کد: ۱۰۸۸۷۲۴       تاریخ انتشار: ۲۷ شهريور ۱۳۹۵

سرپرست ستاد فوريت‌هاي اجتماعي سازمان بهزيستي:
بيکاري، سکونت‌گاه‌هاي غيرمجاز را پُر مي‌کند
  متاسفانه يکي از آسيب‌هاي اجتماعي مهم در مناطق حاشيه‌ايي، آسيب‌هايي است که متوجه زنان و علي‌الخصوص کودکان، مي‌شود. در چند سال گذشته ستاد فوريت هاي اجتماعي سازمان بهزيستي کشور با راه اندازي سامانه اورژانس اجتماعي سعي در جلوگيري و کمک‌رساني هرچه بهتر به آسيب‌ديدگان اجتماعي نموده است. براي شناخت هرچه بيشتر فعاليت اين ستاد، گفت‌وگويي با  دکتر حسين اسدبيگي  سرپرست ستاد فوريت هاي اجتماعي سازمان بهزيستي کشور انجام داده‌ايم که در ذيل تقديم مي‌شود:
 
آقاي دکتر اسدبيگي، همان طور که مستحضريد آسيبهاي اجتماعي در بستر حاشيهنشيني بروز بيشتري پيدا ميکند. سازمان بهزيستي در جهت ساماندهي و کنترل اين آسيبها تا کنون چه اقداماتي انجام داده است؟
امروزه مناطق حاشيه‌نشين متأسفانه محدوده زيادي را در کشور در بر مي‌گيرد و جماعت زيادي ساکن اين محدوده‌ها هستند و آمار آن‌ها از 6 تا 18 ميليون نفر تخمين زده مي‌شود. طبيعتاً چنان که اشاره کرديد اين پديده با معضلات و مشکلات زيادي نيز همراه است.
محدوده‌هاي حاشيه‌نشيني از محدوده‌ها و مناطق غيررسمي يا informal هستند. البته در تقسيم‌بندي‌هاي کشوري و از نظر کساني که با اين حوزه سر و کار دارند، مناطق غيررسمي گونه‌هاي مختلفي همچون بافت‌هاي فرسوده، بافت‌هاي تاريخي، مناطق حاشيه‌نشين، سکونت‌گاه‌هاي واقعي غيررسمي (يعني محلي که افرادي در آن سکونت دارند اما سندي براي مالکيت رسمي آن ندارند) را در بر مي‌گيرد و هر کدام از اين موارد درصدي از مناطق غيررسمي را به خود اختصاص داده‌اند.
در همه نقاط دنيا دو نوع نگاه و برخورد با اين مناطق و ساکنين آن مطرح است. دسته اول معتقدند که اين مناطق بايدکلا از بين برود و افراد ساکن در اين مناطق بايد آنجا را تخليه کنند. دسته دوم نيز معتقدند که اول بايد جلوي ورود افراد جديد به اين مناطق گرفته شود و در مرحله بعد براي کساني که ساکن آن محدوده هستند حداقل امکانات بهداشتي و برخي امکانات اوليه فراهم شود.
در اين ميان آنچه بيشتر به سازمان بهزيستي مربوط مي‌شود همين نکته آخر است. مسئله‌اي که سازمان بهزيستي در اين رابطه با آن روبرو است اين است که تهيه امکانات را به صورت محدود و براي افراد کمي مي‌تواند پوشش دهد؛ چرا که گروه‌هاي هدف سازمان بهزيستي مشخص هستند. ما نمي‌توانيم تمام ساکنان مناطق فقيرنشين را پوشش دهيم، اما تا آنجايي که مقدور بوده سازمان بهزيستي به سهم خود به اين مناطق رسيدگي کرده و کارهاي مختلفي را انجام داده‌ است.
اين نکته را نبايد از نظر دور داشت که بسياري از مسائل اين مناطق کالبدي است. در همين راستا بايد به اطلاع برسانم که در وزارت راه و شهرسازي، دبيرخانه‌اي با عنوان دبيرخانه ستاد ملي بازآفريني شهري وجود دارد که از زماني که آيين‌نامه اين مناطق در اوايل دهه 1380 به تصويب رسيد، کارها و خدماتي را براي اين مناطق انجام داد. اين دبيرخانه که خود چند کميته دارد و 29 دستگاه در آن عضو هستند، در سال گذشته و با حضور وزير و مسئولاني از سازمان‌هاي مختلف، 13 جلسه تشکيل داد و  145 مصوبه داشت. در جلسات سال گذشته دستگاه‌هاي عضو و مسئولان استاني که فعاليتي در راستاي وظايف اين دبيرخانه انجام داده بودند گزارشي از اين اقدامات و همچنين درخواست‌هايي که براي منطقه تحت مديريت خود دارند ارائه کردند و در مصوبات نيز بودجه‌هايي براي مناطق مختلف در نظر گرفته شد. مجموعاً بايد عرض کنم که دبيرخانه در 91 شهر ، 439 منطقه را در اولويت قرار داده است که اينها محلاتي هستند که بايد به آن‌ها رسيدگي شود.
با توجه به اينکه بعد از رسيدگي به اين مناطق و برخورداري از امکانات اوليه، ارزش اين مناطق افزايش خواهد يافت، آيا اين ارزش افزوده ايجاد شده موجب نميشود تا ساير مردم براي سکونت در اين مکانها تشويق بشوند؟
بله، سخن شما درست است. هميشه اين نگراني وجود دارد که اگر به اين مناطق رسيدگي شود مورد اقبال عمومي قرار گرفته و جمعيت ساکن اين مناطق افزايش بيابد. اما آمار رشد جمعيت در اين مناطق ويژه و غير رسمي در حال کم شدن است. در دهه 60 و 70 و حتي 80 رشد زياد بود، اما در دهه 90 اين رشد کمتر شده است و تمام دستگاه‌هاي مرتبط مراقب هستند تا سکونت در اين مناطق بيش از اين افزايش نيابد. براي مثال سعي مي‌شود سند مالکيت جديدي صادر نشود يا امکانات به صورت مديريت شده در اين مناطق و براي افرادي که ممکن است افزوده شوند اختصاص مي‌يابد. در مجموع اين مراقبت صورت مي‌گيرد که تعداد افراد بيش از اين نشود.
اما اين مسئله‌اي که شما در پرسش‌تان نسبت به آن اظهار نگراني کرديد اين است که افرادي که چه از شهرها و چه از روستاها به اين مناطق مي‌آيند مشکل اصلي‌شان اين است که توانايي تهيه مسکن مناسب و عمومي را ندارند و به سمت اين مناطقي که مسکن در آن ارزان قيمت‌تر است، مي‌روند. اما آنچه باعث مي‌شود که آن رونقي که شما به آن اشاره کرديد در اين مناطق چندان روي ندهد اين است که اين مناطق عموماً از نظر  اجتماعي آسيب‌پذيرند و آسيب‌هاي اجتماعي حدود رونق اين مناطق را محدود نگه مي‌دارد. در واقع مسئله و نگراني اصلي در مورد اين مناطق همين آسيب‌هاي اجتماعي و بالا بودن ميزان آن در محدوده‌هاي حاشيه‌اي است. در اين گونه مسائل نيز بايد به سمت پيشگيري برويم و تلاش کنيم که اقدامات پيشگيرانه را در اين مناطق افزايش بدهيم.
بهزيستي در اين خصوص چه کارهايي انجام داده يا ميتواند انجام دهد؟
يکي از اقداماتي که سازمان بهزيستي انجام داده ايجاد پايگاه‌هاي خدمات اجتماعي در سکونت‌گاه‌ها و مناطق حاشيه‌نشين است و در حال حاضر دقيقاً 162 واحد از اين پايگاه‌ها در استان‌هاي کشور فعال هستند. در هر يک از اين واحدها روانشناس‌ها و مددکارها حضور دارند و دو دسته فعاليت‌ها را انجام مي‌دهند. يکي اين که در ادامه کار اورژانس اجتماعي بهزيستي، به کساني که دچار بحران هستند رسيدگي مي‌کنند و ديگر اين که کارهاي اجتماعي محور انجام مي‌دهند و سعي مي‌کنند با کمک و همياري خود اهالي محل و با آموزش‌هاي لازم مشکلات موجود و مختلف را که در اين مناطق وجود دارد برطرف کنند.
علاوه بر اين بهزيستي تا کنون در 97 محله، توسط دفتر توانمندسازي خانواده و زنان و با رويکرد رفع فقر قابليتي، کارهاي توانمندسازي اجتماع‌محور انجام داده است.
هم‌چنين در حال حاضر 900 گروه خودياري با پشتيباني مالي خرد بهزيستي و حمايت براي تأمين وام‌هاي مورد نياز آنها مشغول فعاليت هستند. در اين محله‌ها مخصوصاً خانم‌ها با هم جمع مي‌شوند و کارهاي متنوعي را جهت اشتغال خودشان انجام مي‌دهند براي مثال شربت يا ترشي درست مي‌کنند و به فروش مي‌رسانند و يا مغازه اجاره کرده و محصولات توليدي خود را عرضه مي‌کنند. در مجموع 120هزار نفر تحت پوشش اين گروه‌ها هستند که اغلب آنان را زنان سرپرست خانوار تشکيل مي‌دهند و سال گذشته 300 ميليون تومان براي اين موضوع اختصاص يافت.
در کنار اينها 480 پايگاه سلامت اجتماعي نيز زير نظر معاونت پيشگيري بهزيستي در اين مناطق فعاليت مي‌کنند و 520 نفر تسهيل‌گر در اين پايگاه‌ها، با مبلغي اندک، توانسته‌اند خدماتي را به مردم ارائه بدهند که جاي تشکر و تقدير دارد. 
براي موضوع اعتياد نيز که يکي از آسيب‌هاي شديد در اين مناطق است سازمان‌هايي براي خودياري ايجاد شده و حدود 5100 نفر را تحت پوشش قرار داده است. بهزيستي بودجه‌اي معادل 3 ميليارد و هفتصد هزار تومان بودجه‌اي را به اين مراکز خودياري و حل اين آسيب جدي اختصاص داده است.
يکي ديگر از مواردي که طراحي و اجرا شده مراکز CDR براي معلولين روستاهاست که 380 روستا را تحت پوشش قرار داده است. اين روستاها در بعضي مناطق به دليل اين که چسبيده به شهرها هستند جزو مناطق حاشيه‌نشين به حساب مي‌آيند.
همچنين ما مجتمع‌هاي خدمات بهزيستي را داريم که در شهرهاي کوچک و مناطق حاشيه‌اي شهرهاي بزرگ، به همه افرادي که تحت پوشش هستند، خدماتي را ارائه مي‌دهند.
نقش NGO ها و سازمانهاي مردمنهاد را در رفع مشکلات ساکنين اين مناطق غيررسمي يا حاشيهنشين چگونه ميبينيد؟
سازمان بهزيستي کشور از آن دسته سازمان‌هايي است که با NGOهاي غيردولتي و مؤسسات خيريه همکاري تنگاتنگي دارد. اين سازمان‌ها براي اقدامات مختلفي که بهزيستي براي مردم انجام مي‌دهد بازوي توانمندي هستند و بهزيستي نيز هم بودجه‌هايي را به انها اختصاص مي‌دهد و هم ارتباط بسيار خوبي با آنها دارد. البته معمولاً NGO ها بيشتر بايد به خودشان متکي باشند چه در حوزه آسيب‌هاي اجتماعي و اعتياد و چه در حوزه‌هاي ديگر که افراد تحت پوشش بهزيستي هستند. معاونت‌هاي مختلف و دفاتر مختلف بهزيستي هميشه با NGO ها ارتباط دارند و بهزيستي بسياري از کارها را از طريق NGO ها انجام مي‌دهد. در واقع تعداد نيروهاي سازمان بهزيستي به قدري نيست که بتوانند به همه افراد تحت پوشش رسيدگي کنند و به همين خاطر بودجه‌اي را در اختيار NGO ها قرار مي‌دهيم و بر فعاليت‌هاي آنها نظارت مي‌کنيم. خوشبختانه آنها هم تا الان نشان داده‌اند که از پس کار بر مي‌‌آيند. کلينيک‌هاي مددکاري اجتماعي نيز  به نحوي در همين دسته قرار مي‌گيرند و کانوني دارند که از طريق آن ما با صدها کلينيک در ارتباط هستيم.
آيا جلساتي برگزار ميشود که همه اين گروهها و فعالان جمع شوند و با سياستگذاري و تجميع فعاليتها، هدف مشخصي دنبال شود، يا اينکه اين گروهها هر کدام در حوزه فعاليت مورد علاقه خودشان کار ميکنند؟
ايده‌آل اين است که در سياست‌گذاري‌ها نيز از مردم و NGO ها استفاده شود. در دفاتر و معاونت‌هاي مختلف بهزيستي و مرتبط با بهزيستي نيز اين کار به صورت جسته و گريخته انجام مي‌شود، اما به شکل منسجم و آن چنان که شما اشاره کرديد، در حال حاضر وجود ندارد. به نظر ما جا دارد که به اين موضوع رسيدگي شود. البته همين الان نيز طبق سياست‌ها و راهبردهاي سازمان بهزيستي و به خصوص معاونت اجتماعي و معاونت پيشگيري، ما روز به روز و سال به سال به اين سمت مي‌رويم که با نهادهاي مردمي بيشتر هماهنگ باشيم و در سياست‌گذاري‌ها نيز نظر مردم تأمين شود.
يکي از بخشهاي بسيار آسيبپذير جامعه در مناطق حاشيهاي کودکان هستند. براي مثال ممکن است در اين مناطق کودکان براي قاچاق مورد سوءاستفاده قرار بگيرند. به نظر ميرسد که با آموزشها و و اقدامات و پيگيريهاي لازم بتوان از مبتلا شدن کودکان به بسياري از آسيبها جلوگيري کرد. اصولاً بهزيستي چه کاري براي حمايت از کودکان در اين مناطق انجام داده است؟
معمولاً اين کودکان در فضاي خانواده زيست مي‌کنند. ما با پديده‌هاي مختلفي مانند کودکان کار، کودکان خياباني و ... روبرو هستيم که مثال شما در مورد کودکان کار بود. بايد عرض کنم که اين کودکان نيز تحت پوشش همکارمان ما در دفتر امور آسيب‌ديدگان اجتماعي قرار دارند و مراکزي براي اين موضوع در نظر گرفته شده و اقدامات مددکاري و غيره براي آنها انجام مي‌شود. در مجموع سازمان بهزيستي به همه اقشار ساکن در سکونت‌گاه‌ها و مناطق حاشيه‌اي خدماتش را در قالب آموزش، کمک‌هاي مددکاري و بعضاً پرداخت حقوق به بعضي از افراد تحت پوشش ارائه مي‌دهد. البته حقوقي که از سوي بهزيستي پرداخت مي‌شود با توجه به اندک بودن‌اش اصلاً چيز قابل ذکري نيست و ما هميشه از سازمان مديريت خواسته‌ايم که اين حقوق افزايش پيدا کند، اما در شرايط حاضر  آن مقداري که در توان سازمان بهزيستي است پرداخت مي‌شود. البته بعضي از موارد نيز تحت پوشش کميته امداد امام خميني(ره) هستند.
اما در مورد کودکان به طور جداگانه برنامه خاصي وجود ندارد؛ چرا که آن‌ها در فضاي خانواده به سر مي‌برند و آموزش و پرورش نيز با آن‌ها مرتبط است و هر دو بايد برايشان برنامه داشته باشند. اگر موردي خداي ناکرده مثل کودک‌آزاري به وجود بيايد آنجا همکاران ما در اورژانس اجتماعي، و اگر حالت خفيف‌تري داشته باشد پايگاه‌هاي خدمات اجتماعي به آن رسيدگي و خدمات لازم را ارائه مي‌کنند. حتي اگر مورد خيلي حاد باشد، در صورت صلاحديد، با حکم قضايي کودک را از والدين مي‌گيرند و به مراکز بهزيستي مي‌سپارند.
به عنوان پرسش پاياني با توجه به اين که شما در خصوص اين مناطق و سکونتگاههاي غيررسمي مأموريتهايي را دنبال ميکنيد و با اين موضوع آشنايي داريد، مشکلات اصلي و حاد اين مناطق را چه ميدانيد که لاينحل مانده است؟ به نظر شما چه اقداماتي بايد برطرف کردن اين مشکلات انجام بگيرد؟
مهمترين موضوعي که همه مردم، جامعه‌شناسان و متخصصين از آن آگاه هستند و بر عامليت آن و تأثيرش در اين مناطق تأکيد دارند فقر است. در درجه نخست مسائل اقتصادي و مالي است که باعث مي‌شود اين مشکلات به وجود بيايد. در مرتبه دوم نيز بيکاري است که در بحث حاشيه‌نشيني و آسيب‌هاي آن تأثير دارد. اگر افراد درآمدي داشته باشند و بتوانند مسکني براي خودشان تهيه کنند، خود به خود اين سکونت‌گاه‌ها از سکنه خالي مي‌شود. در کنار اين‌ها، مديريت در شهرسازي و بررسي و حل ديگر مشکلات اقتصادي نيز از اولويت‌هاي اين موضوع است. مسائل روانشناسي و مسائل مربوط به مددکاري نيز در مرحله و درجه بعد قرار مي‌گيرد.
 




تمامی حقوق این سایت متعلق به دبیرخانه شورایعالی انقلاب فرهنگی میباشد ©