کد: ۱۰۸۵۸۱۹       تاریخ انتشار: ۱۷ خرداد ۱۳۹۵

احمد مسجد جامعی:
این سند باید اصول سیاست‌ها را بگوید

  بعد از تدوین و ابلاغ سند ملی معماری اسلامی ـ ایرانی از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی، شورای اسلامی شهر تهران به عنوان الگوی سایر شوراهای شهر کشور، می‌تواند با وضع قوانین شهری نقش مهمی در اجرایی کردن این سند ملی داشته باشد.

 

بااین دیدگاه گفت‌وگویی با احمد مسجد جامعی عضو شورای اسلامی شهر تهران داشتیم تا با دیدگاه‌های و انتظارات این شورا نسبت به تدوین سند ملی معماری اسلامی ـ ایرانی بیشتر آشنا شویم:

 

به عنوان یکی از اعضای شورای شهر تهران سیمای شهر تهران را چطور می‌بینید؟ وقتی ما به عنوان یک مسافر وارد این شهر می‌شویم آیا از تاریخ و هویت این شهر چیزی می‌توانیم به دست بیاوریم؟

به عنوان یک مجموعه به هم پیوسته خیر، اما گله به گله می‌شود می‌توان نشانه‌هایی را دید. خیلی از آنها هم آسیب دیده است؛ آسیب‌دیدگی در معنای کلان یعنی یک جور گسستگی در آن وجود دارد. مثلا خط آسمان در بخش‌های قدیم و جدید تهران به هم ریخته است. یا فضاها از هم پیشتیبانی نمی‌کنند مثلا در بهارستان به عنوان یک میدان تاریخی شهر، که خوشبختانه تغییرات آن هم کم بوده است، ما ساختمان بزرگی مانند مجلس شورای اسلامی را داریم. این ساختمان نسبت به ساختمان مجلس شورای ملی سابق، فاصله خیلی زیادی از نحوه تلقی ما از معماری و شهرسازی دارد. ما رنگ سیاه تند و شکل هرمی در معماری‌مان اصلا نداریم. این ساختمان خانه ملت است. باید الگوی معماری و شهرسازی ما نسبتی با خانه ملت داشته باشد. شما این را در سطح شهر هم می‌بینید یعنی آن ساختمان‌های معمول شهر تهران خیلی خیلی کم شده است. در بعضی جاها هنوز به هم پیوستگی کم و بیش وجود دارد مانند بازار تهران. این را هم مدیون آنهایی هستیم که در سالهای دور اینجا را ثبت کردند و این کار مقداری مانع تغییرات در آن شد. بنابراین می‌شود گفت که در تهران یک بخشی را داریم، -منظور من از تهران، تهران دارالخلافه است- در ری یک بخشی را داریم، در تهران شمیران هم برخی آثار و بناها باقی مانده است. باغ‌های بزرگ سفارتخانه‌های تهران نیز هم هست و حتی کمابیش آنچه را که از طبیعت تهران استفاده نکرده‌ایم را می‌توانیم پیدا کنیم.

الان نمای ساختمانی که ساخته می‌شود، کاملا به دلخواه سازنده و معمار است و حتی خانه به خانه نمای ساختمان‌ها متفاوت و متضاد هستند و یک نمای شهری آشفته‌ای ایجاد کرده است. آیا شورای اسلامی شهر تهران برنامه یا قانونی برای حفظ معماری شهری و هویت شهری ما داشته است؟

ما یک کار عمده‌ای را در سال نخست شورای چهارم انجام دادیم و کمیسیون معماری و شهرسازی را تشکیل دادیم. یعنی در طول این همه سال که تهران شورای شهر داشت هیچ‌گاه برای این مسئله فکری نشده بود. حتی به قدری نگاه سخت‌افزاری غلبه داشت که زمانی که ما این کمیسیون را ایجاد کردیم تنها یک نفر برای آن ثبت نام کرد و مدام هم بحث ادغام آن بود. تا اینکه در دیداری که با مقام معظم رهبری(مدظله العالی) داشتیم ایشان روی این موضوع تاکید کردند و خوشبختانه این کمیسیون تثبیت شد. به دنبال آن چون از تهران الگوبرداری می‌شود، ما کمیسیون معماری کلان‌شهرها را هم راه انداختیم؛ بنابراین با یک عزم ملی این کمیسیون فعالیت‌هایی خود را آغاز کرد. وقتی شما می‌خواهید یک تغییر جزئی درون خانه داشته باشید، مثلا آشپزخانه را تغییر بدهید نیاز به مجوز دارید اما هیچ‌گاه برای نما و منظر شهر نیاز به مجوز ندارید. برای اینها قوانینی وضع شده است و دست کم الان کمیسیونی وجود دارد که تهران را از نگاه نما، منظر و شهرسازی می‌بیند. پیامد آن هم این بود که الان در تهران برخی فعالیت‌ها را می‌بینیم. مثلا در همین خیابان انقلاب راسته کتاب‌فروشی‌ها به پیشنهاد ما در هفته کتاب سال گذشته، اقداماتی در جهت بهبود نمای بیرونی آن آغاز شد. هم شهر طراوت بیشتری پیدا می‌کند و هم نشان می‌دهد که یک نظارتی بر روی شهر و فعالیت‌های مربوط به سیما و منظر وجود دارد.

شورای عالی انقلاب فرهنگی در حال تهیه سندی با عنوان سند جامع ملی معماری و شهرسازی است. چقدر تهیه چنین سندی را لازم می‌بینید، و به نظر شما چه مواردی باید در آن پیش‌بینی شود تا نهادهایی مثل شورای شهر و شهرداری بتوانند این سند را اجرا کنند؟

این سند باید اصول سیاست‌ها را بگوید. چون به هر حال شهرها تحت تاثیر شرایط مختلف و کاربری‌های مختلف، تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند. مثلا شما خود تهران را درنظر بگیرید: حتی طبیعت آن متفاوت شده است. مثلا جایی مثل ونک چون درختانی مثل ون داشته است، آنجا را "ونک" نامیدند یا جایی مثل پونک به خاطر اینکه گیاه پونه داشته است به این نام، نامیده شده است. هنوز هم شما استخر قدیمی روستا را می‌بینید که بسیار هم زیباست و تا همین چند وقت پیش هم در ونک در آن آب بود اما متاسفانه در سه چهار سال اخیر سدی که آب روستا را تامین و قناتی که آب آن را توزیع می‌کرد، ازبین رفته است. جایی مثل زعفرانیه که می‌گویند نه تنها با رنگ زعفران بلکه با گل زعفران هم نسبتی داشته است. این تنوع مربوط به طبیعت است؛ شما همین را در معماری هم می‌بینید. در تهران در همین پونک یک امامزاده‌ای است که بنای آن کاملا متمایز است و یک معماری محلی دارد و بسیار هم زیباست. من دیدم که یک بنای فاخری را دارند برای آن طراحی می‌کنند که آن بنا مشابه همه آن بناهایی است که در همه جا هم وجود دارد. به نظر من اگر در سطح سیاست‌گذاری باشد خوب است اما بیش از آن خوب نیست. این امامزاده‌ها خودشان هر کدام یک شخصیت و یک معماری دارند و حتی متناسب با آن یک شعر محلی وجود دارد. الان همه آنها "باز این چه شورش است که در خلق عالم است" شده است! البته این شعر فاخر و ارزشمندی است اما اگر اجازه می‌دادند که از شعر شعرای محلی‌شان استفاده شود، بسیار بهتر بود. مردم محلی از این قضایا خیلی رنج می‌برند. در همین دیدارهای محله‌ای که من می‌رفتم عده‌ای می‌گفتند که آن وقت‌ها دسته‌ها، نوحه‌ها و سینه‌زنی‌ها و معماری ما هم‌خانواده بودند و ما حس می‌کردیم که با یک پدیده طرف هستیم. اما در پروژه‌هایی که به عنوان توسعه شهر، توسعه امام‌زاده و... انجام می‌شود، به همه اینها بی‌توجه هستیم و همه اینها را از بین می‌بریم و کارهای جدید می‌کنیم. نمونه‌های این قضیه خیلی زیاد است.

با توجه به هزینه‌های بالای زمین و ساختمان در تهران، به نظر شما اجرای این سند، می‌تواند به اصلاح منظر شهر منجر شود؟

این سند می‌تواند چهارچوب‌های کلی را بگوید تا برای جهات مختلف قابلیت اجرایی پیدا کند. مثلا پیشتر یک سند پایه برای مساجد ساختند و یک تعاریفی برای مسجد بیان کردند. در قدیم هم بوده است مثلا ما در گذشته یک مسجد بزرگی به نام مدرسه سپهسالار (شهید مطهری) داشته‌ایم اما همان کسی که این مسجد را ساخته است، در امامزاده یحیی نمونه کوچک آن را هم ساخته است یعنی خواسته نشان بدهد که آن اصولی که در آنجا تعریف و طراحی کرده است در یک فضای محدود نیز می‌شود این کار را انجام داد. الان مسجد امام حسین که در میدان امام حسین است، الگویش مسجد اعظم است. معمار هر دو این مساجد، لُرزاده است. آن مسجد اعظم با ابعاد بزرگ است اما این یکی مسجد جمع و جورتری است. همان کسی که مسجد امام حسین را ساخته است، مسجد سجاد را نیز در خیابان جمهوری و در کمترین فضا ساخته است اما همه آن عناصری که در آن مساجد وجود دارد را توانسته است در یک شکل قابل قبول در همین فضای کوچک هم بیاورد. بنابراین اگر ما اصولی را تعریف کنیم این قابلیت را دارد که با سرمایه‌گذاری‌های مختلف و در زمین‌های مختلفی با مساحت‌های مختلف، این کار انجام شود. اصولا جنبه هنر معمارانه آن، این است که با پول کم و زمین کم بشود یک کار خوب را ارائه داد.

زمانی که سند جامع ملی معماری تصویب شود، آیا شورای شهر تهران وارد موضوع خواهد شد تا قوانین را با این سند هماهنگ کند؟

اگر شود خوب است. منتها من این را به شما بگویم که خیلی از مصوباتی که شورای شهر تهران تصویب کرده است را شهرداری اجرا نمی‌کند. مثلا ساختمان‌های شیشه‌ای برای شهری مثل تهران به دلیل نوع آب و هوا و زلزله‌خیز بودن آن، به هیچ وجه توصیه نمی‌شود اما این ساختمان‌ها دارد ساخته می‌شود. حتی ساختمان‌هایی که مال خود شهرداری است، هم شیشه‌ای هستند. امروز جو درآمدزایی و خودکفایی در شهرداری غلبه دارد و زمین و آسمان و سند همه باید به فروش بروند. این یکی از مشکلات تهران است. این چیزهایی که شما می‌بینید قبلا در شورای شهر تهران بحث شده است. مثلا ساختمان پنج طبقه می‌توانسته مجوز بگیرد بعد آمده هشت طبقه ساخته و بعد هم دو طبقه رویش گذاشته است. یعنی هر که پولش بیش، مجوزش بیشتر. اما به هر حال اگر یک عقبه جدی داشته باشد برای تهران هم می‌تواند الزام‌آور باشد. می‌خواهم بگویم صرف سند به تنهایی کافی نیست بلکه الزامات دیگری هم لازم است.

شهرداری تهران قرار بود که یک پیوست فرهنگی برای طرح تفصیلی شهر تهران تهیه کند که می‌تواند بر منظر شهر نیز تاثیرگذار باشد. این کار در چه مرحله‌ای است؟

ما بحثی را مطرح کردیم و بحث درستی هم بود که سابقه آن به شورای سوم برمی‌گردد. بحث این بود که ما حتی در طرح‌های عمرانی خودمان به یک پیوست فرهنگی، اجتماعی، زیست محیطی نیاز داریم. اگر هدف ما این است که شهر انسان‌محور داشته باشیم، انسان در این شهر گم است و ماشین حرف اول را می‌زند. این را شما زیاد می‌بینید. در حقیقت اولویت با سواره است و نه پیاده، اولویت با ماشین است نه عابر، اولویت با ساختمان است و نه فضای سبز. در جاهای دیگر هم این است. اینکه تهران را می‌گویم چون تازه تهران از این جهت که در معرض دید بزرگان و رسانه‌ها است، وضع بهتری دارد. آن دفعه‌ای که خدمت آقا رفتیم ایشان مثالی داشتند که در پیاده‌روی کوه که رفته بودند مواردی را دیده بودند و بیان آن هم بسیار مهم بود چون به آزاد شدن پارک یاس منجر شد. از این جهت می‌خواهم بگویم که در این موارد بین سند و اجرا فاصله است. ما مدت‌ها پیش تصویب کرده‌ایم که همه طرح‌ها پیوست داشته باشند. مثلا شما وقتی می‌خواهید پل صدر را احداث کنید، پیوست فرهنگی اجتماعی این پل چیست و قرار است چه اتفاقی بیفتد. این پیوست نبوده است و به نظر می‌رسد چندان از این سرمایه‌گذاری کلان احساس رضایت نمی‌شود و خیلی‌ها می‌گویند اگر این سرمایه‌گذاری بر روی مترو گذاشته شده بود یکی دو تا خط مترو ما راه افتاده بود. اینها چیزهایی است که کم و بیش وجود دارد و عملا هم این مصوبه بسیار مهم منشا شکل‌گیری یک جور نفع شهر و شهروندان و یا اولویت انسان در برابر ماشین نشد و هنوز ماشین است که دارد حرف اول را می‌زند.

 





تمامی حقوق این سایت متعلق به دبیرخانه شورایعالی انقلاب فرهنگی میباشد ©