کد: ۱۴۵۴۷۲۶       تاریخ انتشار: ۲۳ اسفند ۱۳۹۶

رئیس مرکز هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی:
تصویب قوانین تسهیل‌کننده فعالیت‌های هنری لازم است
شاید تکرار این جمله که انقلاب اسلامی ایران یک انقلاب فرهنگی بود، نیاز هر روزه ما در عرصه فرهنگ و هنر است. اکنون زمان آن است که به گذشته نگاهی بیندازیم و ببینیم آیا فرهنگ و هنر ما در راستای اهداف این انقلاب حرکت کرده است و آیا این مسیر طی سده در آینده ما را به سرمنزل مقصود که به بار نشستن اهداف انقلاب اسلامی است، خواهند رساند یا خیر.
هنر نمایش بنا به فرموده مقام معظم رهبری(مدظله‌العالی) در طی این مسیر نقش اصلی و اساسی دارد. گفت‌وگویی با مهدی شفیعی رئیس مرکز هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام داده‌ایم تا بدانیم بنا به نظر ایشان این مسیر چگونه طی شده و چه چشم‌اندازی برای آینده دارد:
به نظر شما در طی این 4 سال تئاتر ما چقدر به اهداف فرهنگی انقلاب اسلامی ‌نزدیک شده است؟
سوال خیلی کلی است اما اگر چشم‌انداز ما اصول سیاست‌های فرهنگی کشور مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی باشد می‌توانم بگویم تئاتر در کلیت خودش در حال حرکت در این چارچوب است و خوب است که همیشه به این اصول رجوع داشته باشیم و تمام اجزای آن مد نظرمان قرار گیرد. یکی از بندهای این اصول گسترش زمینه مشارکت مردمی در امور فرهنگی و هنری است. به کمال رسیدن قوای خلاقه افراد جامعه یکی دیگر از اهداف فرهنگی است. ترویج عدالت اجتماعی، تحکیم وحدت ملی و توجه به وحدت اقوام و مذاهب، تقویت روح اجتماعی، گسترش روحیه نقد و حمایت از حقوق فردی و اجتماعی، حمایت‌های معنوی و مادی از اهل هنر و موارد زیاد دیگری نیز در اصول سیاست‌های فرهنگی کشور که بسیار مترقی و جامع تهیه شده است وجود دارد. ظرفیت‌های موجود در حوزه تئاتر و مشخصاً دانش-آموختگان دانشگاه‌ها از اصلی‌ترین خروجی‌های این سیاست‌هاست که البته این عزیزان مجریان فهیم و با ذوق برای ارتقا فرهنگی جامعه هستند.
دانشگاه‌ها تا چه اندازه در این زمینه فعال بوده‌اند؟
طبق مستندات موجود دراین حوزه بیش از 60 مرکز آموزش عالی فعال هستند و سالانه افراد زیادی در مقاطع مختلف فارغ‌التحصیل می‌شوند و انتظار است که مشغول به کار شده و تاثیرگذار باشند. این به جز آموزشگاه‌های تخصصی تئاتر است. البته متاسفانه علیرغم داشتن قوانین موجود در آموزش و پرورش خیلی به تئاتر توجه جدی نمی‌شود.
همه اینها نشان می‌دهد که تئاتر در نظام جمهوری اسلامی مورد ‌توجه جدی بوده و به عنوان یک ظرفیت به آن نگاه شده است. اما اینکه به چه شیوه و کیفیتی به تئاتر در آموزش عالی توجه شده است و تا چه حد موفق بوده‌ایم، جای بحث دارد و قابل تحلیل است.
اینکه درحال حاضر چه میزان تئاتر ما مبتنی بر ارزش‌های انقلاب اسلامی ‌است، مهم این است که از چه جنبه‌ای داریم نگاه می‌کنیم. اگر از منظر مصادیقی از سیاست‌های فرهنگی کشور که در بالا به آن اشاره کردم وقایع را ببینیم و نه صرفاً تولیداتی که هر زمان سخن از ارزش‌های انقلاب اسلامی به میان می‌آید ذهن‌ها به سمت یک سری از آثار سوق پیدا می‌کند، حتماً اتفاقات خوبی افتاده و می‌افتد. حتی در زمینه تولید آثار با مضامین دین و دفاع مقدس هم اتفاق خوبی که افتاده حضور جدی گروه‌های حرفه‌ای در زمینه تولید این گونه آثار است. اما یک منظر دیگر این است که نظام مدیریتی جمهوری اسلامی ‌چه انتظاری از تئاتر دارد. حتما بخشی از آن ایجاد نشاط در جامعه و بخش دیگر ارتقاء فرهنگی جامعه است، یک بخش آن نگاه عام به مسئولیت اجتماعی و نگاه آسیب شناسانه به آسیب‌های اجتماعی است که از مسائل امروز جامعه ما است. اگر از همه این منظرها بخواهیم به تئاتر توجه کنیم و البته در نظر گرفتن محدودیت‌هایی که تئاتر از جهات مختلف دارد، می‌توانیم به یک نتیجه‌گیری معقول‌تر و منطقی‌تر برسیم و بحث مان را پیش ببریم.
به لحاظ کمی ‌رشد خوبی در این چند سال در تئاتر داشته‌ایم. از ماهی 10 الی 15 اجرای تئاتر به بیش از 100 اجرا رسیده‌ایم. تئاتر خصوصی دارد رشد می‌کند اما شاهد ریل‌گذاری و سیاست‌گذاری بخصوص در تئاتر خصوصی که بخش عمده‌ای از اجراها را به خودش اختصاص داده است، نیستیم. مدیران این نگرانی را دارند که برای جلب مخاطب مسائلی دارد مطرح می‌شود و انتقاداتی که هر روز بیشتر مطرح می‌شود، خوب است که ما بحثی داشته باشیم که برای این انتقادات جوابی داشته باشیم.
من اعتقاد دارم کمیتی که امروز داریم، کمیت ایده‌الی نیست. حتی اگر شما گروه‌های هنری فعال از منظر اینکه باید به اشتغال‌زایی آنها توجه بشود را هم در نظر بگیرید باز هم این کمیت ایده‌ال نیست و ما بیش از اینها بخصوص در خارج از تهران ظرفیت داریم. متاسفانه در حال حاضر همه آمارهایی که ما درباره آن صحبت می‌کنیم در تهران است. اگر از منظر بهره‌گیری از این ظرفیت بخواهیم با هم صحبت کنیم، ما نیاز به استمرار اجراهای عمومی برای مخاطبان در سنین و سلایق مختلف ‌در سراسر کشور داریم.
آیا تئاتر نیز انتظارات را برآورده کرده است؟
من باید به دو نکته در اینجا اشاره کنم. اولا ببینیم ما برای تئاتر چه کرده‌ایم که از تئاتر انتظار داریم. چقدر به لحاظ حمایتی و به لحاظ وضع قوانینی که بتواند به جنبه‌های مختلف تئاتر کمک کند، توجه کرده‌ایم. چقدر به لحاظ اعتباری، زیرساختی، اطلاع رسانی و همه آنچه برای تعالی تئاتر ضرورت دارد، متناسب با آن کمیتی که در دانشگاه‌ها رشد کرده است، توجه کرده‌ایم. اگر آورده ما در همه اینها بالا باشد، باید انتظار داشته باشیم که تئاتر متناسب با این آورده خروجی داشته باشد. اینکه فعالیت بخش غیردولتی باید گسترش پیدا می‌کرد اتفاقا یکی از مباحثی است که متناسب با مقوله اقتصاد مقاومتی باید به آن بپردازیم. وقتی من امروز از تعداد بالای فارغ‌التحصیلان تئاتر صحبت می‌کنم، معنیش این است که باید برای اشتغال‌زایی آنها فکر شود، برای اینکه فعالیت مداوم داشته باشند باید فکر شود. پس باید از قوه خلاقه آنها در جای خودش، در بخش خصوصی و در ایجاد موسسات فرهنگی بهره بگیریم. این خیلی بدیهی و منطقی است.
اما وقتی شما قوانین حمایتی برای موسسات خصوصی نگذارید، وقتی مثل همه جای دنیا از تولیدات حمایت نکنید و تولیدات صرفا محدود به گیشه بشود ـ که البته از نظر من این امر ضرورتاً منفی و قابل نکوهش برای بخشی از آثار نیست ـ خب طبیعی است که برخی از گروه‌ها که شکل دیگری از تئاتر را تولید می‌کنند بخواهند صرفا مبتنی بر گیشه کار بکنند. من نوعی به عنوان یک سیاستگذار و مدیر اگر انتظارات مشخصی دارم باید مقدمات آن را هم فراهم کنم و از تئاتر حمایت کنم و متناسب با افزایش کمیت، بودجه تئاتر را افزایش بدهم. البته من اعتقاد دارم که برخی از این حساسیت‌ها و برخی از این نکاتی که شما فرمودید شاید ریشه در جای دیگری داشته باشد. من خودم عمدتا تئاترها را می‌بینم. می‌خواهم بگویم الان برای سلیقه‌ها و اقشار مختلف اجرا وجود دارد. البته شاید خطاهایی هم در برخی اجراها وجود داشته باشد اما به نسبت اتفاق کثیری که دارد می‌افتد، شاید درصد خیلی پایینی باشد که البته {نسبت به همین درصد هم} باید برایش ایده و تحلیل داشته باشیم و برایش راهکار داشته باشیم. اما می‌خواهم بگویم اینها نباید باعث بشود که ما نسبت به یک کلیت و یک ظرفیت بدبین بشویم.
در حال حاضر بحث بر سر این است که آیا ما به عنوان مرکز هنرهای نمایشی یا به عنوان وزارت ارشاد عملا هیچ راهبرد مشخصی در حوزه تئاتر که از نقطه الف به ب داریم؟ ما الان در آستانه دولت جدید هستیم. انتظار داریم که این راهبرد حداقل در دولت جدید وجود داشته باشد.
مگر می‌شود راهبردی نداشته باشیم اما شاهد اقبال به تئاتر باشیم. مگر می‌شود راهبرد نداشته باشیم اما بعد بگوییم مثلا انجمن‌های نمایش سراسر کشور به یک شکل جدید و با بهره‌گیری از توان گروه‌های نمایشی دارد فعالیت می‌کند؟!
ما ظرف این 2 سال سیاست‌هایی را مد نظر داشته‌ایم. هم سیاست‌های راهبردی و هم سیاست‌های اجرایی که بر مبنای آنها پیش رفته‌ایم. اعتبارات تئاتر علیرغم مذاکرات و مواردی که در مورد بودجه تئاتر در قانون بودجه پیش آمد، اما متاسفانه بودجه عملیاتی و بودجه اجرایی تئاتر علیرغم افزایش کمّی‌ اجراها و گروه‌ها رشد نداشته است. اما این دلیلش این نیست که ما راهبرد و برنامه نداشته‌ایم. اتفاقا ما هم سیاست‌های راهبردی داشتیم و هم سیاست‌های اجرایی؛ هم در حوزه حمایت از تولید تئاتر با برنامه پیش رفتیم. برای توسعه زیر ساخت‌های نمایش ـ چه در تهران و چه در استان‌ها ـ با استفاده از ظرفیت‌هایی که امکان پذیر بود که به آنها بپردازیم، برنامه داشتیم و به سمت شان رفتیم. یا افزایش مخاطبان با هدف دسترسی عادلانه اقشار مختلف به انواع تئاترها، برایش ایده داشتیم و با برنامه پیش رفتیم. حتی برای ارتقاء جایگاه بین‌المللی تئاتر، توسعه فعالیت‌های پژوهشی یا حتی تمرکز زدایی از رویدادهای تئاتری راهبردهای اجرایی داشته‌ایم که به سمتش پیش رفته‌ایم. اگر فرصت آن باشد می‌توانیم راجع به جزئیات آن هم صحبت کنیم.
اگر جزئیات آن را صلاح می‌دانید بفرمایید؟
مثلا در حوزه تولید تئاتر، وجود تماشاخانه‌های خصوصی راه گشا بوده است. من در روزهای اولی که در این جایگاه قرار گرفتم ـ که نزدیک به دو سال از آن می‌گذرد ـ دیدم که تقاضای اجرا خیلی بالا است. گروه‌های نمایشی فعال بودند و همه در صف سالن‌های دولتی بودند. به دنبال آن بودیم که چطور می‌شود از این ظرفیت‌ها بهره‌برداری بیشتری کرد. به دنبال یک ساز و کار و ظرفیت قانونی بودیم که موسسات تخصصی تئاتر به شکل فعلی ایجاد شد. از ظرفیت قانونی آن بهره گرفتیم و به این رسیدیم که هر فارغ التحصیل تئاتر و هر گروه نمایشی که می‌تواند مولد تئاتر باشد در چارچوب مقررات می‌تواند یک موسسه داشته باشد، از ظرفیت خلاقه خودش استفاده کند و یک شخصیت حقوقی بگیرد. می‌دانید که قبل از آن این امکان وجود نداشت.
آئین‌نامه انجمن هنرهای نمایشی سراسر کشور را تغییر یافت. بعد از ثبت گروه‌های نمایشی و شناسایی گروه‌های فعال، انجمن هنرهای نمایشی از میان هنرمندان و از میان هیئت مدیره گروه‌های نمایشی ـ که به نوعی تخصص شان بررسی شده بود و پیشینه فعالیت‌های آنها مشخص بود ـ تشکیل شد که بازوان اجرایی مدیریت تئاتر در سراسر استان‌ها و شهرستان‌ها باشند. علاوه بر این به دنبال این بودیم که بعد از شناسایی گروه‌های نمایشی حرفه‌ای فعال و با بهره‌گیری از ظرفیت‌های موجود استانی، سالن‌های موجود به آنها واگذار شود. در جاهایی مثل کرمان و هرمزگان که ظرفیت وجود داشت با مشارکت مدیریت استان بتواند سالن‌های تخصصی کم هزینه‌ای ایجاد شود و در اختیار گروه‌ها و انجمن قرار گیرد که در برخی از استان‌ها هم اتفاقات موفقی بود. در اغلب ‌اجراها، علیرغم کمبود اعتبارات، همچنان حمایت دولت را داشتیم. یعنی آثاری که در خارج از تماشاخانه‌های دولتی یعنی در تماشاخانه‌های خصوصی اجرا می‌شدند بر حسب محتوا و اجراها این حمایت‌ها به صورت جسته و گریخته انجام می‌شود که آمارهای آن را هم من قبلا گفته‌ام. یعنی همچنان حمایت دولتی را حفظ کردیم و امیدوارم که بتوانیم این اتفاق را در سال جاری به صورت مدون‌تر و قانونمندتر انشالله پیش ببریم.
به عنوان نمونه ای دیگر؛ در حوزه ارزشیابی و نظارت، پیش از این شاید یک مقدار نگاه‌های سلیقه‌ای یا نوع تعاملات با گروه‌ها به شکل دیگری پیش رفته بود. با نگاه مجدد به شوراهای ارزشیابی و نظارت تمرکز را بر تعامل با گروه‌های نمایشی با هدف صیانت از فضای عمومی تئاتر و هم چنین حقوق هنرمندان قرار دادیم.
وقتی آقای صالحی امیری در مقام وزارت قرار گرفتند، ایشان یک نگاه برنامه‌ریز و تحول خواه و رو به جلو داشتند. خوشبختانه مباحث خیلی خوبی طرح شد و متناسب با همین برنامه‌هایی که عرض کردم و تحت عنوان «سیاست‌های هنرهای نمایشی»، ظرف دو سال به نوعی مبنای کار ما بود، به این توافق رسیدیم که اعتبارات حوزه تئاتر کفاف اجرای این اتفاقات را نمی‌دهد. کفاف آن برنامه‌ریزی و نقطه‌گذاری و سیاست‌گذاری را نمی‌دهد بنابراین ایشان دستور 2 برابر کردن بودجه عملیاتی تئاتر را دادند که خوشبختانه جلسات تخصصی داشتیم و مصوب شد اما متاسفانه هنوز عملیاتی نشده است یعنی الان که با هم داریم صحبت می‌کنیم هنوز تخصیص‌ها به شکل گذشته است و هنوز نتوانسته است به حوزه اجرایی این بودجه تزریق بشود.
دو نهاد سیاست‌گذار در حوزه فرهنگ، اول از همه شورای عالی انقلاب فرهنگی و بعد هم کمیسیون فرهنگی مجلس وجود دارند. این نهادها چه کارهایی باید انجام بدهند و شما به عنوان یک مدیر تئاتری چه انتظاری از این نهادها دارید تا بتوانیم شاهد یک تحول مناسب در حوزه تئاتر باشیم؟
امروز ظرفیت مولدین و گروه‌های نمایشی قابل انکار نیست. شاید در مورد کیفیت یا خیلی از قضایای آن بحث داشته باشیم اما آنچه موجود است، خانواده تئاتر و خانواده مولد تئاتر، جمعیت بسیار زیادی است که فقط محدود به تهران هم نمی‌شود. بدیهی است که برای حمایت از این ظرفیت و بهره گرفتن از این ظرفیت باید مقدمات آن را فراهم کنیم. متاسفانه در این سال‌ها در ساخت سالن متناسب با این افزایش کمیت، به دلایل مختلف کارهای خوبی را نتوانسته‌ایم انجام بدهیم. تأسیس سالن‌های کم هزینه و البته استاندارد و در اختیار گروه‌های نمایشی گذاردن یکی از اولویت‌هایی است که باید به آن توجه کنیم. اتفاقا با بودجه‌های خیلی کم هم می‌توان این کار را انجام داد و اگر این سالن‌ها در اختیار گروه‌های شناسایی شده‌ی فعال قرار بگیرند منجر به تداوم اجراهای عمومی ‌در همه شهرستان‌ها و استان‌ها می‌شود. شما می-دانید که اگر گروهی، بطور مرتب محلی برای تمرین و تحقیق و اجرا داشته باشد شما می‌توانید انتظار تاثیرگذاری فرهنگی از این گروه داشته باشید. می‌توانید انتظار داشته باشید که رپرتوارهای آن در طول سال با برنامه‌ریزی شکل بگیرد و آن تاثیرگذاری فرهنگی و تاثیر گذاری آموزشی که ما از گروه‌های نمایشی انتظار داریم، عینیت پیدا می‌کند و خیلی دقیق‌تر می‌توان از آن انتظار داشت. اتفاقا از مدیران قانونگذار این انتظار است که مثل بسیاری از کشورها قوانینی را وضع کنند که برای حضور بخش‌های صنعتی و اقتصادی در حوزه هنر بویژه هنر تئاتر جذابیت ایجاد بشود. قوانینی مثل بخشودگی مالیات، بخشودگی عوارض. در بسیاری از جاها این وجود دارد و نمونه‌های آن مشخص است. حتی ما قوانینی در سال‌های گذشته داشته‌ایم که متاسفانه این سال‌ها حذف شده است. مثلا در قوانین برنامه‌های سوم و چهارم توسعه اشاره شده بود که شهرداری‌ها مکلف هستند که زمین‌ها را برای کسانی که می‌خواهند نسبت به ساخت مجتمع‌های فرهنگی و سالن‌های نمایش سینما اقدام کنند با شرایط سهل‌تری در اختیارشان قرار بدهند و هر کسی که در ساخت اماکن فرهنگی سرمایه گذاری می‌کرد علاوه بر اینکه از پرداخت عوارض معاف بود، می‌توانست به میزان زیر بنای فرهنگی که می‌سازد، زیر بنای تجاری نیز بدون پرداخت عوارض نیز بسازد. اکثر پردیس‌های سینمایی و مجتمع‌های فرهنگی در تهران و سراسر کشور، خروجی همین قوانین تشویقی بود.
اتفاقاً ما این روزها به شدت نیازمند این قوانین تشویقی هستیم. ما الان در حوزه ورزش هم مشابه این قوانین را داریم که اگر بخش صنعتی و اقتصادی از ورزش حمایت کند، در حوزه مالیاتی از بخشودگی برخوردار می‌شود. به این قوانین امروز در حوزه هنر و بخصوص در حوزه تئاتر نیاز زیادی داریم. قوانین بالا دستی می‌تواند خیلی کمک کند که اتفاقا چرخ اقتصادی گروه‌های نمایشی خیلی منطقی‌تر و بهتر بچرخد. آنچه مسلم است این است که اگر بخواهیم از این ظرفیت بهره‌برداری کنیم و انتظار داشته باشیم که اتفاقات فرهنگی روز به روز بهتری در حوزه تئاتر بیفتد باید آورده‌ها و حمایت‌های مان را در این حوزه جدی‌تر تدوین کنیم.
نکته‌ای که در اینجا می‌خواهم از فرصت استفاده بکنم و بگویم این است که اتفاقا در حوزه هنر ما باید با اعتماد بیشتری کارهای هنرمندان را قضاوت کنیم. من این را در اینجا اشاره می‌کنم و البته امیدوارم که سوء برداشت نشود. شاید ما در مباحث سیاسی گارد مان خیلی بازتر است خصوصا در ایام انتخابات. وقتی بزرگان سیاسی ما به نقد اجتماعی، نقد اقتصادی و نقد جامعه در ابعاد مختلف دست می‌زنند، همگی می‌پذیریم و حق به آنها می‌دهیم و آمار و ارقام آنها را هم به خوبی می‌پذیریم. در آنجا به این کار سیاه نمایی نمی‌گوییم بلکه می‌گوییم مدیری است که با دغدغه نظام آمده است و دارد انتقاد می‌کند و اتفاقا انتقادهایش هم درست است. اما وقتی یک هنرمند یا یک گروه نمایشی به یک صدم آنها می‌خواهد بپردازد ـ که اتفاقا خاستگاه و ضرورت کار هنری همین دیده بانی اجتماعی و نگاه کردن منتقدانه به آسیب‌های اجتماعی است ـ بلافاصله می‌گوییم این سیاه نمایی است و حق این کار را ندارید. نگران می‌شویم و سریع تحلیل‌های ما به این سمت می‌رود که تئاتر دارد به کدام سمت می‌رود. می‌خواهم بگویم که اتفاقا تئاتر یک ظرفیت است است و باید نقد اجتماعی کند و حلقه‌های مفقوده اجتماعی را ببیند و راجع به آن صحبت کند. تئاتر ظرفیتی است که اتفاقا دولت، قانونگذاران و سیاست گذاران می‌توانند از این ظرفیت حداکثر استفاده را بکنند.
در نهایت به غیر از قوانین تشویقی و مشکلات بودجه که شما به آن اشاره کردید، به صورت خاص چه مشکلات دیگری در حوزه تئاتر داریم؟ مثلا سالهاست که ما در مورد سند توسعه تئاتر داریم بحث می‌کنیم اما این سند هیچ وقت تصویب نشد. این سند عملا تا پشت در هیئت دولت هم رفت اما هیچ وقت از آنجا بیرون نیامد. چکار باید کرد؟
من در جریان سند توسعه تئاتر بودم. آن سند متناسب با زمان خودش تنظیم شده بود. سند کاملاً دولت محور بود. الان به دلایل مختلف این انتظار از دولت نیست که فقط دولت مبادرت به ساخت و ساز بکند. اصلا امکان آن نیست با توجه به شرایط اقتصادی کشور. اتفاقا جاهایی که در آن سالها برای ساخت و ساز ورود پیدا شده است، شروع به ساخت و ساز مجتمع‌های فرهنگی کرده‌اند که شاید 10 الی 15 سال است که اعتبارات سالانه دارد به سمت آنها می‌رود و امروز تبدیل به چاه‌های ویلی شده‌اند که اعتبارات عمرانی تحت عنوان جبران زیرساخت‌های فرهنگی به آن سمت می‌رود اما هنوز به بهره برداری نرسیده‌اند. حتی اگر به بهره‌برداری برسند اینکه چقدر متناسب با نیازهای ما هستند و چقدر با استانداردهای امروز ما سازگار هستند و چقدر خلاهای گروه‌های نمایشی یا گروه‌های هنری در بخش‌های مختلف را پر می‌کنند، قابل بحث است. اتفاقا من به عنوان یک کارشناس حوزه عمران که این اماکن را از نزدیک هم دیده‌ام می‌خواهم بگویم شاید این تصمیم درستی هم نبوده است. شاید ما پروژه‌هایی را داشته ایم که 12 ـ13 هزار متر زیر بنا دارد درصورتیکه زیر بنای مفید آن شاید به 2 ـ3 هزار متر هم نرسد در صورتیکه امروزه در جهان این قابل قبول نیست. سالن‌هایی هم هستند که به درد گروه‌های نمایشی ما نمی‌خورند.
گروه‌های نمایشی ما امروز یک بلک باکس {Black Box} استاندارد خیلی بیشتر کارش را راه می‌اندازد تا یک سالن خیلی وسیع با ظرفیت آنچنانی. می‌خواهم بگویم که نیازهای امروز ما و برنامه‌ریزی امروز ما شاید از برنامه‌ریزی سند توسعه تئاتر خیلی متفاوت شده است. نگاه‌های ما قطعا باید با شرایط روز متناسب باشد. وقتی می‌گویم که ما سیاست‌ها و راهبرد‌های متناسب با امروز مان داریم، شاید جایگزین خیلی مناسبی باشد برای آن سندی که فقط دولت را مکلف به پیگیری خیلی از قضایا می‌کرد. امروز ظرفیت خلاقه فارغ-التحصیلان ما خیلی ارزشمند است به شرطی که حمایت بشود. از سوی دیگر ما باید به آنچه که در دانشگاه‌های مان در حوزه‌های تخصصی هنر دارد اتفاق می‌افتد، نگاه آسیب‌شناسانه داشته باشیم. یکی از منظر اینکه ما در دانشگاه داریم چه کارشناسی را تربیت می‌کنیم و چقدر این با نیازهای امروز جامعه فعال ما متناسب است. امروز ما به تکنیسین تئاتر در بخش‌های مختلف به شدت نیاز داریم. حتی حوزه مدیریت تماشاخانه‌های خصوصی یا امور فنی مربوط به تئاتر، امروز از آن ضرورت‌هایی است که دانشگاه باید به سمت تربیت نیروی مورد نیاز در این حوزه برود.
اگر می‌خواهیم زیر بنایی کار کنیم برای هدایت و تربیت نیروهای متناسب با آنچه که تئاتر ما احساس می‌کنیم نیاز دارد و آنچه که جامعه ما نیاز دارد، باید کار را از آموزش وپرورش شروع کنیم. آموزش و پرورش باید به تکالیف خودش بنا به آنچه در شورای عالی انقلاب فرهنگی و در سند‌های بالا دستی ما آمده است، عمل کند. اگر ما تئاتر را به مدارس بریم و از ابتدا جوانان و نوجوانان خودمان را با تئاتر پیوند بزنیم و او را آموزش بدهیم می‌توانیم انتظار داشته باشیم که در تماشاخانه‌های ما اتفاقی بیفتد که متناسب با خواسته‌های ما است. اگر اینها شکل نگیرد به دنبال متهم کردن و انداختن تقصیر به گردن هم می‌افتیم که خروجی نخواهد داشت. همه باید تکالیف خودشان را در این حوزه به عهده بگیرند و به سمت آن بروند. قوانین حمایتی و بالا دستی هم وجود داشته باشد که بتوانیم برای 10-15 سال آینده آنچه که مدنظرمان است و آنچه که انتظار داریم به سمتش حرکت کنیم و خروجی مثبتی داشته باشیم.
در آخر اگر صحبتی دارید بفرمایید
از پیگیری شما ممنونم. دو نکته می‌تواند بسیار موثر باشد یکی اینکه مدیران، برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران ما از نزدیک در تماشاخانه‌ها حضور پیدا کنند و تئاتر را ببینند و مبنای قضاوت شان را نوشته‌ها و شنیده‌ها قرار ندهند. این خیلی اهمیت دارد. نکته دوم این است که به هنر به عنوان یک ظرفیت نگاه کنیم. ظرفیتی که می‌تواند برای پیدا کردن و جا نمایی آن حلقه‌های مفقوده ما در حوزه اجتماعی بسیار کمک کند. وقتی به آن به عنوان ظرفیت نگاه کنیم خیلی از تصمیم‌ها و قضاوت‌ها و اختصاص حمایت‌ها جای خودش را پیدا می‌کند




تمامی حقوق این سایت متعلق به دبیرخانه شورایعالی انقلاب فرهنگی میباشد ©