کد: ۱۰۸۷۲۰۵       تاریخ انتشار: ۱۲ مرداد ۱۳۹۵

مهندس سید مصطفی میرسلیم:
انگیزۀ درست؛ شرط لازم تحقق نقشه مهندسی فرهنگی کشور است

سید مصطفی میرسلیم عضو هیئت علمی دانشگاه امیرکبیر و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت دوم هاشمی رفسنجانی بود.

 

.با توجه به سوابق ایشان در حوزه مدیریت فرهنگ، با ایشان  گفت‌وگویی در مورد موانع و راهکارهای اجرای نقشه مهندسی فرهنگی کشور،  انجام داده‌ایم که در ذیل می‌خوانید:

 

1-    نیاز جامعۀ امروز به اجرای نقشۀ مهندسی فرهنگی کشور چیست و خسارتهای ناشی از عدم اجرای آن چه می­تواندباشد؟

پاسخ:اگر به ویژگی ذاتی فرهنگ دقت کنیم که جنبۀ موروثی آن بسیار ضعیف است و هر فرد ، خود ،  مسئول ساخت و پرداخت وضع فرهنگی خویش است، به اهمیت موضوع فرهنگ سازی یا به تعبیر دیگر مهندسی فرهنگی بهتر پی می بریم. آن بزرگوارانی که برای پیروزی انقلاب و برای کسب سربلندی جمهوری اسلامی ایران در دوران جنگ هشت ساله سربازی کردند و از خود گذشتگی نشان دادند از روحیه ای برخوردار بودند که آن روحیه یا فرهنگ به نسل­های بعدیشان خود بخود منتقل نمی شود. برای بدست آوردن فرهنگِ احترام به ارزش­های انقلاب و پاسداری از نظام و میهن اسلامی، هر نسلی در دوران خودش باید جهد و کوشش کند ؛ این مهمترین نیاز جامعه است که بدون برآوردن آن ، هویت و حیثیت از بین می رود و صحبت کردن از استقلال فکری و جایگاه معنوی و اقتدار احتماعی بی معنی می­شود. با مهندسی فرهنگی معیارها شناخته می­شوند و اندازه­هایی که باید به اعتدال مراعات شوند تا از افراط و تفریط مصون بمانیم، معلوم می گردند و مؤلفه­های اعتقادی متعالی گردآوری و بر مبنای آنها ساختار قویم اجتماعی برپا و پایدار می­شود و رشد و استحکام می­یابد.

2-    نقش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تصویب سیاستهای مورد نیاز برای اجرای نقشۀ فرهنگی کشور چیست؟

کارشناسی مسائل فرهنگی و شناسایی آسیب­ها و ریشه­یابی آنها و ترسیم سیر تحول برای چاره­جویی مشکلات فرهنگی و برنامه­ریزیِ اقدام و طراحی راه­کارها با دید آینده­نگرانه و با استفاده از مبانی محکم، از مسئولیتهای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. برای تدوین سیاستهای فرهنگی تلاشهایی در دهۀ 70 انجام گرفت و سیاستهای پیشنهادی آن وزارت به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید ولی برنامه ریزیهای بعدی و طرح­ها در اجرای آن سیاستها شکل نگرفت. امروز باید آسیب شناسی عدم اجرای کامل سیاستها را آن وزارت انجام دهد و ، پس از بیست سال ، اصلاحات سیاستی لازم را به شورای عالی انقلاب فرهنگی پیشنهاد دهد و فعالیتهای اصلی اجرای نقشۀ فرهنگی کشور را بر آن پایه استوار کند.

3-    با توجه به تأکید مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بر معانی چون هویت اسلامی-ایرانی، خانواده، سبک زندگی ایرانی-اسلامی و فرهنگ عمومی، چرا سیاست گذاری­ها در این حوزه به تجلی این معانی در آثار و تولیدات فرهنگی و هنری، نمی انجامد؟

فعالیتهای فرهنگی با "صدور دستور" تکمیل نمی شود؛ انگیزۀ درست شرط لازم آن است : تا احساس درد از ناحیۀ تضعیف هویت اسلامی-ایرانی ، در صاحبان اندیشه بوجود نیاید چگونه می خواهید اثری فرهنگی و هنری دربارۀ آن خلق شود که در نتیجۀ آن، سبک زندگی تغییر کند و اصلاح شود و فرهنگ عمومی ارتقا یابد؟ آنها که دردمندند فقط سر در آخور خود فرو نبرده اند و از تجهیز خانه و کاشانه و چربی سفرۀ خود ارضا نمی شوند: آنها نخبگان جامعه­اند که وجود و رفتارشان سرمشق دیگران و به شوق­آورنده و راهنمای آنها و سپس مراقب بر آنها و اصلاح کنندۀ دلسوزانۀ آنها می­شود. در نمایشگاههایی که همه ساله برپا می شود می­توان به ارزیابی واقع­بینانه­ای از حضور و تأثیر آن نخبگان رسید. مسئولان باید آنها را بشناسند و موانع تلاشهای سازندۀ آنها را برطرف نمایند و پیروان و یاران آنها را تشویق نمایند و متقابلا منحرفان و تولیدکنندگان و رواج­دهندگان آثار مبتذل  و مخرب ارزشهای فرهنگی را تنبیه کنند و محروم سازند.

4-    با توجه به تجربۀ شما در مدیریت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی راهکار برنامه­ریزی برای تربیت هنرمندان متعهد درجهت نیل به اهداف نقشۀ مهندسی فرهنگ چیست؟

بعد از انقلاب فرهنگی موفقیتهایی که در زمینۀ آموزش و تربیت بدست آورده ایم بیشتر در علوم پزشکی و کشاورزی و فنی مهندسی بوده است که عمدتاً با بدن انسان و نیازهای مادی او سر و کار دارد. اما در زمینۀ علوم انسانی توفیقات ما کمتر بوده است و بویژه در بخش هنر که از همه ضعیف تر بوده زیرا نقطۀ اثر فرهنگ و هنر به طور غالب روح انسان است و در این جا فقط موقعی به موفقیت بایسته نائل می­شویم که مبانی تربیتی­مان ،از هدفگذاری و گزینش استاد و مربی گرفته تا برنامه­ها و کتب و جزوات و کارآموزی، بر پایۀ ایمان و کارهای شایسته باشد و متأسفانه در بخش هنر از دوران ستمشاهی توجه به آموزش و تربیت هنرمندان فاقد ابعاد ایمانی بوده و پر کردن آن خلأ در این سالها با مشکلات متعددی مواجه بوده است. در تربیت هنرمندان ابتدا باید به شناسایی استعدادها از کودکی توجه کنیم؛ استعدادها یکسان نیستند و کم­اند تعداد افرادی که مستعد آموزش و تربیت هنری اند؛ راهنمایی و پرورش آن استعدادها از دبستان تا سطوح عالی نیازمند مربیان و آموزگاران و استادانی است که شایستگیهای لازم را داشته باشند در حالی که اساساً این امر و متون آموزشی مناسب،  از کمبودهای آشکار ما بوده است ؛ بدین ترتیب خطوط راهنما برای برنامه ریزی تربیتی و نیل به اهداف نقشۀ مهندسی فرهنگ روشن می شود.

5-    نقش هنرمندان و اصحاب فرهنگ را در پدیدآوری محصولات و صنایع فرهنگی، توسعۀ صنایع و محصولات فرهنگی، هنری و چندرسانه ای در راستای تحقق نقشۀ مهندسی فرهنگ کشور چگونه می­بینید؟

اصحاب فرهنگ و هنر از اصلی­ترین گروه­های مرجع اجتماعی به حساب می آیند : مردم و بویژه جوانان بدانها چشم می دوزند و از آنها تبعیت می­کنند و از رفتار آنها تأثیر می­پذیرند؛ پرواضح است که اگر تولیدات آنها انحرافی و ناشایست باشد ، مانند آنچه از اغلب شبکه­های اطلاع رسانی بین المللی و رسانه­های بیگانه تراوش می­کند و علیه ما و آرمانهای جمهوری اسلامی توزیع یا پخش می شود، و اگر عملکرد اصحاب فرهنگ و هنر با آنچه می­گویند و ابراز می­کنند متفاوت یا متضاد باشد ، نتیجه­ای جز تضعیف روحیۀ اجتماعی و تخریب فرهنگ نخواهد داشت و متقابلا آثار فاخر اصحاب متعهد فرهنگ و هنر از عناصر اصلی مقابله با آسیبهای اجتماعی و اصلاح نابسامانیها و نتیجتاً تحقق نقشۀ مهندسی فرهنگ کشور است.





تمامی حقوق این سایت متعلق به دبیرخانه شورایعالی انقلاب فرهنگی میباشد ©