کد: ۱۰۸۸۷۳۸       تاریخ انتشار: ۲۷ شهريور ۱۳۹۵

مديرکل دفتر طرح‌هاي کالبدي وزارت راه و شهرسازي:
مشکل مهاجرت بايد در مبدأ حل شود
  دکتر زهره داوودپور مدير کل دفتر طرح‌هاي کالبدي وزارت راه و شهرسازي، يکي از محققيني است که سال‌ها در مورد مشکلات و آسيب‌هاي سکونت‌گاه‌هاي غيررسمي تحقيق کرده است. با ايشان در با موضوع کاربرد طرح‌هاي کالبدي وزارت راه و شهرسازي در سامان‌دهي و کنترل اسيب‌هاي سکون‌گاه‌هاي غيررسمي گفت‌وگو کرديم که در ذيل آن را مي‌خوانيد:
 
دفتر طرحهاي کالبدي وزارت راه و شهرسازي چه وظايفي برعهده دارد و چگونه در حل مشکل سکونتگاههاي غير مجاز نقشآفريني ميکند؟
دفتر طرح‌هاي کالبدي وزارت راه و شهرسازي سياست‌هاي کلان جمعيت در سطح کشور را تعيين مي کند؛ در واقع اين طرح محل استقرار جمعيت در سطح کشور و نحوه فعاليت‌هاي جمعيتي را مشخص مي‌کند. در اين طرح کشور به 10 منطقه تقسيم شده و براي هر کدام از اين 10 منطقه نيز طرح‌هاي کالبدي منطقه‌اي طراحي شده است. در مرحله بعد به تناسب اين 10 منطقه به 84 ناحيه تقسيم شده است. اين طرح به ما نشان مي‌دهد که در کدام مناطق کشور جريان فعاليت و سکونت وجود دارد و يا بايد وجود داشته باشد تا بر مبناي آن سياست‌هاي جمعيتي و اشتغالي را در کل کشور به گونه‌ايي سامان دهيم که همه براي اشتغال به تهران جذب نشوند.
نکته اصلي اين است که کسي براي تهيه مسکن به تهران نمي‌آيد، بلکه براي اشتغال است که جذب اين شهر مي‌شوند و چون بعضي از آنها نمي‌توانند در تهران مسکن مناسب داشته باشند، در سکونت‌گاه‌هاي خودرو ساکن مي‌شوند. اين افرادي که مهاجرت مي‌کنند، بسياري از آنها نه مهارت دارند، نه پول و نه سواد. براي مثال من چند سال پيش در يک تحقيق ميداني، خانواده‌ 14 نفري را در روستاي صالح‌آباد پيدا کردم که اين خانواده از آذربايجان آمده بودند. از اين خانواده 14 نفره فقط يک دختر 4 ساله فارسي بلد بود و مي‌توانست با محيط و جامعه پيراموني خود ارتباط برقرار کند. اين افراد اگر بتوانند با جامعه و فرهنگ پيراموني خود ارتباط برقرار کنند، مي‌توانند به تدريج مهارت‌هايي کسب کنند و بنا به آن مهارت، اشتغال پيدا مي‌کنند و کم کم از آن مناطق به سمت مناطقي که براي زندگي مناسب‌تر است، مي‌روند. از سوي ديگر چون بسياري از آنها فرهنگ روستايي دارند اصلاً دوست ندارند در آپارتمان زندگي کنند. آن برداشتي که ما با فرهنگ زندگي شهري از مسکن داريم با برداشت آنها  که از فرهنگ زندگي روستايي نشأت مي‌گيرد، فرق دارد. يعني اگر به آنها مسکن مهر بدهيم، آنها براي سکونت به آنجا نمي‌روند. در حاشيه فرهنگ بودن، در حاشيه اجتماع بودن يا در حاشيه اقتصاد بودن، بسيار مهم‌تر از اين است که در حاشيه کالبدي شهر باشيد.
 آيا ساخت مسکن توسط دولت در حاشيه شهرهاي بزرگ و به دور از مناطق شهري، خود به حاشيهنشيني دامن نميزند؟
به صورت مستقيم نه؛ ولي با چند واسطه به حاشيه نشيني دامن مي‌زند. براي مثال اين پروژه‌ها در حوزه ساختمان اشتغال ايجاد مي‌کنند و بخش زيادي از اين اشتغال در حوزه ساختمان توسط کارگران کم مهارتي به عهده گرفته مي‌شود که از روستاها و يا شهرهاي کوچک به شهرهاي بزرگ‌تر مهاجرت کرده‌اند. اگر با اين نگاه به موضوع بنگريم، بله، اين ساخت‌وسازها مي‌تواند باعث حاشيه‌نشيني در پيرامون شهرهاي بزرگ شود.
اين  نکته را نيز در نظر بگيريد که اين ساخت‌وسازها در پيرامون شهر چون ضابطه‌مند است، مصداق سکونت‌گاه‌هاي غيرمجاز نيستند و  هرجا ضابطه‌مند باشد سکونت‌گاههاي خودرو کمتر ايجاد مي‌شود. بديهي است که تعدادي کمي از روستا بيايند و در اين مناطق ساکن شوند و زندگي کنند اين نامش حاشيه نشيني نمي‌شود. يکي از ويژگي‌هاي سکونت‌گاه‌هاي خودرو و حاشيه‌ايي اين است که ضابطه‌مند نيستند و به محض اعمال ضابطه، افرادي که در اين مناطق ساکن هستند از آنجا به جايي که ضابطه‌مند نباشد، مي‌روند. در واقع به نوعي اين افراد علاقه‌اي ندارند که گروه‌هاي اجتماعي قرار گيرند.
با اعمال ضوابط مي‌توان جلوي توسعه سکونت‌گاه‌هاي خودرو را گرفت، زيرا هر ضابطه‌اي باعث افزايش قيمت ساخت و ساز مي‌شود و به اين دليل افراد به مناطق کم هزينه‌تر مي‌روند.
يکي از راههايي که در ستاد توانمندسازي دنبال ميشود دادن سند و ضابطهمند کردن سکونتگاههاي غيرمجاز است. در صورت انجام اين کار، آن خانه که تا امروز ارزش اقتصادي نداشت، ناگهان ارزش اقتصادي زيادي پيدا ميکند. آيا اين کار باعث تشويق افراد نميشود که اين خانه داراي سند را بفروشند و بعد بروند در يک مکان ديگر دوباره به شکل غيرمجاز ساکن شوند و بگويند دوباره دولت ميآيد و به ما سند  ميدهد. اين تشويق افراد براي مهاجرت و همچنين ايجاد يک اقتصاد ناسالم نيست؟
با يک ديدگاه اين بحث شما درست است. به محض اينکه به ملکي سند بدهيد، ارزش افزوده ايجاد مي‌کند و اين ارزش افزوده براي فردي که آنجا ساکن است همين بحث را به وجود مي‌آورد. در واقع با اين کار و دادن خدماتي چون آب، برق و گاز، شما به نوعي افراد را تشويق مي‌کنيد که بياييد، کار خلاف بکنيد و در جايي که نبايد ساخت و ساز انجام شود به سادگي ساخت و ساز کنيد و بعد ما براي شما همه چيز را فراهم مي‌کنيم. چرا؟ چون وقتي اين کار را انجام ندهيم، دچار مشکل آسيب‌هاي اجتماعي مي‌شويم.
بحث توانمندسازي سکونت‌گاه‌هاي غيرمجاز بسيار خوب است و من منکرش نيستم؛ اما به نظر من راه‌حل بحث تعادل بخشي سرزمين است. چون اگر اين کار را انجام ندهيم، پرونده سکونت‌گاه‌هاي غير رسمي هيچ‌گاه بسته نخواهد شد. همين اکنون بنا به آمار، حدود يک سوم از شهرنشين‌هاي ما در سکونت‌گاههاي غيررسمي و در بافت‌هاي نامناسب زندگي مي‌کنند. ما هر جايي را سکونت‌گاه خودرو و حاشيه، نامگذاري نمي‌کنيم. بسياري از اين مناطق در داخل محدوده شهر هستند. که اين سئوال را پيش مي‌آورند که اگر اين مناطق در داخل شهر هستند چرا با ضابطه شهري ساخته نشده اند؟
من از سال 1380 بر روي اين موضوع تحقيق مي‌کنم و هميشه مي‌گفتم ما بايد مبدأ مهاجرت را پيدا کنيم. مبدأ مهاجرت چيست؟ که اين افراد مي‌آيند اينجا؟ چرا مي‌آيند نزديک‌تر تا ما آنها را ببينيم؟ چون اگر در مبدأ باشند ما آنها را نمي‌بينيم. سياست‌گذاران آنها را نمي‌بينند. شما وقتي افراد را مي‌بينيد که اين مشکلات را دارند که نزديک تهران يا ديگر کلان شهرها هستند. چرا؟ چون فکر مي‌کنيد که مشکل در کلان شهر به وجود آمده است. هيچ کس نرفته است بندر تياب را ببيند تا بفهمد که بندر تياب چه دارد که بتواند کسي را آنجا نگاه دارد و يا يک روستايي در سيستان و بلوچستان چه چيزي کم دارد که مجبور به مهاجرت به شهر مي‌شود؟
ما بايد به جاي اين‌که بياييم و در شهرها هزينه کنيم، بايد به مبدأ مهاجرت‌ها توجه کنيم. اگر مقدار کمي از هزينه‌هايي را که اکنون در شهرها انجام مي‌دهيم را  به مبادي مهاجرت اختصاص دهيم، فکر مي‌کنم مشکل حل شود. وقتي ما در شهرها سرمايه‌گذاري مي‌کنيم و براي مهاجرين اشتغال ايجاد مي‌کنيم، باعث تشديد مهاجرت مي‌شويم. اگر اثرات کاره‌هاي خودمان را به شکل سيستمي نبينيم، هر اقدامي که انجام دهيم امکان دارد به ضدخودش بدل شود. من هيچ‌کدام از اين حرف‌ها ر با قيد قطعيت و بايد نمي‌گويم. چرا؟ براي اين‌که ما با جامعه سروکار داريم. اگر فقط به آمارهايي که ما داريم توجه کنيم، اين آمارها در بسياري از موارد به ما دروغ ميگويند. توانمندسازي در اين‌گونه مناطق لازم است ولي بيشتر از آن، کار در مبدأ مهاجرت بسيار مهم است.
نظر شما مبني بر توجه به مبدأ مهاجرت، معطوف به پيشگيري است؛ اما اين سکونتگاههاي غيرمجاز اکنون وجود دارد و با معضلات عديده اجتماعي و فرهنگي مواجه است. ما با اين مناطق بايد چگونه برخورد کنيم و بهترين راه حل چه مي تواند باشد؟
ما هم‌زمان که با جديت به دنبال پيشگيري هستيم، بايد سکونت‌گاه‌هاي غيرمجاز فعلي را نيز اصلاح کنيم. اين دو کار بايد هم‌زمان اتفاق بيفتد تا مانع مهاجرت مجدد شود. زيرا سامان‌دهي اين مناطق بدون حل مشکل مبدأ مهاجرت خود مشوق مهاجرت است.
ما بايد کارهايي حداقلي را با مشارکت ساکنين اين مناطق و توانمند کردن آنها انجام دهيم. بايد بدانيم اين افراد که مي‌آيند و در اين سکونت‌گاه‌ها اسکان مي‌يابند يک سابقه ذهني از طريق دوستان و آشناياني که پيش از آنها به اين مناطق آمده‌اند، دارند. يک عده مي‌آيند و به بقيه هم مي‌گويند شما هم بياييد. پس هر چقدر اقدامات ما ارزش افزوده ايجاد کند، اين اتفاق بيشتر مي‌شود و در مقابل هر چقدر اقدامات ما ضابطه‌مند شود، شرايط بهتر مي‌شود.
 




تمامی حقوق این سایت متعلق به دبیرخانه شورایعالی انقلاب فرهنگی میباشد ©