کد: ۱۰۸۸۷۳۱       تاریخ انتشار: ۲۷ شهريور ۱۳۹۵

معاون اجتماعي و پيشگيري از وقوع جرم قوه قضائيه:
راهکار مقابله با آسيب‌هاي اجتماعي برخورد ضربتي نيست
   دکتر محمدباقر الفت، معاون اجتماعي و پيشگيري از وقوع جرم قوه‌قضائيه در گفت‌وگويي که از نظرتان مي‌گذرد، به بحث و بررسي پيرامون ابعاد مختلف «حاشيه نشيني» و تاثير اين موضوع بر ميزان جرائم در کشور پرداخته است:
 
با سلام و تشکر از وقتي که در اختيار نشريه « نامه شورا » قرار داديد؛  به عنوان نخستين سوال  همانگونه که مستحضر هستيد، موضوع ريشهيابي و مقابله با آسيبهاي اجتماعي با تاکيد  دستور مقام معظم رهبري «مدظله العالي»  در دستور کار نهادهاي نظام قرار گرفته و قوه قضائيه به عنوان ستاد مقابله با اين هنجارها و جرائم   در اين موضع، هم نقش ستادي دارد و هم در پايينترين سطح وظيفه مقابله با آسيبهاي اجتماعي  را بر عهده دارد. با اين مقدمه به عنوان يک مقام مسئول در قوه قضائيه از نگاه شما حاشيه نشيني چه تعريفي دارد و موجب چه آسيبهايي ميشود؟
من هم به شما و همه مخاطبان نشريه شما عرض سلام دارم. در پاسخ به اين سوال بايد بگويم حاشيه نشيني يک مسئله اجتماعي است و اگر بخواهيم يک تعريف درست از آن ارائه بدهيم مي‌توانيم بگوييم: اين معضل حاصل فقر و نداري يک بخش از جامعه است که به علت تبعيض و اختلاف طبقاتي و بهره‌مند نبودن از فرصت‌هاي برابر، محلي را در حاشيه شهرهاي بزرگ براي سکونت خود انتخاب مي‌کند که فاقد استانداردها براي زندگي سالم و طبيعي است.
خصوصيت اين زيست بوم آن است که به علت عدم برخورداي از استانداردها و لوازم زندگي طبيعي، ارزان است و اين فرد فقير مي‌تواند در آن محل زندگي خود را بگذراند.
افراد ساکن در اين حاشيه‌ها هم اکثرا در مشاغل کاذب و غير مولد، مانند دستفروشي و ... در شهرهاي بزرگ مشغول هستند و طبيعتا با درآمد کم راهي جز سکونت در اين محل‌ها ندارند.
با توجه به تعريفي که ارائه فرموديد، حاشيه نشيني با جرم چه ارتباطي دارد؟
اين مناطق با دلايلي که براي ايجاد آن‌ها در پاسخ به پرسش قبلي مورد اشاره قرار گرفت، مي‌تواند مناطق مناسبي براي ارتکاب جرم باشد.
 در درجه اول فقر و نداري مفرط که بعضا در قالب‌هاي خشن خود را بروز مي‌دهد؛ عمل اصلي در سوق دادن ساکنان اين مناطق به سمت جرم و جنايت است.
در درجه دوم با توجه به اين موضوع که اين مناطق اغلب از دسترسي نهادهاي انتظامي به دور هستند، محل مناسبي براي اختفاي مجرمان وهمچنين ارتکاب جرائمي مانند توزيع و استعمال مواد مخدر، اختفاي اموال مسروقه، فحشا ء و ... هستند.
با توجه به آنچه که فرموديد، ما در تهران بعضا با پديدههايي مانند «پارک هرندي» مواجه هستيم که حاشيه نيستند، اما به اين آسيبها مبتلا هستند. اين موضوع را چگونه بايد بررسي کرد؟
مناطقي مانند «پارک هرندي» ، که اخيرا در رسانه‌ها شاهد تمرکز بر اين منطقه و معضلات اجتماعي آن بوديم، هر چند از اين منظر که به محل مناسبي براي ارتکاب برخي جرائم تبديل شده بود، به حاشيه‌ شهرها شباهت داشت، اما چون سکونت‌گاه خانوادگي در آن وجود نداشت؛ ما نمي‌توانيم به آن «حاشيه»  اطلاق کنيم.
يعني به عبارت بهتر يکي از اصلي‌ترين مشخصات «حاشيه نشيني» سکونت خانواده‌هاي فقير و جريان داشتن زندگي در اين اماکن است که البته بسياري از اين خانواده‌ها انسان‌هاي شريف و سالمي هستند که بالاجبار و به دليل فقر و نداري به «حاشيه نشيني» روي آورده‌اند و خود اين خانواده‌ها اصلي‌ترين قشر آسيب‌ديده از جرائم ارتکابي در محل سکونت خود هستند.
در اين جا و به عنوان يک جمله معترضه اشاره مي‌کنم که اگر بخواهيم به يک نمونه از حاشيه نشيني در شهر تهران در سال‌هاي اخير اشاره کنيم، مي‌توانيم به «خاک سفيد» در اواخر دهه هفتاد اشاره کنيم.
البته مورد «پارک هرندي» بايد در جاي خود و به صورت جداگانه مورد بحث و بررسي قرار گيرد  و مشخص شود چرا يک منطقه که در قلب منطقه مسکوني و تجار قرار دارد، اينگونه به پاتوق مجرمين تبديل شده است.
 در مناطق حاشيه شهرها خلافکاران و مجرمين به راحتي مي‌توانند با اختفاي هويت واقعي خودبا اعمال مجرمانه دست بزنند و با توجه به اين موضع که اين مناطق از ديد نهادهاي انتظامي به دور هستند، به محل اختفاي مجرمان و به طور مشخص دپو و انبار مواد مخدر و مشروبات الکي به منظور انتقال اين اجناس به داخل شهرها تبديل مي‌شوند.
همانطور که مستحضر هستيد، در افکار عمومي جامعه کلمه «آسيب اجتماعي»  به کليدواژه «کارتن خوابي» پيوند خورده است. اين مفهوم از نظر شما چه معنا و خاستگاهي دارد؟
«کارتن خوابي» در کشور ما با پديده « اعتياد» پيوند خورده است و «کارتن خواب‌ها» اکثر اً افرادي هستند که به علت بروز رفتارهاي پرخطر ناشي از اعتياد مانند تزريق و ... از خانواده خود طرد شده‌اند و به علت اعتياد نمي‌توانند کار کنند و درآمد داشته باشند. اين کارتن خواب‌ها هر چند ممکن است در حاشيه شهرها هم حضور داشته باشند اما با حاشيه نشيني ارتباط چنداني ندارند و بايد در قالب پديده‌هايي مانند «پارک هرندي» به آنان نگاه شود.
به موضوع «خاک سفيد»  اشاره کرديد. در سال 1379 منطقه خاک سفيد تخريب شد و امروز بعد از گذشت 16 سال اگر بخواهيم به اين تجربه نگاه کنيم، آيا اصولاً برخوردهاي اينچنيني مفيد و موثر است؟
همان‌گونه که گفته شد مناطق حاشيه نشين معلول فقر و نداري قشري از جامعه هستند که ناگزير به سکونت در اين محل هستند و هر چقدر در جامعه فقر بيکاري، اختلاف طبقاتي و  تبعيض در توزيع فرصت ها و ثروت‌ها وجود داشته باشد و مضاف بر آن تا زماني که نتوانيم انگيزه‌هاي لازم را براي پايداري سکونت و حفظ جمعيت در روستاها و شهرهاي کوچک را ايجاد کنيم و نتوانيم رفاه را به روستاها و در شهرهاي کوچک ايجاد کنيم شاهد مناطق حاشيه نشين خواهيم بود.
 از جانب ديگر اگر مناطق حاشيه نشين را به حال خود رها کنيم و برنامه براي اصلاح آن‌‌ها نداشته باشيم، اين اماکن به مناطقي براي رشد و پرورش تبهکاران و خريد و فروش مواد مخدر و مشروبات الکلي و فساد و فحشا تبديل خواهد شد.
 در خصوص مورد منطقه «خاک سفيد»  آن محله به واسطه عدم توجه به مکان ارتکاب جرم تبديل شد، که اين يک اشتباه بود و اشتباه ديگر تخريب فيزيکي اين منطقه بود که موجب شد تا اين مفاسد در نقاط ديگر شهر پخش شود و  شايسته بود که آن مکان را کنترل مي‌کردند.
 در يک نگاه کلان با آ‌سيب‌هاي اجتماعي نبايد برخوردهاي  ضربتي صورت بگيرد، متفرق کردن آن آدم‌ها و تخريب فيزيکي آن منطقه سبب شد شهر تهران در مناطق ديگر  دچار آسيب‌هاي جدي شود. الان همين اتفاق در محدودة پارک هرندي به شيوة ديگري در حال وقوع است و تلاش شده اين مکان از معتادان متجاهر، زنان خياباني و... پاکسازي شود.
اما کسي به اين پرسش پاسخ نمي‌دهد که اين افراد بعد از اين پاکسازي فيزيکي به کجا رفتند؟ آيا براي اين آسيب ديدگان اجتماعي محل مناسبي براي سکونت در نظر گرفته شده يا نه و ده‌ها سوال ديگر. آيا معتادان متجاهر به اردوگاه‌هاي مناسب براي ترک اعياد برده شده‌اند و آيا زنان خياباني در محل مناسبي اسکان داده شده‌اند تا بتوانند به زندگي عادي خود بازگردند؟.
برخورد ريشه‌اي با مفاسدي از اين دست  شايد در کوتاه مدت يک رضايت موقت ايجاد کند، ولي در بلند مدت مفيد نيست.
در مورد «پارک هرندي» هم  پاک‌سازي ظاهزي اين پارک هرچند به عنوان يک اقدام فوري و عاجل لازم است، اما نبايد فکر کنيم همه چيز تمام شده و بايد با آينده‌نگري در اين زمينه برخورد شود.
با توجه به صحبتهاي شما در زمينه برخورد با جرائم مشهود به عنوان يکي از وظائف ضابطين قضايي چه بايد کرد؟
من منکر برخورد با جرائم مشهود به عنوان يکي از وظائف قانوني ضابطين قضائي نيستم. حتما بايد با جرائم مشهود برخورد شود ولي با روش مناسب و با کمترين هزينه. برخورد با يک کارتن خواب و يا يک زن خياباني به عنوان آسيب‌ديده اجتماعي با برخورد با يک قاچاقچي حرفه‌اي مواد مخدر حتماً بايد فرق داشته باشد.
بايد جلوي اين اتفاقات گرفته شود ولي با روش منطقي و سرمايه‌گذاري درست، برخورد با يک آدم کارتن‌خواب نبايد با دست‌بند و باطوم و ... باشد و او به زندان و دادسرا و دادگاه برده شود، بلکه رويکرد به اين فرد که همان‌گونه که گفته شد معتاد هم هست بايد معطوف به درمان او باشد.
بايد بر روي اين آدم کار رواني صورت گيرد و بايد در پي اين باشيم که او سلامتي خود را بازيابد و از آلودگي اعتياد رهايي يابد.
گام بعدي تامين آينده او از طريق فراهم کردن زمينه اشتغال سالم براي اين فرد است که اين به همکاري همه دستگاه‌ها نياز دارد.
البته در مورد « پارک هرندي» بايد از شهرداري تهران تشکر کرد و همه دستگاه‌ها هم بايد در کمک به شهرداري کمک کنند.
به  عنوان يکي از مسئولان ارشد دستگاه قضايي که سابقه مديريت در سطوح مختلف اين دستگاه را داشتهايد، نقش قوه قضائيه را دراين بخش چگونه ميبينيد؟
دستگاه قضايي با توجه به نگاه خود هيچ‌گاه برخورد خشن با آسيب‌هاي اجتماعي را مناسب نمي‌داند و اين نگاه امروز در ضابطين اين دستگاه هم وجود دارد. يعني دستگاه قضايي به عنوان قوه عاقله ضابطين خود متوجه است که آسيب اجتماعي با بسياري از جرائم فرق دارد و اگر به نحو مناسب کنترل نشود، حتماً به جرم منجر خواهد شد.
استفاده از تجربيات ساير کشورها در برخودر با اين معضلات ضمن توجه به تفاوت‌‌هاي فرهنگي و اجتماعي کشورمان با آن کشورها يکي‌ديگر از برنامه‌هاي قوه قضائيه در اين بخش است.
اين که ما ببينيم ساير کشورها چگونه با حاشيه نشيني مقابله کردند و آن را مهار کردند بسيار مهم است و البته بايد توجه شود که به عنوان مثال «کارتن خوابي» در آمريکا با ايران حتما معلول علل متفاوت است.
در تحقيقاتي که داشتيم به اين نتيجه رسيديم که در کشورهاي غربي‌، اکثر «کارتن خواب‌ها» ورشکستگان مالي و افرادي هستند که قبلاً متمول بوده‌اند و حالا به دليل شکست در فعاليت اقتصادي خود و از ترس روبرو شد ن با اقوام خود و احساس شرمندگي از خانواده خود جدا شده و «کارتن خواب» شده‌اند.
اما همان‌گونه که گفته شد، «کارتن خوابي» در کشور معلول پديده شوم  اعتياد  است و به همين دليل بايد با اين معتاد متجاهر و «کارتن خواب» که از خانواده خود طرد شده به صورت ديگري برخورد شود.
يعني شما معتقد هستيد هر آسيب اجتماعي يک نسخه خاص خود را ميطلبد؟
بله حتما به اين موضوع معتقد هستم. نبايد براي حاشيه نشيني و کارتن خوابي و ... يک نسخه تجويز و اجراء شود.
کارتن خوابي يک آسيب‌ديده اجتماعي است و بايد درمان شود اما حاشيه‌نشين لزوما آسيب‌ديده و حتي مجرم هم نيست و بسياري از ساکنين حاشيه شهرها، انسان‌هاي شريف و سالمي هستند که به علت فقر و نداري مجبور به سکونت در حاشيه‌ها هستند و خود آن ها از جرائم ارتکابي در حاشيه شهرها ناراحت و مکدر هستند.
در کنار اين افراد باندهاي سازمان‌ يافته فساد، فحشا، مواد مخدر و مشروبات الکلي که در حاشيه شهرها خزيده‌اند و از اين محيط براي افعال مجرمانه خود سوء استفاده مي‌کنند، حتما بايد با مشت آهنين و اقتدار پليس و قوه قضائيه منکوب و نابود شوند.
در مورد تثبيت جمعيت روستايي به عنوان يکي از عوامل پيشگيري از حاشيهنشيني، که به آن اشاره کرديد، توضيح بيشتر ميدهيد؟
همان‌گونه که اشاره شد حاشيه‌نشين‌ها ناگزير به حاشيه‌نشيني هستند و اين افراد اکثراً در گذشته در روستاي محل سکونت خود افراد محترم و شريفي بوده‌اند و به علل متفاوت از قبيل سياست‌هاي غلط که به آسيب‌ديدن بخش کشاورزي و دامداري منتهي شد، نتوانستند در روستا معاش سالم و مکفي داشته باشند و به شهرها روي آوردند.
از جانب ديگر چون توانستند به دلايل اقتصادي در متن شهرها ساکن شوند، به حاشيه شهرها پناه بردند و حاشيه نشين شدند و بايد در نگاه خود به حاشيه نشيني اين افراد را از مجرمان تفکيک کنيم.
مشکل اساسي در اين افراد فرزندان اين افراد هستند که از محيط روستا و  به شهر و اقتضائات شهرنشيني هل داده مي‌شوند و بايد در سن نوجواني و يا جواني اين تطبيق سخت را در شخصيت خود ايجاد کنند.
اين نوجوان و يا جوان خود را با نوجوان و جوان شهري مقايسه مي‌کند که او به انواع امکانات دسترسي دارد ولي اين نوجوان و يا جوان مهاجر از آن امکانات محروم است.
نگاه بعدي اين نوجوان و جوان روستا زاده مهاجر به شهر،  به شخصيت پدر و مادر روستايي خود و پدر و مادر شهري ديگران است که بعضا به نوعي احساس حقارت از داشتن لهجه خاص در پدر و مادر خود يا سبک زندگي آنان و ... ناشي مي‌شود و مي‌تواند اين نوجوان و جوان را به سمت و سوي آسيب‌هاي اجتماعي سوق دهد.
در اين زمينه به نظر مي‌رسد آموزش و ايجاد احساس خود باوري در اين نوجوان و جوان روستايي مهاجر به شهر لازم است.
 به عنوان آخرين سوال، با توجه به مسئوليت شما در دادگستري استان خوزستان در موضوع حاشيه نشيني در اين استان شما چه تجربياتي کسب کردهايد
 حاشيه‌نشيني در استان خوزستان با بقية نقاط کشور اندکي متفاوت است. علت  ايجاد 14 منطقه حاشيه‌نشين در  شهر اهواز عمدتاً جنگ تحميلي و مهاجرين جنگي است که با حمله رژيم بعث عراق آواره و مجبور به حاشيه نشيني شدند.
 اين مهاجرين جنگي از هويزه تا گرفته حميديه و از خرمشهر و آبادان و ... به اهواز پناه آوردند و در اين شهر که داراي امنيت بود، ساکن شدند.
در کنار اين هجوم جمعيتي محدود بودن منابع بر اثر جنگ تحميلي هم مزيد بر علت شد و به حاشيه‌نشيني در خوزستان ابعاد وسيع‌تري بخشيد.
اين محروميت‌ها و سوء استفاده جريانات تجزيه طلب از اين موضوع در سال‌هاي اخير موجب شده تا در استان خوزستان حاشيه نشيني به صورت ويژه مورد بررسي قرار گيرد و براي آن برنامه‌ريزي شود.
اين محروميت‌ها موجب شد تا سرقت در حاشيه شهر اهواز بسيار شيوع پيدا کند و سرقت از اموال دولتي که در اين مناطق به وفور صورت مي‌گرفت، موجب شد برخي از دستگاه‌هاي دولتي مانند شرکت نفت  به فکر ايجاد يک يگان حفاظت مستقل از اماکن خود باشند.
مديريت استان هم در کنار اقدامات زيربنايي مانند ساماندهي شبکه فاضلاب و ... کار فرهنگي کرد و به عنوان مثال با کمک ائمه جماعت مساجد اين موضوع جا افتاد و مقبوليت عمومي پيدا کرد که مثلا استفاده از برقي که به صورت غير مجاز استفاده مي‌شود از نظر شرعي صحيح نيست و نماز در خانه‌اي که اين برق در آن مصرف مي‌شود، باطل است.
 در يک کلام تجربياتي که به دست آمد، عبارتند از: الف- از طريق فراهم کردن امکان زندگي سالم و استاندارد براي روستائيان اجازه ندهيم آنان به شهرها مهاجرت کنند و حاشيه‌نشين شوند، ب- اگر حاشيه‌نشيني ايجاد شد با فراهم آوردن زيرساخت‌ها براي اين مناطق و ضمنا کار فرهنگي جلوي تمايل حاشيه‌نشينان به ارتکاب جرم را بگيريم.
 




تمامی حقوق این سایت متعلق به دبیرخانه شورایعالی انقلاب فرهنگی میباشد ©