کد: ۱۰۸۳۴۲۵       تاریخ انتشار: ۴ اسفند ۱۳۹۴

مهندس نقره‌کار عنوان کرد:
لزوم بهره برداری از فرهنگ اسلامی در ارائه نظریات

مهندس عبدالحمید نقره‌کار عضو هیئت علمی دانشگاه علم و صنعت ایران و رئیس کرسی هنر و معماری هیئت حمایت از کرسی های نظریه پردازی، نقد و مناظره است. با ایشان در مورد اهداف و برنامه های این کرسی به گفت‌وگو نشسته ایم:

 

کرسی هنر معماری به چه منظوری و با چه اهداف و برنامه‌هایی در ساختار هیات حمایت از کرسی های نظریه‌پردازی، نقد و مناظره ایجاد شده است؟

 هدف از تشکیل کرسیهای نظریه پردازی توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی و حمایت از نظریات، نوآوریها و نقدها مبتنی است بر اعتقادات اسلامی و الزامات آن است.

مکتب الهی اسلام، مکاتب بشری را ناقص و خطاپذیر میداند و برای تحقق حیات طیبه فردی و اجتماعی انسانها، ضرورت اعتصام به مکتب الهی و تحریف نشده، یعنی اسلام را، امری غیر قابل اجتناب میداند.

دستاوردهای علوم تجربی مبتنی بر آزمایشهای حسی و استقرایی، از علت مادی و صوری پدیدهها سخن میگوید ولی نمیتواند از علت فاعلی آنها و به خصوص استعدادهای بالقوه، جهتها و غایات آنها مطلبی ارائه نماید.

در علوم انسانی مسئله پیچیدهتر و عمیقتر است، دستاوردهای علوم تجربی و عقل استقرایی، نمیتوانند استعدادهای روحی، بالقوه و عظیم انسانی و شیوههای تحول و تکامل وجودی انسانها را آنگونه که هست و آنگونه که باید باشد، تبیین و تشریح نمایند.

به دلایل فوق است که ضرورت ارسال پیامبران و مکاتب الهی تبیین میشود. در واقعیتهای موجود نیز آنطور که ملاحظه میشود، رویکردهای مادیگرا، نظیر کمونیستها در شوروی سابق، عملا به بنبست رسیدهاند و از نظر تاریخی حذف شدهاند و رویکردهای لیبرال سرمایهداری و سکولار غربی نیز از بعد معنوی و ارزشهای اخلاقی و انسانی سقوط عظیمی را تجربه مینمایند.

پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، که نقطه عطفی در تاریخ معاصر تلقی میشود در بعد سیاسی و نظامی و تشکیل جمهوری اسلامی به عنوان مقدمه لازمی است، تا بنیانهای نظری و عملی جامعه ما، از رویکردهای انفعالی، ترجمهای و وابستگی به سلطه و تهاجم فرهنگ غربی آزاد شده و محققین، برنامهریزان، سیاستگذاران و قانون نویسان مبتنی بر فرهنگ الهی، جامع و مانع و خطاناپذیر اسلامی، مستقل از جریانهای انحرافی به نظریهپردازی، نوآوری و ارزیابی و نقد جریانهای ضد انسانی بپردازند. تا تمدن نوین اسلامی تحققپذیر شود.

مکتب اسلام، مکتبی است جامعه ساز و تمدن آفرین. این مکتب برای حیات طیبه فردی و اجتماعی انسان در ابعاد نظری و عملی راهبردها و راهکارهای دقیق و عمیق و فرازمانی و فرامکانی ارائه نموده است.

اساتید و محققین ما باید با توجه به مجموع شرایط زمانی و مکانی و مبتنی بر حکمت نظری و عملی اسلام، اجتهادی و پویا داشته و در کلیه ابعاد و رشتهها، نظریات جدید و خلاقانهای ارائه نموده و به ارزیابی و نقد جریانهای ضد انسانی بپردازند.

بدون نظریات اسلامی و در حوزه راهبردهای مفهومی و راهکارهای عملی، نمیتوان تمدن نوین اسلامی را محقق نمود و بدون تمدن اسلامی، جمهوری اسلامی پایدار و ماندگار نخواهد شد.

بنابراین تشکیل کرسیهای نظریهپردازی در کلیه گروهها و حمایت از نظریهپردازان و نوآوران در این حوزهها، سازماندهی مناسبی برای تشویق و ترغیب اساتید و محققان برای خودباوری، نقد رویکردهای ناقص و منحرفانه وارداتی و ارائه نظریات خلاقانه و اسلامی بسیار لازم، مؤثر تاریخ ساز و تمدن آفرین میتواند باشد.

این ساختار جدید چه تفاوتی با ساختار قبلی دارد و آیا باعث تسریع و پیشرفت امور شده است؟

به نظر بنده از آنجا که مباحث انسانی دارای نقاط مشترک مبنایی، بنیانی و نظری هستند، بنابراین لازم و مناسب است که با تعداد کمتری از گروهها شروع شود و همآهنگیهای لازم ایجاد شود سپس با تشکیل کمیتههای تخصصی موضوعات مختلف در حوزههای عملی تفکیک شوند. شاید این فرمایش حضرت علی(ع) که (العلمُ نقطةٌ کَثَّرها الجاهلون)  علم نقطهای است و جاهلان آنرا کثرت بخشیدهاند، به همین مضمون اشاره دارد.

به طور مثال در کرسی هنر، معماری و شهرسازی، در مباحث زیباییشناسی و فلسفه هنر، همه رشتههای هنری و از جمله معماری و شهرسازی از بعد حکمت هنر اسلامی با یکدیگر مشترک میباشند ولی در کاربردهای عملی و موضوعی،کمیتههای تخصصی تشکیل دادهایم شامل دو کمیته (هنر) و معماری و شهرسازی. البته این کمیتههای تخصصی را میتوان به تدریج و بر حسب رشتههای مختلف بسط داد.

آیا ساختار کنونی کرسی‌های علمی باعث توسعه و ترویج نظریه پردازی، نوآوری و نقد در میان اعضای هیات علمی دانشگاه‌ها خواهد شد؟

تشکیل این کرسیها میتواند مقدمهای برای ساماندهی، آشنایی و ارتباط اساتید، محققین و متخصصین نخبه این رشتهها باشد. مرحله بعدی تشویق و ترغیب صاحبنظران، اندیشمندان و هنرآفرینان این رشتهها در جهت بهرهبرداری از تجربیات گذشته و عصاره آن در قالب نظریات جدید میباشد. بدیهی است که حمایتهای بعدی چه به صورت کمی و چه کیفی میتواند ضمن معرفی و تثبیت ملی و بینالمللی نظریات مطرح شده، مشوقی برای نظریه آفرینان جوان و تأثیرات آنها در خلق آثار بدیع، عمیق و اصیل باشد.

برنامه‌ کرسی هنر معماری برای توسعه و ترویج زمینه‏ها‏ی نظریه پردازی، نوآوری و نقد در دانشگاه‌ها چیست؟

تصور می کنم هنوز بسیاری از اساتید یا به اهمیت و ضرورت ارائه نظریات جدید مبتنی بر فرهنگ و تمدن اسلامی پی نبردهاند و یا از سازوکارهای ایجاد شده برای ارائه این نظریات و داوری آن آگاه نیستند. به نظر من مسئولین باید در هر دو وجه برنامهریزی و اقدام نمایند.

یعنی هم اهمیت و ضرورت ارزیابی و نقد فرهنگ معاصر غرب را تشریح نمایند و لزوم بهره برداری از فرهنگ اسلامی را در ارائه نظریات اصلاحی و تکمیلی تبیین و تبلیغ نمایند و هم از طریق کمیتههای دستگاهی ایجاد شده در دانشگاهها و توجیه و تقویت آنها، اساتید رشتههای مختلف را با سازوکار تدوین نظریه و ارائه و داوری آن بیشتر آشنا نمایند.

برنامه‌ شما در کرسی هنر و معماری برای جذب اساتید و نظریه‌پردازان مطرح کشور در حوزه‌های علمی مربوطه، چیست؟

 ما تلاش داریم چه از طریق دبیرخانه مرکزی و چه از طریق اعضاء کرسی، بانک اطلاعاتی ملی و بینالمللی از کلیه مراجع و منابعی که بالقوه دارای زمینه نقد و نوآوری و نظریهپردازی هستند، ایجاد نماییم.

این بانک از طرق مختلفی میتواند به جمعآوری اطلاعات بپردازد. به طور مثال از طریق کتابهای تألیف شده، مقالات ارائه شده در مجلات علمی- پژوهشی، رسالههای تحصیلات تکمیلی به خصوص مقطع دکترا و از طریق مدیران دانشگاهها، دانشکدهها و گروهها و غیره ... .

بعد از تهیه این بانک اطلاعاتی، از طرق مختلف میتوان مراجع ذیصلاح را برای ارائه نظریات خود تشویق و ترغیب نمود.

کرسی هنر معماری چه فرصت ها و امتیازاتی برای صاحبان کرسی‌های نظریه پردازی در نظر گرفته است؟ 

فرصتها و امتیازات را از طریق شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارتخانههای مربوطه و شورای علمی کرسیها باید پیگیری نمود. اعضاء هر کرسی میتواند پیشنهادات تشویقی خود را از طریق ریاست کرسی در شورای علمی کرسیها مطرح و پس از تصویب از طریق مراجع ذکر شده پیگیری و اقدام نمایند.

مشکلات اصلی پیش‌روی کرسی‌ها در راه اشاعه فرهنگ نظریه پردازی، نقد و مناظره چیست و کرسی‌های (هنر معماری چه برنامه و پیشنهاداتی برای حل این مشکلات و تقویت رابطه دانشگاه با هیات حمایت از کرسی های نظریه پردازی نقد و مناظره دارد؟

مهمترین مسئله شناخت عمیق و همه جانبه فرهنگ مهاجم غربی و درک تضاد آن با فرهنگ اسلامی است. درک این نکته که فرهنگ غربی بعد از رنسانس، نه تنها بهشتی نقد بر روی زمین ایجاد نکرده است، بلکه از نظر کمی، محیط زیست را نابود، اختلاف طبقاتی و محرومیت و قحطی و گرسنگی را افزایش و ظلم و ستم و جنگهای خانمانسوز و تمدن برانداز را گسترش داده است و امراض غیر قابل درمانی را ایجاد نموده است. از بعد کیفی نیز ارزشهای اخلاقی در طول تاریخ تا این درجه و در سطح جهانی سقوط نکرده است. حاکمیت دروغ، تزویر، فساد، فحشاء، نژادپرستی، غرور، استکبار، هوا پرستی و دنیا پرستی سکه رایج دولتمردانی شده است که خود را حاکم بر سر نوشت جهان میدانند. و انالحق فرعونی سر دادهاند.

درک وضع موجود هر مسلمان متعهدی را بر میانگیزد تا مسیر تاریخ را در جهت مشیت حکیمانه الهی و رسالت پیامبران و ائمه معصومین(س) به سوی پیروزی حق بر باطل خیر بر شر و زیبایی بر زشتی هدایت و رهبری نمایند و مسئولیت پیامبرگونه، اجتماعی و تاریخی خود را به عنوان امت اسلامی ایفا کنند. تنها راه مقابله با این تهاجم و شبیخون فرهنگی، که در قالب رویکردهای لیبرال سرمایهداری و نژداپرست غربی مطرح شده است، اولاً در بعد نظری ارائه رسالههایی در نقد آن و ارائه نظریات اصلاحی و تکمیلی از منظر اسلامی است. و دوماً پایداری، مبارزه و جهاد عملی در کلیه ابعاد و میدانها است.

 





تمامی حقوق این سایت متعلق به دبیرخانه شورایعالی انقلاب فرهنگی میباشد ©