کد: ۱۰۸۸۷۷۳       تاریخ انتشار: ۲۷ شهريور ۱۳۹۵

معاون حمايت و سلامت خانواده کميته امداد:
نيازمند  مهندسي فرهنگي در مناطق حاشيه‌اي هستيم
  کميته امداد امام خميني(ره) از جمله سازمان‌ها و نهادهايي است که به شکل مستقيم درگير مشکلات و آسيب‌هاي اجتماعي مناطق حاشيه‌ايي است.
با توجه به شناخت دقيقي که اين نهاد از مشکلات اقشار مختلف ساکن در سکونت‌گاه‌هاي حاشيه‌ايي د ارد، گفت‌وگويي با علي محمد ذوالفقاري معاون حمايت و سلامت خانواده کميته امداد امام خميني(ره) انجام داده‌ايم که در ذيل آن را مي‌خوانيد:
 
به عنوان اولين سئوال چه اقشاري بيشتر در مناطق حاشيهايي شهر ساکن هستند؟
حاشينه‌نشيني براي فقرا ارزش افزوده‌اي دارد، به اين دليل که هزينه زندگي براي آنها ارزان‌تر از زندگي در داخل بخش شهري است. هزينه‌هايي مانند:  قيمت مسکن، تسهيل در خريد و فروش خانه، هزينه‌هاي آب و برق و از همه مهم‌تر اين که چارچوب غيرقانوني در اين مناطق وجود دارد که هر کسي هر کاري که مي‌خواهد انجام مي‌دهد.
يکي ديگر از اقشار ساکن در حاشيه‌ها، افرادي هستند که از روستاهاي کمتر توسعه‌يافته به نيت اشتغال مهاجرت به اين مناطق کرده‌اند و با توجه به اينکه براي روستاها اسناد توسعه تهيه نشده است و توسعه پايداري در روستاها شکل نگرفته است، هر روز بر تعداد اين مهاجران افزوده مي‌شود که کميته امداد امام خميني(ره) بسته تشويقي براي مهاجرت معکوس به روستا براي اين خانواده‌ها در نظر گرفته است که شامل مبلغي براي ساخت مسکن، وامي براي اشتغال و يک سري خدمات ديگر است تا بتوانم يک مهاجرت معکوس و مثبت را ساماندهي کنيم.
جمعي ديگر از خانواده‌هايي که در حاشيه‌ها مستقر شده‌اند، آنهايي هستند که در شهر ساکن شده‌اند اما به دليل مشکلاتي که در زندگي برايشان ايجاد شده است، مجبور شده‌اند که به حاشيه‌ها مهاجرت کنند. کميته امداد امام خميني(ره) تلاش کرده‌ است تا با تامين بخشي از منابع مسکن اين افراد به صورت پرداخت اجاره فراهم کنيم و تلاش کرده‌ايم تا اين خانواده‌ها به مناطق کمتر آسيب‌خيز منتقل کنيم.
در کنار اين اقشار، جمعي از مددجويان کميته امداد امام خميني(ره) هم به دليل کم بودن درآمد خانواده به اجبار و ناخواسته بايد در اين مناطق زندگي کنند. ما آمار خيلي دقيقي از ساکنين خود در حاشيه شهرها نداريم؛ ولي مي‌توانيم بگوييم تجمع جمعيت مددجويي کميته امداد در مناطق جنوب و حاشيه‌نشين تا حدودي بيشتر است و اين مسئله يکي از مشکلات ما است، زيرا که اين خانواده‌ها در معرض انواع آسيب‌هاي اجتماعي در مناطق حاشيه‌ايي هستند. وقتي که خانواده اي در حاشيه شهر مستقر مي‌شود.
مهمترين معضلات و مشکلات اين مناطق را باتوجه به گستردگي اقشار ساکن در اين مناطق چه ميدانيد و براي حل اين مشکلات چه راه حلهايي پيشنهاد ميکنيد؟
آنچه که ما بايد به آن توجه کنيم اين است که بايد در اين مناطق خدمات امنيتي توأمان با خدمات اجتماعي ارائه کنيم. ما در آن مناطق به مراکز مشاوره ثابت نياز داريم که مردم به صورت مرتب در کارهاي روزمره بتوانند از مشورت اين پايگاه‌ها استفاده کنند. مانند مشاوره در ازدواج، اشتغال، انتخاب رشته تحصيلي و حوزه حقوقي. ما يک نوع نافرماني مدني در حاشيه‌ها داريم که باعث شده است استفاده از خدمات دولتي و تابعيت از قوانين در اين مناطق کم شود و ماحصل آن به طور مثال افزايش سرقت در حاشيه‌ها و خود شهر، است. يا در ساخت منزل نظارت فني را رعايت نمي‌کنند، خريد و فروش املاک به راحتي با اسناد غيررسمي اتفاق مي‌افتد.
يکي از مشکلات اساسي در حاشيه‌ها اين است که حضور گروه‌هاي مرجع و نخبگان در اين مناطق کم است و افرادي که در آن مناطق زندگي مي‌کنند تقريباً داراي يک هم‌سويي از نظر فرهنگي و اجتماعي هستند. دانش‌آموز در کلاس درس با کسي هم‌نشين است که از لحاظ خانوادگي با او هم‌سطح و هم‌گون است و در طبقه اجتماعي بالا و پايين وجود ندارد.
اين مناطق محل جولان آدم‌هاي بي‌هويت است و ما مشکلات امنيتي جدي در اين خصوص داريم. بايد حوزه نفوذ آدم‌ بي‌هويت در اين مناطق کنترل شود. حوزه نفوذ بنگاه‌هاي معاملاتي بايد در اين مناطق محدود شود. حوزه نفوذ پخش کالاهاي قاچاق امنيت مثل پاسور، آلات قمار، مشروبات الکلي که در اين مناطق ميزان فروش اين محصولات بالا است، حتماً بايد تحت کنترل و مراقبت قرار بگيرد. اگر ما بخواهيم قانون‌پذيري را در حاشيه‌ها بالا ببريم، دستگاه‌هاي دولتي بايد اقدامات ويژه‌اي انجام دهند.
ما مي‌ترسيم شرايطي که امروز در مناطق حاشيه حاکم است، در نسل بعدي به يک سطح پيش رفته‌تر از اين شرايط تبديل شود و اين مناطق تبديل به کارگاه آسيب‌هاي اجتماعي شود که ديگر قابل کنترل نباشد.
در صحبتهاي خود به مراکز مشاورهاي که کميته امداد بر روي آنها سرمايهگذاري ميکند، اشاره کرديد. سازمانهاي ديگري مانند سازمان بهزيستي هم چنين مراکزي در اين مناطق دارند. آيا تعدد اين مراکز همپوشاني خدماتي ندارند؟
ما درحوزه خدمات مشاوره‌ايي، صرفاً به مددجويان کميته امداد امام خميني(ره) اين خدمات را ارائه مي‌دهيم و مددجويان کميته امداد امام خميني(ره) با مددجويان ديگر سازمان‌ها و نهادهاي حمايتي، هم‌پوشاني ندارد. پيش از اين مشکلاتي ميان سازمان‌هاي حمايتي به وجود آمد و تصميم بر آن شد جمعيت موجود ميان اين سازمان‌ها توزيع شوند. معلولين به سازمان بهزيستي ارجاع داده شدند، مددجويان اقتصادي به کميته امداد امام خميني(ره) مراجعه کردند، بعضي اقشار به بنياد شهيد ارجاع داده شدند و در نتيجه هر قشر ويژگي‌ها و نيازهايي دارند که سازمان متولي، آن نياز را مي‌داند.
ما تلاشمان اين است که اين خدمات ما هم‌پوشاني با خدمات ساير سازمان‌ها نداشته باشد؛ منتها اين بايد تبديل به يک رويه عمومي در آن مناطق شود.
آيا کميته امداد امام خميني(ره) برنامه اي دارد که مثلا با تاسيس مساجد، زمينه استقرار روحانيت را به عنوان يک گروه مرجع در اين مناطق فراهم کند؟
به نظر من گروه‌هاي مرجع در غالب اتاق‌هاي فرهنگي، بايد در اين مناطق رفت و آمد داشته باشند. در واقع رفت و آمد گروه‌هاي مرجع به اين مناطق بسيار کم است، برنامه‌هاي فرهنگي مساجد و پارک‌ها در مناطق بسيار کم است. افرادي که در اينجا هستند يک نوع هم‌زادي و هم‌گرايي بين آنها وجود دارد. ما بايد بتوانيم همان‌گونه که اينها در آنجا تجمع کردند، بتوانيم مشکل آنها را بر طرف کنيم، نه اينکه اقدامي انجام دهيم که اين افراد در ساير مناطق شهري پراکنده شوند. بايد در اين مناطق يک رفتار درمانگرانه داشته باشيم نه يک رفتار امنيتي.
ما به يک مهندسي فرهنگي در مناطق حاشيه نياز داريم و پايه اين مهندسي فرهنگي يک پايش و جمع‌آوري اطلاعات است. اينکه چه تعداد خانواده در اينجا مستقر هستند، چه تعداد از اين خانواده‏ها مذهبي و انسان‌هاي نيازمند خدمات امدادي و فکري هستند و حجم آسيب‏ها چقدر است؟ نمي‌توانيم در يک منطقه حکم کلي بدهيم و بگوييم همه اينها مشکل دارند. ممکن است يک حداقلي هم سالم باشند. بايد گروه مد نظر، حوزه عملياتي و دستگاه مسئول ما مشخص شود و طبق زمان‌بندي مشخص هر گروهي متناسب با وظيفه سازماني خودش، کار مشخص داشته باشد.
زماني که ما يک برآورد فرهنگي و اجتماعي از محيط انجام دهيم و بر اساس آن يک نقشه تنظيم کنيم، حال تصوير دقيقي از مشکل داريم که بايد بر اساس آن نقشه راه مشخص شود. ما با اقدامات مقطعي و کوتاه مدت نمي‌توانيم مشکل را حل کنيم. مثلاً جانشين ماهواره نمي‌تواند سخنراني آقاي پناهيان باشد. سخنراني يک عنصر فرهنگي مثل آقاي پناهيان براي يک قشر فرهنگي مذهبي بايد پخش شود نه آن فردي که معتاد است و در آن منطقه قاچاق مي‌کند. فکر نکنيم که اگر يکي از ساکنين اين مناطق يک عکس در خانه‌اش نصب کند و يا به يک سخنراني گوش کند، ديگر فردا حالش تغيير يافته است. او يک شبه به آن آسيب‌ها مبتلا نشده است که با يک مهندسي معکوس فرهنگي يک روزه اين آسيب برطرف گردد. محور خدمات همه گروه‌هاي امداد بايد خانواده باشد نه فرد. يعني ما بايد در منطقه، خانواده را هدف بگيريم. اگر شما شخص معتاد را بخواهي نجات دهي اگر همسر او توجيه نشده باشد، فرد برعکس سياست ما عمل مي‌کند.
وضعيت خدمت رساني سازمانهاي مردم نهاد (NGO) در اين مناطق چگونه است و آيا کميته امداد امام خميني(ره) براي انجام وظايف محوله خود با اين سازمانها همکاري دارد؟
ما ابتدا بايد مشخص کنيم چند NGO در اين مناطق فعال است، و قدرت عمليات آن چقدر است؟ اثر بخشي NGO ها بر داخل خانواده چقدر است؟ تا بتوانيم اين همکاري را داشته باشيم. بنده معتقدم که NGO ها خوب هستند ولي اينکه بگوييم قابليتي با پوشش وسيع و منظم دارند و کاري که آنها در خانواده‌ها انجام مي‏دهند قابل ارزيابي است، شايد بنده هنوز اين ميزان اطلاعات را در مورد اين سازمان‌ها پيدا نکرده‌ام. ولي ما با آن تعدادي که در اين مناطق در قالب خيريه‌ها کار مي‌کنند، همکاري داريم.
NGO ها نيازمند استاندارد سازي فعاليت روزمره خود هستند و بايد نکات فني مورد نياز يک NGO کاملاً مراعات شود. نبايد فعاليت آنها به شکل کوتاه مدت باشد، بلکه آنها بايد براي فعاليت درازمدت خود برنامه داشته باشند تا قابليت همکاري پيدا کنند. اشکال ديگر اين NGO ها اين است که منابع اقتصادي کوچکي دارند، لذا بخشي از حرکات آنها تحت تاثير انديشه مدير آن NGO هستند يعني يک سازکار سياست‌گذاري ندارند و فرد محور هستند؛ در نتيجه بسياري از اسناد بالادستي و سياست‌هاي راهبردي نظام را به دليل محدوديتي که دارند رعايت نکند. برخي از اين NGO ها نيز عقبه مردمي کوچکي دارند. يعني يک گروه کوچک که توسط گروه کوچکي پشتيباني مي‌شوند.
ما اگر مي‌خواهيم فعاليت‌هايي اجتماع محور را در مناطق حاشيه‌ايي با کمک مردم تقويت کنيم، ابتدا بايد سازماندهي NGO ها، قلمرو حرکتي NGOها و دانش اجتماعي که يک NGO مي‌تواند داشته باشند را بررسي کنيم. بايد با نرم افزارهايي بتوانيم عمليات NGO را ثبت و ضبط کنيم. يک NGO ايي است که ممکن است درآمد آن کمتر از هزينه پرسنلي باشد و کل مبلغ دريافتي او ممکن است در بستر هزينه‌هاي تشکيلاتي اداري خودش خرج شود و نتواند خدمتي ارائه دهد. اگر ما بتوانيم NGOها را ارزيابي و ساماندهي کنيم، اين سازمان‌ها ظرفيت‌هاي خوبي در خود دارند زيرا از جنس مردم هستند و مي‌توانند در دل مردم، نفوذ کنند و کارکردي بهتر از نهاد‌ها و سازمان‌هاي دولتي داشته باشند.  
مشکل مسکن يکي از مشکلات اصلي خانوادههاي ساکن در مناطق حاشيهايي است، کميته امداد امام خميني(ره) براي حل اين مشکل چه برنامهايي دارد؟
ما معتقديم ساختمان‌هايي که از حساب 100 امام ساخته مي‌شود و ساختمان‌هاي مسکن مهر که در سال‌هاي گذشته ساخته شده است، اگر بارگذاري جمعيتي اين مسکن‌ها با مددکاري و همفکري کميته امداد امام خميني(ره) انجام مي‌شد، نتيجه‌اش جابه‌جايي افراد ساکن در مناطق حاشيه‌نشين بود.
 




تمامی حقوق این سایت متعلق به دبیرخانه شورایعالی انقلاب فرهنگی میباشد ©