کد خبر:27873   تاریخ انتشار: چهارشنبه ، 8 مرداد سال 1404 ساعت 13:52:0

شیخ اشراق، مهندس تمدن اسلامی-ایرانی است

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، در بزرگداشت شیخ شهاب الدین سهروردی و گرامی‌داشت روز ملی زنجان و در دیداری پرشور با مجموعه‌ای از مسئولان، در شهر سهرورد، با تقدیر و سپاس از تلاش‌های بی‌وقفه مسئولان و فرهیختگان این خطه، به بررسی ظرفیت‌های فرهنگی، تمدنی و گردشگری شهرستان سهرورد پرداخت و بر لزوم توجه ویژه به میراث حکمتی و معرفتی این منطقه تأکید کرد.


به گزارش مرکز رسانه وروابط عمومی شورای عالی انقلاب فرهنگی، در ابتدای سخنان خود، حجت‌الاسلام و المسلمین عبدالحسین خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با قدردانی از استاندار تلاشگر و فرهیخته استان زنجان، فرمانداران، ائمه جمعه، شهرداران و به ویژه فرماندار و شهردار سهرورد، از نقش آنها در ایجاد بستری فرهنگی و حکمی برای برگزاری نشست‌های معرفتی یاد کرد و گفت: این جلسات، نه تنها یادبودی برای بزرگان گذشته‌اند، بلکه گامی مؤثر در جهت تمدن‌سازی و جامعه‌پردازی اسلامی هستند. این بستر ارزشمند، نشان‌دهنده تداوم حضور معرفت و حکمت در سرزمینی است که از خاک آن شیخ شهید شهاب‌الدین سهروردی، بنیانگذار مکتب حکمت اشراق، برخاسته است.

 یاد شیخ اشراق، افتخاری جهانی برای ایران و اسلام
استاد خسروپناه با اشاره به جایگاه جهانی شیخ اشراق، تأکید کرد که این عالم بزرگ، با وجود عمر کوتاهی که داشت (کمتر از ۴۰ سال)، مکتبی را تأسیس کرد که امروز در آمریکا، اروپا، شرق و غرب کره زمین مورد توجه جدی فیلسوفان، عرفانیان و پژوهشگران قرار دارد. 
وی گفت: نوجوانان و جوانانی که امروز در این جلسه حضور دارند، شاید هنوز از عظمت این شخصیت بزرگ آگاه نباشند، اما باید بدانند که نام شیخ اشراق در دانشگاه‌های معتبر جهان به عنوان یکی از بزرگ‌ترین فیلسوفان اسلامی تاب می‌زند.
او افزود: این جلسات فرصتی است برای اینکه نسل جدید بداند، از ما بزرگانی بوده‌اند که نامشان در تمام جهان ماندگار است. شما جوانان، شیخ اشراق را فراموش نکنید. فلسفه این جلسه، همین است: احیای یاد یک تمدنِ زنده.

سرزمینی با میراث غنی: از ریاضیات تا عرفان
در ادامه، استاد خسروپناه به میراث گسترده علمی و فرهنگی استان زنجان و به ویژه شهر سهرورد اشاره کرد و گفت: سهرورد تنها زادگاه شیخ اشراق نیست، بلکه خاستگاه ده‌ها عالم بزرگ در حوزه‌های فلسفه، عرفان، ریاضیات، فقه و ادبیات بوده است. از ابوالحسن علی بن مسلم سهروردی، ریاضی‌دان و فقیه بزرگ و شاگرد غزالی، که در سال ۵۳۳ قمری در دمشق درگذشت، تا شخصیت‌هایی مانند شهاب‌الدین عمر بن محمد سهروردی، مؤلف کتاب معروف عارف المعارف که هنوز یکی از منابع اصلی اهل معرفت است.
وی با اشاره به اینکه بسیاری از این بزرگان در دمشق، حلب یا عراق درگذشته‌اند، تصریح کرد: این نشان‌دهنده آن است که این عالمان همواره در حرکت بودند، دانش خود را در سفر افزون می‌کردند و هرگز متوقف نمی‌شدند. این روحیه رشد مداوم، الگویی برای نسل امروز است.

شهادت شهید شهریاری و صدقه جاریه علمی
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به دانشمندان معاصر استان زنجان، به شهید دکتر شهریاری اشاره کرد و گفت: شهید شهریاری، دانشمند فرهیخته و اثربخشی بود که نه تنها خودش در علوم پیشرفته نقش آفرینی کرد، بلکه با پرورش شاگردان برجسته، صدقه جاریه‌ای از علم و معرفت ایجاد کرد.
او با اشاره به شهید فقهی، جوان نابغه‌ای که اخیراً توسط رژیم صهیونیستی به شهادت رسید و پیش از ۴۰ سالگی استاد تمام دانشگاه شده بود، گفت: این جوان شهید، شاگرد شهید شهریاری بود. این زنجیره علمی، نشان‌دهنده ادامه‌دار بودن تمدن معرفتی این خطه است.
وی همچنین به نقش برجسته بانوان فرهیخته سهرورد اشاره کرد و گفت: نام سکینه سهروردی، زنی فرهیخته و دانشمند، که به ابو نجیب سهروردی نسبت دارد، باید در تاریخ این شهر ماندگار بماند. او همسر قطب‌الدین ابهری بود، از دیگر بزرگان علمی دوران. این نشان می‌دهد که سهرورد نه تنها زادگاه مردان دانش، بلکه خاستگاه زنان دانشمند و متفکر نیز بوده است.

سه پیشنهاد کلیدی برای توسعه فرهنگی و تمدنی سهرورد
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، سه پیشنهاد مهم برای توسعه فرهنگی، گردشگری و تمدنی سهرورد ارائه کرد: پیشنهاد اول تدوین سند گردشگری حلال برای استان زنجان با محوریت سهرورد بود. او ادامه داد: ظرفیت گردشگری حلال در این منطقه بی‌نظیر است. طبیعت بکر، پوشش گیاهی منحصربه‌فرد، محصولات طبیعی، صنایع دستی مانند گلیم‌بافی و جاجیم‌بافی، بازار زیرزمینی، سنگ‌نگاره‌های تاریخی و آثار باستانی، همگی فرصتی است برای جذب گردشگران داخلی و خارجی. اما نیازمند یک سند گردشگری جامع هستیم که با توجه به هویت حکمت‌بنیان و عرفانی این شهر تدوین شود. این سند می‌تواند در سطح استان به تصویب هیئت دولت برسد یا از طریق شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوب گردد.
وی پیشنهاد دوم را تکمیل اتوبان حکمت از سهرورد تا همدان عنوان کرد و افزود: در دولت شهید رئیسی، حرکتی برای احداث اتوبان حکمت از سهرورد تا همدان آغاز شد. این پروژه نه تنها زیرساختی است، بلکه نمادی فرهنگی و تمدنی است. ما آماده‌ایم همکاری لازم را برای تکمیل این اتوبان داشته باشیم تا به عنوان یک راه حکمت و معرفت، به گردشگران و دانش‌پژوهان یادآور تمدن اسلامی باشد.
استاد خسروپناه پیشنهاد سوم را تأسیس بنیاد ملی و بین‌المللی شیخ اشراق (بنیاد سهروردی) قلمداد کرد و گفت: تعجب کردم که با وجود صحبت‌های مکرر از زمان فعالیت من در موسسه حکمت و فلسفه ایران، هنوز بنیاد شیخ اشراق یا بنیاد سهروردی به صورت ملی و بین‌المللی مصوب نشده است. این بنیاد باید هم‌سطح بنیاد ابن سینا باشد و در شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوب گردد.
وی تأکید کرد: این بنیاد نباید صرفاً دولتی باشد. باید با مشارکت خیرین، متفکران، دانشگاهیان و علاقه‌مندان به حکمت اشراق، به یک نهاد بین‌المللی تبدیل شود که پژوهش، ترویج و معرفی مکتب اشراق را در سطح جهانی پیش ببرد. ما آمادگی همکاری کامل را داریم. از استاندار، امام جمعه، فرهیختگان و دانشگاهیان دعوت می‌کنم که در این مسیر گام بردارند.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، به پاسخگویی به شبهاتی پرداخت که درباره جایگاه فکری شیخ شهید شهاب‌الدین سهروردی، بنیانگذار مکتب حکمت اشراق، مطرح شده است و با تأکید بر اصالت و استقلال این مکتب فلسفی، گفت: برخی مدعی‌اند که شیخ اشراق صرفاً یک جوان جمع‌آوری‌کننده از مکاتب دیگر بوده و مکتب او صرفاً تلفیقی از افکار یونان، عرفان اسلامی و حتی ادیان دیگر است. این شبهه نه‌تنها بی‌اساس است، بلکه نشان‌دهنده کم‌بینی نسبت به یکی از بزرگ‌ترین نبوغ‌های فلسفی و عرفانی تاریخ اسلام است.

حکمت اشراق: مکتبی ابتکاری، نه التقاطی
استاد خسروپناه با اشاره به این شبهه که شیخ اشراق از اساتیدی چون مجاهدین جیبی در مراغه و ظهیرالدین فارسی در اصفهان اخذ علم کرده، حکمت مشائی را فرا گرفته، با عارفان سلوک داشته و آثار یونانی و ایرانی را مطالعه کرده و سپس مکتبی تلفیقی ساخته، گفت: قطعاً هر اندیشمندی از مکاتب پیش از خود بهره می‌برد، اما تفاوت بنیادین بین «القاط و ابداع» است. شیخ اشراق نه‌تنها مطالب را جمع نکرد، بلکه با نبوغی بی‌نظیر، یک سیستم فلسفی-عرفانی کاملاً نو خلق کرد.
وی افزود: اگر کسی کتاب‌های شیخ اشراق را بخواند، به ویژه حکمت الاشراق یا تلمیحات، متوجه خواهد شد که این آثار هیچ شباهتی به یک کتاب التقاطی ندارند. این یک نظریه فلسفی منسجم، منطقی و ابتکاری است که از درون یک تجربه عرفانی عمیق و یک تفکر فلسفی مستقل متولد شده است.

نبوغی که زود رسید: شاهدی بر تمدن‌سازی اسلامی
در پاسخ به این انتقاد که شیخ اشراق در سن کم (زیر ۴۰ سال) صاحب مکتب شد و این نشان‌دهنده سطحی‌بودن اندیشه‌اش است، استاد خسروپناه گفت: آیا نبوغ را باید به سن محدود کرد؟ من همینجا شهید فقهی را نام برد؛ او هم قبل از ۴۰ سالگی استاد تمام دانشگاه شد. ما در این کشور از نوابغ کم نداریم. شیخ اشراق یکی از این نوابغ الهی بود که خداوند به او عنایت کرد و توانست در کمتر از چهار دهه عمر، تمدنی فکری بنا کند.
او توضیح داد: تا حدود ۲۰ سالگی، شیخ اشراق عمیقاً در مباحث حکمت مشائی تمرکز داشت، آثار افلاطون، ارسطو و فلاسفه یونانی را مطالعه کرد، اما این فقط آغاز راه بود. از ۲۱ تا ۳۰ سالگی، با سفرهای متعدد، با عارفان، اهل دل و اهل معرفت در ارتباط بود، سلوک کرد و ریاضت شبانه‌های مستمر داشت.
استاد خسروپناه با تأکید بر اینکه بسیاری از افراد امروز درباره عرفان سخن می‌گویند اما هرگز سلوک واقعی نداشته‌اند، گفت: شیخ اشراق فقط سخنور عرفان نبود؛ او یک عارف سالک بود. ده سال سلوک مستمر داشت. کشف‌ها و شهودهایی به او نصیب شد که نقطه عطفی در تفکرش ایجاد کرد.
استاد خسروپناه با اشاره به نقش قرآن در شکل‌گیری اندیشه شیخ اشراق، گفت: فراموش نکنیم که انس شدید شیخ اشراق با قرآن، به ویژه آیه نور (اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ) و تشبیه نور الهی به چراغی در مصباح، مفصل اصلی اندیشه او بود. این آیه، نورانیت را به عنوان اصلی فلسفی و متافیزیکی در مکتب او جا داد.
او افزود: همچنین کتاب مبین و اندیشه‌های حکمت خسروانی ذهنش را تحریک کرد. اما ترکیب این عناصر، یک نتیجه مکانیکی نبود؛ بلکه یک تولید فکری زنده بود که از عمق تجربه عرفانی و تأمل قرآنی متولد شد.

 فلسفه نور: نظامی منسجم بر مبنای نور و ظلمت
در تبیین ماهیت مکتب اشراق، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی توضیح داد: حکمت اشراق یک نظام فلسفی منسجم است که بر محور نور و ظلمت شکل گرفته است. عالم طبیعت را عالم ظلمت می‌داند که تنها با منور شدن از نور الهی، معنا می‌یابد.
وی ادامه داد: می‌توان فلسفه شیخ اشراق را فلسفه انواع نور نامید — نور وجود، نور شهود، نور عقل، نور قلب. این نورانیت، نه تنها در مباحث کلیات، بلکه در الهیات و تکوین نیز تأثیرگذار بود.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی دعوت کرد: بیاییم شیخ اشراق را نه به عنوان یک تلفیق‌کننده، بلکه به عنوان یک مبدع فلسفی و عرفانی بشناسیم. او نه تنها فخر استان زنجان و شهر سهرورد است، بلکه افتخاری جهانی برای تمدن اسلامی است.
استاد خسروپناه با اشاره به اینکه شیخ اشراق در یک دوره پرتنش فکری زندگی می‌کرد، گفت: برای درک عظمت شیخ اشراق، باید بدانیم که او در درجه اول یک متفکر درجه دو بود؛ یعنی نه تنها به مکاتب فکری زمان خود مسلط بود، بلکه به خودِ آن مکاتب نگاه می‌کرد، آنها را تحلیل می‌کرد و از موضعی بالاتر، آنها را ارزیابی می‌کرد. این، نشانه یک ذهن معمار و تمدن‌ساز است.

غزالی، رازی و چالش‌های فلسفه، کلام و عرفان
وی با اشاره به امام غزالی، گفت: غزالی در سن ۵۵ سالگی، عمر کوتاهی داشت، اما سیر فکری بسیار پرتنشی را طی کرد. ابتدا در مقاصد الفلاسفة فلسفه را تبیین می‌کند، سپس در تہافت الفلاسفة علیه فلاسفه می‌ایستد، و بعد در المنقذ من الضلال خود را از فلسفه منکر می‌کند و به سمت کلام حرکت می‌کند. این سیر فکری، چالش‌های بزرگی در عصر خود ایجاد کرد: آیا فلسفه با ایمان سازگار است؟ آیا عقل و وحی در تضادند؟
سپس به فخر رازی اشاره کرد و افزود: فخر رازی هم در اصفهان زندگی می‌کرد و مدرسه‌ای داشت. او منتقد حکمت مشرّقیه بود، اما برخلاف غزالی، به کلام نمی‌رود. او می‌آید و فلسفه را با مبنای کلامی تبیین می‌کند؛ یعنی با ابزار کلام، فلسفه را توجیه می‌کند. این خود یک چالش جدید بود که شیخ اشراق باید به آن پاسخ می‌داد.
استاد خسروپناه با اشاره به گرایش‌های عرفانی عصر شیخ اشراق که گاه علیه فلسفه بودند، گفت: در آن زمان، برخی عرفانیان، فلسفه را از دین جدا می‌دانستند و حتی مخالف آن بودند. شهاب‌الدین عمر سهروردی — که هم‌عصر شیخ اشراق بود — در کتاب کشف الیونانیه و رشف النساء الایمانیه، فلسفه یونانی را منتقدانه بررسی می‌کند. این، چالش دیگری بود که شیخ اشراق در پیش رو داشت. اما مهم‌ترین نکته‌ای که دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی به آن پرداخت، چالش تمدنی بین اسلام و ایرانیت بود. 
او گفت: چالشی که کمتر از آن سخن گفته شده، این است: آیا اسلام و ایران قابل جمع هستند؟ بعد از وفات پیامبر اکرم (ص)، به‌ویژه در دوره اموی و عباسی، تفکری رایج شد که می‌گفت: اسلام یعنی عربیت. ایرانیان، مسلمانانِ درجه دو هستند. گویا اسلام و ایرانیت با هم ناسازگارند.
وی افزود: این تعارض، همچنان در جامعه ما وجود دارد: برخی فقط اسلام را می‌پذیرند و ایرانیت را نه؛ برخی فقط ایران را می‌پذیرند و اسلام را نه. این، یک شکاف تمدنی عمیق است.

شیخ اشراق: حل‌کننده بنیادین تعارض اسلام و ایران
در اینجا، استاد خسروپناه با شور و اشتیاق، به نقش شیخ اشراق در حل این چالش اشاره کرد: شیخ اشراق در حکمت اشراق، علاوه بر پاسخ به چالش‌های فلسفه-کلام و فلسفه-عرفان، به این چالش بنیادین تمدنی هم پاسخ داد. او با بهره‌گیری از حکمت خسروانی — حکمتی که ریشه در فرهنگ و تمدن ایران دارد — و همزمان با اتکا به حکمت قرآنی، نشان داد که این دو با هم قابل جمع هستند.
وی ادامه داد: شیخ اشراق ثابت کرد که حکمت ایرانی و حکمت اسلامی تنها در تضاد نیستند، بلکه می‌توانند در یک مکتب واحد، تلفیق شوند و یک حکمت نو خلق کنند. این، یک دستاورد تمدنی بی‌نظیر است.
او با اشاره به شهید مطهری و کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران، گفت: شهید مطهری این مسئله را از منظر تاریخی و فرهنگی پاسخ داد، اما شیخ اشراق این پاسخ را از منظر فلسفی و متافیزیکی داد. او با بنیان‌های فلسفی، نشان داد که اسلام و ایران نه تنها در تضاد نیستند، بلکه مکمل یکدیگرند. این، کار بزرگی بود.

حکمت اشراق: ترکیب دانش، قرآن و شهود
در پایان تحلیل خود، استاد خسروپناه با اشاره به ماهیت مکتب اشراق، گفت: حکمت اشراق، یک مکتب تاسیسی و ابتکاری است. شیخ اشراق هم از دانش دانشمندان بهره برد، هم از نور قرآن، و هم از کشف و شهود شخصی خودش. او در مکتب خود، وجود و عدم را نه به عنوان دو قطب مستقل، بلکه به عنوان دو جلوه از یک حقیقت واحد می‌بیند. در واقع، همه چیز از سر تا قدم، از آن یکی است.
در پایان، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با تأکید بر اینکه شیخ اشراق تنها یک فیلسوف نبود، گفت: او یک مهندس تمدن بود. در عصری که تعارضات فلسفه و کلام، عرفان و فلسفه، و مهم‌تر از همه، اسلام و ایران، حاکم بود، شیخ اشراق با نبوغی الهی، پاسخی فلسفی و عرفانی داد. او نه تنها یک مکتب فلسفی تأسیس کرد، بلکه پلی بین دو تمدن ساخت.