کد: ۱۰۸۷۹۸۲       تاریخ انتشار: ۷ شهريور ۱۳۹۵

مديرعامل خانه موسيقي:
نقشه مهندسي فرهنگي بايد در جامعه نهادينه شود
 
حميدرضا نوربخش مديرعامل خانه موسيقي و عضو کميسيون هنر و معماري دبيرخانه شوراي عالي انقلاب فرهنگي است که با توجه به مسئوليت‌هاي صنفي‌شان آشنايي کامل با مشکلات و خواسته‌هاي هنرمندان موسيقي کشور دارند.
گفتوگو يي با ايشان انجام دادهايم تا از اولويتها و سياستهاي مورد نياز جامعه موسيقي کشور براي اجراي نقشه مهندسي فرهنگي کشور، آشنا شويم:
 
به عنوان مديرعامل خانه موسيقي، به نظر شما نياز امروز جامعه ما به مهندسي فرهنگي از چه منظري است و اساسا چرا مهندسي فرهنگي طرح شده است و چه لزومي دارد؟
به نظر مي‌رسد هر چقدر زمان مي‌گذرد، نياز به اينکه تعاملات اجتماعي ميان اصناف و گروه‌هاي مختلف جامعه به سوي يک بستر فکري تعريف شده هدايت شود تا چرخه روابط اجتماعي و فرهنگي در واقع سامان‌مند بشود، بيشتر احساس مي‌شود. در موضوع فرهنگ اين ضرورت بيش از ديگر حوزه‌ها است. در بحث مهندسي فرهنگي، بخش‌هاي مختلف مربوط به فرهنگ بايد در يک چرخه مناسبي قرار بگيرند و يک سيکل مشخصي را تشکيل بدهند و هر چيزي جاي خودش باشد تا هر بخش به وظايف خود عمل کند. در اين شرايط هم جامعه تکليف خودش را مي‌داند و هم هنرمندان و اهل فرهنگ تکليفشان را مي‌دانند و هم تکليف مسئله اقتصاد هنر مشخص مي‌شود. ضرورت اين امر از مدتها پيش احساس شده است و خوب است که الان به شکل مشخص به آن پرداخته شود. ما نيز با شوراي عالي انقلاب فرهنگي جلساتي داشته‌ايم از اين باب خيلي کار کرده‌ايم. در خانه موسيقي نيز در چند سال پيش ما چند طرح تحقيقاتي در اين زمينه داشتيم که به نهادهاي مختلف فرهنگي ارائه کرديم. چه براي رسيدن به سند موسيقي و چه براي استاد بالادستي. به هر حال در شوراي عالي انقلاب فرهنگي تلاش زيادي شده است. از همه مسائل مهمتر بحث اقتصاد هنر است که بايد خيلي به آن توجه شود براي اينکه منشا تحول اساسي بشود. تا زماني که هنر توجيه اقتصادي پيدا نکند، سامان نخواهد يافت. کمااينکه الان در چنين وضعي هستيم. الان ما در زمينه نشر موسيقي مشکلات عديده‌اي داريم. من هميشه مي‌گويم نشر موسيقي صنعت ورشکسته‌اي است و در خود چرخه فعاليت‌هاي هنري يک سيکل معيوبي را به وجود مي‌آورد. بايد به همه اينها پرداخت و به همه اينها انديشيد. در خلال اين کار خيلي چيزها مطرح مي‌شود: بحث حقوق مولف و مصنّف، بحث کپي‌رايت و آموزش اين حقوق از سوي نهادهاي مردمي و رعايت آنها توسط نهادهاي دولتي و رسانه ملي. اينها همه چيزهايي است که فکر مي‌کنم زيرمجموعه چيزي است که مهندسي فرهنگي مي‌ناميم.
به لزوم مهندسي فرهنگي اشاره کرديد. از اين طرف اگر بخواهيم نگاه کنيم، هنرمندان به طور مشخص و مشخصا صنف شما در تحقق سند مهندسي فرهنگي چه نقشي ميتوانند برعهده بگيرند؟
اين مسئله امري دوطرفه است؛ در واقع ذووجوه است. همه مي‌توانند در بخش خودشان نقش داشته باشند. طبيعتا هنرمندان هم مي‌توانند نقش به‌سزايي داشته باشند.؛ هم در تهيه اين طرح و ملزومات آن و انجام پژوهش‌هايي که مي‌تواند به ايجاد چرخه‌اي که پيشتر عرض کردم بيانجامد و هم در زمينه فعاليت‌هايشان و تعاملشان با مردم و با نهادهاي ذي‌ربط. طبيعتا يکي از نقش‌هاي عمده را در اين زمينه هنرمندان ايفا خواهند کرد که تا الان هم چنين بوده است. به هر حال خانه موسيقي، به معناي نهاد صنفي تخصصي موسيقي‌دان‌ها است و طبيعتا هر فعاليتي که اين نهاد مي‌خواهد انجام بدهد معطوف به فعاليت و تلاش خود هنرمندان است.
به نظر شما اولين نهادي که متولي اجراي اين سند است چه نهادي است و اگر بخواهيد ساير نهادها را نيز دستهبندي کنيد، به طور مشخص هر دستگاهي چه وظيفهاي را برعهده دارد؟
من فکر مي‌کنم که همه مي‌دانند که عالي‌ترين نهاد قانون‌گذاري در زمينه فرهنگ، شوراي عالي انقلاب فرهنگي است. با توجه به اينکه يک نهاد فرادستي متصل به رهبري است و همه نهادهاي فرهنگي هم زيرمجموعه آن قرار مي‌گيرند؛ طبيعتا متولي اصلي سند، شوراي عالي انقلاب فرهنگي است. بعد هم نهادهايي که به امر فرهنگ مي‌پردازند مثل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، رسانه ملي، سازمان تبليغات اسلامي و به ترتيب نهادهاي ديگر. اما فکر مي‌کنم شوراي عالي انقلاب فرهنگي به عنوان نهاد بالادستي و بعد هم وزارت فرهنگ و رسانه ملي اصلي‌ترين متوليان اين سند هستند.
هنرمندان در چارچوب نقشه مهندسي فرهنگي چطور ميتوانند مسائل مبتلابه جامعه امروز ما مانند مثل شايستهسالاري، وجدان کاري، محيط زيست و... را نهادينه کنند و آن را جا بيندازند؟ مثلا شما در عرصه موسيقي چه کمکي ميتوانيد به حفظ محيط زيست کنيد؟
بالاخره همه مي‌دانند که هر هنرمند شاخص يک مرجع فرهنگي و هنري هم هست و همچنين يک تريبون خيلي خيلي قوي و پرصدايي محسوب مي‌شود. طبيعتا نفوذ کلام و نفوذ عمل و رفتار هنرمندان در جامعه قابل انکار نيست. ما در طول تاريخ هم نمونه‌هايي داريم که از چهره‌هاي مهم فرهنگي که وقتي در يک امري پيش‌قدم شده‌اند، جامعه هم به آن امر گرايش بيشتري نشان داده است. بالاخره اين تأثير وجود دارد. فکر مي‌کنم هنرمندان ما هم هميشه در اين مسائل پيش‌قدم بوده‌اند. منتها مسئله‌اي که وجود دارد، سامان‌مند کردن اين حرکت‌ها است. اين کار نياز به يک اتاق فکر دارد. براي اينکه هر وقت احساس نياز يا ضرورت شد که هنرمندان در موضوعي حضور داشته باشند، اين اتفاق بيفتد. منتها مسئله اين است که چه کسي آنها را به آن سمت و سو سوق بدهد. اين مسئله مهمي است؛ وگرنه يک سري حرکات فردي انجام مي‌شود و ممکن است تاثير واقعي هم نداشته باشد. مثلا در بحث محيط زيست همه نهادهاي مرتبط بايد جمع بشوند و به يک راهکاري برسند. طبيعتا هنرمندان هم بخشي از آن راهکار خواهند بود. فکر نمي‌کنم که هنرمندي باشد که مايل نباشد در اين امور مايه بگذارد تا پيامي را به جامعه برساند. اما فکر نمي‌کنم چگونگي سمت‌وسو دادن به اين روند، کار هنرمندان باشد بلکه ديگران بايد اين کار را برعهده بگيرند.
با اين توضيح، موانع حقوقي و ساختاري تحقق اين موارد را چه ميبينيد؟
نمي‌توانم مطلب مشخصي را خدمت شما عرض کنم. شايد بشود NGO‌ هايي در اين زمينه به صورت فعال و شناخته شده ايجاد کرد و يا خود نهادهاي دولتي متولي اين هماهنگي‌ها باشند. مثلا در مورد مسئله محيط زيست، بالاخره ما سازمان حفاظت محيط زيست را داريم. همچنين کمپين‌ها يا NGO هاي فعال در مورد اين موضوع مي‌توانند از تمام چهره‌ها اعم از هنرمندان، ورزشکاران و همه آدم‌هايي که صاحب نفوذ اجتماعي هستند بهره بگيرند. در موضوعات ديگر هم به همين ظرفيت وجود دارد. من فکر مي‌کنم که در تمام دنيا هم به همين شکل عمل مي‌شود يعني NGO‌ ها هستند که در اين مسائل پيشگام هستند و محوريت دارند. چون در اين مسائل طبيعتا دولت و دولت‌ها خيلي نمي‌توانند مؤثر باشند. ما نياز به يک حلقه واسطي داريم که آن هم NGO‌ ها هستند تا بتوانند موضوع را واکاوي و براي رفع مشکلات کمک کنند.
به عنوان نکته آخر اگر توصيه اي به هنرمندان يا مسئولين در موضوع مهندسي فرهنگي داريد بفرماييد.
من که نمي‌توانم توصيه کنم اما مي‌توانم دغدغه‌هايم را بگويم. ما امروز نياز داريم که امر فرهنگ و هنر را در جامعه نهادينه کنيم؛ چون الان اين امر نهادينه نيست. ما امروز بيشتر از هر زمان ديگري به فرهنگ نياز داريم، لازمه اين کار آن است که همه اين ضرورت را احساس کنند و هر کسي به فراخور نقشش بتواند در شقوق و شئون مختلف اين موضوع نقش‌آفرين باشد. ما امروز بيشتر از همه وقت به همگرايي هنرمندان و اهل فرهنگ نياز داريم. امروز همه به وحدت و پرهيز از تشتّت و تک‌روي در اين زمينه نياز داريم. اين مسئله‌اي است که من امروز نياز به آن را بسيار احساس مي‌کنم؛ همه ما امروز يک قدم بايد از خويش فاصله بگيريم.
 




تمامی حقوق این سایت متعلق به دبیرخانه شورایعالی انقلاب فرهنگی میباشد ©