کد: ۱۴۵۴۷۰۵       تاریخ انتشار: ۲۳ اسفند ۱۳۹۶

مدیر اداره ارزشیابی و نظارت مرکز هنرهای نمایشی:
تصویب سند توسعه تئاتر بخش بزرگی از معضلات را حل می‌کند
دکتر رحمت امینی عضو هیأت علمی و مدیر گروه هنرهای نمایشی پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران، در حال حاضر مدیریت نظارت و ارزیابی مرکز هنرهای نمایشی را عهده دار است. وی عضو کمیسیون هنر و معماری دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی بوده و عضویت شورای هنری خانه نمایش اداره تئاتر را هم در کارنامه دارد. دکتر امینی، تألیفات قابل توجهی نیز در حوزه هنر و بخصوص تئاتر و نمایش و کتاب داشته و تئاتر پداگوژیک جدیدترین اثر تألیفی او محسوب می‌شود. با وی درباره «تئاتر و اهداف فرهنگی انقلاب اسلامی» به گفتگو نشستیم.
از نظر شما، جایگاه کنونی هنرهای نمایشی ما بخصوص تئاتر چگونه است و تا چه حد اهداف فرهنگی انقلاب اسلامی را تأمین کرده است؟
من همیشه در پاسخ به چنین سوالاتی در مورد نسبت انقلاب و تئاتر و اینکه خانواده تئاتر چطور به انقلاب پرداختند، رویکرد خاصی دارم. نگاه من این است که اساساً انقلاب اسلامی ‌بسیاری از تعاریف را به طور بنیادی تغییر داد؛ چه در حوزه سینما، چه در حوزه تئاتر یا موسیقی. بنابراین آنچه ما بعد از انقلاب به عنوان تئاتر می‌بینیم و می‌شناسیم، اصلاً قابل مقایسه با پیش از انقلاب نیست.
خیلی از صحبت‌های اول انقلاب در این حوزه توسط امام راحل مطرح شد. از جمله اینکه «ما با سینما مخالف نیستیم بلکه با فساد و فحشا مخالفیم». این جمله، مهم و بسیار کاربردی و حتی بسیار مترقیانه بود. سینمای قبل از انقلاب، اوضاع و احوال بغرنجی، خصوصا در سال‌های 56،57 پیدا کرده بود اما با وقوع انقلاب اسلامی، سینما و تئاتر ممنوع نشد. این رویکرد انقلاب اسلامی و رهبر کبیر آن،‌ در شرایطی که در حال حاضر تمامی گروه های افراطی مثل طالبان و داعش به عنوان اولین اقدامات خود هنر را هدف می گیرند، به درستی نشان داد اسلامی ‌که در انقلاب ما به جهان معرفی شد، تعریفی مترقی و پیشرو از این دین شریف بود که جایگاه هنر هم در آن محفوظ ماند.
در واقع، می‌خواهم بگویم ما الزاما تئاتر انقلاب اسلامی ‌را تئأتری نمی‌دانیم که مفاهیم و موضوعات و داستان‌های صرفاً انقلابی و یا دفاع مقدسی داشته باشد بلکه هر تئاتری که در کشور اجرا می‌شود، آبشخور فرهنگی و فکری اش را از انقلاب اسلامی ‌گرفته است. ما انقلابی‌هایی داشتیم ـ به معنای سیاسی- که بعداً ضد انقلابی شدند و آدم‌های بی اعتنا و حتی معاندی داشتیم که کم کم در مسیر انقلاب قرار گرفته اند. در هنر هم همینطور است. در تئاتر هم همینطور است. تئاترهای مختلفی ایجاد شده مثل تئاتر دفاع مقدس، تئاتر دینی، تئاتر مناسبتی و مانند اینها که سابقاً وجود نداشت. بنابراین در یک جمله من شاهد پیشرفت تئاتر بعد از انقلاب هستم. هم به لحاظ یک سیر تاریخی از ابتدای پیدایش تئاتر در کشور ما -یعنی از 160،170 سال پیش- و هم به لحاظ موضوعات و مفاهیم و تنوعی که در اجرای تئاتر بوجود آمده است.
انقلاب اسلامی همواره اهداف و آمان‌هایی را دنبال کرده است. در نقشه مهندسی فرهنگی کشور هم این اهداف و آرمان ها به خوبی متجلی شده اند. به نظر شما چقدر تئاتر در این راستا حرکت کرده و کوشیده که این اهداف را در حوزه فرهنگی محقق کند؟
تئاتر علیرغم سهم اندکی که برایش در نظر گرفته اند، جایگاه مناسبی در این خصوص داشته است چرا که جایگاهی که برای تئاتر در نظر گرفته شده نسبت به سایر هنرها چندان درخور محسوب نمی شود.
به باور من حتی در بسیاری از حوزه ها تئأتر مظلوم واقع شده است. در خصوص امکانات سخت افزاری که اصلا به تئأتر بها داده نشده و در بودجه هم حتی در مقایسه با سینما، به تئاتر بسیار ظلم می شود. با این وجود تئاتر حتی در موضوعاتی که مستقیما به تحولات انقلاب و جنگ مربوط می‌شوند، خیلی هنرمندانه ظاهر شده و کوشیده تا دین خود را به کشور و انقلاب ادا کند.
اما از طرف دیگر نمی توانم این را انکار کنم که تئاتر و تئاتری‌ها از تشکیلات بودجه طلبکار هستند. از انقلاب طلبکار نیستند. هیچ کس از انقلاب نمی‌تواند طلبکار باشد اما از تشکیلاتی که قرار است حامی ‌فرهنگ و تئاتر باشد، همیشه تئاتر طلبکار است. من کار به استثنائات ندارم که بگویند یک نفر برای یک اجرا اینقدر میلیون یا میلیارد تومان گرفت. آنها استثنا هستند و شاید هم وجود داشته باشند اما عمدتا بچه‌های تئاتری، چه نمایشنامه نویس و چه کارگردان با خون جگر و بیشتر از هر چیزی با روح و روان و علاقه خودشان تئاتر خلق کردند و نه با پولی که به آنها می‌دهند. پول در این وسط اصلا معنا ندارد. شاید این یک ایراد باشد که خود تئاتری‌ها قبول کرده اند که همواره با مشقت کار کنند. ولی اگر هم کار نکنند آب از آب تکان نمی‌خورد.
من همیشه گفته ام که نادانی نسبت به تئاتر و فواید آن باعث شده است که این هنر در کشور ما همچنان در مسیر اثبات خود باشد و جالب است که اغلب اوقات بزرگمردان و دولتمردان که می‌آیند و تئاتر را می‌بینند، در همان شبی که تئاتر را می‌بینند حیرت زده می‌شوند و تعریف و تمجید می‌کنند اما از سالن که خارج می‌شوند یا یادشان می‌رود و یا راهکاری برای حمایت از تئاتر پیدا نمی کنند. یک بار می‌خواست این اتفاق با سند توسعه تئاتر رخ بدهد که آن سند نیز ناکام ماند. اگر آن اتفاق سال 84 یعنی در دوره آقای مسجد جامعی رخ می داد، به نظرم تحول عظیمی ‌ایجاد می‌کرد چون مطابق آن سند بسیاری از موارد سخت افزاری و حمایتی تئاتر تبدیل به قانون می‌شد. ما راجع به تئاتر قانون نداریم. فقط تنها یک قانون وجود دارد که آن هم مربوط به نظارت و ارزشیابی است اما هیچ قانون حمایتی برای تئاتر وجود ندارد که همین امر سبب شده عملا این هنر مهم از بسیاری جهات نادیده گرفته شود.
به نظر شما به عنوان یکی از اعضای کمیسیون هنر و معماری دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، این شورا چه کاری می‌تواند در این خصوص انجام دهد و به رشد و ارتقاء تئاتر کمک کند؟
شورای عالی انقلاب فرهنگی در همان بخش ارزشیابی و نظارت تلاش دارد و به نظرم بسیاری از مشکلات هم در آستانه حل شدن قرار دارند. در بخش سند شاید شما هم شنیده باشید یا در جلسات دیده باشید که صحبت‌هایی شده که کارگروهی شکل گیرد و سند توسعه تئاتر را تدوین و تصویب کنیم. این اولین گام است که دوباره باید برداشته شود. شاید مقداری اهمال در تشکیل خود کارگروه وجود دارد که انشالله اگر طی همین یکی دو ماه آینده کارگروه شکل گیرد، می‌توانیم ظرف چند ماه، شکل اولیه سند را تدوین کنیم و گام های اولیه برای تبدیل آن به قانون برداشته شود.
حتی به نظر من باید از شورای عالی انقلاب فرهنگی فراتر رفت. درست است که مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی حکم قانون را دارند اما به نظرم این مسئله تئاتر باید در هیئت دولت به طور جدی مطرح شود و از آنجا به قوانین حمایتی تبدیل شود. به عنوان مثال، بعضی از نهادها، هم به لحاظ فضا و هم به لحاظ بودجه، مجبور به خدمت رسانی به تئاتر شوند. مثلا صدا و سیما آگهی‌های خودش برای تئاتر را در یک پروسه ای رایگان کند. آموزش و پرورش و نهادهای دیگر هم به تئاتر به صورت جدی بپردازند. نهادهای تجاری به نظرم باید درصد کوچکی ولو از سود خودشان را به تئاتر ببخشند و از آن مهمتر کلونی‌های اجرای تئاتر را در بخش‌های خودشان فعال کنند.
نکته ای که نباید به آن بی توجه بود این است که ممکن است سند توسعه تئاتر هم در شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب شود اما در نهادهای مربوطه عزمی برای اجرایی کردن آن وجود نداشته باشد. این خصوصا در مورد تئاتر بیشتر مصداق پیدا می کند. همانطور که می دانید بسیاری حتی تخصیص بودجه به تئأتر را نمی پذیرند و آن را از اساس زیر سوال می برند.
ببینید؛ اغلب اوقات وقتی چیزی را نمی‌شناسید با دیدن آن در بار اول احساس ترس می کنید که مبادا این خطرناک باشد و به من آسیبی برساند. این ربطی به دانش و سواد هم ندارد. وقتی با پدیده ای که نسبت به آن جهالت و عدم آگاهی داریم، مواجه می شویم، از آن می‌ترسیم. این ناآگاهی اگر در عموم باشد خیلی مضر نیست و ما کم کم با یک اسباب و اطلاعات و شرایطی این ترس را در آنها ازبین می‌بریم اما وقتی این ترس، ترس از تئاتر و اجرای نمایش، در مسئولان باشد به این سادگی قابل برطرف شدن نیست. این ترس حتی در دانشگاه‌های غیرهنری ما هم وجود دارد مثلا دانشگاه‌های صنعتی. چون نسبت به تئاتر و تاثیرات آن ناآگاهی دارند. این ترس در خیلی از جاهای مملکت ما وجود دارد. من از این موضوع تعبیر به «تئاتر هراسی» می کنم.
به نظر من یک حسن مهم سندی که در مورد آن صحبت کردیم این است که این قابلیت را دارد که همه چیز را در مورد تئاتر و نحوه تعامل با آن روشن کند. الان در تهران در هر شب 110،115 نمایش در هر شب اجرا می‌شود. 20،30 کمدی‌، 30،40 تا تئاتر خصوصی و.. هیچ کس نمی‌آید 95 یا 105 کاری که خوب است و مسئله ای ندارد را پررنگ و از آنها تعریف و تمجید کند. اما وقتی در یک کار یک اتفاق می‌افتد، کل تئاتر را زیر سوال می‌برد. خب این خوب نیست.
به باور من نادیده گرفتن ضرورت تئاتر دشوار است. یکی از سوالاتی که همیشه مطرح بوده این است که چرا اصلا در کنار چیزی به اسم سینما و تلویزیون که از نظر فنی و سرعت و ساخت و... اینهمه پیشرفته هستند، چیزی به اسم تئاتر داریم و چرا اصلا جهان با این همه پیشرفت‌ و تکنولوژی‌، همچنان به تئاتر نیازمند است؟
به اعتقاد من علت این است که در تئاتر اتفاقاتی رخ می‌دهد که در سینما و تلویزیون رخ نمی‌دهد. یکی از این اتفاقات این است که آدم‌ها می‌آیند و به صورت زنده شاهد تجربیات گروهی هستند و آن گروه با مرارت و سختی آن تجربیات را نفس به نفس در اختیار آنها قرار می‌دهد.
دوم اینکه تئاتر عمدتا قرار است تلنگری بزند و زخم‌ها و دمل‌های چرکین جامعه را بشکافد. معلوم است که وقتی یک دمل چرکین شکافته شود، خوشایند نیست بلکه چرک و خون بیرون میزند اما وقتی این اتفاق می‌افتد، ما راه حل از بین بردن آن دمل را پیدا می‌کنیم. این نکته را هم دوستان باید بفهمند که قرار نیست تئاتر همیشه بگوید وضعیت خوب است. اتفاقا جالب است که خود رهبر انقلاب به این نکات اشاره می‌کنند و می‌گویند حتما ما در یک اثر دراماتیک نقطه منفی داریم. بگذریم از اینکه گاهی اوقات در هر رشته ای از جمله هنر و تئاتر هنرمندان می‌توانند افکار و اندیشه‌های منفی را هم به نمایش بگذارند و در برابر آن پاسخ‌های محکم و منطقی داشته باشند.
راهکار این است که ما آنقدر جامعه را ارتقا دهیم که اگر حتی آن افکار منحرف به منصه ظهور برسند توسط مخاطبی که به آگاهی رسیده، نفی شود.
اما مردم و مسئولین هم از تئأتر مطالباتی دارند و به نظر نمی‌رسد که نادیده گرفتن این مطالبات منطقی باشد.
به نظر من چاره این است که مسئولین خود اقبال بیشتری به تئاتر داشته باشند و از نزدیک برخی نمایش ها را رصد کنند و اعتنا و اکتفا به چند قطعه عکس و دو گزارش نکنند. تئاتری‌ها اتفاقا نقد پذیر هستند. چند بار اتفاق افتاده که ما در جلسات شورای مرکزی مان وقتی فردی از یک نهادی اعتراضی کرده او را دعوت کرده‌ایم که بیایید با هم دو ساعت حرف بزنیم. واقعا فرد مورد نظر راضی شده و شرایط را درک کرده است. ما پنهان کاری نداریم. اتفاقا تئاتر آشکار سازی است. شما می‌شنوید که یک تئاتر فلان است. اولین اقدام شما نفی آن نباشد، هم آن تئاتر را ببینید و هم اینکه 3 تئاتر دیگر را. خب یک پرستار، پزشک و یا مهندس هم ممکن است خطا کند اما نمی شود همه این اصناف را به یک چوب راند. می‌خواهم بگویم که مسئولین حق و حقوقی دارند و نگرانی‌های شان هم بجا است اما وقتی می‌خواهند دست به یک تصمیم گیری بزنند، باید با شرایط و آداب خودش باشد.
به اعتقاد من، شورای عالی انقلاب فرهنگی که خودم هم عضو بخش کوچکی از آن هستم، باید حداقل در نهادهای ذیربط فرهنگی، قدرت اعمال پیشنهاد و انجام کار را داشته باشد تا بدین شکل هم امور فرهنگی تخصصی تر پیش رود و هم معظلات تئأتر و سایر حوزه های فرهنگی کمتر شود.




تمامی حقوق این سایت متعلق به دبیرخانه شورایعالی انقلاب فرهنگی میباشد ©