کد: ۱۱۶۷۴۶۰       تاریخ انتشار: ۷ خرداد ۱۳۹۶

عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف:
مجموعه‌های داخل دانشگاه می‌توانند مسائل کشور را حل کنند
دانشگاه صنعتی شریف یکی از مهم‌ترین قطب‌های علمی و پژوهشی کشور است که با جذب نخبگان علمی، گام‌های مهمی را در توسعه مرزهای علمی کشور برداشته است.
دکتر مسعود تجریشی عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف است که با تنگناها و مشکلات حوزه پژوهش کشور به خوبی آشنا است. مهم‌ترین سئوالی که داشتیم این بود که چه سیاست‌هایی باید در حوزه پژوهش وضع شود تا با اجرای آنها، شاهد رشد پژوهش در کشور باشیم، پاسخ این سئوال در قالب گفت‌وگویی  ذیل تقدیم می‌شود:
به نظر شما نسبت بخش خصوصی با پژوهش چیست و اساسا لزومی دارد که بخش خصوصی وارد عرصه پژوهش شود؟
تقریبا 80درصد اقتصاد کشور، دولتی است. اقتصاد دولتی، اقتصادی نیست که بتواند به بخش خصوصی کمک کند که وارد بازار کسب و کار شود. تقریبا می‌شود گفت که بخش دولتی صنعتی هم نیست، یعنی آن چیزی که داریم تحت عنوان صنعت نام می‌بریم یک تعدادی کارخانه هستند که نیازهای خودشان را از بازار تأمین می‌کنند و برای تأمین نیازهای خودشان بخشی به نام تحقیق و توسعه ندارند. چون اقتصاد دست دولت هست و بخش خصوصی وجود ندارد، قدرت رقابتی هم برای بخش خصوصی نمی‌ماند که بخواهد بخشی از درآمد خودش را در تحقیق و توسعه هزینه کند. دولت‌ها نیز چون بازار را برای خودشان باز می‌بینند و رقابتی نمی‌بینند، انگیزه‌ای ندارند که بخشی از درآمد خودشان را به سمت تحقیق و توسعه ببرند. بنابراین کارخانه‌داران ترجیح می‌دهند به جای اینکه تحقیق و توسعه بکنند، حق License بدهند و آن را بخرند و به داخل کشور بیاورند. چون کارخانه‌دار هستند. شما دارید راجع به صنعت صحبت می‌کنید، ما در داخل کشور چیزی به نام صنعت نداریم. مثلا شما در کره جنوبی که نگاه می‌کنید سامسونگ یا LG صنعت هستند، به این مفهوم که R&D دارند و برای‌شان چه در داخل و چه در خارج از کشورشان یک بازار رقابتی وجود دارد. برای اینکه بتوانند در بازار بمانند مجبور هستند که رقابت کنند و کالاهای جدید بدهند و در تحقیق و توسعه سرمایه‌گذاری کنند. حالا سوال من این است که آیا ایران‌خودرو انگیزه دارد که روی این قسمت‌ها سرمایه‌گذاری کند؛ زمانی که دو خودروساز بیشتر نداریم و بازار هم دست این دو است؟ پس در داخل کشور ما صنعت به عنوان آن چیزی که در دنیای توسعه‌یافته وجود دارد، نداریم و عمدتا کارخانه داریم.
در برنامه بودجه سالانه کشور یک بخشی را به بودجه پژوهش اختصاص می‌دهند. به نظر شما چرا باید در بودجه کشور بخشی به بودجه پژوهشی اختصاص داده شود؟آیا این کار، اساسا کار مطلوبی هست یا نه؟
وقتی درباره اقتصاد صحبت می‌کنیم و وقتی می‌گوییم اقتصاد دانش‌بنیان، یعنی بنیه‌اش دانشی است که خلق ثروت کند. به همین خاطر اقتصادی که خلق ثروتش از طریق دانش باشد نه از فروش نفت، حتما باید روی ایده‌ها سرمایه‌گذاری کند، حتما باید وارد مباحث دانش شود و بتواند تجاری‌سازی و فناوری کند و جایگزین کالاهای خارجی و رفع نیازهای داخلی را انجام دهد. پس اگر روی این قسمت‌ها سرمایه‌گذاری نکنید حتما مانند کشورهای عربی می‌شوید که نفت بفروشند و کالا را هم از خارج وارد کنند. شما اگر نگاه کنید مثلا دانشگاه‌های عربستان هم برخی اینگونه است که هیئت علمی‌اش هم خارجی است. دستگاه‌ها و تأمین منابعش هم خارجی است. پس او آمده و به این جمع‌بندی رسیده که همان‌طور که ماشین، هواپیما، نفت و همه چیز را که دارند خارجی‌ها اداره می‌کنند، دانشگاهش را هم خارجی‌ها می‌توانند اداره کنند. این یک نحوه مدیریت و اداره کشور است. یک نحوه دیگر هم مدیریت در کشورهای پیشرفته است که اگر بخواهند در دنیا حکومت کنند و تسلط داشته باشند، تسلطشان در تولید دانش است و باید بتوانند از دانش برای وابسته کردن کشورها به خودشان استفاده کنند. ما هم در داخل کشور به این جمع‌بندی رسیده‌ایم که اگر بخواهیم از نفت رها شویم و نوسانات نفت باعث نشود که کشور یک بار به سمت رکود و یک بار به سمت تورم برود، باید اقتصادش مبتنی بر دانش باشد. اگر اقتصاد بخواهد مبتنی بر دانش باشد باید روی دانش سرمایه‌گذاری کرد. بنابراین من فکر می‌کنم علتی که دولت را به این جمع‌بندی رسانده و در برنامه ششم هم جهت‌گیری‌ها حتما باید به آن سمت باشد، این است که اگر اقتصاد می‌خواهد از نفت و کالاهای واسطه‌ای و کالاهایی که بر روی منابع طبیعی کشور مبتنی هستند، به آنجایی برسد که بتواند خلق ثروت کند و ارزش افزوده خیلی بالایی را ایجاد کند و در دنیا جایگاه داشته باشد، قاعدتا باید به سراغ اقتصاد دانش‌بنیان برود و روی آن سرمایه‌گذاری کند.
مقام معظم رهبری فرمودند که تا سال 1404، باید سهم پژوهش در GDP به چهار درصد برسد. به نظر شما آیا این امر امکان‌پذیر است؟
بله. من تا آنجا که اطلاع دارم در سال گذشته 47صدم درصد بوده است که 20درصد آن فقط به دانشگاه اختصاص پیدا کرده است. یعنی شما دارید در رابطه با یک عدد خیلی کوچک صحبت می‌کنید که به سمت دانشگاه‌ها آمده است. ببینید؛ هنوز که هنوز است ما در داخل کشور نیامده‌ایم نهادها و زیرساخت‌هایی را ایجاد کنیم که بتوانند با مدیریت صحیح منابع، مسائل و مشکلات کشور را حل کنند. بنابراین من مطمئنم اگر در طی سال‌های آینده بتوانیم آرام آرام با یک مدیریت صحیح، تزریق منابع مالی را به سمتی که نیازهای کشور را حل بکند، درست هدایت کنیم، مطمئنا به رقم چهار درصد می‌رسیم و تحولی خیلی جدی می‌تواند اتفاق بیفتد؛ گواینکه زمان‌هایی که ما می‌بینیم دولت‌ها برای سرمایه‌گذاری به سمت دانشگاه رفته‌اند جواب‌های خیلی خوبی گرفته‌اند. مثال آن فن‌آوری نانو است. شما اگر به این بخش دقت بفرمایید می‌بینید یک جهت‌گیری درست و یک مدیریت صحیح با عدم تعویض نیروها، باعث شده ما در دنیا یک آوازه‌ای داشته باشیم. برایش پول خرج کردند. مطمئنا همان کاری که برای نانو انجام شده اگر برای Biotechnology و IT انجام شود نتیجه می‌گیریم. فقط نیاز به منابع مالی دارد. اگر دولت‌ها بتوانند با یک برنامه زمان‌بندی و با ارزیابی و نظارت خیلی جدی و هدایت منابع نیازها و مزیت‌های کشور و البته زیرساخت‌هایی وجود دارد را مدیریت کنیم، من فکر می‌کنم که بتوان واقعا چهار درصد را سرمایه‌گذاری کرد و به نتایج بسیار خوبی هم رسید.
شما به عنوان معاونت پژوهشی دانشگاه، برای ارتقاء ارتباط بین پژوهش و صنعت چه راهکارهایی را پیشنهاد می‌کنید؟
ارتباط دانشگاه و صنعت یک سؤال همیشگی بوده است. الان جمع‌بندی ما در داخل دانشگاه این است که یک مقدار از پوسته سنتی بیرون بیاییم و مدل‌ها و الگوهای خیلی متفاوتی را کنار هم بگذاریم. چون مدل‌ها و الگوهای ما در حقیقت به این سمت است که ما بیاییم مجموعه‌های داخل دانشگاه را که می‌توانند مسائل کشور را حل کنند، تقویت کنیم. یک مقدار آمده‌ایم مسائل کشور را خودمان دیده‌ایم. مثلا آب الان یکی از مشکلات جدی کشور است و یا محیط زیست، انرژی و سلامت از مشکلات جدی کشور هستند. بنابراین می‌شود به این جمع‌بندی رسید که ما یکسری موضوعات داریم که این موضوعات، موضوعات جدی مملکت هستند. ما در دانشگاه به این جمع‌بندی رسیده‌ایم که نیروهای‌مان را مدیریت کنیم تا در این موضوعات به صورت متمرکز کار کنند. پس یک مدل این است که ما در دانشگاه‌ها بتوانیم با تقویت نیروهایی که در داخل دانشگاه داریم به صورت تخصصی و موضوعی و عمیق در مواردی که مورد نیاز کشور هست، افرادی داشته باشیم که بتوانند کارهای بزرگتری را هم قبول کنند. الان دانشگاه ما به سراغ این مدل رفته است و دو سالی است که این کار را انجام می‌دهیم.
مدل دیگر این است که ما یکسری از شرکاء را انتخاب کنیم و با کسانی که می‌توانند با دانشی که در داخل دانشگاه تولید می‌شود، نیازهای کشور را رفع کنند، تشکیلات مشترک ایجاد کنیم. در این قسمت هم چهار-پنج سالی است که مجموعه‌هایی به صورت مشترک در داخل دانشگاه داریم و با همدیگر همکاری و کار می‌کنیم.
یک مدل دیگر این است که به سراغ بخش صنعت برویم؛ درست است که بخش صنعت ما به صورت کارخانه است اما آنها هم نیازهای آنی و نیازهای آینده دارند. بخش صنعت با تأمین‌کننده منابع مالی از سوی دولت یعنی وزارت علوم و معاونت علمی فناوری و دانشگاه‌ها و مجموعه‌هایی که می‌توانند در این حلقه قرار بگیرند، کنار هم بنشینند و ببینند که مشکلات کشور در یک حوزه خاص را به چه شکل می‌توانند تعریف کنند. تقسیم وظایف کنند و ببینند که این مشکلات را به چه شکل در یک برنامه زمان‌بندی شده می‌توانند حل کنند. این همان چیزی است که دانشگاه ما شروع کرده است تا بتوانیم با برخی از صنایع و دانشگاه‌ها و موضوعاتی که نیاز کشور است، یک مقدار هماهنگ‌تر شویم. به جای اینکه بیاییم یک قرارداد بگیریم، بتوانیم مسئله را به صورت ریشه‌ای تعریف کنیم و بعد با توجه به مزیت‌هایی که در هر کدام از قسمت‌ها داریم یک نقشی در حل مسئله داشته باشیم. اگر به طرح‌های کلان ملی دقت کنید می‌بینید که با همین نیت مطرح شد اما سازوکارش را خوب طراحی نکردند و این باعث شد که پروژه‌ها خیلی کوچک شود و به جای اینکه اثربخش باشد وسط کار نیمه‌تمام رها شد. اما من فکر می‌کنم که الان دولت باید یکسری از دانشگاه‌ها را جدا کند. همه دانشگاه‌ها نباید دکترا تربیت کنند. همه نباید در حیطه فناوری کار کنند. وقتی می‌گوییم دانشگاه‌های نسل جدید، دلیل نمی‌شود که هر دانشگاهی که در کشور است، دانشگاه نسل جدید باشد. هم منابع دولتی جواب نمی‌دهد و هم نیروهای انسانی ما آن قدر نیست که ما بتوانیم در همه دانشگاه‌هایمان از آن افراد داشته باشیم. بنابراین من فکر می‌کنم در این قسمت خود دولت وظیفه دارد که یکسری مأموریت‌ها را برای یکسری دانشگاه‌ها تعریف کند و از آنها بخواهد که در این زمینه‌ها کار کنند. اما ما خودمان فکر می‌کنیم که اگر دولت‌ها به این سمت بروند، قاعدتا دانشگاه‌هایی که حرفی برای گفتن دارند باید یک نقش بزرگتر و بالاتری برای خودشان ببینند. از این جهت فکر می‌کنیم که دانشگاه صنعتی شریف هم یک وظیفه و نقش بیشتری را برای حل مسائل کشور و آن کارهایی که همه نمی‌توانند انجام دهند عهده‌دار است. تعریف کردن این‌ها، آوردن و درخواست آنها از هیئت علمی و بردن آن در مباحث ترفیع و ارتقاء افراد و بعد نشاندن آن در برنامه‌های راهبردی دانشگاه، یکی از آن مواردی است که در دانشگاه مدتی است شروع شده و انشاءالله در سال‌های آینده حداقل میوه این ایده‌ها و فعالیت‌هایی که انجام شده را بتوانیم مشاهده کنیم.
با توجه به اینکه الان رشد شاخص علمی کشور آنقدرها مطلوب نیست، برای تغییر این وضعیت چه کار باید بکنیم؟ چطور می‌توانیم ارتباط درست بین پژوهش و اقتصاد را درست و اصلاح کرد و جایگاه اقتصاد دانش‌بنیان را ارتقاء داد؟
پاسخ به سوال شما یک کنگره را می‌طلبد. به هر حال اولین کاری که شما می‌توانید انجام دهید این است که ببینید کشورهایی که به این رشد رسیده‌اند، چه کار کرده‌اند، و ما می‌توانیم این کار را بکنیم یا نه؟ دوم اینکه آیا میزان سرمایه‌گذاری‌های ما بر اساس اهداف از پیش تعیین شده است یا نه؟ سوم اینکه آیا ما منابع و خواسته‌هایمان را مدیریت کرده‌ایم و آیا واقعا نگاهی که کل مسئولین نسبت به علم و دانش و فناوری و تجاری‌سازی و تولید ثروت دارند، همه مانند نگاه خود مقام معظم رهبری است؟ مانند همان نگاهی است که باید حاکم باشد؟ من فکر می‌کنم وقتی این سوالات را کنار هم بگذارید وضعیت شفاف می‌شود. علت اینکه ما آن چیزی که باید باشیم نیستیم برمی‌گردد به اینکه در بعضی بخشها آن هماهنگی‌ها به عمل نیامده است. اگر در یک کشوری بخواهند جهانگردی برای‌شان تولید ثروت بکند، همه دستگاه‌ها به این سمت می‌روند که جهانگردی را حمایت کنند. ما هنوز در داخل کشور به جمع‌بندی نرسیده‌ایم که آیا مثلا بیاییم در داخل کشور سرمایه‌گذاری و تولید فناوری کنیم یا اینکه برویم License آن را از خارج بخریم.
آن چیزی که در عمل اتفاق می‌افتد، به نظر می‌رسد که نگاه به بیرون است و نگاه به داخل نیست. باید شرایطی ایجاد کرد که در داخل کشور، دانشگاه‌های پیشرو جلو بیفتند. دغدغه مدیران کشور هم به هر حال این است که نیازهای مردم را پاسخ دهند، احساس کنند که می‌توانند روی داخل هم حساب کنند، پس سرمایه‌گذاری‌شان یک سرمایه‌گذاری مثبت است. من فکر می‌کنم دولت‌ها باید بیایند و نگاه کنند آن جاهایی که سرمایه‌گذاری کرده‌اند و نتیجه مثبت بوده، علت مثبت بودنش چه چیزی بوده است؟ تأمین منابع یا آدم‌های مناسب یا سازوکار مناسب و یا تعاریف و خواسته‌ها خیلی شفاف بوده است؟ اگر واقعا یک کالبدشکافی شود و یک بار ما در رابطه با مباحث علم و دانش و ثروت و تولید فناوری، این‌ها را کنار هم بگذاریم، به راحتی می‌توانیم بفهمیم که چه کارهایی باید بکنیم که نکرده‌ایم و آن کارهایی را که کرده‌ایم و جواب داده است را چگونه می‌توانیم در بخش‌های دیگر کشور گسترش دهیم. خیلی هم پیچیده نیست؛ اما به هر حال این‌ها به سیاست‌گذاری‌های کلان کشور برمی‌گردد.
در مورد سوال قبلی شما در خصوص تأمین منابع، اگر سیاست‌ها شفاف باشد و واقعا هم بخواهیم به آن برسیم، حتما تأمین منابع مالی می‌کنیم و حتما از دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی که به آنها پول می‌دهیم می‌خواهیم که توضیح دهند که با بودجه‌ای که در اختیارشان قرار داده‌ایم چکار کرده‌اند و نظارت را قوی می‌کنیم. در این صورت حتما دستگاه‌های دولتی و دانشگاه‌ها با هم می‌نشینند و برنامه‌های راهبردی می‌ریزند برای اجرایی کردن و نه برای تئوری‌پردازی.
من فکر می‌کنم الان حرکت‌های خوبی شروع شده است اما نیازمند به این است که یک فکر جدیدی به آموزش عالی و مراکز تحقیقاتی ما وارد شود که ما بتوانیم یک تحول جدیدی را در تولید مقالاتمان ایجاد بکنیم. ممکن است مشکل هم فقط پول نباشد. آن زمان که به یکباره تعداد مقالات اضافه شد، دو اتفاق با هم همزمان افتاد: اتفاق اول این بود که دانشگاه‌ها وارد تحصیلات تکمیلی شدند. اتفاق دوم این بود که دولت حمایت‌های مستقیم خودش را افزایش داد. پس یک سیاست‌گذاری درست در یک زمان مناسب باعث شد که ما میوه‌اش را بچینیم. الان تعداد مقالات ثابت شده است. من باید برای اینکه خروجی شرایط موجود را بالا ببرم، یک چیزهایی را به آن اضافه کنم. پس فقط بحث پول نیست. فکر و ایده و خلاقیت و نوآوری و کارهای جدید می‌خواهد.
من مطمئنم همین منابع اگر قدری افزایش پیدا بکند، به اضافه اینکه یک مقدار مدیریت علمی و پژوهشی کشور به اهلش سپرده شود و یک مقدار هم دولت‌ها توجه بیشتری کنند و از دانشگاه‌ها بخواهند که پاسخگو باشند، می‌شود ایده‌هایی را آورد که با قدری حمایت مالی، دانشگاه‌ها بتوانند دوباره به یک سطح بالاتری از تولیدات علمی برسند. من فکر می‌کنم طی چند سال اخیر، عمدتا ما از سیاست‌ها و شرایط قبل استفاده می‌کردیم. مطمئنا آن چیزی که در دولت جدید اتفاق افتاد که یکباره ثابت شد، سرمایه‌گذاری‌ای بود که در دولت دوم آقای احمدی‌نژاد باید اتفاق می‌افتاد. آن چیزی که در دولت اول آقای احمدی‌نژاد هم دیدیم براساس سیاست‌هایی بوده که دولت قبل از آن داشته است. الان هم مطمئنا دولت باید به این مسئله جدی فکر کند و باید مطمئن باشیم که میوه این را ما یک ساله نمی‌توانیم بچینیم. حداقل دو الی سه سال زمان نیاز دارد. آن چیزی که ما سه سال دیگر مشاهده می‌کنیم در حقیقت بذری است که ما امروز داریم می‌کاریم. پس این که می‌بینیم تعداد مقالات افزایش پیدا نکرده و ثابت مانده، برمی‌گردد به اینکه ما سه، چهار سال پیش باید این بذر را می‌کاشتیم و حمایت‌هایی را می‌کردیم و جهت‌گیری‌هایی را انجام می‌دادیم و چون این کار را نکردیم الان به این حالت رسیده‌ایم. الان هم اگر این کار را نکنیم شما چهار سال دیگر باید بپرسید که چرا رشد نکرده یا منفی شده است.




تمامی حقوق این سایت متعلق به دبیرخانه شورایعالی انقلاب فرهنگی میباشد ©