کد: ۱۰۸۷۲۲۶       تاریخ انتشار: ۱۲ مرداد ۱۳۹۵

عضو کميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي:
براي اجراي نقشه مهندسي فرهنگي نيروي متخصص نداريم

 مجلس شوراي اسلامي در کنار شوراي عالي انقلاب فرهنگي مي‌تواند با تصويب قوانين مورد نياز و هم‌چنين نظارت و پايش دستگاه‌هاي فرهنگي نقش موثري در اجراي نقشه فرهنگي کشور داشته باشد.

بدين منظور گفتوگويي با حجت الاسلام والمسلمين  احمد سالک کاشاني  عضو کميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي و عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي انجام دادهايم تا با ديدگاههاي ايشان در مورد علت عدم اجراي نقشه مهندسي فرهنگي کشور، آشنا شويم:

 

 

اجازه بدهيد بحث را با اين پرسش آغاز کنيم که به نظر شما اهميت و جايگاه نقشه مهندسي فرهنگي کشور چيست؟

مقوله فرهنگ موضوعي است که در تمام اديان ابراهيمي و مکاتب دست‌پخت بشري مورد بحث و دقت قرار گرفته است. شما نمي‌توانيد مکاتب مادي و ماترياليستي را پيدا کنيد که در رابطه با موضوع فرهنگ براساس اصول و اهداف مکتبي خودش سخن نداشته باشد. اديان الهي نيز در اين ارتباط، حرکت فرهنگي‌شان بر مجموعه ارزش‌هاي ديني و انساني مبتني است. اين قابل توجه است. زيرساخت همه حرکت‌هاي بشري در ابعاد مختلف عبارت از فرهنگ ديني و خصوصيات آن است. مجموعه اين زيرساخت‌ها استحکام درون تشکيلات خانواده‌ها و سپس جامعه و اجتماع را سازمان مي‌دهد. اگر فرهنگ در اينجا خراب باشد به قول معروف ديوار تا ثريا کج خواهد شد لذا از يک اهميت بسيار بالايي برخوردار است. به‌علاوه انقلاب اسلامي مبتني بر فرهنگ ديني بنا گذاشته شده است. يعني قبل از اينکه انقلاب اسلامي ما انقلاب سياسي، اقتصادي و... باشد يک انقلاب فرهنگي مبتني بر فرهنگ اسلام ناب محمدي و به محوريت و حاکميت دين است.

نکته دوم اين است که برنامه‌ريزي براي تحقق فرهنگ ديني در کشور که مخاطب آن آحاد جامعه و اجتماعات مختلف هستند، بايستي در قالب يک چارچوب منظم و دقيق سامان پيدا کند. از اول انقلاب اسلامي تا الان روي اين مساله خيلي صحبت شده است و هر فردي بر اساس رشته تخصصي‌اش فرهنگ را معنا کرده است. همين‌جا پيشنهاد من اين است که فرهنگ را از ديدگاه حضرت امام و مقام معظم رهبري جمع‌آوري و در جامعه معرفي کنيد. اين با تعريف فرهنگ از نگاه اقتصادي، سياسي و ملي منافاتي ندارد. من فکر مي‌کنم اگر فرهنگ از چارچوب مقام معظم رهبري و امام تعريف بشود، اصول و مباني حرکت حکومتي ما و جامعه ما در ابعاد مختلف تغيير مي‌کند. چون ناچار مي‌شويم در اين سطح دست از فعاليت‌هاي سليقه‌اي برداريم چون براي ما اين تعريف شده است. فرهنگ را نمي‌شود سليقه‌اي تعريف کرد. سلايق مختلف هستند.

نکته سوم اين است که زيرساخت شخصيت توحيدي هر انسان مسائل فطري است. فطرت هم حق‌خواه و حق‌طلب است. دين، حق‌خواهي و حق‌طلبي را تعريف کرده است و مصاديق آن را معرفي مي‌کند. لذا فرهنگ زيرساخت مباحث اجتماعي، تربيتي، سياسي، اقتصادي، نظامي و صنعتي در ابعاد مختلف است. به تعبير مقام معظم رهبري، فرهنگ اصل است و حاشيه سياسي و اقتصادي نيست بلکه اقتصاد و سياست مبتني بر مسائل فرهنگي است. فرهنگ مثل آبي است که انسان تشنه بايد مصرف کند يا هوايي است که انسان بايد تنفس کند. معنا و مفهوم اين کلام اين است که در تمام زواياي زندگي فردي و اجتماعي و خانوادگي اثرگذار است. اگر به اين معنا بي‌توجهي بشود چند ضرر خواهد داشت: اولين ضرر آن اين است که سبک زندگي مذهبي و ديني را تغيير مي‌دهد. در آن صورت کسي که سوار موج تغيير سبک زندگي مي‌شود مهم است؛ ممکن است اسرائيل باشد يا آمريکا و يا اروپا، شرق باشد يا غرب. اگر تغييري در سبک زندگي حاصل شد اولين خسارت آن هميني است که اشاره کرديم. يعني ما اساس کار را از دست مي‌دهيم. يعني ديگر تربيت بچه‌هاي ما مبتني‌بر يک سبک زندگي ديني و ارزشي نيست بلکه متناسب با سبک زندگي است که به ما ديکته و القا شده است که ممکن است شرقي و يا غربي باشد. اين با ساختار انقلاب اسلامي و ساختار اسلام ناب در تضاد است. دليل آن هم اين است که اسلام ناب چارچوب تشکيلاتي دارد. به عبارت ديگر براي سبک زندگي تشکيلات دارد. من مثالي مي‌زنم: اگر نقطه شروع يک زندگي را انتخاب همسر بدانيم، اسلام به ما دستور مي‌دهد که همسري که مي‌خواهيد انتخاب کنيد اين شرايط را داشته باشد. «الله واسع عليم» خدا هم علم دارد و هم روزي را مي‌رساند. يعني يک تکيه‌گاه معنوي و يک تکيه‌گاه مادي براي انتخاب همسر ارائه مي‌دهد. از نظر مادي، اسلام مي‌گويد هم‌کفو باشيد. پس در انتخاب همسر اسلام براي ما معيار گذاشته است. بنابراين اگر نقطه شروع سبک زندگي را انتخاب همسر بدانيم، مرحله بعد آن ازدواج است. در مورد ازدواج الگو داريم. مرحله بعد بارداري است. براي دوران بارداري الگو داريم. زني که باردار است حق ندارد از مال مشکوک مصرف کند. اثر وضعي دارد بر روي نطفه و فرزندي که در رحم است. در دوران شيرخوارگي حق ندارد لقمه‌اي بخورد که آن لقمه اثر وضعي در بچه داشته باشد؛ حتما بايد لقمه او حلال باشد. بعد نوبت به تربيت بچه مي‌رسد. از اينجا به بعد زيرساخت فعاليت‌هاي فرهنگي در قالب تربيتي است. تربيت هم ابعاد مختلفي دارد. اين هم نکته قابل توجهي است. بعد هم وارد آموزش و پرورش و مراحل بعدي مي‌شود تا براي جامعه مفيد باشد.

نکته چهارم اين است که آيا ما بايد بر روي فرهنگ‌هاي اقوام و قوميت‌ها با گويش‌ها و زبان‌هاي مختلف تکيه کنيم يا اينکه 36 سال بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، فرهنگ بايد يک جايگاه مديريتي در کشور ما داشته باشد و براساس يک مهندسي اين حرکت فرهنگي را پيش ببريم. عقل حکم مي‌کند که بايد به اقتضاي مديريت ديني جامعه را سازمان‌دهي کنيم. اگر ما اين کار را کرديم به موفقيت مي‌رسيم اما اگر نکرديم بيگانگان براي ما سامان‌دهي مي‌کنند کمااينکه دارند همين کار را مي‌کنند. الان بيش از 137 ماهواره فارسي‌زبان وجود دارد که همه چيز از خوراک و لباس و مدل موي سر را دارند تعليم مي‌دهند. يعني سبک زندگي را از ظاهر تا باطن انسان دارند تغيير مي‌دهند. لذا ما بايد يک کار جدي انجام دهيم. شوراي عالي انقلاب فرهنگي که متصدي فرهنگ کشور است طي سال‌هاي درازي زحماتي کشيد و سندي به نام «نقشه مهندسي فرهنگي» تهيه کرد. براي تهيه آن، راهبردها، راهکارها، هدف‌گذاري‌ها و جهت‌دهي‌ها را براي هر دستگاهي تعيين تکليف کرده است. انصافا اگر بخواهيم يک جزوه نظري در اين قالب منتشر کنيم، کتابي به اين شکل مي‌توانيم دربياوريم که شامل مباحث مختلفي در مورد مهندسي فرهنگي است. پس يک قالب نظري و تئوري در مورد فرهنگ به ما مي‌دهد. حالا سوال اين است که آن چيزي که شوراي عالي انقلاب فرهنگي زحمت آن را کشيده است و تا اينجا رسانده است، آيا بايد به بايگاني برود و خاک بخورد و يا به صحنه عمل بيايد؟ ما در شوراي عالي انقلاب فرهنگي بوده‌ايم و هستيم. ما شاهد بوديم که چندين بار بحث ستاد اجرايي مهندسي فرهنگي با اين مقدمات چهارگانه‌اي که عرض کردم شکل گرفت اما هنوز در استان‌ها سامان‌دهي نشده است. اين واقعيت کلام است.

من در ابتدا اشاره کردم که بايد به زيرساخت اين قضيه توجه کرد. مقام معظم رهبري در اين مسائل مي‌فرمايند: «ايران کشوري است با هويت اسلامي، ايراني، انقلابي و پوياي طريق جامع مهدويت، پيشتاز در اخلاق و رفتار حسنه و داراي جايگاه نخست در عرصه‌هاي فرهنگ، هنر، تعليم، تربيت، علم، فناوري، ارتباطات و اطلاعات و رسانه در سطح منطقه و جهان اسلام. الهام‌بخش امت اسلامي و مستضعفان با تعامل فرهنگي در سطح جهاني و دست‌يافته به نظام فراگير، کارآمد و منسجم فرهنگي و همچنين هدايت‌گر تمام شئون و نظامات اجتماعي، سياسي و جهاني».

مقام معظم رهبري در اينجا چشم‌انداز فرهنگي را تعريف کرده‌اند که بايد به آن توجه کنيم. سوال من اين است که در نقشه مهندسي فرهنگي کشور در بخش چشم‌انداز فرهنگي وقتي اين کلام مطرح مي‌شود، علاوه بر بحث‌هاي تئوريک و علمي آن، چه کسي بايد پياده کند؟ الان مشکل ما تشکيل ستاد اجرايي سند مهندسي فرهنگي است. اين نکته اصلي است. اين ضعف اين تشکيلات است. در شوراي عالي انقلاب فرهنگي تصويب شد که بايد اجراي نقشه مهندسي فرهنگي ستادي داشته باشد. اما اينکه ستاد در تهران چطور بايد باشد و عمليات آن در استان‌ها چطور بايد باشد، هنوز مورد بحث است. بعد از 36 سال ما به يک سند خوبي دست پيدا کرده‌ايم که مورد تاييد مقام معظم رهبري نيز قرار دارد، آن وقت در اجراي آن با مصيبت روبرو هستيم.

ما در شوراي عالي انقلاب فرهنگي تجربه نقشه جامع علمي کشور را داريم. ستاد راهبري نقشه جامع علمي کشور خوب دارد کار ميکند، مقام معظم رهبري هم تاييد کردهاند.

خب آن علت دارد. علت هم اين است که آقاي دکتر کبگانيان که خودش طراح سند است، خودش هم پاي کار ايستاده است و دارد پياده مي‌کند. مقام معظم رهبري هم خوششان آمده است.  براي اجراي سند نقشه مهندسي فرهنگي چه کسي در شورا آستينش را بالا زده است که کار کند؟ کسي را ندارد. آقاي دکتر اسحاقي است که با عشق و علاقه و دلسوزي پاي کار ايستاده است. اما سر او هم آنقدر شلوغ است که ميدان عمل او مانند ميدان عمل آقاي دکتر کبگانيان در نقشه جامع علمي کشور نيست.

مجلس ميتواند چه کمکي در اين کار کند ؟ بالاخره اهرمهاي نظارتي مجلس قوي هستند.

اشکال قضيه اينجاست که مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي قانوني است و حکم قانون دارد. مجلس بر تصويب اين قانون اشراف ندارد لذا مجلس با بي‌تفاوتي از کنار آن عبور مي‌کند. فقط مجلس مي‌تواند يک کار کند: نظارت کند. يعني عنوان کند درباره اين مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي که مورد تاييد ما هم هست، شما به عنوان دستگاه ذي‌ربط چه کار کرده‌ايد؟ مي‌توانيم فشار بياوريم و بايد هم اين کار انجام شود. من خودم شخصا دنبال اين مساله هستم که چطور مي‌شود اين را پياده کرد. منتها هرچند محور اصلي اجراي نقشه مهندسي فرهنگي کشور وزارت فرهنگ است اما ده‌ها دستگاه ديگر نيز در اين قضيه ذي‌ربط هستند و نمي‌توانيم آنها را ناديده بگيريم؛ مثل قانون عفاف و حجاب که هماهنگ‌کننده آن وزارت کشور است اما اساس آن فرهنگي است؛ به 26 دستگاه حکم کرده است که بايد ماموريتشان را در قالب عفاف و حجاب انجام بدهند. اتفاقا بخشي از نقشه مهندسي فرهنگي همين قانون عفاف و حجاب است. الان که ما يک مقدار با ارتباطاتي که داشته‌ايم روي موضوع لباس و مد فشار آورده‌ايم، مسائل موسيقي را کنترل کرده‌ايم و کارهايي از اين قبيل، يک آرامشي در اين قضيه به‌ وجود آمده است} اما خطر زيرپوستي اين است که جريانات مقابل چه در داخل و چه در خارج هم فعال شوند. سوال اينجا است که دستگاه‌هاي ذي‌ربط نسبت به آنها چکار کرده‌اند؟ هيچ کاري نکرده‌اند: موسيقي‌هاي مبتذل زيرزميني که دارد در بازار پخش مي‌شود را کسي کنترل نمي‌کند. شما در پشت چراغ قرمز‌ها مي‌بينيد که رسما سي‌دي کارهاي زيرزميني فروخته مي‌شود. اينها اشکال در اجراي قانون است. دو بحث اينجا داريم: سند نوشته شده است، محتوايش هم عالي است، مقام معظم رهبري هم تاييد کرده‌اند و به ستاد اجرايي آن هم رفته است و همه کارهايش شده است. بحث اول اين است که مجريان طرح مهندسي فرهنگي چقدر به اين قانون باور دارند؟ من مي‌توانم بگويم که باور در مسئولين کشور نسبت به مسائل فرهنگي ضعيف است. ما اين ضعف باور را در بودجه سال‌هاي 92،93،94 داريم مي‌بينيم و در 95 هم ديده‌ايم. الان در لايحه احکام دائمي، يک بند راجع به فرهنگ نيست. چه کسي اين لايحه احکام دائمي را تهيه کرده است؟ دولت جمهوري اسلامي. کارشناسان آنها به کميسيون فرهنگي آمدند. به آنها مي‌گوييم شما در اين لايحه يک بند فرهنگي نياورده‌ايد. درحالي که مطالبات مقام معظم رهبري در بحث فرهنگي در 27،28 موردبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي ابلاغ شده است. من به آنها گفتم شما اينها را اجرا نمي‌کنيد. بند 2 ابلاغيه هفت ماده‌اي دوره جديد شوراي عالي انقلاب فرهنگي تکيه بر جوانان مومن انقلابي و بند 3 آن تکيه بر فعالان خودجوش فرهنگي مردمي است. اينجا الان جلوي من 200،300 قرارگاه مردمي است. به کدام يکي از اينها مجوز مي‌دهند؟ 120ميليارد را برمي‌گردانند تا به اينها نرسد. بنابراين اين باور در کارشناسان و کار کارشناسان ضعيف است. لازمه اينکه فرهنگ در ايران در مقابل اين تهاجمات تحرک و جهشي نشان دهد، تعيين مسئولين با باور ديني و ولايتي در اين قضيه است. ما با کارشناس صحبت کرديم، ايشان به من گفت: به من گفته‌اند اين مبلغ را تقسيم کن. من نگاه کرده‌ام ديده‌ام ما 20 دستگاه داريم، براي هر دستگاهي يک مشترک گذاشته‌ام و يک ارزيابي کرده‌ام و يک خرده آن را بالا و پايين کرده‌ام. اين فرد به درد کار فرهنگ نمي‌خورد. مي‌گويد به من ربطي ندارد. به من يک پولي داده‌اند و گفته‌اند بين اين دستگاه‌ها تقسيم کن. اين فرد لايحه را کارشناسي مي‌کند و اين به مجلس مي‌آيد و در مجلس هم تصويب مي‌شود. خب پس اين نکته اول باور است.

نکته دوم اين است که مجريان، متصديان و مديران فرهنگي در سطح کشور در جايگاه خودشان نيستند. اين واقعيت است. نوک پيکان برخورد مسائل فرهنگي و اجتماعي با نيروي انتظامي است. يک جواني که سرباز است را به عنوان نوک پيکان برخورد در جامعه گذاشته‌اند. اين فرد که اصلا نه اسلام بلد است و نه دشمن مي‌شناسد، گفته‌اند که اين کار را انجام بده؛ با بدحجابي‌ها برخورد کن. اين فرد اصلا زن هم نداشته باشد. اين مثال ساده بود. شما به رده‌هاي بالا بياييد. ما اينجا دستگاه‌ها را نظارت مي‌کنيم، در مورد دستگاهي گزارش کتبي گرفتيم و بعد خودش را خواستيم که تطبيق بدهيم. ديديم که حرف‌هايي که مي‌زند با گزارش کتبي او تطبيق ندارد. گفتيم اين گزارش شما نيست، گفت بله. گفتيم اين امضاي شما نيست، گفت چرا امضاي من است. گفتيم پس اين حرف‌هايي که داري مي‌زني با حرف‌هاي اين گزارش که اصلا تناسب ندارد. گفت راستش را بگويم؟ گفت اين را براي من نوشته‌اند و گفته‌اند امضا کن. من اصلا فرهنگ نمي‌فهمم. من آبدارچي بودم. چون گزارش کميسيون آمده است يک کسي را گذاشته‌اند برايش بنويسد، برايش نوشته‌اند و او هم امضا کرده است. يعني مجري در جايگاه گسترش فرهنگ اسلامي و ديني در زيرساخت‌هاي کشور يا نداريم و يا اگر هم داريم آن تعهد و باور را ندارد. اين وضعيتي است که ما در آن گير کرده‌ايم. ما بايد اين دو عيب را حل کنيم.

محتواي سند خيلي خوب است. اما سوال اين است که چرا نقشه مهندسي فرهنگي اجرا نشده است؟ چون آدم آن را نداريم. در نقشه علمي کشور هم آقاي کبگانيان يک تنه است يعني اگر کنار برود کسي نيست بعد از او اجراي نقشه را اداره کند. ما نتوانستيم در بحث‌هاي فرهنگي آدم‌هايي را تربيت کنيم که در جايگاه خودشان باشند. يک مثال ديگر بزنم. وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در دو سالي که اينجاست، آدم‌هايي مي‌چيند که با سليقه‌اش همراه باشند. در اين راستا خيلي‌ها ازجمله آدم‌هايي که کارکشته هستند حذف مي‌شوند. بعد مي‌آيند مي‌گويند که چرا فيلم يا موسيقي حذف شده است، شما اينها را قيچي کنيد و پخش کنيد! مي‌خواهم بگويم که متناسب با فضاي حکومتي و رئيس حکومت، تغييراتي در مسائل فرهنگي اتفاق مي‌افتد. اين مساله مهمي است. ضعف در باور و مسئوليت‌پذيري را هم به آن اضافه کنيد. ببينيد از اين چي درمي‌آيد. در اين وضعيت شما توقع داريد که اين پياده بشود و با تهاجم فرهنگي و آثار آن مثل بدحجابي، بي‌حجابي، شراب‌خواري، مواد مخدر، طلاق و... مقابله کند؟

ما الان با موج سوم تهاجم فرهنگي مواجه هستيم. براي نفوذ از طريق فرهنگي هم بسترسازي ميکنند. شبکههاي ماهوارهايي با جذب بعضي از هنرمندان کشور شروع به ساخت سريال با نيروهاي داخلي کردهاند؛ آيا با اجراي نقشه مهندسي فرهنگي کشور ميتوان جلوي اين نفوذ را گرفت؟

اصلا آمريکا به هاليوود اعلام کرده است که آقاي هاليوود! شما ديگر نمي‌خواهد فيلم سه ساعته يا دو ساعته بسازيد. شما فيلم دو تا سه دقيقه بساز تا روي موبايل ديده شود. يعني در آينده قرار نيست مدام روي اين فيلم‌هاي سينمايي کار شود. شما نگاه کنيد. از همين فهرست سند که شمل مباني، ارزش‌ها و اصول حاکم بر نقشه، چشم‌انداز فرهنگي کشور در افق 1404، اهداف کلان فرهنگي، اولويت‌هاي فرهنگي، راهبردها و اقدامات فرهنگي، چارچوب نهادي نظام فرهنگي کشور است که اين آخري از همه مهمتر است، همه موارد ديده شده و راهبردهاي هر کدام از اينها را گفته است. نکته اصلي نداشتن مسئوليت ذي‌ربط، باور و مسئوليت‌پذيري است. اگر اين دو، سه مسئله در ستاد اجرايي حل نشود، راه نخواهد افتاد. در مقابل آنها کار مي‌کنند. اصلا کانال به نام هنرمند زده‌اند. کانال به نام جوان دختر، جوان پسر زده‌اند. آن وقت اين طرف ستاد اجرايي ما نمي‌تواند سند را پياده کند. من معتقدم شما در اين گفتگوهايي که با افراد انجام مي‌دهيد، به آنها شوک وارد کنيد. يعني واقعا بياييد روي آسيب‌هاي فرهنگي و اجتماعي کار کنيد. 100 صفحه گزارش وزارت کشور را در آسيب‌هاي فرهنگي و اجتماعي بگيريد و مطرح کنيد. سر مسئولين داد بکشيد که شما مسئول هستيد و اين آسيب‌ها هم هست، چکار کرده‌ايد؟ شما 11ميليون حاشيه‌نشين داريد؛ در مرکز فساد. اين 11ميليون فرهنگ نمي‌خواهند؟! اينها کار فرهنگ ديني نمي‌خواهند؟ 5/2 تا 5ميليون معتاد به مواد مخدر داريم. 75 تا 80درصد زنداني‌ها معتاد هستند. بيش از يک‌ميليون‌وخرده‌اي دختران و زنان خياباني داريم. مسئولين فرهنگي کجا هستند؟ اين غير از فسادهاي خود دستگاه‌ها است. يعني در هر وزارتخانه‌اي که وارد مي‌شويد، مصيبت‌هايي خودش از نظر ضعف فرهنگي دارد! يک نماز جماعت درست کرده است و مي‌گويد من کار فرهنگي کرده‌ام. رئيس که نمي‌آيد بلکه کارمند و خدمه و حشم مي‌روند. لذا اين جاي نگراني است.

با توجه به تحصيلات حوزوي شما سوال من اين است که نقش حوزههاي علميه در بحث اجراي نقشه مهندسي فرهنگي چيست؟

نقش حوزه علميه در بخش‌هاي مختلف در اين نقشه برجسته است. اما حتي حوزه هم همين‌طور است. حوزه هم دارد ضعيف کار مي‌کند. من از حوزه و دفتر تبليغات اسلامي پرسيدم ماموريت ذاتي شما چيست؟ شما براي چي کتاب چاپ مي‌کنيد؟ به آنها گفتم ماموريت ذاتي‌تان را بر روي اين موضوع بگذاريد. به آنها مي‌گفتيم که قرار است سال آينده به اين شکل به شما بودجه بدهيم. روبرو شدن حوزه با ادبيات روز جهاني براي مقابله با تهاجم فرهنگي و شبکه‌هاي نفوذ ضروري است. بايد بر روي اين موضوع کار کنيم. سوال هم مطرح مي‌کنيم. آيا حوزه‌هاي علميه نقش اساسي در گسترش فرهنگ اسلامي در داخل و خارج کشور ندارند؟ جواب مثبت است؛ حتما نقش دارند. براي تحقق اين مساله چه کارهايي انجام داده‌اند؟ چند مرکز تحقيق و پژوهش ديني در کشور داريم؟ اينها نکته است. اما شما وقتي پايتان را در آمريکا مي‌گذاريد، مي‌بينيد که بيش از هزارواندي مراکز پژوهش است که به آقاي اوباما سرويس مي‌دهند. يکي از آنها هريتيچ است. ما چند تا هريتيچ در ايران با هزار آدم محقق و دانشمند داريم؟ من بحث جرياني نمي‌کنم. آن بحث جدايي است. من مبنايي عرض مي‌کنم. چه کسي بايد مراکز فرهنگي، تحقيقات و پژوهش ديني را گسترش بدهد. ما در کميسيون فرهنگي، جزء چهار سياست فرهنگي‌مان، سياست سوم را اين قرار داديم که هر کس بيايد به او پول مي‌دهيم. از او حمايت مي‌کنيم. اين کاري است که ما قانونا مي‌توانيم انجام بدهيم. اما واقعا بررسي کنيد که چند مرکز پژوهش و تحقيقات ديني، آمريکاشناسي، اسرائيل‌شناسي و دشمن‌شناسي، داريم؟

ما مي‌خواهيم بگوييم که هم در سطح بين‌المللي در صدور انقلاب اسلامي نقش اول با حوزه‌ها و دانشگاه‌ها است و هم در مباحث تحقق نقشه مهندسي فرهنگي، حوزه‌ها و دانشگاه‌ها اساس کار هستند.

مرحله بعدي مسئولين اجرايي هستند. من يادم است بعد از پيروزي انقلاب دستگاه‌هاي مختلف در هفته يک ساعت را به اين اختصاص مي‌دادند که همگي کارمندانشان را جمع مي‌کردند و يک نفر هم مي‌آمد که در آنجا براي آنها مسائل اخلاقي مي‌گفت. الان اين هم نيست. يعني کارمند اتوماتيک و مثل مهره ماشين شده است. صبح آن را مي‌پيچند و شب آن را باز مي‌کنند. يک قدم مسائل فرهنگي را پيش نمي‌برد. حتي معاونت‌هاي فرهنگي دستگاه‌ها هم همين‌طور هستند. ما در اين زمينه خيلي صحبت داريم.





تمامی حقوق این سایت متعلق به دبیرخانه شورایعالی انقلاب فرهنگی میباشد ©