کد: ۱۶۶۹۱۰۱       تاریخ انتشار: ۲۵ مهر ۱۳۹۷

معاون آموزشی وزارت علوم تحقیقات و فناوری:
توسعه آموزش عالی در مناطق باید نیازمحور باشد
دکتر مجتبی شریعتی نیاسر،‌ معاون آموزشی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در گفت‌وگویی به تشریح اقدامات صورت گرفته از سوی وزرات علوم در جهت اجرایی‌سازی طرح آمایش آموزش عالی و آینده‌نگاری این وزارتخانه در جهت توسعه آموزش عالی در کشور پرداخته است که در ادامه مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید.
وزارت علوم تا کنون چه اقداماتی در زمینه اجرایی‌سازی طرح آمایش آموزش عالی انجام داده است؟
ما از اوایل دولت گذشته چند موضوع را به عنوان برنامه کاری در دستور اجرایی قرار داده‌ایم که یکی از مهمترین آنها طرح آمایش آموزش عالی بوده است. البته گویا مسئولان قبلی نیز به این امر پرداخته بودند اما مستندات نشان می‌دهد که این موضوع ابتر مانده بود. ما پس از جمع‌آوری اطلاعات حدود یک سال و نیم به بررسی جوانب مختلف این موضوع پرداختیم و نهایتاً طرح آمایش آموزش عالی، پس از هفت مرحله ویرایش، در یک مجموعه مدون شد و در قالب یک ماده واحده با 10 بند در تاریخ 94/12/18 به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید.
بعد از تصویب و ابلاغ طرح توسط رئیس جمهور محترم، ستادی در وزارت علوم تحت عنوان ستاد آمایش آموزش عالی برای پیگیری تحقق اهداف این مصوبه تشکیل شد.
تقسیم آموزش عالی کشور به 10 منطقه جغرافیایی،‌ تدوین برنامه مدیریت منطقه‌ای،‌  ساماندهی مؤسسات آموزش عالی،‌ یکپارچه‌سازی نظام پذیرش و سنجش دانشجو، طراحی نظام سطح‌بندی،‌ یکپارچه‌سازی و تجمیع آموزش‌های مهارتی، کیفی‌سازی آموزش عالی و هدفمندی اشتغال و تحصیل از محورهای اصلی این طرح و مصوبه بوده است.
همچنین در این مصوبه مباحث مربوط به مرجع تفسیر مصوبه در مراحل و مقاطع مختلف اجرای طرح و نحوه گزارش‌دهی و ... نیز تعیین شده است.
ما بعد از تشکیل ستاد آمایش در وزارتخانه با حکم وزیر، شروع به عملیاتی کردن یک به یک این بندها کرده‌ایم.
بر اساس نخستین بند طرح ‌آمایش آموزش عالی،‌ در حال حاضر، آموزش عالی کشور به 10 منطقه جغرافیایی تقسیم شده که هر منطقه تعدادی از استان‌ها را در بردارد. پیش از این ما 9 منطقه آموزش عالی داشتیم اما با توجه به این که در طرح آمایش علوم پزشکی کشور به 10 منطقه تقسیم شد، جهت هماهنگ شدن کلیت آموزش عالی، مناطق ذیربط وزارت علوم نیز به 10 منطقه افزایش یافت.
در این تقسیمات ملاک ما تقریباً نزدیکی استان‌ها و تا حدی هم زمینه‌های ارتباطات قومی و منطقه‌ای بوده است. همچنین این نکته نیز مد نظر بوده که در هر منطقه حداقل یک دانشگاه معتبر و برتر، به عنوان دانشگاه مادر، وجود داشته باشد.
ذیل این بند، علاوه بر تقسیم جغرافیای آموزش عالی به مناطق 10 گانه،‌ چند اقدام دیگر نیز صورت گرفت. یکی از کارها معرفی دانشگاه‌های مطرح در هر منطقه به عنوان دانشگاه‌های معین بوده است. ممکن است در یک منطقه چند دانشگاه معین وجود داشته باشد اما به عنوان مثال در استان خوزستان که به عنوان یک منطقه مستقل شناخته شده تنها یک دانشگاه معین وجود دارد. در حال حاضر، ما در بسیاری از استان‌ها دانشگاهی به نام دانشگاه معین داریم که نقش محوری را در منطقه بازی می‌کند.
اقدام دیگری که زمان زیادی را هم به خود اختصاص داد، شناسایی دانشگاه‌های در حال توسعه در هر منطقه بود. ما برای این منظور جداول جامعی را بر اساس شاخص‌های گوناگون طراحی کردیم و با امتیازدهی به دانشگاه‌ها در ذیل این شاخص‌ها به یک رده‌بندی از دانشگاه‌ها رسیدیم.
همچنین مقرر شده که در هر منطقه یک دبیر وظیفه هدایت امور جاری، هماهنگی دانشگاه‌های منطقه و تشکیل جلسات منطقه‌ای را عهده‌دار باشد. این دبیر هر چند با انتخاب خود نمایندگان دانشگاه‌های منطقه تعیین می‌شود، اما به طور معمول، با توجه به نقش محوری دانشگاه‌های معین، فردی از این دانشگاه‌ها خواهد بود.
بنابراین ما در مرحله‌ای قرار داریم که زمینه برای تعریف مأموریت هر دانشگاه فراهم شده است.
آیا می‌توان گفت که با تقسیم کشور به مناطق 10 گانه آموزش عالی زمینه مدیریت منطقه‌ای این حوزه فراهم شده است؟
بله، دقیقا این بند دوم طرح آمایش بوده است. ما حتی در این زمینه طرحی را تدوین کرده و به مناطق فرستاده‌ایم تا در همه مناطق مورد بحث و بررسی قرار گرفته و نقاط ضعف احتمالی آن را به ستاد منتقل کنند. این طرح عمدتاً با توجه به سیاست تفویض اختیار صورت بسته تا بتوانیم ضمن تمرکز زدایی مدیریتی، برخی از مأموریت‌هایی را که در تهران تعریف شده به مناطق واگذار کنیم.
عمده هدف‌گذاری ما در این رابطه، غیر از تمرکززدایی، ایجاد زمینه هم‌افزایی میان دانشگاه‌های هر منطقه با تکیه به مدیریت منطقه‌ایست. به نظر ما این شیوه، آن چنان که در طرح مد نظر قرار گرفته، موجب خواهد شد که دانشگاه‌های مناطق از ظرفیت‌هایی هم بهره‌مند شوند. این طرح این هدف را دنبال می‌کند که در تدوین برنامه‌های راهبردی و طرح‌های توسعه‌ای دانشگاه‌ها، ملاحظات منطقه‌ای مورد توجه قرار گیرد و در تدوین برنامه‌های جدید از موازی‌کاری و همپوشانی جلوگیری شود. با فراهم شدن این مقدمات است که می‌توان از مأموریت‌گرا شدن دانشگاه‌ها سخن گفت. در قالب پیش‌بینی شده هر تصمیمی در خصوص سپردن یک مأموریت به یک دانشگاه و میزان ورود دیگر دانشگاه‌ها در آن زمینه با هماهنگی‌ها و جلسات و مدیریت منطقه‌ای تعیین خواهد شد.
انتظار ما این است که ان‌شاءالله اگر طرح مدیریت منطقه‌ای اعمال شود، هر دانشگاه مأموریت ویژه‌ای را دنبال کند و هماهنگی‌ها در این رابطه در سطوح منطقه‌ای انجام شود. موضوع مأموریت‌گرایی دانشگاه‌ها در برنامه ششم توسعه نیز به خوبی دیده شد. خود من به عنوان مسئول کارگروه آموزش عالی تدوین برنامه ششم، در این زمینه جلساتی با کارشناسان و نمایندگان دستگاه‌های مختلف تشکیل دادم و بحث‌های مفصلی در این زمینه داشتیم.
مأموریت دانشگاه‌ها به چه نحو و بر اساس چه مبنایی تعیین خواهد شد؟
ما در برنامه ششم مأموریت دانشگاه‌ها را به چهار دسته تقسیم کرده‌ایم. برخی دانشگاه‌های بزرگ ما با توجه به توانایی‌هایی که دارند مأموریت فراملی خواهند داشت. به بقیه دانشگاه‌ها هم یا مأموریت منطقه‌ای محول خواهد شد،‌ یا مأموریت استانی و یا مأموریت محلی. بحث و تبادل نظر در خصوص این که در هر منطقه کدام دانشگاه‌ها در چه سطحی فعالیت کنند در همان منطقه انجام خواهد شد. همچنین طبق برنامه پیش‌بینی‌شده دانشگاه‌های دارای مأموریت فراملی نباید به مقاطع پایین‌تر ورود کنند. دانشگاه‌های دارای ظرفیت ملی مأموریت‌هایی متناسب با ظرفیت خود خواهند داشت و هر چه به سمت دانشگاه‌های محلی می‌رویم تقاضاهای محلی و نیازهای منطقه‌ای نقش عمده‌تری در تعیین مأموریت دانشگاه‌ها خواهد داشت. این دانشگاه‌ها عمدتا به آموزش‌های فنی و مهارتی پوشش خواهند داد و در این راستا تقاضامحور عمل خواهند کرد.
ما در قالب این برنامه حتی با آمار و ارقام تعیین کرده‌ایم که هر مأموریت تا پایان برنامه ششم توسعه تا چه حد باید تحقق یابد. همچنین فعالیت‌های متناسب با هر مأموریت مشخص شده است. به عنوان مثال از جمله مأموریت‌های دانشگاهی که فراملی است، جذب دانشجویان خارجی و توسعه تکمیلات تکمیلی است. یا به عنوان مثال مأموریت دانشگاه‌های محلی و منطقه‌ای بیشتر در مقاطع پایین‌تر پیش‌بینی شده و مأموریت‌های بین‌المللی آنها کاهش پیدا کرده و بعضاً به صفر رسیده است.
به هر حال، به نظر من، طرح مدیریت منطقه‌ای یکی از بخش‌های مهم طرح آمایش است و نقش مهمی در رسیدن ما به اهداف تعیین‌شده دارد؛ به ویژه که موضوع مأموریت‌گرایی نیز ذیل مدیریت منطقه‌ای دیده شده است.
ما طرح مأموریت‌گرایی را از اوایل سال 95 در مراکز دانشگاهی عملاً پیاده کرده‌ایم. ما به دانشگاه‌ها گفته‌ایم که طبق اساسنامه و براساس برنامه راهبردی که مورد تصویب هیئت امنای آنها هم قرار گرفته، باید روی ریل خودشان حرکت کنند و نباید از مدار مأموریتی‌شان خارج بشوند. کاری که ما کردیم این بود که سعی کردیم آن دانشگاه‌هایی را که در دولت و دوران گذاشته از مأموریت خود خارج شده بودند، مهار کنیم و در ریل خودشان حفظ کنیم.
برای مثال دانشگاه‌هایی که وابسته به دستگاه‌های اجرایی هستند مانند دانشگاه‌های علوم نظامی، علوم اسلامی و برخی دانشگاه‌های وابسته به وزارت آموزش و پرورش یا برخی دانشگاه‌هایی که مأموریت ویژه دارند، مثل دانشگاه پیام نور یا دانشگاه علمی کاربردی یا دانشگاه فنی حرفه‌ای و مانند اینها، هر کدام، براساس اساسنامه و برنامه مصوبه هیئت امنای خود این دانشگاه‌ها، از ابتدا مأموریت خاصی برایشان تعریف شده است. اما آن‌ها در سال‌های اخیر از ریل خود خارج شده‌اند. من بر این باور هستم که دانشگاه آزاد هم از ریل خودش خارج شده است. اگر به خاطر داشته باشید دانشگاه آزاد از ابتدای تأسیس آن قرار بود در قالب Open University عمل کند.
Open University که اصطلاحاً همان دانشگاه آزاد است در تمام کشور‌های دنیا وجود دارد و مأموریت آن آموزش غیرحضوری است؛ یعنی آن چیزی که جدیداً ما در قالب دانشگاه پیام نور تعریف کرده‌ایم. Open University در تمامی مقاطع در کشورها فعال است. عمدتاً نیز بسته‌های آموزشی را درب منزل یا آدرس‌های متقاضیان می‌فرستد و افراد هم این بسته‌ها را مطالعه می‌کنند و پیش از امتحان رفع اشکال انجام می‌شود و بعد هم مواد درسی را امتحان می‌دهند و بعضا امتحان هم به صورت غیرحضوری انجام می‌شود. مدرکی هم که به دانش‌آموخته داده می‌شود مشخص است که مدرک Open University است. دانشگاه آزاد هم از ابتدا با همین مأموریت شکل گرفت منتها چون به اعتقاد من نقش نظارتی دستگاه آموزش عالی کمرنگ بود، از این مدار خارج و کم کم وارد حیطه آموزش‌های حضوری شد و توسعه پیدا کرد و حالا امروز ما شاهد این هستیم که دانشگاه آزاد خودش دانشگاهی شبیه دانشگاه‌های دیگر شده است.
همین ماجرا داشت برای پیام نور نیز تکرار می‌شد. از ابتدای تأسیس دانشگاه پیام نور قرار بود نقش Open University را داشته باشد. وجه نامگذاری آن هم این بود که نقش محوری در انتشار پیامِ نور علم و دانش را در اقصا نقاط کشور داشته باشد؛ یعنی مأموریت آن آموزش غیر حضوری بود. در 10 ـ 12 سال گذشته این دانشگاه به شدت گسترش پیدا کرد و در تمامی مناطق کشور واحدهایی تأسیس کرد و طرح‌های توسعه‌ای بکار برد و ساختمان‌های متعددی را احداث کرد، آموزش‌های حضوری را گسترش داد و به تبع آموزش‌های حضوری، دوره‌های تجربی و مهندسی و دوره‌هایی که نیاز به عملیات صحرایی و آزمایشگاه و کارگاه داشت راه‌اندازی کرد و در تمامی مقاطع تحصیلی وارد شد. همه این اقدامات خارج از مدار و ریل مأموریتی این دانشگاه بوده است.
ما براساس مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی در بند 2 طرح آمایش آموزش عالی گفتیم که مأموریت دانشگاه‌ها باید حفظ شود. کاری که در دولت یازدهم کردیم صرفاً مهار وضعیت بود. به عبارت دیگر دانشگاه‌هایی که مأموریت خاصی داشتند، اگر از مأموریت‌شان فاصله گرفته بودند، مهار شدند و اجازه داده نشد که خارج از مدار مأموریت‌شان کاری بکنند. دانشگاه‌های پیام نور الان به هیچ وجه مجوز دوره‌های حضوری از ما نمی‌گیرند و عمدتاً بر آموزش‌های مجازی و غیرحضوری متمرکز شده‌اند. مطلقاً در سنوات گذشته به دوره‌ها یا رشته‌های عملی ـ رشته‌هایی که برای آموزش آنها نیاز به دانشگاه است ـ مجوز نداده‌ایم. اگر هم دوره‌هایی مجوز دارند از گذشته است و پس از اتمام، دیگر نمی‌تواند تکرار شود. در دوره دکترا نیز به دلیل عدم وجود ساختارهای لازم، اصلا ًمجوز ندادیم. عمدتاً این دانشگاه‌ها روی رشته‌های علوم انسانی و یا رشته‌هایی که لزوماً نیازی به حضور دانشجو نیست، متمرکز هستند. این دانشگاه امروز برای تقویت آموزش‌های غیرحضوری مورد حمایت جدی قرار گرفته و تلویزیون تعاملی که ایجاد کرده‌اند، به دلیل اینکه در راستای مأموریت دانشگاه است، مورد حمایت ما است.
دانشگاه جامع علمی‌کاربردی نیز مأموریتش عمدتاً برای آموزش شاغلین بوده تا بتوانند در شغل خودشان رویکرد مهارتی پیدا کنند. طبیعتاً این دایره می‌توانسته وسیع‌تر هم باشد و افرادی را هم که به دنبال شغل هستند در بر بگیرد. اما این دانشگاه هم داشت از مدار خارج می‌شد و گستره پذیرش را بیش از آنچه در نظر گرفته شده بود وسعت می‌داد. دانشگاه جامع علمی کاربردی داشت در مقاطع بالا ورود پیدا می‌کرد که جلوی این روند نیز گرفته شده است. آن چه مقرر شده این است که این دانشگاه عمدتاً در حوزه‌های کاردانی و کارشناسی ناپیوسته فعال باشد و به ندرت در مقطع کارشناسی پیوسته.
دانشگاه فنی و حرفه‌ای هم که عمدتاً برای دانش‌آموختگان هنرستان‌ها طراحی شده بوده  قرار نیست از مدارش خارج شود و جلوی توسعه بی‌رویه آن هم گرفته شده و الان در مدار خودشان عمل می‌کنند.
من معتقدم و باور دارم که در بخش مأموریت‌گرایی گام‌های خیلی خوبی برداشته شده است.
آیا در مورد دانشگاه‌ها و مؤسسات وابسته به دستگاه‌های اجرایی هم اقداماتی صورت گرفته است؟
بله. مأموریت این دانشگاه‌ها تأمین نیاز نیروی انسانی دستگاه‌های اجرایی مربوطه است، اما به دلیل عدم توجه و نظارت در دولت‌های قبل متأسفانه برخی از این دانشگاه‌ها، به منظور درآمدزایی یا وجود نیروی آموزشی یا هر عامل دیگر، اقدام به پذیرش دانشجوی آزاد کردند. این اقدام کاملا ًخارج از مأموریت آنها بوده و جلوی آن گرفته شده است. مثلاَ مأموریت دانشگاه‌های وابسته به آموزش و پرورش مثل دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی یا دانشگاه فرهنگیان، تأمین نیروی آموزش و پرورش است، اما آن‌ها به دنبال این رفته بودند که رشته‌های جدید و ظرفیت‌های آزاد ایجاد کنند. این اصلاً کار درستی نبود. این دانشگاه‌ها بایستی تمامی امکانات و پتانسیل خودشان را در خدمت دستگاه اجرایی مربوطه قرار دهند. نیاز آموزش و پرورش ما خیلی خیلی بیشتر از ظرفیت این دانشگاه‌ها است. بنابراین اگر این دانشگاه‌های تمامی پتانسیل خودشان را هم در خدمت آموزش و پرورش بگذارند، باز هم همه آموزش و پرورش تأمین نمی‌شود. پس هیچ دلیلی ندارد که اینها خارج از نیاز آموزش و پرورش، وارد رشته‌ها و مقاطع و دوره‌های دیگر گوناگون بشوند.
دانشگاه‌هایی هم که وابسته به دستگاه‌های نظامی هستند، هم قاعدتاً باید در چهارچوب نیاز دستگاه‌های نظامی و انتظامی‌عمل بکنند و طبعاً اگر در این مأموریت عمل کنند ما هم آنها را حمایت می‌کنیم که وارد رشته‌های جدید شوند؛ رشته‌هایی که بعضاً به صورت انحصاری باید در همین دانشگاه‌ها ایجاد شود؛ رشته‌هایی که مربوط به امنیت کشور، حفاظت اطلاعات، حوزه‌های ترافیکی، ایمنی ترافیک، مباحث کارآگاهی و مانند این‌هاست. این دانشگاه‌ها هر چه در این حوزه‌ها ورود پیدا کنند، با توجه به اینکه حوزه‌های تخصصی خودشان و مرتبط با مأموریت‌شان است، قطعاً ما حمایت می‌کنیم. اما اگر درخواست بدهند که رشته‌های آزاد را که سایر دانشگاه‌ها دارند ارائه کنند، قاعدتاً مورد پذیرش نخواهد بود.
آیا در خصوص بند «ساماندهی آموزش عالی»، که به عنوان یکی از بندهای 10 گانه مصوبه به آن اشاره کردید، نیز اقداماتی انجام شده است؟
بله. در سال 1384 جمعیت دانشجویی ما تقریباً 2 میلیون و 200 هزار نفر و تعداد مراکز آموزش عالی در کل کشور حدود 917 مرکز بوده است. در سال 1392، یعنی آغاز دولت یازدهم، جمعیت دانشجویی ما نزدیک به 2 و نیم برابر شده و به رقم 4 میلیون و 800 هزار نفر و تعداد مراکز آموزش عالی نیز نزدیک به دو برابر یعنی 1800 رسیده بود. در واقع سرانه مؤسسات آموزش عالی ما نسبت به جمعیت کشور از کشور میلیاردی چین هم بالاتر بود. وضعیت بسیار نابسامان بود. واقعا تعجب‌برانگیز بودم که چگونه چنین رشد بی‌رویه‌ای در این سطح فراگیر در کل کشور ایجاد شده بود.
به عنوان مثال در بخش دولتی در سال 1384 چیزی در حدود 40 تا 50 مرکز آموزشی دولتی داشتیم، درحالی که در سال 92 تعداد این مراکز به 143 رسیده بود. در حالی که در سال 84 تقریباً 75 مؤسسه غیرانتفاعی داشتیم، تعداد آن‌ها در سال 92 به 353 مرکز افزایش یافته بود. در دانشگاه‌های پیام نور و آزاد هم وضعیت همینطور بود.
این موضوع آثار خود را در شاخص نسبت دانشجو به استاد هم نشان داده و متأسفانه این نسبت از 27 در سال 84، به 35 در سال 93 رسیده بود. این شاخص، شاخص بد و ضعیفی در آموزش عالی است. مجموعه این شرایط باعث شد که یکی از بندهای پیشنهادی ما در طرح آمایش آموزش عالی به شورای عالی انقلاب فرهنگی ـ که الحمدلله تصویب شد ـ ساماندهی مؤسسات باشد.
ساماندهی مؤسسات به این معنا است که ما به استانداردهای آموزش عالی و اساساً استانداردهایی که در سطح ملی و فراملی به طور جدی مطرح است، توجه کنیم تا بتوانیم در این مورد چاره‌ای بیندیشیم. ما در هر کوی و برزن و هر شهری که می‌رویم یک تابلوی دانشگاه می‌بینیم؛ درحالی که یک ساختمان کوچک است که هیچ امکاناتی ندارد. در بهترین حالت با نفوذ نماینده مجلس و فرماندار و بخشدار یک زمین بزرگ گرفته‌اند اما اینکه این زمین در کجا و با چه بودجه‌ای می‌خواهد به دانشگاه تبدیل بشود و اصلاً مالکیت آن چگونه تعریف شده و مسائل نظیر این، موجب مشکلات بسیار زیادی شده بود. ما مراکزی داریم که حتی یک نفر هیئت علمی ندارد اما عنوان دانشگاه به آن اطلاق شده است و از همین وزارت علوم هم مجوز آن اخذ شده است. ما حتی مؤسسات غیرانتفاعی داریم که در زیرزمین مدارس شکل گرفته‌اند و مجوزشان را از وزارت علوم گرفته‌اند. موارد دیگری از این دست هم وجود دارد که بسیار بسیار اسفبار است. دانشگاه آزاد هم مراکز متعددی داشته که بعضاً بسیار غیر کیفی بوده است. مراکز متعددی را دانشگاه‌های ملی ما مثل جامع علمی‌کاربردی، فنی حرفه‌ای یا پیام نور داشته‌اند که برخی از واحدهای آنها از کیفیت بسیار نازلی برخوردار بوده‌اند.
ما در قالب این بند طرح آمایش آموزش عالی هدف‌مان این است که سامانی به این وضعیت بدهیم. البته سامان‌‌دهی لزوماً به این معنا نیست که ما پیشگام و پیشقدم برای تعطیلی این واحدها باشیم. ما به هیچ وجه مایل نیستیم که هیچ مرکز دانشگاهی منحل شود. این خود مراکز خواهند بود که تعیین می‌کنند که چه اقدامی در مورد آن‌ها صورت بگیرد. اما اصرار بسیار بسیار زیادی داریم که باید این وضعیت سامان پیدا کند و استانداردها رعایت شود. آن‌ها باید به سطحی برسند که ما به مفهوم واقعی از یک دانشگاه انتظار داریم و اگر چنین چیزی حاصل نشد ما باید در قالب این طرح برای آنها چاره‌ای بیندیشیم.
آنچه در این طرح پیش‌بینی شده این است که مؤسساتی که از خط فقر استانداردی پایین‌تر هستند باید به نوعی یا در دانشگاه‌های دیگر، به صورت مجموعه، ادغام شده یا به دانشگاه‌های مادر و دانشگاه‌های بزرگتر الحاق شوند تا بتوانند مجموعه بزرگتری را ایجاد کنند. اگر ما نیروی فشار ثابتی را در چند نقطه پراکنده وارد کنیم طبعاً اثر آن کمتر از زمانی خواهد بود که این نیروی ثابت فشار را در یک نقطه به صورت متمرکز وارد کنیم. در حالت دوم قطعاً اثرگذاری بیشتر خواهد بود. در ارتباط با توسعه آموزش عالی هم همین گونه است. ما یک نیروی ثابت انسانی و یک نیروی ثابت مرتبط به پتانسیل، تجهیزات و امکانات داریم که به جای متمرکز کردن این نیروها، آن‌ها را پراکنده کرده‌ایم. به همین دلیل هم بوده که اثرگذاری ما اندک بوده و بعضاً نتوانسته‌اند نیروی انسانی را هم تأمین کنند. در همین فضا واژه‌های نامتعارفی هم در فرهنگ آموزش عالی وارد شده است؛ مانند استاد غیرحضوری و استاد پاره‌وقت و مانند اینها که همگی خارج از استانداردهای رسمی آموزش عالی هستند. به عنوان مثال اساتید حق التدریس، که استفاده از آن‌ها فقط برای رفع خلاهاست، استاد جامع و مقیم یک دانشگاه تلقی نمی‌شوند.
امیدواریم در قالب طرحی که تدوین کرده‌ایم و احتمالاً به زودی هم پیاده می‌شود، این مسائل مرتفع شود. در قالب این دستورالعمل، محدودیت‌هایی برای توسعه مؤسساتی که از استانداردها فاصله دارند پیش‌بینی شده که از یک حد فراتر نروند. این مؤسسات در مقاطع تحصیلات تکمیلی به صورت محدود می‌توانند ورود پیدا کنند و ظرفیت جمعیت دانشجویی آنها، تا زمانی که بتوانند هیئت علمی کافی جذب کنند و به استانداردهای لازم برسند، کنترل شده خواهد بود.
شما در بخش‌هایی از گفتگو به درخواست‌های مسئولان منطقه‌ای برای ایجاد و گسترش مراکز آموزش عالی در منطقه‌شان اشاره کردید. برای این موضوع چه تمهیداتی دارید؟
اعمال نفوذ با بخشنامه و دستورالعمل اصلاح نمی‌شود. اعتقاد من این است که برای جلوگیری از اعمال نفوذ، قاطعیت مدیریت شرط است. مدیریت بالا در آموزش عالی اگر قاطع، با انگیزه و مصمم در اجرای وظایف یا تکالیف محوله گام بردارد، دیگر اعمال نفوذ نقشی نخواهد داشت یا حداقل نقش آن خیلی خیلی کمرنگ خواهد بود. اما اگر قرار باشد که ما منعطف باشیم یا انفعالی برخورد کنیم طبعاً هر اعمال نفوذی هم ممکن است تأثیرگذار باشد؛ نفوذ نماینده مجلس، نفوذ استاندار، بخشدار، فرماندار، امام جمعه و حتی معتمدین و خیّرین محل. حتی اگر خیّری هم به آموزش عالی کمک می‌کند نباید نیتش این باشد که من کمک می‌کنم تا آن رشته یا آن دانشکده‌ای که من می‌خواهم دایر بشود، بلکه باید بگوید که من به آموزش عالی کمک می‌کنم تا آموزش عالی خودش برای توسعه آموزش عالی منطقه‌ای که من کمک کرده‌ام تدبیر کند. می‌خواهم بگویم که قاطعیت و شجاعت مدیریت بالا در برابر فشارهای دستگاه‌ها، سازمان‌ها و نهادهای دیگر در رسیدن به اهداف مورد نظر شورای عالی انقلاب فرهنگی بسیار تأثیرگذار است.
در کل با این تمایل مردم و مسئولان مناطق مختلف که ممکن است دوست داشته باشند یک دانشگاه یا مرکز آموزش عالی در منطقه‌شان داشته باشند،‌چه کار باید کرد؟ این تمایل بد نیست اما چه کار می‌شود کرد که جهت درستی پیدا کند؟
دوست داشتن با توانمندی‌ها، پتانسیل‌ها، نیازهای منطقه معنا پیدا می‌کند. ممکن است من با خودم بگویم دوست دارم که یک ماشین آخرین مدل داشته باشم اما اگر پول خرید آن را نداشته باشم و اگر اصلاً نیاز من به چنین ماشینی نباشد خب این دوست داشتن هم معنا و مفهوم پیدا نمی‌کند. ما باید دوست داشتن‌ها را در بستر نیاز و در بستر پتانسیل‌ها تعریف کنیم.
اگر من فرماندار و بخشدار یک منطقه باشم ممکن است دوست داشته باشم در منطقه من یک دانشگاه بزرگ بین‌المللی ایجاد بشود و فشار هم بیاورم و به هر دلیلی یک جایی زمینی بگیریم، بعد تابلویی هم کنار یک زمین خالی بزنیم که اینجا دانشگاه بین‌المللی است؛ کما اینکه این اتفاقی است که در گوشه و کنار کشور افتاده است. منتها چنین تلاشی مثمر ثمر نخواهد بود. این دوست داشتن‌ها، دوست داشتن‌های توأم با عقلانیت نیست.
مسئولین ما در تمام رده‌ها، از پایین‌ترین تا بالاترین سطح، به خصوص نمایندگان محترم مجلس، باید دوست داشتن‌های‌شان را برای مناطق و یا حوزه انتخابیه‌شان منطبق با عقلانیت و پتانسیل‌ها و وضعیت رفاهی منطقه کنند. وضعیت رفاهی منطقه از آن جهت مهم است که می‌تواند حضور اعضای هیئت علمی و دانش‌آموختگان ممتاز را در آن منطقه تضمین کند. اگر حضور آنها تضمین شد می‌شود به پتانسیل نیروی انسانی منطقه قسم خورد؛ والا اگر یک نفر در یک مجموعه‌ای در یک گوشه از کشور بگوید که ما جوانان و نخبگان زیادی در اینجا داریم و دانشگاه می‌خواهیم، این کفایت نمی‌کند. اگر امکانات رفاهی منطقه، توسعه و آبادانی آن منطقه جواب ندهد، آن دانشجویان نخبه و ممتاز اصلاً آنجا نمی‌مانند.
بنابراین این یک پازل است که بخش‌های مختلف آن به هم مرتبط است و نمی‌شود یک مسئولی صرفاً به خاطر اینکه دوست دارد در آنجا دانشگاه باشد، تابلوی دانشگاه را در آنجا بزند. اخیراً من خودم در یکی از استان‌ها، در یکی از شهرها - که نمی‌خواهم نام ببرم - دیدم در بالای سردر یک مدرسه که واقعا هم مدرسه بود تابلوی بزرگی زده بودند که دانشگاه فلان. این مرکز اصلاً مجوز هم ندارد. از مسئول آن پرسیدم، این چیست. ایشان گفت اینجا مدرسه‌ای بوده منتها به دلیل اینکه مشتری نداشته یا سود اقتصادی نداشته است، مسئولین اینجا را گرفته‌اند که دانشگاه تأسیس کنند. واقعا این سوال برای من مطرح است که وقتی در آنجا یک مدرسه نتوانسته پا بگیرد چطور یک دانشگاه می‌خواهد با اقبال مواجه شود؟ این همان دوست داشتن بود که فرماندار محل دوست داشت که در آنجا دانشگاه داشته باشد و تابلو را بدون مجوز در آنجا زده بود و ساختمان را هم با یک فشارهایی از دستگاه دیگری گرفته بود و حالا آمده است و به ما فشار می‌آورد که ما ساختمان داریم، تابلو هم زده‌ایم و می‌خواهیم مجوز بگیریم. ما در دوره مسئولیت خودمان به اینها نه مجوز داده‌ایم و نه خواهیم داد.
همه مسئولین ما و همه کسانی که در گوشه و کنار کشور دارند صادقانه تلاش می‌کنند باید توجه کنند که توسعه آموزش عالی در منطقه خودشان باید نیازمحور باشد و اساساً پتانسیل‌های لازم به لحاظ امکانات و تجهیزات و به لحاظ منابع انسانی وجود داشته باشد تا یک واحد دانشگاهی شکل بگیرد.
وقتی هم قرار است یک واحد دانشگاهی شکل بگیرد باید به لحاظ ساختاری سلسله مراتب خودش را داشته باشد؛ به این معنا که ابتدا یک مرکز آموزش عالی باشد، بعد به دانشکده، بعد به مجتمع و بعد یک واحد بزرگتر و نهایتاً یک دانشگاه بشود. این‌طور نیست که کسی بتواند از ابتدا تابلوی دانشگاه بزند. من از کنار جاده در استان گیلان از یک جایی رد می‌شدم دیدم کنار جاده نوشته است دانشگاه فلان شهر. بعد هر چه نگاه کردم چیزی ندیدم جز اینکه کمی دورتر در میان مزرعه‌ها و فضای سبز منطقه دیدم یک اسکلت فلزی است که گفتند بخشدار اینجا از مردم پول جمع کرده و می‌خواهد اینجا را دانشگاه بکند. کل زیربنای این اسکلت فلزی شاید 200،300 متر بیشتر نبود. خب اینها به سخره گرفتن آموزش عالی و به نوعی مردم را سرگرم کردن است. این کار درستی نیست. شایستگی جوان‌های ما خیلی بیشتر از اینها است. بنابراین ما باید گام‌های خیلی جدی در این رابطه برداریم.
تا چه حد در سیاست‌گذاری‌ها به ریشه‌های این خواسته مسئولان و مردم مناطق توجه می‌شود؟ در یک منطقه ممکن است مردم و مسئولان احساس کنند باید کاری برای شهرشان انجام دهند و باید به نحوی متحول شده و از وضعیتی که دارند خارج بشوند اما نمی‌دانند از کجا باید شروع کنند. نزدیک‌ترین چیزی که به ذهنشان می‌رسد این است که یک دانشگاه باشد که هم نیروهای متخصصی را از خارج از منطقه جذب کند و یا این‌که از شهر خود آنان نیروها تربیت شوند و تحولی اتفاق بیفتد. آیا در این طرح مثلاً پیش‌بینی شده که با بررسی‌های کارشناسی گروه‌های دارای تخصص که به شهرستان‌ها فرستاده می‌شوند به شناخت پتانسیل‌های آن مناطق کمک شود؟ ممکن است مسئولین آن منطقه خودشان درک درستی نداشته باشند که در آن منطقه چه کاری باید انجام شود.
مهمترین نقشی که آموزش عالی می‌تواند داشته باشد این است که نیاز مناطق را شناسایی کند و به مدیران مناطق یا بخش‌های استانی علاقمند، مشاوره بدهد که سازوکار لازم برای ایجاد یک مرکز دانشگاهی چیست. البته این در صورتی است که آنها علاقمند باشند آن سازوکار و آن نظر مشورتی دستگاه آموزش عالی را ملاک عمل قرار بدهند و به شیوه‌های دیگری متوسل نشوند تا به هر ضرب و زوری که شده تابلویی را یک جا بالا ببرند و پرچمی را به صورت غیراستاندارد به اهتزاز دربیاورند.
ببینید ما نباید کاری کنیم که آیندگان به ما و کارهایی که داریم می‌کنیم بخندند. به هر حال غالب مسئولین ما دانشگاهی، تحصیل‌کرده و دنیا دیده هستند و خودشان باید متوجه باشند که درخواست‌های خارج از نُرم و استاندارد نکنند. با فشار و امثال آن نخواهند که مجوز بگیرند. این کاری است که در گذشته صورت گرفته است و ما امروز به عنوان یک چالش با آن روبرو هستیم. باید تلاش کنند که سازوکارهای لازم را برای ایجاد یک دانشگاه فراهم بکنند. بعضا نمایندگان محترم مجلس یکی از سازوکارها را گرفتن ردیف بودجه می‌دانند. ردیف به تنهایی اصلاً کافی نیست. برخی مناطق دانشگاهی ما که هیچ چیز ندارند، نه ساختمان، نه تجهیزات، نه مالکیت زمین را دارند، با فشار نماینده از سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی ردیف گرفته‌اند و حالا به حساب اینکه ردیف دارد به سختی زیر بار این می‌روند که آنجا شرایط لازم برای ایجاد یک دانشگاه را ندارد. ردیف انصافا کافی نیست. شاید ردیف بودجه شرط لازم باشد اما شرط کافی نیست و باید برای آن بیشتر از اینها تلاش بکنند.
به هر ترتیب می‌خواهم بگویم که در یک کلام تحقق اهداف طرح آمایش آموزش عالی در گرو عزم ملی همه مسئولان و همه ارکان نظام است. مسئول اجرای این طرح دستگاه آموزش عالی است اما همراهی همه ارکان نظام را می‌طلبد؛ نمایندگان محترم مجلس، اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، ائمه جمعه و جماعات، فرمانداران، استانداران، بخشداران، همه اینها باید توجه داشته باشند که توسعه آموزش عالی باید توسعه هدفمند بشود. اگر فراتر از هدفمندی گام برداریم در واقع آموزش عالی ما، اگر نه در سطح ملی، ولی در سطح مناطق و استان‌ها و محلی، افول و نزول خواهد کرد و این کار درستی نیست. شأن دانشگاه‌های ما در این است که بتوانند استانداردهای قابل قبول را در سطح ملی و بین‌المللی حفظ کنند.
یکی از مصادیق پخش شدن نیروها ـ گرچه لزوماً به بحث ساماندهی مربوط نمی‌شود ـ همان موضوع جدا شدن بخش پزشکی از غیرپزشکی بود. تفکیکی که در سال‌های 65،66 اتفاق افتاد شاید در آن سال‌ها به هر دلیلی نیاز کشور آن را ایجاب می‌کرد اما قاطعانه می‌توانم بگویم که نیاز امروز کشور این نیست که این دو از هم جدا باشند. من قاطعانه معتقدم که حوزه پزشکی و غیرپزشکی به لحاظ آموزش باید یکپارچه بشوند. ما نمی‌توانیم 3،4 درصد جمعیت دانشجویی کشور را در قالب یک وزارتخانه و 96،97 درصد جمعیت دانشجویی کشور را در یک وزارتخانه دیگر داشته باشیم. عملاً اگر ما بخواهیم در سطح بین‌المللی هم مطرح باشیم دانشگاه‌های ما باید در یک ساختار قرار بگیرند و نمی‌شود از هم جدا باشند. ما یک بررسی جامع در دانشگاه‌های معتبر دنیا انجام دادیم و دیدیم که تقریباً 80 درصد دانشگاه‌های معتبر و خوب دنیا حوزه‌های پزشکی با غیر پزشکی را با هم دارند. ما آمده‌ایم برای خودمان چرخ را از نو اختراع کرده و طرحی نو در انداخته‌ایم و همه را از هم جدا کرده‌ایم. به این وسیله وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی ما هم که مأموریت درمان و پیشگیری و سلامت و بهداشت را دارد از مأموریت خودش هم فاصله می‌گیرد. این کار درستی نیست که این وزارتخانه درگیر مسائل آموزشی بشود. آموزش پزشکی و غیرپزشکی به لحاظ اصولی با همدیگر فرقی ندارند. همانطور که آموزش غیرپزشکی نیاز به محیط صنعت دارد، آموزش پزشکی هم نیاز به بیمارستان و محیط‌های درمانی دارد. طبعاً در همه جای دنیا هم همین طور است و باید این را کنترل کرد. باید یک روزی شاهد این باشیم و تلاش کنیم که نظام آموزش عالی ما مجدد به وضعیت یکپارچگی خودش برگردد.
در مورد دیگر بندهای طرح آمایش آموزش عالی چه اقداماتی انجام شده است؟
یکی از بندهای این طرح یکپارچه‌سازی نظام پذیرش و سنجش است. اجرای این سیاست را ما از سال گذشته شروع کرده‌ایم. سال گذشته ما آزمون دکترا را به صورت یک جا داشتیم و از طریق تفویض اختیار به دانشگاه‌ها، آزمون دکترا را به دانشگاه‌ها واگذار کردیم، اما با توجه به این بند طرح آمایش آموزش عالی و مصوبه مجلس شورای اسلامی، ‌طرح یکپارچه نظام پذیرش سنجش را پیاده کردیم. از همین سال گذشته برای اولین بار دوره دکترا و فوق لیسانس به صورت یکپارچه بین همه زیرنظام‌ها برگزار شد. بنابراین این بند هم تحقق پیدا کرده است. امیدواریم در ادامه مسیر با حفظ و رعایت این مصوبه بتوانیم استقلال، اقتدار و نقش‌آفرینی دانشگاه‌های بزرگ خودمان را هم در پذیرش دانشجو تقویت کنیم.
بند بعدی این طرح مربوط به نظام سطح‌بندی است. در این رابطه هم ما گام‌هایی را به صورت جدی برداشته‌ایم. سطح‌بندی مؤسسات غیرانتفاعی تقریباً تمام شده است. این مؤسسات به پنج سطح تقسیم شده‌اند و برای هر سطح سیاست‌های توسعه‌ای خاصی تعریف شده است. مراکزی که در سطح پنج هستند جلوی توسعه‌شان به طور کامل گرفته شده و آنهایی که در سطح یک قرار دارند، یعنی بهترین‌ها، نه تنها مانعی برای توسعه ندارند، بلکه شاخص‌های تشویقی را برای آنها اعمال می‌کنیم. این مؤسسات در هر جایی که باشند، در صورت دارا بودن شاخص‌ها، مورد حمایت هستند.
البته ما هیچ مجوز جدیدی به مؤسسات غیرانتفاعی، جز آنچه توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی صادر شده، نداده‌ایم. دلیل آن هم رشد بی‌رویه‌ای بود که در سال‌های اخیر ایجاد شده بود. البته ممکن است در آینده زمینه‌هایی پیش بیاید که ما مجدداً مجوزهایی را بدهیم اما این در گرو آن است که فعلا آنچه داریم سرو سامانی پیدا کند و به یک سطح قابل قبولی برسد. اگر بعد از آن احساس نیازی بود، مجدداً مجوز جدید داده خواهد شد.
در هر صورت مؤسسات غیرانتفاعی فقط در قالب سطح‌بندی خودشان می‌توانند توسعه پیدا کنند. برای هر کدام از این سطوح شرایط توسعه تعریف شده و لذا فارغ از آن شرایط توسعه نمی‌توانند رشد بی‌رویه داشته باشند.
همچنین ما مراکز دولتی را هم در چهار سطح دسته‌بندی کرده‌ایم. ما در حال کار روی فاز آزمایشی آن هستیم و انشالله در آینده نزدیک سطح‌بندی قطعی مراکز دولتی را نیز اعلام می‌کنیم.
برای سطح‌بندی بعضی از مراکز دیگر مثل دانشگاه آزاد هم راهکاریی را اندیشیده‌ایم که انشالله با کمک مدیریت خود دانشگاه آزاد بتوانیم آن را هم به نتیجه برسانیم.
برخی از دانشگاه‌های دیگر نیز سطح‌بندی را در دل خودشان شروع کرده‌اند که البته باید به تأیید ستاد هم برسد. این موضوع هم در دست پیگیری است.
در زمینه بین‌المللی‌شدن دانشگاه‌ها هم باید عرض کنم که شاید واژه بین‌المللی شدن یک دانشگاه چندان درست نباشد؛ بهتر است بگوییم راهکارهای ورود دانشگاه‌ها به عرصه بین‌الملل. این بدین معناست که دانشگاه‌ها بتوانند خودشان را در عرصه رقابت‌های بین‌المللی ببینند. قاعدتا انتظار این است که دانشگاه‌های مطرح و با سابقه ما بتوانند به این حوزه ورود پیدا بکنند؛ به دلیل پتانسیل‌هایی که هم از جهت نیروی انسانی و هم از جهت امکانات و هم از جهت سابقه همکاری‌های بین‌المللی دارند.
به هر حال ما باید بتوانیم به میدان و عرصه بین‌الملل وارد شویم و رقابت کنیم. ما مدعی این هستیم که از دانشمندان بسیار خوب و مطرحی در دنیا برخوردار هستیم. دانشمندان ما، اساتید ما، محققین ما و حتی دانشجویان و نخبگان ما به خوبی در عرصه بین‌الملل می‌توانند وارد شده و رقابت کنند و ما باید از طریق تعامل با مراکز معتبر بین‌المللی این زمینه را فراهم کنیم. البته باید توجه هم داشته باشید که هشیارانه با قضیه برخورد کرده و آرمان‌های نظام را خدشه‌دار نکنیم. مسئولیت ما در تعاملات بین‌المللی بسیار سنگین است و ضمن وارد شدن به این عرصه باید مراقب و هشیار باشیم. به عبارت دیگر هم جنبه ایجابی آن مهم است و هم جنبه سلبی آن.
جمعیت دانشجویان خارجی ما الان در کل کشور تقریباً نزدیک به یک درصد است. این کافی نیست و باید خیلی بیش از اینها توسعه پیدا کنیم. همین که میدان آموزش را برای غیرایرانی‌ها باز کنیم خودش به نحوی معرفی پتانسیل داخل کشور برای کشورهای دیگر است. خیلی از اساتید ما که فارغ‌التحصیل دانشگاه‌های خارجی هستند متداول‌ترین توصیفات‌شان از توانایی و امکانات و اساتید دانشگاه‌های محل تحصیل‌شان است. افرادی که به خصوص در کشورهای پیشرفته تحصیل کرده‌اند غالباً این گونه توصیفات را بیان می‌کنند. خب این به طور غیرمستقیم تبلیغی برای پتانسیل آن کشورها است. به نظر ما باید این جریان معکوس شود و ما بتوانیم سفیرانی را در دانشگاه‌های‌مان تربیت کنیم که به کشورهای‌شان بروند و نقش‌آفرینی کنند. این سفیران اتباع خود کشورهای خارجی هستند که می‌توانند در اینجا در حوزه‌های مختلف با رعایت برخی ملاحظات حضور پیدا کنند. چنان که می‌دانید سندی هم در این موضوع در دست نهایی‌سازی است.
بد نیست اینجا عرض کنم که ارتباطی هم میان طرح‌های اقتصاد مقاومتی که مقام معظم رهبری بر آن تاکید دارند و بین‌المللی شدن دانشگاه‌ها وجود دارد. 15 طرح اقتصاد مقاومتی در سطح ملی مطرح شده که چهار طرح آن به آموزش عالی مربوط می‌شود. یکی از آن طرح مربوط به ورود دانشگاه‌های مطرح ما به عرصه بین‌الملل است. ما روی این طرح کار زیادی کرده‌ایم و برنامه ما این است که تا افق 1404 حداقل 5 دانشگاه کشور در تراز بین‌المللی و در جمع 200 دانشگاه برتر دنیا قرار بگیرند. این کاری است که داریم دنبال می‌کنیم و انشالله هم نتیجه خواهد داد. ما در قالب آن طرح هم ورود آموزش عالی به عرصه بین‌الملل را به خوبی دیده‌ایم. ما یک برنامه 10 ساله را تدوین کرده‌‌ایم که از سال 96 آغاز می‌شود و امیدواریم که تا سال 1404 به اهداف از پیش تعریف شده برسیم.
نکته دیگری که در طرح آمایش وجود دارد، یکپارچه‌سازی آموزش‌های مهارتی است. ما الان دو دانشگاه بزرگ آموزش‌های مهارتی داریم که جمعیت قابل توجهی از دانشجویان را به خودشان اختصاص می‌دهند؛ یکی دانشگاه فنی حرفه‌ای و دیگری دانشگاه جامع علمی‌کاربردی. طرح‌هایی هم در خصوص این دانشگاه‌ها در دست پیگیری است.
کیفی‌سازی آموزش عالی نیز موضوع دیگری است که در این زمینه هم گام‌های خوبی برداشته شده است.
بند دیگر طرح آمایش در مورد ضرورت هدفمندی اشتغال و تحصیل هم موضوع بسیار مهمی است که مورد توجه مسئولین کشور هم هست و ما هم برنامه‌هایی را در این زمینه داریم.
در مورد این بندها که به نظر ما بسیار مهم هم هستند انشاالله می‌توانیم در فرصتی دیگر گفت‌وگویی داشته باشیم.




تمامی حقوق این سایت متعلق به دبیرخانه شورایعالی انقلاب فرهنگی میباشد ©