کد: ۱۰۸۸۷۶۶       تاریخ انتشار: ۲۷ شهريور ۱۳۹۵

مسئول ناحيه بسيج دانشجويي استان تهران:
حل معضل حاشيه نشيني پروسه اي حداقل 10 ساله است
   برگزاري اردوهاي جهادي به عنوان يک راه‌حل موثر براي حل مشکل مهاجرت در مبدأ مهاجرت و در نتيجه حل اساسي مشکل حاشيه‌نشيني، بارها مورد تاييد و تاکيد مقام معظم رهبري(مدظله‌العالي» قرار گرفته است. براي آشنايي  هرچه بيشتر با اين حرکت ملي، گفت‌وگويي با مجيد درويشي مسئول ناحيه بسيج دانشجويي استان تهران انجام داده‌ايم که ذيل مي‌خوانيد:
 
موضوع بحث اين شماره نشريه ماهنامه شورا، حاشيه نشيني و آثار آن و راه هاي جلوگيري و يا کاهش اين تبعات زيان بار است. به عنوان اولين سوال همانطور که مي دانيد بسيج اردوهاي جهادي برگزار مي کند؛ به چه دليلي اساسا بسيج تصميم گرفت که اردوهاي جهادي برگزار کند؟ چه اثرات و تبعاتي را در مورد مساله حاشيه نشيني مي ديديد که نياز به ورود به اين قضيه را داشت؟
فلسفه اردوهاي جهادي بسيج به نوعي به اوايل انقلاب باز مي گردد. ماهيت آن همان جهاد سازندگي است که در اوايل انقلاب به منظور خدمت‌رساني به مناطق کم برخوردار و محروميت زدايي در اين مناطق تشکيل شد. بعد از اينکه جهاد سازندگي با وزارت کشاورزي ادغام شد، تعدادي جوان هاي بسيجي يعني دانشجوها، فقدان اين دست فعاليت‌هاي جهادي را احساس کردند و خودشان به صورت خودجوش وارد اين عرصه شدند. گزارش اين اردوها به دست مقام معظم رهبري  رسيد. ايشان هم خيلي استقبال کردند.
در مجموع از اين اردوها ما دو هدف عمده را دنبال مي کنيم. در گام اول خودسازي و تربيت نيروي همتراز انقلاب است که همين دانشجوها مي‌شوند که قرار است در آينده وارد عرصه مديريتي شوند. هرچقدر اين دانشگاه ها با مسائل مناطق محروم و مردمان پايين دست بيشتر آشنا شوند، در حقيقت در آينده اي که قرار است مسئوليت ها را به عهده گيرند مي توانند اثرگذاري بسيار بهتري داشته باشند. اين هدف اول و عمده اردوهاي جهادي است.
در گام دوم محروميت زدايي و خدمت رساني به مناطق محروم و کم‌برخوردار بود. هر چقدر که اين اردوها پيش رفت، بحمدلله الان در کل کشور 1700 گروه جهادي دانشجوي وجود دارد که در عرصه هاي مختلف ورود کرده اند و کارها را انجام داده اند.
از يک جايي هم يک حرکت و يک برنامه ريزي کلان تري در اردوهاي جهادي اتفاق افتاد که ما از اردوهاي جهادي به نوعي وارد يک ادبيات و گفتمان جديدتر شديم به نام «حرکت هاي جهادي». فرق حرکت هاي جهادي با اردوهاي جهادي اين است که يک زماني اردو در حد 10 ،15 روز در يک منطقه مي رفتند و يک سري کارهاي مقطعي انجام مي شد و بعد بيرون مي آمدند اما از سال 85 حرکت هاي جهادي شروع شد. الان اين حرکت ها به اوج خودش رسيده است و تبديل به يک سري قرارگاه‌هاي سازندگي در مناطق شده است.
من مي خواهم نکته ديگري خدمت شما عرض کنم. همان‌گونه که مستحضر هستيد، اردوهاي جهادي بيشتر در روستاها اجرا مي شود. اما در همين جا در حاشيه پايتخت، مناطق محرومي هستند که بعضاً محروميت آنها باورنکردني است.
آيا برنامه اي براي تسري دادن اين اردوهاي جهادي به حاشيه شهرها وجود دارد؟
وجود دارد اما شيوه کار فرق مي کند. هدف اصلي ما اين است که نگذاريم که اين حاشيه نشيني اتفاق بيفتد يعني يک جايي بايد ورود کرد که اول جلوي اين مهاجرت گرفته بشود، يعني فضا تثبيت شود. در مراحل بعد براي همين فضاي حاشيه نشيني که اتفاق افتاده است و معضلات بسيار زيادي هم دارد، برنامه داريم.
شما مي دانيد که اين حاشيه نشيني در شهرهاي بزرگ، آسيب هاي بسيار جدي در حوزه فرهنگي، امنيتي و بحث هاي اجتماعي ايجاد کرده است. مدل کار کردن در اين حواشي متفاوت است و ديگر به اين شکل نيست. وقتي ما وارد روستا مي شويم، صفر تا صد روستا، مردم اين پذيرش را دارند. يعني وقتي بچه ها به آنجا مي روند و جلسات مختلف و موضوعات مختلف را دارند، مردم در صحنه عمل هستند و ظرفيت را مي بينند، زمين را مي بينند، پتانسيلي که در اينجا وجود دارد را مي‌بينند فقط يک گروهي لازم است که بيايد و اينها را معرفي کند و به آنها بباوراند که مي توانند از اين فضا استفاده کند. در آنجا يک مقدار کار راحت تر است و از نظر فرهنگي خيلي بهتر مي توان کار کرد و آنها را قانع کرد. نکته مهمي که وجود دارد اين است که مردم روستا همه از يک قوم و يک فرهنگ هستند يعني شما قوميت هاي مختلف در آنجا نمي‌بينيد که يک تضاد فرهنگي حاد وجود داشته باشد. يکي از مشخصه هاي اصلي حاشيه نشيني، تضاد فرهنگي و خرده فرهنگ‌هايي است که در کنار همديگر جمع شده اند که همين باعث آسيب هاي زيادي شده است؛ جرم و جنايت و بحث اعتياد و نزاع هاي قومي و قبيله اي و...
 خب اينها ماحصل حاشيه نشيني است. نکته ديگر اين است که يکي از عوامل حاشيه نشيني مهاجرت است. در حواشي شهرها افرادي هم حضور دارند که به دليل تقسيم بندي نادرست زمين و سيستم نامناسب قيمت‌گذاري ها، نتوانسته اند در مرکز شهر باشند و کم کم به حاشيه رانده شده اند. يعني شما در حاشيه شهرها با موضوعات مختلف و افراد مختلف سروکار داريد بنابراين در اينجا يک مقدار کار سخت تر است. ما به صورت جدي تا يکي دو سال پيش در اين قضيه ورود پيدا نکرده بوديم چون بالاخره وقتي شما مي خواهيد به يک عرصه جديد ورود پيدا کنيد نياز به اين داريد که نيروي مخصوص به آنجا را هم تربيت کنيد. الان يکي دو سال است که توجه ويژه اي به اين موضوع مي شود.با توجه به فرماني که مقام معظم رهبري چند سال پيش براي بحث حاشيه نشيني مشهد دادند و اتفاقاتي که در خراسان رضوي افتاد، بسيج در اين قضيه ورود کرد و اکنون يک سري اقداماتي انجام مي شود.
يکي دو سال پيش بحث آموزش هاي ويژه فرهنگي را شروع کرديم چون در اينجا ديگر بحث عمراني و کشاورزي و زمين نيست بلکه در اينجا بحث آموزش و کار فرهنگي است. براي اين کار فرهنگي نيز بايد تمام عوامل با همديگر جمع شوند تا شما بتوانيد يک فردي را که آمده و در اين فضا زندگي مي‌کند، قانع کنيد که به روستا يا آن مبدا اوليه اش برگردد. به نظر من با توجه به تجربه اي که داريم تنها راه حل کامل معضل حاشيه نشيني اين است که اينها به آن مبدا اصلي خود برگردند. در غير اين صورت هرچقدر کار و فعاليت بشود باز هم قسمت عمده اي از مشکل وجود دارد.
در حاشيه تهران هم با آن قوميت ها و اقوامي که از استان هاي مختلف آمده و حاشيه نشين شده اند، صحبت هايي انجام شده است. يکي دو سال است که بچه ها ورود پيدا کرده اند و چون اين مناطق حاشيه اي هم نزديک هستند، تعطيلات آخر هفته و ميان ترم مي آيند و مي روند. يعني يک ارتباط دائمي وجود دارد.
تنها راه حلي که طي اين يکي دو سال در اين فضا به آن رسيده ايم اين است که در بين جواناني که در آنجا حضور دارند، بتوانيم گروه هاي جهادي داخلي خودشان راه بيندازيم. اينها را با خودمان ببريم به روستاها و مناطقي که از آنجاها آمده اند، آن ظرفيت ها را به آنها بشناسانيم يعني مبلُغ فرهنگي از داخل خودشان ايجاد بکنيم تا اينها را قانع کنند که برگردند. يک سري دستاوردها داشته ايم اما قطع به يقين کار فرهنگي پروژه نيست که شما طي يک سال يا دو سال بتوانيد به نتيجه برسيد. اين يک پروسه حداقل 10 ساله است.
 اما در همين مدت محدود ارتباط خوبي اتفاق افتاده است يعني جواناني که در اين مناطق بوده اند، استقبال کرده اند. چون خود مردمي که در اين مناطق زندگي مي کنند واقعا خسته و واقعا عاصي شده اند و مترصد يک فرصتي هستند تا فضايي ايجاد شود که برگردند. بنابراين ما در اين فضا کار مي کنيم و اميدواريم در 5،6 سال آينده يک نتيجه اي از اين کار بگيريم. قطع به يقين ما نمي توانيم حاشيه نشيني را صفر بکنيم اما به هر حال توان خود را به کار مي بنديم.
مساله ديگري که وجود دارد اين است که فردي که مدت زماني را در اين حاشيه زندگي کرده، قطعا دچار آسيب هايي شده است، خب ما وقتي اين فرد را از اينجا به آن روستا و مبدايي که از آن آمده، برگردانيم عين اين است که ما يک آسيب و يک بيماري را به نقاط ديگر سرايت مي دهيم و در آنجا آن مشکل فرهنگي شيوع پيدا مي کند.
ببينيد... به برکت نظام مقدس جمهوري اسلامي، الان ديگر تقريبا 98،99 درصد روستاهاي ما از امکانات اوليه برخوردار هستند؛ امکاناتي مانند راه اوليه، آسفالت، تلويزيون، برق، تلفن و.. چون من به واسطه مسئوليتي که داشتم کل مناطق کشور را رفته ام و اين مساله را به عينه ديده ام.
متاسفانه در روستاهايي هم که تلويزيون ما آنتن نمي دهد، ماهواره هست. يعني اين فرمايش شما که مي گوييد يک سري معضلات فرهنگي را وارد فضاي روستا مي کند، درست نيست. متاسفانه الان فضاي روستاي ما فضاي بکر نيست. فضاي روستاي ما ديگر آن فضاي روستاي سالم دهه 60 نيست که کاملا از شهر و فرهنگ شهري به دور است. خير، زندگي در خيلي از روستاهاي ما بعضاً از خيلي شهري ها هم شهري تر است.
الان ما ديگر مشکل آباداني نداريم بلکه مشکل، فرهنگي و آموزشي است و بايد در اين زمينه ورود پيدا کنيم. اتفاقاً اعتقاد ما اين است که اين افراد حاشيه نشين آمده اند و اين فضا را ديده اند و مصيبت ها و معضلات اينجا را ديده اند. هر کسي که از روستا به شهر مي آيد با يک سري آمال و آرزوهايي ورود پيدا مي کند و از شهر براي خودش يک بتي ساخته است اما وقتي به شهر مي آيد به جز عده‌اي معدود، بقيه توانايي آمدن به مرکز شهر را ندارند. اينها به حاشيه رانده مي شوند. در حاشيه اعتياد، ناامني بيداد مي کند؛ معضلات فرهنگي و عدم امکانات بيداد مي کند. اکثر اين مناطق آب و برق دولتي درست و حسابي ندارند. شهرداري به آنها خدمات نمي دهد. انگار که اصلا برخي از اين مناطق جدا از فضاي شهري هستند.
همانطور که گفتيم خيلي از اين افراد خودشان هم از وضعيتشان عاصي شده اند و انگار اين برايشان عقده اي شده است. الان ديگر قدر آن جاي اوليه شان را بيشتر مي دانند. منتهاي بايد بستر آماده بشود تا به جاي اوليه خود برگردند.




تمامی حقوق این سایت متعلق به دبیرخانه شورایعالی انقلاب فرهنگی میباشد ©