌روید؟ در قم. اما چیزی که تعیین‌کننده است، رقابت است؛ یعنی میزان مراجعه افرادی که می‌خواهند عضو هیأت علمی شوند. هر چه رقابت بیشتر باشد، حساسیت یا کیفیت اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. ماهیت رقابتی و مشارکت، تغییر ماهیت ایجاد می‌کند. ممکن است شما با کمترین رقابت در مقابل دو نفر با معدل ۱۶ در یک دانشگاه کم‌برخوردار انتخاب شوید، اما وقتی رقابت قوی باشد، معدل ۱۶ شما، دانشگاه کم‌برخوردار شما، جوابگو نیست.
باید دانشگاه برخوردار باشد، معدل شما بالا باشد، مقاله شما بالا باشد و کیفیت آموزشی شما بالا باشد، همه این‌ها دخیل است، اما اصل برمی‌گردد به میزان رقابت.چالش‌های اداری، بازگشت نخبگان و معیارهای جذب

فارس: در خصوص نخبگانی که از سوی بنیاد ملی نخبگان معرفی می‌شوند، گاهی اوقات فرآیند اداری جذب بسیار طولانی می‌شود. به عنوان مثال، ممکن است فرد دچار بیماری روحی-روانی شده باشد یا زمان‌بر بودن گردش‌های اداری بین سازمان‌های مختلف (مانند سازمان استخدامی و برنامه و بودجه) باعث تأخیر در اعلام ردیف استخدامی شود. در مورد این معطلی‌های اداری چه توضیحی دارید؟
ذبیح زاده: گردش کار اداری طبیعتاً زمان‌بر است، اما اصل فرایند جذب برمی‌گردد به دستگاه. اگر دستگاهی ظرف ۵ ماه کارش را تمام کند، اما گردش‌های اداری بین سازمان‌ها طول بکشد، این تأخیر اداری است نه ایراد در خود فرایند جذب. نکته مهم این است که ما بر بازگشت نخبگان تمرکز داریم. به عنوان مثال، از ۱۷۶ نفری که از سال ۹۹ به بعد از سوی بنیاد نخبگان معرفی شدند، ۱۷۰ نفر ردیف استخدامی‌شان اعلام و ابلاغ شده است. این آمار بسیار خوبی است که نشان می‌دهد ما در بحث جذب نخبگان معرفی‌شده، تقریباً مشکلی نداریم و نخبه معطل کار نداریم.

فارس: بیشترین اعتراض‌ها یا شکایاتی که از نتایج جذب هیأت علمی می‌رسد، مربوط به چه مواردی است؟
ذبیح زاده: البته این شکایات قبلاً خیلی زیاد بود، اما هر چه جلوتر می‌رویم، کمتر می‌شود. تعداد شکایات ما در حال کاهش است؛ مثلاً در جلسه اخیر هیئت عالی، از ۱۱ پرونده، تنها برای ۴ نفر رأی به نفعشان صادر شد که شکایتشان وارد بوده و آماده ابلاغ به دانشگاه‌هاست.

فارس؟ دلیل کاهش اعتراضات چیست؟
ذبیح‌زاده: به خاطر اینکه هم از فکر جمعی بیشتر استفاده می‌شود و هم سیستمی شده است. شما نگاه کنید، الان سنجش شخصیت، ارزشیابی، خودارزیابی فرد، تماماً سیستمی شده است. وقتی سیستمی شود، شکایت خود به خود کم می‌شود. دیگر اینکه وقتی فرایند در دسترس باشد و شما مسیر پرونده خود را ببینید، ببینید الان چند رقیب دارید، رقبا چه داشته‌هایی دارند و شما چه داشته‌هایی دارید؛ وقتی این را می‌بینید، خودتان ناظر و کنترل‌کننده هستید، پس میزان خطا کمتر می‌شود و میزان شکایت هم کمتر می‌شود.

فارس: آیا این روند کنترلی و سیستمی کردن اکنون در حال اجرا است؟
ذبیح زاده: بله، چنان که خدمت شما عرض شود، زمانی پرونده‌های شکایات که اینجا می‌آمد، این‌گونه بود که در مرحله اول بر اساس قانون اساسی باید «تظلم‌خواهی» شود. شاکی احساس می‌کند که مستندی دارد که می‌تواند حقانیت خود را ثابت کند؛ باید به دانشگاه/مؤسسه آموزشی مراجعه کند و سند خود را ارائه دهد؛ این می‌شود ماده ۲۰؛ شاکی می‌گوید من در غربالگری جزو دو برابر ظرفیت قرار نگرفته‌ام در صورتی که مدارکی دارم که بهتر از طرف مقابل هستم. اگر تشخیص داده شود که حق با شاکی است، پرونده بررسی و او به مجموعه اضافه می‌شود. اما اگر هیأت اجرایی جذب (با تفکر جمعی) تشخیص دهد که مدارک قبلاً لحاظ شده، شکایت شاکی وارد نیست و پرونده بسته می‌شود. اگر هیأت مرکزی (ماده ۲۱) هم نظر ندهد، فرصت بعدی برای فرد در نظر گرفته می شود که ماده ۱۵ هیأت عالی است. در هیئت عالی، فرد کاملاً حضوری می‌آید، حرف‌هایش را می‌زند، مدارکش را ارائه می‌دهد و دفاع می‌کند.
در آنجا رقبای او و امتیازاتشان به او نشان داده می‌شود و از او خواسته می‌شود که برای اثبات برتری خود چه دارد. ما رسماً خودمان با افراد تماس می‌گیریم. بسیاری از کسانی که مراجعه می‌کنند، می‌گویند شکایت ما وارد نیست و اشتباه کرده‌ایم. در طرف مقابل، کسانی که حق داشته‌اند، اعلام می‌کنیم که دانشگاه‌ها موظف به جذب آن‌ها به عنوان عضو هیأت علمی هستند.
فارس: چند درصد از این شکایات به تأیید می‌رسد و حق به شاکی داده می‌شود؟
ذبیح زاده: من احساس می‌کنم که این نسبت بیش از ۳۰ درصد است. مثلاً اگر ۱۰ نفر شکایت کنند، ممکن است ۳ نفر حق داشته باشند. این عدد نسبت به کل شکایات است. همه دانشگاه‌ها صفر شکایت نیستند، برخی هم شکایتشان وارد نیست. بیشتر شکایت‌ها در دانشگاه‌های برخوردارتر است، شاید به این دلیل که رقابت در آنجا شدیدتر است.

فارس: در مورد آمار شکایات، آیا آمادگی دارید تا آمار دقیق‌تری ارائه دهید؟
ذبیح زاده: آمار در دست تهیه است، اما اطلاعاتی که در دست داریم نشان می‌دهد که شکایات در وزارت علوم بیشتر است، چون رقابت در آنجا شدیدتر است. فکر می‌کنم مجموع شکایات در یک بازه ۱۶ ساله (از ۸۷ تا ۱۴۰۰) بیش از 210 مورد نبوده است و از این تعداد، شکایاتی که واقعاً حق با شاکی بوده و رأی به نفعشان صادر شده، بیش از ۳۰ درصد است. ما به طور مستمر با این افراد در ارتباط هستیم و وضعیت ارتقا و پیشرفت شغلی آن‌ها را پیگیری می‌کنیم تا مطمئن شویم حقوقشان رعایت می‌شود.

فارس: آیا موردی بوده که به دلیل مشکلات روند جذب شاهد مهاجرت باشیم؟
ذبیح زاده: یک بحث مطرح است که فرار مغزها داریم اما من مستقیماً با نخبگانی که در خارج هستند مواجه بوده‌ام. در واقع ما الان شاهد معکوس آن یعنی بازگشت هستیم. من نمونه دارم از لئون اتریش که آمده است، از دلف هلند که برگشته، از کردستان عراق آمده، از آلمان آمده است؛ و امروز یکی از مؤثرترین پژوهشگران در حوزه‌های استراتژیک است که ما خودمان تماس گرفتیم و جذبش کردیم. از کانادا داریم، در دانشگاه شریف مواردی داشتیم که دو استاد برجسته از خارج کشور آمدند. چرا بازگشت‌ها را نمی‌گوییم؟ اشکالی ندارد برخی به ترکیه می‌روند، اما این‌ها «فرار مغزها» نیستند؛ آن‌ها جویای کار هستند و دنبال درآمد ماهانه. فرار مغزها به افراد صاحب‌نظری گفته می‌شود که در علم و دانش کشور مؤثر هستند. مثلاً در دوره قبل، از ۱۷۶ نفر که متقاضی جایزه شهید شهریاری یا طرح جهت بودند، ۱۷۰ نفر ردیفشان جذب شده است و تنها ۶ نفر باقی مانده‌اند که در حال پیگیری هستیم تا ردیفشان داده شود.

فارس: با توجه به آمار بازگشت خوب، آیا این فرضیه که جنگ تحمیلی سبب خروج نخبگان شده را تأیید می‌کنید؟ یعنی آیا خروج نخبگان ارتباطی با جنگ ۱۲ روزه اخیر داشته است؟
ذبیح زاده: این یک فرضیه است که باید بررسی علمی و میدانی شود. ما دقیقاً بررسی نکردیم که آیا جنگ اخیر عامل اصلی خروج بوده است یا خیر، چرا که داده‌های آماری دقیق در دسترس نیست. اما ما شاهد بازگشت افراد بوده‌ایم، مثلاً فردی از لئون اتریش و پژوهشگری از کردستان عراق بازگشته است. در مورد اساتید دانشگاه صنعتی شریف که قبل از جنگ خارج از کشور بودند و با شروع جنگ برگشتند، این مورد را تأیید می‌کنم؛ ما در هیأت جذب دانشگاه صنعتی شریف افرادی را تأیید کردیم که خارج از کشور بودند و بازگشتند.
من شخصاً پیگیر هستم؛ اخیراً با یکی از اساتید که دخترشان در کانادا بود، صحبت کردم و به آن‌ها گفتم که اگر قصد بازگشت دارند، دانشگاه شریف آماده پذیرش است.محال است که جذب فقط برای یک خانواده خاص باشد
فارس: در مورد برخی شایعات مبنی بر لزوم داشتن چادر، ریش یا وابستگی به یک خانواده خاص برای جذب، نظر شما چیست؟
ذبیح زاده: من با ضرس قاطع می‌گویم که این شایعات مبنای رسمی ندارد. این‌که جذب فقط برای یک خانواده خاص باشد، محال است. ما شاهد بودیم که رئیس یک دانشگاه برای دفاع از یک خانم که مستنداتش قوی بود، مجبور به پذیرش شد. همچنین، ما به دنبال افراد دارای توانمندی علمی و انسانی هستیم. اگر فردی از نظر علمی و عمومی امتیاز بالایی داشته باشد اما شخصیت استادی نداشته باشد (مثلاً دچار بیماری روحی-روانی باشد یا نارسایی جسمی داشته باشد که بر آموزش او تأثیر بگذارد)، ما او را به سمت فعالیت پژوهشی سوق می‌دهیم. همین الان پرونده‌ای از دانشگاه تهران داشتیم که فرد متقاضی آموزش بود اما به دلیل عدم توانایی در کلاس‌داری، با موافقت خود فرد، به پژوهشی تبدیل شد و فعالیتش را آغاز کرد.