کد: ۱۱۶۷۱۷۳       تاریخ انتشار: ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۶

مدیرکل دفتر آموزش و پژوهش وزارت صنعت، معدن و تجارت:
بخش پژوهش امکان جذب 3 درصد درآمد ناخالص ملی را دارد
یکی از سازمان‌هایی که می‌تواند به عنوان نهاد واسط مابین دانشگاه و صنعت به ایفای نقش بپردازد، وزارت صنعت، معدن و تجارت است. این وازرتخانه با شناختی که از نیازهای صنعتی کشور دارد و انتقال آن به دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها، می‌تواند در تعریف و سمت و سو دادن به پروژه‌های تحقیقاتی و پژوهشی کشور نقش موثری ایفاء کند.
با این نظر، گفت‌وگویی با دکتر محمد نوری امیری مدیرکل دفتر آموزش و پژوهش معاونت پژوهشی وزارت صنعت، معدن و تجارت انجام داده‌ایم که در ذیل می‌خوانید:
جایگاه علم و فن‌آوری در صنایع مختلف چیست؟
البته اصل سؤال یکی از بدیهیات است و در داخل خودش پاسخش را دارد. علم و فن‌آوری در تولید و صنعت همیشه نقش داشته است. هیچ زمانی نبوده است که تولیدی را بدون علم و فن‌آوری بتوانیم انجام دهیم اما اگر بخواهیم پی به اهمیت کار را ببریم باید بحث‌های دیگری را مطرح کنیم و ببینیم علم و فن‌آوری چطور در تولید می‌تواند نقش داشته باشد. اگر بخواهیم تولید را تعریف کنیم، تولید در واقع یک کالا یا یک خدمت محسوب می‌شود. برای ما که در بخش صنعت هستیم برای اینکه تعریف درست‌تری ارائه بدهیم، موضوع ارزش افزوده پیش می‌آید. یعنی ما می‌گوییم بخش صنعت، معدن و تجارت و سایر بخش‌های اقتصادی اگر می‌خواهند تعریف بشوند در ارزش افزوده ایجاد شده بخش آنها است که تعریف می‌شوند. ارزش افزوده هم خودش از سرمایه‌گذاری و بهره‌وری نشأت می‌گیرد. یعنی اگر شما می‌خواهید در بخش خودتان ارزش افزوده ایجاد کنید یا باید سرمایه‌گذاری انجام بدهید یعنی در کار منابع مالی تزریق کنید و یا بهره‌وری را بالا ببرید. بالا بردن بهره‌وری به دو روش انجام می‌شود: یکی اینکه بهره‌وری نیروی انسانی را داشته باشید و دیگر این که بهره‌وری سایر موارد را داشته باشید. برای بالا رفتن بهره‌وری، دو بال لازم است: آموزش و پژوهش. بنابراین اگر ما تمام این موضوعات را در کنار هم بگذاریم، ارزش افزوده بخش صنعت، معدن و تجارت، با آموزش و پژوهش اتفاق می‌افتد. هر دوی اینها هم وابسته به علم هستند. اگر بخواهید فن‌آوری در حوزه صنعت وارد کنید، این فن‌آوری باعث افزایش بهره‌وری تولید می‌شود. بهره‌وری تولید هم مثلا کاهش هزینه‌ها و حداکثر بهره‌ای است که آن کارگاه دارد. پس با این حساب اینکه علم و فن‌آوری و پژوهش و سایر موارد چه نقشی در تولید دارند، تأثیر مستقیم و کاملی در بخش بهره‌وری ما دارند. لازم است اضافه کنم که طبق برنامه پنجم و ششم توسعه، یک‌سوم یعنی 35درصد ارزش افزوده باید از بهره‌وری حاصل بشود. لذا جایگاه علم و فن‌آوری به دلیل اینکه باید یک‌سوم ارزش افزوده یا رشدی که از تولید ناخالص داخلی نشأت می‌شود، باید از طریق بهره‌وری، علم و پژوهش باشد اهمیت دوچندانی می‌یابد.

اگر ما بخواهیم الان صنعت‌مان را به سمت دانش‌بنیان شدن ببریم باید چه اقداماتی انجام بدهیم و چه موانعی را برطرف کنیم؟
در این مورد ابتدا من مثالی می‌زنم. در سال 2011 براساس اطلاعات مالی سال 2005 مطالعه‌ای در مورد سرمایه‌های دنیا انجام دادند که اگر همه چیزهایی که در دنیا وجود دارند را بخواهید بخرید یا بفروشید از لحاظ مادی چقدر قیمت دارند. تا به حال به این فکر کرده‌اید؟ براساس اطلاعات سال 2005 که در سال 2011 بررسی شد، کل ارزش دارایی‌هایی که در کل دنیا وجود دارد 708هزارمیلیارد دلار است. این شامل سرمایه‌های فیزیکی مانند ساختمان، ماشین، تلویزیون و...، سرمایه‌ها یا منابع خدادادی مثل نفت، گاز، زمین و... و سرمایه‌های نامشهود است. سرمایه‌های نامشهود مثل چی؟ مثلا شما موبایلی به قیمت یک‌میلیون دارید، کل دارایی‌های شرکت سازنده موبایل شما هم چهارمیلیارد دلار می‌شود اما ارزش آن شرکت بالغ بر 30،50 تا 100میلیارد دلار است. بقیه آن از دارایی‌های نامشهود است یعنی دارایی‌هایی که نه طبیعی، نه فیزیکی و نه مالی است. بلکه آن ارزشی است که آن شرکت یا آن برند دارد. پس تمام دارایی‌های کل دنیا را 708هزارمیلیارد دلار محاسبه کردند. بعد حساب کردند و دیدند که از این مقدار تنها 25درصد ارزش همین منابع فیزیکی و منابع طبیعی و دیگر منابع است. 75درصد آن دارایی‌های نامشهود است. در دنیا آن چیزی که باعث افزایش سرمایه می‌شود، موضوعات دانش‌بنیان است و نه موضوعات فیزیکی. شما خودرویی که تولید می‌کنید شاید قیمت تمام تجهیزات آن در کنار هم 50میلیون تومان بشود اما شما مثلا بابت خودرویی که مارک مشخصی دارد قیمت بیشتری پرداخت می‌کنید. چرا این اتفاق برایش می‌افتد؟ چون فن‌آوری‌های ویژه‌ای که داخل آن به کار رفته است اعم از سیستم ترمز، ناوبری و سیستم‌های دیگر ایمنی و راحتی که در ماشین وجود دارد، به خاطر اینکه این یک فن‌آوری نو و بدیعی است، قیمت دارد. موبایل شما هم همین‌طور است. اگر بخواهید قطعات موبایلتان را با قیمت دلار آزاد هم حساب کنید مثلا 100هزار تومان می‌شود اما شما یک‌میلیون پول می‌دهید. این که بحث دانش‌بنیان همیشه موضوع مهمی در دنیا است به این علت است که تمام کشورهای پیشرفته آن چیزی که از GDP خودشان حاصل می‌کنند از این بخش است و از این جا است که در مرزهای دانش دارند جلو می‌روند. مثلا در مورد گوشی‌های آیفون می‌بینید که چین دارد این را تولید می‌کند. فکر می‌کنید این کشور چه سهمی داشته باشد؟ شاید یک سهم سه درصدی دارد یعنی 6 دلار و چند سنت هزینه دستمزد و اینها است که در چین انجام می‌دهند. قیمت آن چقدر است؟ 194 یا 200 دلار. یعنی از 200 دلار، سهم چین 6 درصد است. حالا من به بحث‌های جانبی آن که ما باید در زنجیره تولید باشیم و نه اینکه لزوما خودمان تولیدکننده باشیم، کاری ندارم. این بحث متفاوتی است. اما در این نمونه چه کسی دارد بیشترین سود را می‌برد؟ شرکت آیفون. یعنی 6 دلار به ازای هر موبایل می‌دهد که در چین تولید می‌شود. چرا؟ چون در مرز دانش دارد حرکت می‌کند. چون Patent ثبت می‌کند. Patent همان ثبت اختراع است و این همان اقتصاد دانش‌بنیان می‌شود.

یعنی دانش را می‌فروشد؟
شاید دانشش را نفروشد اما سود دانشش را خودش برمی‌دارد و به بقیه هزینه دستمزد کار را می‌دهد و پولش را از دانشش درمی‌آورد. ببینید 75درصد ارزش دانایی‌های دنیا، دارایی‌های نامشهود است که در کشورهای پیشرفته این میزان 88درصد است.

در ایران این سهم دارایی نامشهود چقدر است؟
دقیقا برعکس است. یعنی 80درصد دارایی‌های ما سهم منابع طبیعی و فیزیکی ما است و زیر 20درصد آن دارایی‌های نامشهود است. این یک شوخی است که ما بخواهیم با تولید و با منابع خودمان حرف اول دنیا را بزنیم. اینکه در صحبت‌های مقام معظم رهبری و در سیاست‌هایی که برای برنامه ششم تعیین شده است، همچنین در سند چشم‌انداز و به‌ویژه در نقشه جامع علمی کشور که یک سند بسیار مترقی و خوش‌فکرانه است، توجه به موضوعات دانش‌بنیان، مرزهای دانش، تجاری‌سازی ایده‌ها دست گذاشته شده است، به این دلیل است. چرا در کل این اسناد که نگاه می‌کنید در یک جا بحث تولید خودرو نیامده است؟ چرا از تولید خودرو مثال می‌زنم. چون 25درصد ارزش تولیدات کشور ما خودرو است. مثلا تولید فولاد در این سند نیامده است. ما در دنیا سهمی در این زمینه‌ها نداریم. کشورهای برتر تولیدکننده خودرو آمریکا، چین، ژاپن و... هستند. مثلا آمریکایی‌ها دیگر نمی‌آیند خودرو شخصی تولید کنند بلکه خودرو تجاری تولید می‌کنند. بیشترین سهم تولید خودروهای تجاری با آمریکایی‌ها است. چرا در نقشه جامع، خودرو نیامده است؟ چون الان دیگر ما نمی‌توانیم با خودرو به رتبه یک منطقه آسیای جنوب غربی برسیم. در 26 کشور نمی‌توانیم اول بشویم. اول شدن شوخی است. به همین خاطر در این سند به بحث نانو و موضوعات مختلف صنایع پیشرفته، HighTech، IT و دیگر صنایع فکرافزاری توجه می‌کند. این توجه، توجه درستی است. می‌فهمند که چه می‌خواهند و اینطور نیست که براساس یک سری موضوعات خاص انجام بدهند.
شاید سوال بعدی شما این باشد که برای اینکه دانش‌بنیان بشویم چه باید بکنیم؟ یک بخش آن شاید کاری است که تمام دولت‌ها دارند انجام می‌دهند: حمایت‌های مادی، قانونی، مالیاتی، بیمه‌ای و حمایت‌هایی از این دست. این کاری است که هر دولتی انجام می‌دهد. هیچ کشوری در دنیا نیست که به این موضوعات توجه نکند اما به نظرم هیچ‌کس در کشور ما به این مقدار بسنده نمی‌کند. در بحث اقتصاد مقاومتی 11 برنامه ملی شکل گرفت. ریاست برنامه ملی اقتصاد دانش‌بنیان، با جناب آقای مهندس نعمت‌زاده شد و از لحاظ درون وزارتخانه‌ای مسئولیت آن با معاونت آموزش و پژوهش و فن‌آوری شد. برای اینکه بحث برنامه ملی پیش برود، اول باید ببینیم که در دنیا ما را با چه چیزی می‌سنجند که دانش‌بنیان هستیم یا نه. در دنیا 148 شاخص وجود دارد که مجموع امتیازات آن، دانش‌بنیان بودن یک کشور را نشان می‌دهد. جاهای مختلفی در دنیا این را رصد می‌کنند. یکی از آنها بانک جهانی است، یکی OECD است، یکی دیگر مجمع جهانی اقتصاد است. 14 جای مختلف وجود دارد که این کار را انجام می‌دهند. ما برای اینکه معتبرترین آن را در نظر بگیریم، بانک جهانی را انتخاب کرده‌ایم. بانک جهانی برای سنجش، 148 شاخص را در 144 کشور دنیا رصد می‌کند. بعد برای اینکه در یک شاخص ساده‌تر بررسی کند، این را به 12 شاخص در چهار سرفصل می‌رساند. این سرفصل‌ها شامل رژیم نهادی و اقتصادی، نوآوری و پژوهش، نیروی انسانی و تحصیلات و یکی هم بحث زیرساخت‌های فن‌آوری اطلاعات است. در این چهار سرفصل، هر کدام در سه شاخه، اندازه‌گیری می‌کنند و براساس مقیاس ساده 12 شاخصی که از آن 148 شاخص انتخاب شده است، کشورها را رتبه‌بندی می‌کنند.

رتبه نخست چه کشوری است؟
رتبه نخست در بخش‌های مختلف متفاوت است اما رتبه نخست آن با کشور فنلاند است. بگذارید در مورد منطقه خودمان صحبت کنیم که چه کشوری رتبه نخست دارد. در منطقه ما، یعنی همان منطقه چشم‌انداز 1404 که شامل 26 کشور است، رتبه نخست رژیم اشغالگر قدس است. با فاصله، رتبه دوم امارات متحده عربی است. با فاصله، رتبه بعدی بحرین است. بعد عمان، عربستان، قطر، کویت... و ایران در مقام چهاردهم قرار دارد. یعنی ما از لبنان و آذربایجان پایین‌تر هستیم. ایران در دنیا از میان 144 کشور در شاخص رقابت‌پذیری، رتبه 74 و در بحث دانش‌بنیان، رتبه 94 است.

علت این مسئله چه است؟
اگر ما بگوییم علت آن را در ایران بررسی کنیم، شاید کمی سخت باشد. ببینیم این کشورها چکار می‌کنند که پیشرفته می‌شوند. رژیم اشغالگر قدس، بیش از چهاردرصد تولید ناخالص خود را به بخش تحقیق و توسعه و پژوهش اختصاص داده است. سهم سهم پژوهش در کشور ما 47 صدم درصد است.

البته معاونت علمی پژوهشی اعلام کرده است که امسال در برنامه ششم توسعه سهم GDP را به بالای یک‌درصد رسانده‌اند.
بله. در لایحه برنامه ششم در یکی از ماده‌ها به این اشاره شده است که حداقل دودرصد اعتبارات دو بخش را برای بخش پژوهش باید گذاشته شود. ضمن اینکه در ماده 31 قانون رفع موانع تولید، هر بنگاه صنعتی که بیش از 500میلیون فروش داشته باشد، که تقریبا شامل همه جز کسب و کارهای زیرپله‌ای می‌شود، می‌توانند 10درصد مالیات ابزاری خودشان را صرف هزینه‌های تحقیق، توسعه و پژوهش کنند. در معادن ما نیز هر بنگاه می‌تواند 10درصد حقوق دولتی خودشان تا سقف پنج‌میلیارد تومان در سال را برای بحث تحقیق و پژوهش هزینه کنند. بنابراین اگر به شما گفتند که این سهم می‌تواند بالای یک‌درصد بشود، حرف درستی زده‌اند. در برنامه ششم که از سال 95 شروع می‌شود، این سهم افزایش پیدا می‌کند. هدف‌گذاری که برای این کار انجام شده است این است که ما در سال 1399 به سه‌درصد برسیم. اگر با همین شتاب که امسال دولت برای سال 95 طراحی کرده است، حرکت کنیم در سال 1399 به این سه‌درصد می‌رسیم. آنها چه کاری انجام داده‌اند که به این رتبه‌ها رسیده‌اند؟ آنها بیشترین سهم هزینه از کل ارزش تولید ناخالص داخلی‌شان را برای بحث تحقیق، توسعه و نوآوری گذاشته‌اند. جالب است که رژیم صهیونیستی رتبه سه را در دنیا برای نوآوری دارد. یعنی تمرکز خودش را تنها بر روی مباحث دانش‌بنیان گذاشته است. آن چیزی که آنها تمام تمرکز خودشان را بر روی آن گذاشته‌اند این است که می‌خواهند رتبه یک را در فن‌آوری و نوآوری و دانش‌بنیان و تمام موضوعات رقابت‌پذیری داشته باشند. رژیم صهیونیستی در تمام شاخص‌های منطقه رتبه یک تا سه را دارد. امارات، قطر، بحرین هم اینطور هستند. ببینید دشمنانی که به ما آسیب می‌زنند و کشورهایی که در منطقه دارند با ما رقابت می‌کنند، رقابت‌های خودشان را به حوزه دانش‌بنیان برده‌اند. اهمیت آن بسیار زیاد است. علاوه بر اینها، ماده 43 قانون رفع موانع تولید رقابت‌پذیر بر روی بحث تولید، توسعه و صادرات محصولات دانش‌بنیان تمرکز کرده است. ریاست و منابع این ماده در اختیار معاونت علمی فن‌آوری رئیس‌جمهور است و دبیرخانه آن در معاونت آموزش، پژوهش و فن‌آوری وزارت صنعت است. بحث‌های دانش‌بنیان مانند بحث‌های اتمی بخشی از منویات مقام معظم رهبری است. یعنی ایشان دارند شکل و شمایل کار را ترسیم می‌کنند، ایشان هستند که تشویق‌هایی را بر روی بحث‌های مختلف صنایع پیشرفته انجام می‌دهد، ایشان خیلی ذوق می‌کند وقتی می‌بینند که یک کار علمی دارد در داخل کشور انجام می‌شود. خیلی بیشتر از بخش‌های دیگر بر روی این بحث حساسیت دارد چون دقیقا می‌داند که دنیا دارد بر پایه این امر جلو می‌رود.

در مورد سهم پژوهش در GDP در برنامه ششم توسعه، وزارتخانه بالای یک‌درصد پیشنهاد داده است. آیا تا سال 1404 ما به آن چهاردرصدی هم که مقام معظم رهبری فرمودند می‌رسیم یا نه؟
اگر با همین شتاب جلو برویم می‌رسیم. وقتی ما می‌خواهیم از 47صدم‌درصد به یک‌درصد برسیم، یعنی باید یک رشد دوبرابری داشته باشیم. باید ببینیم که بستر لازم برای جذب موضوع وجود دارد یا نه. مثلا می‌گویید ما دانشگاه‌ها را داریم، شرکت‌های دانش‌بنیان را داریم، واحدهای خدمات فنی مهندسی را داریم، اینها هستند اما باید ببینیم اگر بخواهیم منابع اینها را دوبرابر کنیم آیا نتیجه‌ای که حاصل می‌شود لزوما به رشد ارزش افزوده منجر می‌شود یا نه. چون درست است که منابع دوبرابر می‌شود اما باید دید رشد ارزش افزوده نیز دوبرابر می‌شود یا خیر. چون اصل این است وگرنه هزینه کردن که به اقتصاد دانش‌بنیانی منجر نمی‌شود. اگر هزینه کردن منجر به رشد ارزش افزوده مشخصی ناشی از بهره‌وری و حرکت کردن در مرز‌های دانش و سایر موارد بشود، می‌توانیم بگوییم که حاصل خوبی به ما داده است. شاید هنوز ما اطمینان نداریم. هنوز شکل نگرفته است. هنوز آدم‌ها نتوانسته‌اند از کارهای روزمره به این سمت بروند. چرا؟ چون تا سال‌های گذشته این منابع محدود بوده است و اینها نمی‌توانستند به صورت مستقل تنها در داخل این بخش بمانند. لذا خیلی ساده کنار رفته‌اند. مثلا به حوزه تدریس رفته‌اند. کسی نیامده است وقتش را برای دقیقا این موضوعات بگذارد. اینکه شما می‌گویید پیش‌بینی می‌کنید یا نه، من می‌گویم برای سال 95 فکر نمی‌کنم با این شتابی که در پیش گرفته‌ایم این چهاردرصد محقق شود اما تا سال 99 امکان دارد به 3درصد برسد. تنها مشروط به این است که با همین شتاب جلو برویم. یعنی وقتی بستر آماده می‌شود، ظرفیت درست می‌شود و زیرساخت آماده می‌شود، دیگر کار را شل نکنیم. باید به یک عزم جدی برسیم. ما با تولید محصولات با فن‌آوری پایین نمی‌توانیم به رشد 8درصد برسیم. ما در اقتصاد یک اصطلاحی داریم به نام ICOR. یعنی اگر شما یک ریال وارد یک صنعتی کردید چقدر ارزش افزوده آن بخش بالا می‌رود. ICOR هر صنعتی که بالاتر باشد رشد ارزش افزوده بیشتری خواهید داشت. باید ببینیم کدام بخش بیشترین ارزش افزوده را دارد؟ HighTech و صنایع دانش‌بنیان. آنها بالاترین ارزش افزوده را دارند. لذا باید این ظرفیت‌هایی که در سال‌های مختلف ساخته می‌شود با قدرت و با همین شتاب جلو برود. ما چاره‌ای نداریم جز اینکه این اتفاق برایمان بیفتد. ما تا به حال تولید می‌کردیم که مقاومت کنیم، زندگی کنیم و جلو برویم اما وقتی پسابرجام آغاز و تحریم‌ها برداشته می‌شود، دیگر اجبار مردم برای مصرف کالاهای داخلی حذف می‌شود. شما دو سال دیگر یادتان می‌رود که مثلا قبلا گوشی آیفون در ایران نمایندگی نداشت و برای خرید باید به یک پاساژی مراجعه می‌کردید و یک نفر با چه شرایطی به شما می‌فروخت. دیگر مستقیم از نمایندگی خود آن می‌خرید و کوچکترین اشکالی که به‌وجود می‌آید به خود آن نمایندگی پس می‌دهید. یعنی آنقدر برندهای دنیا وارد کشور ما می‌شوند که رقابت کردن جز با اینکه ما در مرزهای دانش پیش برویم، امکان‌پذیر نیست. من تحلیل خودم را می‌گویم. پسابرجام و رفع تحریم‌ها به جای اینکه برای ما فرصت باشد، تهدید است. در دوران تحریم زندگی ما راحت‌تر است. پس از آن زندگی سخت‌تر می‌شود. وارد دنیا و بازارهای دنیا می‌شویم. دیگر اینطور نیست که یک کالایی را با هر کیفیتی تولید کنیم. مثلا شما به عنوان یک خانم وقتی می‌بینید تمام کریستال‌های چک، ایتالیا و جاهای مختلف دیگر می‌آیند مطمئنا آنها را می‌خرید چون با قیمت مناسب دوام بیشتر و کیفیت مناسب‌تر دارد. مگراینکه صنایع داخلی ما به آن رشد برسند که وقتی شما دست به آن کالا می‌زنید بگویید این به درد من می‌خورد.
در مورد خودرو وقتی نتوانند جلوی بحث واردات خودرو را بگیرند و شرکت‌های مختلف نیسان و فورد و... بخواهند وارد شوند، واقعا استفاده کردن از خودروهای داخلی بسیار سخت می‌شود. اگر قرار باشد آنها لیزینگ کنند، سرمایه‌گذاری کنند که حتما هم این کار را کرده‌اند، شما فقط با کارمند بودنتان و اینکه تنها یک شغل داشته باشید می‌توانید بهترین خودرو خارجی را سوار شوید. فرقی نمی‌کند. دیگر نمی‌توانیم بگوییم هزینه گمرکی ما 95درصد است. اصلا مفهوم ندارد. شما می‌خواهید عضو WTO بشوید. چرا؟ چون مجبورید عضو شوید تا بتوانید کالایتان را صادر کنید. وقتی عضو می‌شوید باید خودتان یک سری قوانین داشته باشید. ازجمله اینکه نمی‌توانید نظام تعرفه گمرکی خودتان را خیلی بالا و پایین کنید.
بنابراین کالایی که وارد کشورهای دیگر می‌شود به همان آسانی هم بایستی وارد ایران بشود. شما باید با آن رقابت کنید. خب چطور می‌توانید با آن رقابت کنید؟ چطور امکان دارد بدون علم، دانش و فن‌آوری کالایی تولید کرد که قابلیت رقابت‌پذیری داشته باشد؟ البته هم دولت، هم مجلس و به‌ویژه مقام معظم رهبری به این موضوعات اشراف دارند. همه برنامه‌هایی هم که در آن چارچوب قوانین و زیرساخت‌ها در کشور دارد اجرا می‌شود، به این سمت می‌رود. ما باید به این باور برسیم. چه در درون و چه در بیرون وزارتخانه‌هایمان باید به این باور برسیم. ما باید اول از همه برای مردم موانع ایجاد نکنیم؛ آقای نعمت‌زاده دستور داده است که اینها باید حذف شوند. اعتقاد هم دارد که باید این موانع را برداریم. چرا مردمی که دارند این کار را می‌کنند مدام پشت در تو بایستند و از تو مجوز بگیرند؟ چرا باید اینطور باشد؟ تو باید حمایت کنی، کمک کنی، مسیر بدهی و بستر آن را آماده کنی تا بتوانند آنجا پیش بروند. آن کسی هم که می‌خواهد تقلب کند حذف شود اما نباید از اول و وسط کار جلوی آن را بگیریم. باید تنها نظام تشویق برای تحقق این کار را داشته باشیم.

وزارتخانه شما برای توسعه و حمایت از آموزش و پژوهش و فن‌آوری چه برنامه‌هایی دارد؟
همان‌طور که عرض کردم، علاوه بر منابعی که در بودجه گذاشته شده است و ما می‌توانیم به استناد ماده چهار قانون رفع موانع تولید تا 50درصد هزینه‌های تحقیق و توسعه را پرداخت کنیم، از طرف دیگر فضا را فراهم کرده‌اند که ما 10درصد حقوق دولتی معادن و 10درصد مالیات‌های ابرازی شرکت‌ها را به سمت تحقیق و توسعه ببریم. یعنی آنها یا باید این مبالغ را به حساب خزانه دولت واریز کنند یا می‌توانند برای افزایش بهره‌وری و فن‌آوری خودشان، بهبود علمی محیط کار و سایر موارد هزینه کنند. خب به نفع بنگاه است که برای خودش هزینه کند. برای چه به حساب خزانه بریزد. پس این موضوعات کمک می‌کند. کار دیگری که می‌کنیم بحث ارتباط صنعت با دانشگاه است. ما باید این بستر را هم در آنجا آماده کنیم. به هر حال صنعت برای اینکه کار دانش‌بنیانی انجام بدهد، به آدم‌های متخصص نیاز دارد. نیروهای متخصص ما در دانشگاه‌ها هستند بنابراین نظام دانشگاهی ما باید از نظام آموزشی به نظام پژوهشی برسد. این گذار را در قالب شش طرح داریم با دانشگاه‌ها انجام می‌دهیم مثل پسادکترا صنعتی، مثل فرصت مطالعات داخلی، مثل موضوعات پیشنهادی که صنعت برای پایان‌نامه‌ها پیشنهاد می‌کند؛ الان ما 100 عنوان پایان‌نامه در مقطع دکترای رشته‌های صنعتی اعلام کرده‌ایم که هر کسی از دانشجوهای دکترا می‌تواند که این موضوعات را انتخاب کند، 40درصد هزینه‌ها را ما پرداخت می‌کنیم و 40درصد بنگاه پرداخت می‌کند و 20درصد خود دانشجو پرداخت می‌کند. راه دیگر کارورزی است. برای اینکه خیل فارغ‌التحصیلان در بخش صنعت مشغول به کار بشوند باید مشوقی بگذاریم، برنامه‌ای بگذاریم که حداقل شش ماه بتواند کار کند. تجربه گذشته می‌گوید که آنهایی که شش ماه در یک صنعتی دوره کارورزی را گذرانده‌اند، یا جذب همان واحد شده‌اند یا جذب صنعت مشابه آن شده‌اند. کارورزی با کارآموزی فرق دارد؛ این دوره‌ای بعد از فارغ‌التحصیلی است. همه از این دوره راضی بوده‌اند. الان در لایحه برنامه ششم این در جزء 3 ماده 15 آمده است. یعنی کارفرمایان یا هرکسی، این امکان را دارند که از نیروی جوان فارغ‌التحصیل استفاده کنند و تا دو سال برای آن فرد از پرداخت بیمه سهم کارفرما و بیمه بیکاری معاف بشوند. البته این کم است. پیشنهاد ما بیشتر از این بود. ما پیشنهاد داده بودیم که تا شش ماه هزینه آن را دولت بدهد. فکر می‌کنید هزینه آن چقدر می‌شود؟ اگر ما فارغ‌التحصیلان یک سالمان که حدود یک‌میلیون هستند را بخواهیم با حداقل حقوق نظام کار -و برای مقاطع بالاتر از لیسانس با مقدار درصدی بیشتر- در یک بنگاه صنعتی به مدت ششماه مشغول به کار کنیم، فکر می‌کنید چقدر هزینه آن می‌شود
من به شما می‌گویم اگر ما 12.5درصد هدفمندی رایانه‌ها را حذف کنیم، یک میلیون بیکار می‌توانند مشغول به کار بشوند؛ یعنی تمام فارغ‌التحصیلان. شما شش ماه که کار می‌کنید تجربه‌اش را بدست می‌آورید و بعد هم برای کارفرمای خودتان یا دیگر کارفرمایان ارزش افزوده دارید. یعنی کار بلد هستید، از دستگاه نمی‌ترسید، جای دیگری هم که می‌روید می‌گویید من کار با این دستگاه را بلدم. سوادش را هم که در دستگاه به‌دست آورده‌اید. یعنی اگر شما دهک پولدار جامعه را در یارانه‌ها حذف کنید می‌توانید تمام فارغ‌التحصیلان یک سال تمام دانشگاه‌های ایران را مشغول به کار کنید. تنها یک دهک، 12.5درصد یا 48هزارمیلیارد تومان را بدهید حل می‌شود. یعنی واقعا می‌شود معضل بیکاری را حل کرد. بعد هم قرار نیست که به کارفرما پول بدهید که بگوید نصف من، نصف تو و نمی‌خواهد بیایی سر کار! نظام پرداختی این است که کارفرما با گرفتن آدم‌ها بخشی از بیمه‌اش بخشیده می‌شود و این برایش اعتباری می‌شود که می‌تواند در جاهای دیگر خرج کند. اینها کارهایی است که ما باید انجام بدهیم.
ما با تزریق یا تشویق نیروهای تحصیل‌کرده در مقاطع لیسانس، فوق‌لیسانس و دکترا به بخش صنعت، معدن یا تجارت یا سایر بخش‌های اقتصادی می‌توانیم به دانش‌بنیان شدن صنعتمان کمک کنیم. پسادکترا به دنبال این است. فرصت مطالعاتی به دنبال این است. پایان‌نامه‌ها به دنبال این هستند. بحث “فاجد” یا فارغ‌التحصیلان جوان دانشگاهی به دنبال این است؛ و دو طرح دیگر که جانبی هستند. مثلا الان شما اگر بخواهید استاد دانشگاه بشوید نمی‌توانید چون می‌گویند باید دکترا داشته باشید اما ما طرحی داریم که شما به عنوان یک خبره، در یکی از کلاس‌ها بروید و دو ساعت به جای استاد، تجربه‌هایتان را در حوزه روزنامه‌نگاری و خبرنگاری بگویید. الان شما بیشتر بلد هستید یا آن استادی که هیچ‌وقت خبرنگار نبوده است؟ معلوم است که شما. مثلا مدیرعامل یک شرکت تجهیزاتی ما بیشتر موضوعات کارش را می‌شناسد یا استاد صنایعی که در سن 28 سالگی استاد دانشگاه شده است. آن فرد دو ساعت می‌آید و در سر کلاس تجربه‌اش را می‌گوید. آن کسی که دارد درس می‌خواند می‌فهمد که غیر از این کتابی که جلویش گذاشته‌اند که همه‌اش فرمول است و شاید خودش هم نفهمد که چیست، در بازار اصلی و در عمل چیزهای دیگری هم وجود دارد و تازه می‌فهمد چه باید بخواند و چرا باید بخواند. نام این طرح، حضور خبرگان صنعتی در دانشگاه است. این یک طرح است که دیروز هم درباره آن با وزارت علوم جلسه داشتیم.

هنوز با آن موافقت نشده است؟
چرا، از خدایشان است. باید اجرا بشود. در همان جلسه مدیرکل دفتر گسترش آموزش عالی، پیشنهاد کرد که به‌صورت پایلوت آن را در دانشکده شیمی و نفت دانشگاه شریف انجام بدهیم. بنابراین همه استقبال می‌کنند اما باید این را به صورت ساختاری انجام بدهیم که این کار را با این شش طرح فعلا شروع کرده‌ایم. الحمدلله هم استقبال بخش صنعت و هم استقبال دانشگاه خوب بوده است. اگر بخواهم عدد و رقم آن را بگویم، کم است اما ما می‌دانیم شروع کارهایی از این دست اگر بدون اشکال و تعداد کم انجام بشود بهتر از این است که با تعداد زیاد و بی‌نتیجه باشد.

پیشنهاد شما برای بخش تحقیق و توسعه و پژوهش در لایحه بودجه سال 95، چه میزان بود؟
قانون رفع موانع تولید در ابتدای سال 94 تصویب و در اردیبهشت‌ماه توسط رئیس جمهور ابلاغ شد. ما هم از دولت و از مجلس بابت تصویب این قانون بسیار متشکریم. ما در قانون رفع موانع تولید به جای اینکه دنبال این باشیم که بودجه بیاید، گفتیم به ما اجازه بدهید که بخش صنعت و معدن ما با هزینه کردن خودشان به آنجایی که می‌خواهد برسد. لذا 10درصد مالیات ابرازی را محقق کردیم. سازمان امور مالیاتی در مجموعه دولت، خوش‌فکری و کمک بسیار خوبی در این زمینه نشان دادند. آئین‌نامه آن به تصویب رسید و از سال 95 اجرایی می‌شود. آئین‌نامه 10درصد حقوق دولتی معادن نیز به تصویب هیئت وزیران رسیده است، دستورالعمل‌های آن ابلاغ شده است و الان دارد کار می‌کند. ما از این دو محل می‌توانیم خیلی از بخش‌های خودمان را ساپورت کنیم. اما هم در بودجه سالانه رقمی برای حوزه پژوهش مشخص کرده‌اند و هم خود آقای مهندس نعمت زاده دستورالعملی را ابلاغ کرده است که ما سه‌درصد همه منابع داخلی شرکت‌های خودمان را به بخش پژوهش، فن‌آوری، آموزش و نوآوری اختصاص بدهیم. عدد پیش‌بینی ما برای سال 1395 از محل تمام این نکاتی که عرض کردم بالای هزارمیلیارد تومان است که عدد بسیار خوبی است. فقط 500میلیارد تومان از محل همین ابلاغ آقای مهندس نعمت‌زاده است، تأمین می‌شود. یعنی سازمان گسترش، سازمان توسعه و نوسازی معادن، سازمان صنایع کوچک و شهرک‌های صنعتی باید هزینه کنند. در بخش دوم، قانون رفع موانع تولید، و بودجه‌ای که دولت خودش برای این کار می‌گذارد، هم بالغ بر 1000میلیارد تومان خواهد بود.

بودجه پیشنهادی شما به صورت دقیق چقدر است؟
ما اصلا بودجه‌ای را برای این موضوع پیشنهاد نکردیم. عددی که ما خودمان به عنوان ستاد وزارتخانه خواستیم، 50میلیارد تومان بود. این فقط برای این است که در بخشی از موضوعات مشارکت کنیم. اصل موضوع و اصل منابع را در این قوانین گرفته‌ایم. پیشنهاد 50میلیارد تومان تنها برای این است که ما مشارکت کنیم و نه اینکه خودمان کار خاصی بکنیم. از همه مهمتر آن بحث 10درصد مالیات ابرازی و 10درصد حقوق معادن است که عدد آن بسیار بالا است. آن عدد بالای 1000میلیارد تومان است. پولی نیست که ما تزریق کنیم بلکه در اصل پولی است که بنگاه می‌تواند ندهد و برای اینکار انجام بدهد. خود بنگاه‌ها استقبال زیادی کردند. مثلا ما داشتیم کاری را در تبریز ارائه می‌کردیم، مدیرعامل تراکتورسازی گفت من همین الان حاضرم 5میلیارد تومان برای این موضوع بگذارم. یعنی حساب کرد که 10درصدی که باید بدهد چه میزان است و همان عدد را گذاشت و گفت من حاضرم این کار را بکنم. کار درست هم همین است. یعنی به جای اینکه پول به داخل خزانه برود و با سختی وارد بخش پژوهش بشود، مستقیما وارد حوزه پژوهش شود. این به نفع‌تر و بهتر است. چون 10،15 سال است که کار من بودجه است و اساسا تخصص کاری دولتی، و نه تخصص شخصی‌ام، بودجه است. اصرار من هم همیشه بر این بود که وقتی من به خزانه برای گرفتن پول مراجعه می‌کنم، مثل امسال، پارسال و سال‌های دیگر، آنقدر اولویت وجود دارد که چندان به حوزه پژوهش نمی‌رسد. بهتر این است که پول به جای رفتن به خزانه به پژوهش تزریق بشود.

بعضا دیده شده است که بودجه پژوهشی به کارهای غیرپژوهشی اختصاص یافته است. برای جلوگیری از این کار چه تصمیماتی گرفته‌اید؟
ما برای این کار نظام کنترلی و پایشی در نظر گرفته‌ایم. هم در برنامه ششم توسعه و هم در تمام موادی که عرض کردم، گفتیم یک سامانه در ایران وجود داشته باشد. خیلی اصرار نداشتیم که ما این سامانه دست ما باشد. البته در یکی از این قوانین آمده است که ما یک سامانه ایجاد کنیم که این اتفاق بیفتد. ما سامانه جامع آموزش، پژوهش و فن‌آوری را در وزارتخانه راه انداخته‌ایم. در اینترنت هم می‌توانید سایت آن را هم ببینید. به ما لطف داشتند و اعتماد داشتند که این کار را کردند اما ما گفتیم که چرا این همه می‌خواهید تفاوت قائل بشوید. ما پیشنهاد کردیم که سامانه جامع «سمات» متعلق به وزارت علوم، تحقیقات و فن‌آوری، سامانه مرجع پژوهش بشود. ما هم در آئین‌نامه‌ها دقت کردیم که چه هزینه‌هایی را به عنوان هزینه پژوهش قبول می‌کنیم مثل آئین‌نامه ماده چهار قانون رفع موانع تولیدو ماده 31 قانون رفع موانع تولید و هم از آن طرف در شورای عالی «عتف» یعنی شورای عالی آموزش عالی، تحقیقات و فن‌آوری دقت لازم را در این قسمت می‌کنند. از لحاظ قانونی و ساختاری، ما این موضوع را لحاظ کردیم. پس برای کنترل، اولا گفتیم همه اطلاعات در یک جا جمع بشوند و سامانه «سمات» وزارت علوم را پیشنهاد کردیم، همه‌جا از آن حمایت کردیم، الان هم داریم کمک می‌کنیم. خب این سامانه وجود دارد و از سال‌های گذشته هم وجود داشته است. اما خب همیشه همین‌طور است و هر کاری بخش پِرت دارد. بنگاه باید تقاضامحور باشد، بنگاه تقاضا کند. بنگاه خودش بگوید که از خروجی این پژوهش چه چیزهایی را انتظار دارد و بنگاه تأیید کند که آیا این کار پیش رفته و نیاز او را برآورده کرده است یا نه. شاید چون دانشگاه‌ها و جاهای مختلفی در در این طرح ها هستند، یک مقدار دل‌نگرانی که شما و برخی دارند که آیا این پول واقعا صرف آموزش، پژوهش و فن‌آوری خواهد ‌شد، کمتر شود.

آیا اختصاص منابع مالی از بودجه دولت برای بحث پژوهش منافاتی با اقتصاد دانش‌بنیان می‌تواند داشته باشد؟
منافاتی ندارد. چرا باید منافات داشته باشد؟ من پیشتر گفتم که مشخص است که دنیا چطور دارد ما را در مورد اقتصاد دانش‌بنیان رصد می‌کند. ما 12 شاخص داریم که در آن 12 شاخص و 4 شاخص ما را رصد می‌کنند؛ رژیم نهادی، تحصیلات، نظام نوآوری و فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات. برای اینکه دانش‌بنیان بشویم یک سری اتفاقات باید بیفتد. یعنی یک سری اتفاقات خود به خود باعث دانش‌بنیانی می‌شود. پس یکی این بخش است که ما به صورت ویژه به دنبال این هستیم که در رصد جهانی در بحث دانش‌بنیان رتبه مناسب داشته باشیم و بنابراین اقداماتی باید انجام بدهیم. بخش دیگر تولید، توسعه و صادرات محصولات دانش‌بنیان است که این موضوع کاملا در دل بنگاه‌ها اتفاق می‌افتد؛ یعنی اجرای ماده 43 قانون رفع موانع تولید که ریاست آن با معاونت علمی است و دبیرخانه آن اینجا است. بنابراین اختصاص منابع به حوزه‌های پژوهشی و سایر موارد، به انجام این دو کار اصلی کمک می‌کند.

اگر امکان دارد آن اتفاقاتی که باید انجام گیرد تا اقتصاد دانش‌بنیان داشته باشیم و رتبه‌مان بهتر شود را بفرمایید.
در میان شاخص‌ها، در شاخص رژیم نهادی و مشوق‌های اقتصادی سه زیر شاخص مهم وجود دارد که با آن رصد می‌شویم. یکی موانع تعرفه‌ای و غیر تعرفه‌ای است. این باید به شدت کاهش پیدا کند. یعنی باید رقابت‌پذیری در تولید به‌وجود بیاید،نه اینکه موانع تعرفه‌ای و غیرتعرفه‌ای بگذاریم برای آنکه کالا وارد نشود. مثلا کریستال ما اینقدر باید خوب باشد که شما و دنیا بخرید، نه اینکه روی کریستال خارجی 100درصد تعرفه بخورد و نگذاریم وارد بشود.
دوم کیفیت قانون‌گذاری سنجیده می‌شود. آیا در حوزه اقتصادی ما، ثبات قوانین اصلی وجود دارد یا اینکه هر روز تغییر می‌کند. دولت‌ها از یک سیاست تبعیت می‌کنند یا نه. در اصل بنیه چشم‌اندازی که ما داریم، همین است؛ اینکه شما تا آخر یک سیاست داشته باشید. دولت‌ها نتوانند بیایند و سیاست‌های اصلی یک کشور را عوض کنند. بحث حاکمیت قانون است. حاکمیت قانون بحث سیاسی نیست، منظور این است که مثلا نظام وام‌دهی شما چطور است. در بحث‌های سرمایه‌گذاری و سایر موارد میزان شکایات شما در دادگاه‌ها چطور است. آیا بخش سرمایه‌گذاری، آشوب‌زده است یا اینکه فضای شفافی وجود دارد و کار جلو می‌رود. منظور من از کیفیت قانون‌گذاری و حاکمیت قانون از این بابت است. این هم بحث کاملا تخصصی و کاری است و نه بحث سیاسی که برخی دارند.
در بحث منابع انسانی، افراد بالاتر از 15 سال باسواد جزء شاخص‌های ما است. نرخ ثبت نام در دانشگاه‌ها و مقاطع دیگر جزء شاخص‌های ما است. نکته جالب این است که ما در این شاخص رتبه خوبی داریم. یعنی میزان تحصیلات و مدرک تحصیلی ما بالاتر از خیلی کشورها است. رتبه ما در این شاخص پنج است که رتبه خوبی محسوب می‌شود.
در بحث نظام نوآوری، بحث Patent مطرح است. چند Patent به ازای هر میلیون نفر جمعیت داریم. بحث دیگر حق امتیاز یا Royalty است. اینکه شما در کجای نظام نوآوری جهانی قرار دارید. مثلا در همین بحث کالا یا محصول با برند معتبر جهانی، چه در صنایع خودرو یا در تجهیزات الکترونیک یا هر چیز دیگری، ما می‌توانیم تولیدمان را بر پایه دانش فنی آنها انجام بدهیم. در عوض به آنها می‌دهیم و این دانش فنی را از آنها می‌گیریم. مخصوصا این شیوه در صنایع نفت ما خیلی مرسوم است. اما الان Royalty یا حق امتیاز جهانی در ایران حذف شده است. درحالی‌که ما را با این شاخص می‌سنجند. مسئله دیگر تعداد مقالات علمی و فنی ما است که الحمدلله کم هم است. در این قسمت نظام نوآوری، ما می‌توانیم سریع‌تر رشد کنیم و از این حالت دربیاییم.
در بخش چهارمین شاخص اصلی یعنی فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات، با سه موضوع سنجیده می‌شود. کاربر اینترنتی برایشان مهم است. اینکه هر چقدر شما کاربر اینترنتی بیشتری داشته باشید، نه از لحاظ نفر بلکه نفر دقیقه‌ای که استفاده می‌کند، خودش را دارد با دانش جهانی وفق می‌دهد. بنابراین با این کلیت رصد می‌کنند. یا تعداد رایانه ها، اعم از کامپیوتر دستی و جیبی، که دارید. بعد خطوط تلفنی که وجود دارد. همه اینها نشان می‌دهد شما دارید با فن‌آوری‌های جدید جلو می‌روید. روی این سه شاخص می‌سنجند. این 12 شاخصی که عرض کردم، نظام رتبه‌بندی ساده دانش‌بنیان در جهان است.

در آخر اگر نکته‌ای باقی مانده است، لطفا بفرمایید.
یک نکته‌ای را بر روی بحث نقشه جامع علمی کشور باید بگویم که موضوع بسیار مهمی است. الحمدلله دو، سه جلسه است که ما هم به جلسات ستاد راهبری نقشه جامع علمی کشور داریم می‌رویم. خود آقای دکتر مخبر و سایر دوستانی که آنجا هستند به اهمیت بخش صنعت اذعان دارند. ببینید صنعت موتور محرک است یعنی اگر بخواهیم کشور رشد کند باید صنعت آن رشد کند.
ما کشور کشاورزی و دامپروری نیستیم. ما نمی‌خواهیم به نفت وابسته باشیم. باید صنایع‌مان رشد کند. بنابراین دوستان به این موضوع عنایت کردند و الان از ما دعوت می‌کنند. مثلا طرح آمایش آموزش عالی را که در ستاد راهبری نقشه جامع علمی کشور بررسی می‌کنند، از ما خواسته‌اند که آمایش نیروی انسانی خودمان را به آنها بدهیم. ما این کار را آماده کرده‌ایم. خب این نشان‌دهنده توجه به این موضوع است.
در نقشه جامع علمی کشور به درستی و به صورت کامل و جامع هدف‌گذاری و جهت‌گیری کرده‌اند. در رویکردهای اصلی این نقشه، می‌بینیم که خیلی از کارهای ما مطابق این رویکردهای اصلی دارد جلو می‌رود. از این بابت خوشحالیم. تلاشمان این است که اقداماتمان را بیشتر با این رویکردها جلو ببریم. ما از شورای عالی انقلاب فرهنگی انتظار داریم که به عنوان فرمانده علمی کشور، نقش‌آفرینی کند.
همان‌طور که در بحث اقتصاد مقاومتی، مقام معظم رهبری اسم ستاد راهبری را ستاد فرماندهی گذاشتند. ما می‌خواهیم واقعا این ستاد، ستاد فرماندهی بشود. اگر دشمنان قسم‌خورده کشور ما، مقام اول منطقه را دارند، تغییر این وضعیت نیاز به فرماندهی دارد. در کشور خیلی‌ها دارند در حوزه‌های علمی، پژوهشی و فن‌آوری خیلی کارها می‌کنند. اما فرماندهی آن باید یک جا باشد. چه ستاد راهبری نقشه جامع علمی کشور، چه شورای عالی انقلاب فرهنگی، هر کدام که خودشان صلاح بدانند باید فرماندهی را داشته باشند. ما هم تبعیت می‌کنیم و خوشحال می‌شویم که این اتفاق بیفتد. ما از اینکه سرباز بشویم نگران نیستیم بلکه خوشحالیم و فکر می‌کنیم که همه‌مان داریم به یک سمت می‌رویم.
بعد از 10، 20 سال پشت سرمان را نگاه می‌کنیم و بچه‌ها، نوه‌ها و نتیجه‌هایمان می‌بینند که واقعا به یک جایی رسیده‌ایم. ما به آن لحظه فکر می‌کنیم. بنابراین واقعا خواسته ما از شورای عالی انقلاب فرهنگی و ستاد راهبری نقشه جامع علمی کشور، تعیین و هدایت فرماندهی علمی کشور است. بخش صنعت، به عنوان سرباز این شورا حاضر است بیاید و هر کاری لازم باشد را انجام بدهد و با همان رویکردهای جامع، متقن و کاملی که در نقشه جامع علمی کشور است کار را به جلو ببرد.
نکته دومی که می‌خواهم عرض کنم، این است که در برنامه ملی اقتصاد دانش‌بنیان که زیرمجموعه برنامه اقتصاد مقاومتی است، پروژه‌های مهم مختلفی تعریف شده است که توسط ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی که به ریاست معاون اول رئیس‌جمهور تشکیل می‌شود، تأیید و تصویب شده است. اگرچه همه فرآیندهای آن توسط سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی می‌شود اما در دستگاه‌های مختلف در حال شروع و انجام گرفتن است. مقام معظم رهبری تأکید کردند که برنامه ششم نباید با اقتصاد مقاومتی متفاوت باشد. لذا حسب این فرمایش مقام معظم رهبری، برنامه ششم ما همین برنامه‌ای است که ما در اقتصاد مقاومتی در شاخه‌های مختلف داریم. ریاست یکی از برنامه‌ها به وزارت صنعت سپرده شده است. اما ما در سایر برنامه‌ها نیز عضویت داریم و بخشی از پروژه‌های آن قسمت را در موارد مختلف داریم جلو می‌بریم.
لذا پروژه‌های خیلی خوبی توسط ستاد فرماندهی تعیین شده است که با جلو بردن این موضوع و آن ماده 43 قانون رفع موانع تولید که در مورد محصولات دانش‌بنیان دارد اتفاق می‌افتد، امیدواریم که به جایگاه مناسبی در سطح منطقه برسیم. ما هدف‌گذاری‌مان را به این سمت آورده‌ایم که جزو برترین‌های دنیا بشویم. به نظر ما رتبه مهم نیست بلکه باید جزء برترین‌ها بشویم. همان‌طور که به باشگاه فن‌آوری‌های هسته‌ای رسیده‌ایم، در سایر بخش‌ها هم می‌خواهیم جزو باشگاه برترین‌های دنیا باشیم. همه هدف‌گذاری‌های ما به این سمت است.




تمامی حقوق این سایت متعلق به دبیرخانه شورایعالی انقلاب فرهنگی میباشد ©